من یک لاقبا و گشایش هر روزه؛
اگه آمریکا پول دولت رو بده و دولت به شرکت وام بده و شرکت حقوقم رو
آقای پشت سر من که توی نوبت بود. با تحکم گفت: آقا میبینی که ممکن نیست وقت بقیه رو هم نگیر! گفتم: حق با شماست. اما من در این شش ماهه فقط دو ماه حقوق گرفتم. با لحن بدی گفت: مائده بهشتی اومده برات!؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زیتون؛ امروز رو مرخصی ساعتی گرفتم، باید دنبال تقسیط قبض گازم برم. آخه چهار دوره هستش که قبض گاز رو ندادم. ناقابل 390 هزار تومن بدهی دارم یعنی حدود یک سوم حقوق ماهانه من! که اونم دو ماهه نگرفتم...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,با هزار مصیبت خودم رو به اداره گاز منطقه خودمون رسوندم؛ جلوی محوطه اداره داشتن کار می کردن. یه محوطه حدود 40متری رو داشتن می کندن اونم با صدای گوشخراش دژ بر و بتن بر.
,پرسیدم: چرا دارین اینجا رو می کنین؟
,مهندس گفت: برای تغییرات خط لوله اینجا باید اتصالات رو عوض کنیم ولی نمی دونم کدوم نابغهای اینجا بتن ریخته! آخه محوطه سازی و زیبا سازی...
,صدای دژ بر نذاشت بقیه حرفش رو بشنوم. اونم سریع گوشی محافظ رو گوشش گذاشت و منم با دست خداحافظی کردم. آخه هیچ نمیشد شنید.
,چقدم خرج محوطه اینجا شده بود. حیف که بتن ریختن و الان باید تخریب بشه.
,خدایا کاش قسطاش کم باشه و گاز خونمو قطع نکنن. خدا کنه چهار پنج ماهه تقسیط کنن.. آخه من یک لاقبا مگه ماهی چقد حقوق میگیرم که !؛ البته دو ماهه نگرفتم.
,رفتم داخل ساختمان اداره گاز، باد خنک کولر صورتم رو نوازش داد. کولر در تابستون خیلی لازم ولی...
,در این مورد هم من یک لاقبا شرمنده اهل و عیالمم.
,رفتم پیش متصدی امور مشترکین. یه جوون هم سن و سال خودم بود. خیلی محجوب که با دیدنم لبخندی بهم زد و گفت: بفرمایید.
,قبض رو بهش دادم. نگاهی به قبض انداخت و آروم گفت: برای قطع گاز اومدن خونتون؟
,گفتم: آره ظهر دیروز اومدن. خانمم خواهش کرده که قطع نکنن. اونم گفته بیام خدمتتون.
,یه قبض پرینت گرفت و داد بهم و گفت: پرداخت کن و قبض رو بیار بهم تا توی سیستم وارد کنم.
,خوشحال قبض رو گرفتم و نگاه کردم دیدم وااا دویست هزار تومنه!
,گفتم: ببخشید اینکه بیشتر از نصف بدهی منه! نمیشه چهار پنج ماهه تقسیط کنین؟
,گفت: دست من نیست.
,گفتم: من حقوقم رو نگرفتم هنوز. این رقم هم در وسعم نیست الان پرداخت کنم...
,از من التماس از اون جواب رد. میگفت بخدا دست من نیست. اگه ممکن بود چند ماهه تقسیط میکردم.
,آقای پشت سر من که توی نوبت بود. با تحکم گفت: آقا میبینی که ممکن نیست وقت بقیه رو هم نگیر! اگر تو این چند دوره که پرداخت میکردی الان اینجوری نمی شد.
,گفتم: حق با شماست. اما من در این شش ماهه فقط دو ماه حقوق گرفتم.
,با لحن بدی گفت: پس تو این شش ماه که کم حقوق گرفتی. مائده بهشتی اومده برات!؟
,وااا مائده بهشتی!
,گفتم: مائده بهشتی کیه؟ کارمند اداره گازه؟
,همه خندیدند! مگه چی گفتم که اینا خندیدند؟!
,هر چی گفتم قبول نمیکرد. دوباره همون آقا پشت سریم گفت: پول یارانه رو میدن بهتون واسه همین قبضها! اگه از همون پول یارانه قبضاتو میدادی الان وقت منو و این آقا رو نمی گفتی! مردم به مفت خوری عادت کردن!
,مفت خوری!
,جوون محجوب نگاه غضب آلودی به مرد پشت سریم انداخت و گفت: لطفا ادب رو رعایت کنین آقا. مفت خور یعنی چی؟ بعد بهم گفت: دوست عزیز تقسیط از طریق سامانه هستش. شرمنده دست من نیست.
,سرم انداختم پایین و اومدم بیرون. آخه من یک لاقبا ماهی135 تومن پول یارانه میگیرم و حقوقمم حدود یک میلیون و صد هزار تومنه. اجاره خونه- خورد و خوراک- هزینه کتاب و دفتر و صدتا چیز دیگه. این حقوق کفاف همه اینا رو میده؟ که من پول یارانه رو خرج زندگیم نکنم؟ من که در فیشم از اون مزایای عجیب غریب ندارم که...
,حق اوقات فراغت فرزندان یادم افتاد! حرصم گرفت.
,الان این آقا بهم گفت مفت خور. من مفت خورم؟
,باید قبض رو پرداخت کنم تا گاز خونم قطع نشه. از اداره گاز زدم بیرون بازم صدای این بتن بر و دژبر اومد. چقد صداش گوشخراشه.
,خدایا گشایشی، فرجی. ما منتظریم و تو صبور...
,اگه گشایش اتفاق بیفته و امریکا پول دولت رو بده و دولت وام شرکت رو بده و شرکت حقوقم رو بده...
,چقد کاش و باید تو اینجا هستش. خدایا توکل به تو. تو از همه بزرگتری.
,جلوی اداره گاز دکه روزنامه فروشی بود. رفتم جلوش وایستادم ببینم گشایشی برای دولت هستش یا نه؟
,دیدم یه تیتر جالب هستش.
,ظریف: ضرر بدعهدی در اجرای برجام برای آمریکاست.
,دست جمهوری اسلامی در برجام باز است.
,کاش برجام همونجوری بشه که اینا میگفتن. بابا همه کاری کردین که آمریکا راضی بشه. حتی شنیدم تو راکتور بتن هم ریختین بازم راضی نشده.
,قرار بود راضی بشه و پول خودمون به خودمون بده!
,کاش اونجوری که میخواستین میشد. اما نشد. برای کسی که یه دریا دوغ می خواد یه کاسه ماست کمه.
,صدای دژ بر داره اعصابمو خرد میکنه. بهتر سریعتر دور شم تا سردرد نگرفتم. برم التماس مدیرعاملمون بکنم یه مساعده بگیرم تا گازمون قطع نکردن.
,راستی بیچاره کارمندای اونجا که تو راکتورشون بتن ریختن! دست دولت که بازه بخواد اونجا رو فعال کنه، اولش میگه بتن هار رو تخلیه کنین. بیچار اونا چند روز باید صدای گوشخراش دژبر و بتن بر رو تحمل کنن. کار اینا هم درست مثل کار اداره گازه که محوطه رو بتن ریختن و...
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه