سخت و خشن، به زبری دستان زن دست فروش؛
بهشت در پینه های دست مادر من است/ اگر سبزی ها را نفروشد از گرسنگی می میرد
شاید این روزها، فقر نزدیک تر از نزدیک باشد برای خانواده هایی که به طور عمده دست فروشی می کنند و در این میان بانوان سرپرست خانوار هم هستند که به مانند مردان کارگری می کنند، عرق می ریزند و می گویند اگر اجناس و کالاهای خود را به فروش نرسانند از گرسنگی می میرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، میدان امام تویسرکان، میدانی اصلی شهر است و به دلیل آنکه افراد بیشتری اینجا رفت و آمد می کنند، دست فروشان فصلی بیشتری دارد که متناسب با روزهای سال، اجناس و کالاهای خود را برای فروش به بازار می آورند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,دقیق تر که نگاهی بیاندازیم، خواهیم دید که زنی و یا پیرزنی هم پیدا می شود و اینجا دستفروشی می کند تا لقمه نانی به دست آورد.
,فصل بهار که می شود تعدادی از روستاییان بی بضاعت به کوه و صحرا می روند، از طبیعت و نعمت خدادادی استفاده کرده و گیاهان بهاری چیده، دسته دسته می کنند و در این میدان به فروش می رسانند.
,تابستان نیز همین گونه است، سبزی کاشته شده در حیاط خود و یا گیاهان کوهی را تهیه و برای فروش به بازار می آورند.
,

, و اما هر روز سال به طور عمده، زنان روستایی را می بینیم که دبه هایی پر از شیر و ماست را صبح زود برای فروش به این مکان می آورند، تا شاید بتوانند زندگی خود را برای دو روز هم که شده با فروش محصولاتش سپری کنند، فیش های حقوقی نجومی که ندارند، در اصل پول خرید یک تلویزیون ساده را هم ندارند که مطلع شوند جریان فیش های حقوقی چیست! با این همه مشکلات، باز مسئولان را دعا می کنند!
,

, مریم جلیلوند یکی از روستاییانی است که سالیان سال شوهر و پسر بزرگ خود را بر اثر بیماری به فاصله 6 ماه از دست داده است، سن و سالش را نمی داند همین قدر می گوید که 60 یا شایدم 70 سالی داشته باشد، روزگار برایش حال و روزی نگذاشته است، تحت پوشش کمیته امداد است ماهیانه در حدود 50 تومانی می گیرد و با یارانه 90 هزار تومانی در ماه دارد که نمی داند یک بسته قند و چای با آن خریداری کند یا کمی نان و برنج، تا هنگامی که مهمان از راه می رسد از او پذیرایی کند و البته به قول خودش مهمان که جای خود نان شب یک ماه را هم با این پول اندک نمی تواند تأمین کند.
,ساعتی در کنارش می نشینم، دستم را که به آرامی گرفت و فشرد تازه فهمیدم چقدر سرد و زبر است، دستانی خشن از کارکردن و سبزی چیدن، حالا دیگر چشمان کم سو، چین و چروک های صورت و صدای آهسته اش برای به فروش رساندن سبزی های خشک کرده، از یادم رفت.
,

, دو پسر و پنج دختر دارد که همگی به خانه بخت رفته اند، اما دو سالی می شود یکی از دخترانش که صاحب دو فرزند است قصد طلاق گرفتن دارد و با او در خانه ای کوچک زندگی می کنند.
,می گوید این روزها که همه چیز گرانتر شده است اگر این سبزی های خشک شده را نفروشد با این پول ناچیز از گرسنگی می میرند، هر روز به صحرا و کوه رفته و گیاهان کوهی را چیده و صبح روز بعد برای فروش به این مکان می آورد.
,از خوبی های فرزندان خود می گوید و از اینکه نماز و روزه هایشان قضا نمی شود، از اینکه او را همانند برخی خانواده های دیگر به دلیل ارث پدری از خانه بیرون نکرده اند خدا را شکر می کند.
,

, پسرش قبل از ماه رمضان سال جاری به دلیل بیکاری و نداشتن شغل در شهرستان با خانواده اش راهی کرج می شوند، آنجا به اصطلاح کرایه نشین است، در تویسرکان هم کرایه نشین بودند، اما شاید بتواند با کارگری در کرج هم شده، مخارج زندگی زن و دو فرزندش را تأمین کند.
,دست فروش دیگری نیز که بساط سبزی فروشی به پا کرده هم از درد و دل های خود می گوید، او از اهالی یکی از روستاهای تویسرکان است که در خانه ای استیجاری با دو فرزند معتادش زندگی می کند، در قطعه زمین مادر شوهرش کار کرده و سبزی ها را برای فروش به باز می آورد، جریان زندگی خود را که می گوید اشک از چشمانش سرازیر می شود و چادرش را بر روی صورت انداخته و اجازه عکس گرفتن نمی دهد.
,

, می گوید گاهی مأموران شهرداری به آن ها تذکر می دهند که بساطشان را جمع کنند و آن ها سبزی را فروش رفته و فروش نرفته با خود جا به جا می کنند و بیشتر اوقات شهرداری را راضی می کنند، تأمین معیشت زندگی سخت است این را شهرداری نیز می داند، مأموران هم که دلشان به رحم می آید و نمی دانند با التماس های این گونه خانواده ها چگونه کنار بیایند چیزی نمی گویند و اجازه دست فروشی در میدان اصلی را به آنان می دهند.
,

, بانوی دست فروش دیگری نیز، در همین حوالی مشغول به کار است، 15 سالی می شود که پایش شکسته و از آن زمان تاکنون هنوز نتوانسته آن طور که باید راه برود و با تکیه بر عصا کارهایش را انجام می دهد، فقر را در نزدیکی زندگی اش احساس می کند و برای تأمین معیشت خود دست فروشی.
,به گزارش خبرنگار رودآور، کم نیستند خانواده هایی که برای امرار معاش خود و کسب لقمه نانی حلال کارگری می کنند، به جالیز و زمین های زراعی رفته و خیارها و سیرهای صاحب کار خود را می چییند و گاهی هم حتی کارگری! امید آنکه مسئولان برای سر و سامان دادن به زندگی و معیشت مردم به ویژه بانوان سرپرست خانوار برنامه ریزی کرده و در عمل اقدامی اساسی انجام دهند.
,

, انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه