حرف های خواندنی یک بانوی امدادگر/ من عاشق حرفه ام هستم

حرف های خواندنی یک بانوی امدادگر/ من عاشق حرفه ام هستم
یک بانوی امدادگر در جمعیت هلال احمر سرخه با اشاره به تلاش هایش برای امدادگری و خدمت رسانی به مردم گفت: عشق و علاقه به کار سختی هایی را که در حین کار ممکن است به وجود آید را نشان نمی دهد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای سرخه، محترم سنگسری از امدادگران با سابقه جمعیت هلال احمر شهرستان سرخه در گفت و  گو با خبرنگار ندای سرخه میگوید: هم اکنون امدادگر و مربی جمعیت هلال احمر  شهرستان سرخه و مشغول به خدمت است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای سرخه, ندای سرخه,

*چه شد که یک امداد گر شدید؟

, *چه شد که یک امداد گر شدید؟,

در سال 1384 یکی از دوستان دچار حادثه شد که در این حادثه به شدت زمین خورده و مهره کمرش آسیب شدیدی دیده بود و از افرادی که در دورش تجمع کرده بودند می خواست که هیچ حرکتی برایش انجام ندهند چون مهره آسیب دیده نخاع را پاره  می کند فقط تماسی با 115 و فیکس کردن کل بدن باعث شد که نخاع هیچ آسیبی نبیند و دوستم بعد از مدتی درمان سلامت خود را بدست آورد و وقتی از او پرسیدیم که این اطلاعات را از کجا کسب کرده متوجه شدم که عضویت در هلال احمر و شرکت در کلاسهای امداد و نجات مهارت لازم را کسب کرده و این لازمه حضورم در هلال احمر شد.

,

*تا بحال چه فعالیتهایی در هلال احمر داشته اید؟

, *تا بحال چه فعالیتهایی در هلال احمر داشته اید؟,

آموزش دوره مقدماتی امداد و کمکهای اولیه در شهر سرخه ویژه بانوان در مرکز فنی و حرفه ای خواهران ، آمارگیری و عضو گیری و تشکیل کانون آزاد جوانان هلال احمر شهرستان سرخه، تشکیل اولین کانون طلاب اعضا هلال احمر در استان سمنان، تشکیل کانونهای دانش آموزی در چهار دبیرستان پسرانه و درخترانه شهرستان سرخه، تشکیل دو کانون غنچه های هلال احمر در مهدهای خوبان و قند عسل سرخه اجرای سه دوره طرح ملی ایمنی و سلامت نوروزی به مدت 18 روز در پلیس راه شهرستان سرخه از جمله فعالیتهایم در جمعیت هلال احمر تا اکنون است.

,

*سختی کار شما خانواده تان را دچار مشکل نکرده است؟

, *سختی کار شما خانواده تان را دچار مشکل نکرده است؟,

امدادگر قبل از هر چیز امداگر خود و خانواده اش می باشد و عشق و علاقه به کار سختی هایی را که در حین کار ممکن است  به وجود آید را نشان نمی دهد.

,

*تا بحال پیش آمده در جمع های خانوادگی کسی دچار مشکل و حادثه شود و شما بتوانید همان جا کمکش کنید؟

, *تا بحال پیش آمده در جمع های خانوادگی کسی دچار مشکل و حادثه شود و شما بتوانید همان جا کمکش کنید؟,

بله چند مورد پیش آمده که به کمک خدا و با توجه به آموزشهایی که دیده بودم و تجربه ای که در کار بدست آورده بودم توانستم کمک رسان باشم.

,

*از سختی های کارتان بگویید؟

, *از سختی های کارتان بگویید؟,

هلال احمر یک موسسه عام المنفعه و سازمان مردم نهاد است که هدفش کمک رسانی و نجات افرادی است که در حوادث در زیرآوار  یا وسایل نقلیه و یا آتش سوزی و سایر حوادث قرار گرفته اند که جهت کمک به مصدومین در وحله اول ایمنی و امکانات کافی برای سلامت امدادگر باید وجود داشته باشد و همچنین وسایل سبک و سنگین نجات برای رسیدگی و دست یابی به مصدوم باید موجود و در دست رس باشد که متأسفانه کمبود و نبود امکانات و وسایل مدرن، مجهز و پیشرفته در شهرستان کار را جهت خدمت رسانی بهتر به مصدومان کمی سخت می کند.

,

تا بحال شده از صحنه دلخراش روحیه تان را باخته باشید؟

, تا بحال شده از صحنه دلخراش روحیه تان را باخته باشید؟,

یکی از ویژگی های هر امدادگر این است که سلامت روانی کافی داشته باشد و توانایی مواجه  شدن با هر صحنه ای ولو دلخراش را داشته و خونسردی خویش را حفظ نماید، کمتر پیش آمده که روحیه خود را از دست داده باشم.

,

*خاطره ای از دوران امدادگری برایمان بگوید؟

, *خاطره ای از دوران امدادگری برایمان بگوید؟,

من تا به حال سه دوره به عنوان امداگر همراه کاروان راهیان نور به مناطق جنگی اعزام شده ام که خاطره ام هم مربوط به همین سفر می باشد؛ در بین افراد کاروان مادر و دختری از کردستان حضور داشتند که حجاب و نحوه نگاه آنها به مناطق جنگی و حماسه آفرینی های شهدا تمام نگاهها را به خود جلب کرده بود در منطقه طلایه بودیم که این مادر در اثر گریه های فراوان دچار غش شد و دخترش از من کمک خواست اما زبان فارسی را به خوبی نمی توانست بیان کند با اشاره هایش به کنار مادرش رفتم، برای فردی که دچار غش شده اولین کاری که باید انجام داد جلوگیری از جمع شدن افراد در اطراف مصدوم و آزاد کردن قسمتهای سفت لباس و شال است و بعد اسپر کردن آب روی گونه ها و صورت و اطراف لب است که بسته شدن شال این مادر به قدری ماهرانه و محکم بود که باز کردن آن توسط خود دخترش فقط امکان پذیر بود آب هم کم بود، من مهر تربت امام حسین(ع) به همراه داشتم کمی نم دار کرده جلوی دهان و بینی اش گرفتم و مادر با یک نفس عمیق شفا یافت و من از نزدیک این معجره را شاهد بودم و این زیباترین خاطره من در طی دوران کاریم در جمعیت هلال احمر است.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه