نماز اول وقت و عشق به رهبر دو ویژگی بارز شهید جودکی

نماز اول وقت و عشق به رهبر دو ویژگی بارز شهید جودکی
30 فروردین مصادف با چهارمین سالگرد 3 شهید گردان قمر بنی هاشم تیپ 71 سپاه روح الله استان مرکزی در منطقه سنگ های آذرین شمالغرب کشور است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل ازدیارآفتاب شهیدان مهدی جودکی،حمید آسنجرانی و سید محسن قریشی در پی تامین امنیت و آسایش در شمال غرب کشور و درگیری نیروهای تیپ 71 روح‌الله با عوامل ضد انقلاب پژاک در تاریخ 30 فروردین 89 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, شهیدان مهدی جودکی،حمید آسنجرانی و سید محسن قریشی در پی تامین امنیت و آسایش در شمال غرب کشور و درگیری نیروهای تیپ 71 روح‌الله با عوامل ضد انقلاب پژاک در تاریخ 30 فروردین 89 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.,

درآستانه چهارمین سالگرد پرکشیدنشان دیداری با خانواده شهید مهدی جودکی داشتیم که مختصری از آن را در این گزارش می توانید بخوانید.
پدر شهید مهدی جودکی بسیار آرام و متین وبا رویی گشاده به استقبالمان آمد و مارا شرمنده خود نمود.
علی جودکی از برادر شهیدش مهدی می گوید،از دوران راهنمایی اش و عشق و علاقه اش برای حضور در سپاه  .
علی جودکی همچنین گفت:مهدی بعد از ورود به مقطع راهنمایی و ثبت نام در بسیج دانش آموزی وعلاقه مندی شدیدش به بسیج در پایگاه بسیج مسجد الغدیر منطقه فوتبال نیز عضو شد.
وی خاطر نشان کرد:با ورود مهدی به پایگاه بسیج خلق و خو و رفتارش کلا تغییر کرد.از همان زمان هرگاه کسی بااو کار داشت باید در مسجد پیدایش می کردی و بیشتر وقتش را بعد از مدرسه در مسجد و پایگاه می گذراند.
برادر شهید جودکی درادامه افزود: مهدی بعد از گرفتن دیپلم علاقه شدیدی به ورود به سپاه داشت و می خواست وارد سپاه شود حتی زمانی که استخدام شد هم به خاطر انگیزه هایی که داشت حاضر نشد در رده های اداری مشغول شود و وارد رسته پیاده شد.
وی این طور ادامه داد: مهدی دو ویژگی بارز داشت که نه تنها من بلکه هرکس با او ارتباط داشت می دانست این ویژگی خاص اوست و آن هم تاکید بر خواندن نماز اول وقت و عشق و علاقه شدید به رهبر بود.این ویژگی چنان بارز بود که حتی فیلم اجرای راپل توسط خودش را مقابل مقام معظم رهبری برایش آنچنان جذاب نموده بود که بارها مشتاقانه آن را به دیگران نشان می داد.
مهدی بعد از گذراندن دوره آموزش به دوره تکاوری در مناطق مختلف اعزام شد و در بحث کاری هم بسیار مشتاق و با علاقه فعالیت می کرد.یکی از فرماندهانش در این رابطه می گفت «به او نگوئید مهدی،بگوئید شیر مهدی.ما هر جا به در بسته می خوردیم و هرجا ماموریت سخت بود مهدی را صدا می کردیم.»
علی جودکی گفت:آخرین ماموریتش 1 ماه مانده به مراسم عروسی اش بود.همه مقدمات عروسی اش را فراهم کرده بود،خانه کرایه کرده بود و کارت ها را هم تهیه نموده بود اما هنگامی که برای ماموریت رفته بودند و فرمانده اش به او گفته بود «تو نمی خواهد بیایی» به فرمانده گفته بود«ماموریتی که در آن شهادت نباشد به درد نمی خورد و ماموریت حساب نمی شود.»
برادر شهید جودکی  همچنین مطرح کرد:هنگامی که به ماموریت می رفت یا در عملیات بود وبا ما در تماس بود می گفت«رفتیم تفریح».
پدر شهید جودکی هم در رابطه با فرزندش گفت:به مهدی ایمان داشتم.خیلی با هم شوخی می کردیم،صحبت و درد دل می کردیم ،مثل دوست بویم و رابطه مان بیش از این که پدر فرزندی باشد،دوستانه بود.
وی خاطر نشان کرد:مهدی برایم یک انسان والا بود،یک انسان به تمام معنا.وقتی وارد سپاه شد ترس و لرز و دلشوره عجیبی  پیدا کردم.می دانستم حرکات ونگاهش مال این دنیا نیست.
آقای جودکی همچنین افزود: مهدی وقتی وارد خانه می شد آرامش عجیبی  داشت،آنقدر آرام بود که متوجه حضورش در خانه نمی شدیم.
پدر شهید جودکی تاکید کرد:در دفتر خاطراتش از مدت ها قبل نام شهید مهدی جودکی را برای خود نوشته بود.در بین فامیل،آشنایان و همسایگانمان زبانزد بودواگر در ماموریت بود و سختی خاصی را تحمل می کرد هیچ گاه به ما نمی گفت.همیشه به ما می گفت «آمده ایم آب و هوا عوض کنیم. »
وی متذکر شد:در آخرین ماموریت مهدی انتظارش را داشتم که شهید شود،چراکه در تماس آخرش به من گفت شاید دیگر نیایم،شاید دیر بیایم.گفتم چند روز دیگر عروسی ات است ،گفت«سرمان شلوغ است ،شاید به من مرخصی ندهند.»
آقای جودکی ادامه داد:در لحظه ی تحویل سال 89 دوستان مهدی از او پرسیده بودند آرزویت چیست و گفته بود«شهادت»
وی افزود: چندسالی بود که خانه مان را در ماه محرم سیاه پوش می کرد و هیئت عزاداری بر پا می کرد.10 روز مانده به محرم کارهی هیئت را سروسامان می داد.هر هفته پنج شنبه شب ها در خانه مان جلسه قرآن برگزار می کرد.
پدر شهید جودکی اظهار داشت:تمام کار هایش را برای عروسی اش انجام داده بود،می توانست نرود اما رفت...
به او می گفتیم بیا کت و شلوار دامادی ات رابپوش ،می گفت«کت و شلوار دامادی من باید سفید باشد»
وی همچنین بیان داشت:فرمانده شان نزدیک عملیات به مهدی می گوید برگرد،اینجا جای تو نیست و مهدی به او می گوید«شما برگرد که کسی در انتظارتان هست» و می گوید«اگر برگردم چه کسی از ناموس این کشور دفاع کند.»
مادر شهید هم که زنی باوقار ومتین بود واز ابتدای دیدارمانه صبورانه فقط به صحبت ها گوش می کرد،خیلی صمیمانه وخودمانی گفت:مهدی در مورد کارش با من صحبت نمی کرد ولی هرگاه که به خانه می آمد با ذوق و شوق خاصی وسایلش را برای رفتن فراهم می کرد می دانستم و از رفتارش می فهمیدم که کارش را خیلی دوست دارد.
می گفت:20 فروردین که برای آخرین بار می رفت به بدرقه اش رفتم ،ایستادم تا لحظه ی آخر ،برگشت و با لبخند برایم دستی تکان داد ورفت...
علی جودکی هم در ادامه در خصوص نحوه شهادت برادرش گفت:یکی از همرزمان برادرم که هم نام مهدی هم بود در لحظه های آخر در کنار وی بوده ،می گفت«مهدی مشغول تصویر برداری بودو چون با دوربین کار می کرد ،مکان استقرار نیرو های پژاک را شناسایی کرده و به اطلاع فرمانده هم رسانده بود،دوربین را به من داد و در پشت صخره ها جان پناه گرفت و چند تن از نیروهای آنان را به درک واصل کرد و در یک لحظه که برای نشانه گرفتن مجدد بلند شد با تیر قناسه که به صورتش اصابت نمود  به درجه رفیع شهادت نائل شد.»
وی همچنین افزود: مهدی اولین شهید تیپ 71 سپاه روح الله بعد از جنگ بود .
پدر شهید هم ادامه داد:نباید در حق شهدا کوتاهی کرد،آن ها آنقدر بزرگ بودند که همه چیز این زندگی دنیا را زیر پا گذاشتند و زندگی جاوید آن دنیا را خریدند.

, درآستانه چهارمین سالگرد پرکشیدنشان دیداری با خانواده شهید مهدی جودکی داشتیم که مختصری از آن را در این گزارش می توانید بخوانید.,
, پدر شهید مهدی جودکی بسیار آرام و متین وبا رویی گشاده به استقبالمان آمد و مارا شرمنده خود نمود.,
, علی جودکی از برادر شهیدش مهدی می گوید،از دوران راهنمایی اش و عشق و علاقه اش برای حضور در سپاه  .,
, علی جودکی همچنین گفت:مهدی بعد از ورود به مقطع راهنمایی و ثبت نام در بسیج دانش آموزی وعلاقه مندی شدیدش به بسیج در پایگاه بسیج مسجد الغدیر منطقه فوتبال نیز عضو شد.,
, وی خاطر نشان کرد:با ورود مهدی به پایگاه بسیج خلق و خو و رفتارش کلا تغییر کرد.از همان زمان هرگاه کسی بااو کار داشت باید در مسجد پیدایش می کردی و بیشتر وقتش را بعد از مدرسه در مسجد و پایگاه می گذراند.,
, برادر شهید جودکی درادامه افزود: مهدی بعد از گرفتن دیپلم علاقه شدیدی به ورود به سپاه داشت و می خواست وارد سپاه شود حتی زمانی که استخدام شد هم به خاطر انگیزه هایی که داشت حاضر نشد در رده های اداری مشغول شود و وارد رسته پیاده شد.,
, وی این طور ادامه داد: مهدی دو ویژگی بارز داشت که نه تنها من بلکه هرکس با او ارتباط داشت می دانست این ویژگی خاص اوست و آن هم تاکید بر خواندن نماز اول وقت و عشق و علاقه شدید به رهبر بود.این ویژگی چنان بارز بود که حتی فیلم اجرای راپل توسط خودش را مقابل مقام معظم رهبری برایش آنچنان جذاب نموده بود که بارها مشتاقانه آن را به دیگران نشان می داد.,
, مهدی بعد از گذراندن دوره آموزش به دوره تکاوری در مناطق مختلف اعزام شد و در بحث کاری هم بسیار مشتاق و با علاقه فعالیت می کرد.یکی از فرماندهانش در این رابطه می گفت «به او نگوئید مهدی،بگوئید شیر مهدی.ما هر جا به در بسته می خوردیم و هرجا ماموریت سخت بود مهدی را صدا می کردیم.»,
, علی جودکی گفت:آخرین ماموریتش 1 ماه مانده به مراسم عروسی اش بود.همه مقدمات عروسی اش را فراهم کرده بود،خانه کرایه کرده بود و کارت ها را هم تهیه نموده بود اما هنگامی که برای ماموریت رفته بودند و فرمانده اش به او گفته بود «تو نمی خواهد بیایی» به فرمانده گفته بود«ماموریتی که در آن شهادت نباشد به درد نمی خورد و ماموریت حساب نمی شود.»,
, برادر شهید جودکی  همچنین مطرح کرد:هنگامی که به ماموریت می رفت یا در عملیات بود وبا ما در تماس بود می گفت«رفتیم تفریح».,
, پدر شهید جودکی هم در رابطه با فرزندش گفت:به مهدی ایمان داشتم.خیلی با هم شوخی می کردیم،صحبت و درد دل می کردیم ،مثل دوست بویم و رابطه مان بیش از این که پدر فرزندی باشد،دوستانه بود.,
, وی خاطر نشان کرد:مهدی برایم یک انسان والا بود،یک انسان به تمام معنا.وقتی وارد سپاه شد ترس و لرز و دلشوره عجیبی  پیدا کردم.می دانستم حرکات ونگاهش مال این دنیا نیست.,
, آقای جودکی همچنین افزود: مهدی وقتی وارد خانه می شد آرامش عجیبی  داشت،آنقدر آرام بود که متوجه حضورش در خانه نمی شدیم.,
, پدر شهید جودکی تاکید کرد:در دفتر خاطراتش از مدت ها قبل نام شهید مهدی جودکی را برای خود نوشته بود.در بین فامیل،آشنایان و همسایگانمان زبانزد بودواگر در ماموریت بود و سختی خاصی را تحمل می کرد هیچ گاه به ما نمی گفت.همیشه به ما می گفت «آمده ایم آب و هوا عوض کنیم. »,
, وی متذکر شد:در آخرین ماموریت مهدی انتظارش را داشتم که شهید شود،چراکه در تماس آخرش به من گفت شاید دیگر نیایم،شاید دیر بیایم.گفتم چند روز دیگر عروسی ات است ،گفت«سرمان شلوغ است ،شاید به من مرخصی ندهند.»,
, آقای جودکی ادامه داد:در لحظه ی تحویل سال 89 دوستان مهدی از او پرسیده بودند آرزویت چیست و گفته بود«شهادت»,
, وی افزود: چندسالی بود که خانه مان را در ماه محرم سیاه پوش می کرد و هیئت عزاداری بر پا می کرد.10 روز مانده به محرم کارهی هیئت را سروسامان می داد.هر هفته پنج شنبه شب ها در خانه مان جلسه قرآن برگزار می کرد.,
, پدر شهید جودکی اظهار داشت:تمام کار هایش را برای عروسی اش انجام داده بود،می توانست نرود اما رفت...,
, به او می گفتیم بیا کت و شلوار دامادی ات رابپوش ،می گفت«کت و شلوار دامادی من باید سفید باشد»,
, وی همچنین بیان داشت:فرمانده شان نزدیک عملیات به مهدی می گوید برگرد،اینجا جای تو نیست و مهدی به او می گوید«شما برگرد که کسی در انتظارتان هست» و می گوید«اگر برگردم چه کسی از ناموس این کشور دفاع کند.»,
, مادر شهید هم که زنی باوقار ومتین بود واز ابتدای دیدارمانه صبورانه فقط به صحبت ها گوش می کرد،خیلی صمیمانه وخودمانی گفت:مهدی در مورد کارش با من صحبت نمی کرد ولی هرگاه که به خانه می آمد با ذوق و شوق خاصی وسایلش را برای رفتن فراهم می کرد می دانستم و از رفتارش می فهمیدم که کارش را خیلی دوست دارد.,
, می گفت:20 فروردین که برای آخرین بار می رفت به بدرقه اش رفتم ،ایستادم تا لحظه ی آخر ،برگشت و با لبخند برایم دستی تکان داد ورفت...,
, علی جودکی هم در ادامه در خصوص نحوه شهادت برادرش گفت:یکی از همرزمان برادرم که هم نام مهدی هم بود در لحظه های آخر در کنار وی بوده ،می گفت«مهدی مشغول تصویر برداری بودو چون با دوربین کار می کرد ،مکان استقرار نیرو های پژاک را شناسایی کرده و به اطلاع فرمانده هم رسانده بود،دوربین را به من داد و در پشت صخره ها جان پناه گرفت و چند تن از نیروهای آنان را به درک واصل کرد و در یک لحظه که برای نشانه گرفتن مجدد بلند شد با تیر قناسه که به صورتش اصابت نمود  به درجه رفیع شهادت نائل شد.»,
, وی همچنین افزود: مهدی اولین شهید تیپ 71 سپاه روح الله بعد از جنگ بود .,
, پدر شهید هم ادامه داد:نباید در حق شهدا کوتاهی کرد،آن ها آنقدر بزرگ بودند که همه چیز این زندگی دنیا را زیر پا گذاشتند و زندگی جاوید آن دنیا را خریدند.,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه