مادر آزاده زنده یاد:
تحمل سالها اسارت فرزندم اکنون دلم به سنگ قبر و گلدانهای اطرافش گرم است
مادر آزاده زنده یاد کریم الله اکبری: با بیان اینکه مزار فرزندم نیاز به مناسب سازی دارد افزود: بعد فوت فرزندم سالهاست با سنگ قبر و گلدانهای اطراف آن زندگی می کنم اگر آنها بهم بریزند قطعا من هم به هم می ریزم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرنگار برگ زیتون، آزاده زنده یاد کریم الله اکبری یکی از آزادگان هشت سال دفاع مقدس است که بعد از تحمل چهار سال اسارت در زندان های بعثی عراق به آغوش گرم خانواده برگشت و بعد از تشکیل خانواده و صاحب فرزند شدن دعوت حق تعالی را لبیک گفت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, برگ زیتون,گفتنی است ایشان فردی انقلابی ، متعهد و ولایتمدار بود که قدمگاه این آزاده والامقام و حماسه ساز هشت سال دفاع مقدس در روستای غلامچم شهرستان طارم قرار دارد.
,, ,
,
, مادر آزاده زنده یاد کریم الله اکبری در گفت و گو با خبرنگار برگ زیتون، با اشاره به خصوصیات اخلاقی فرزندش اظهار داشت: فرزندم وقتی عازم جبهه های جنگ شد ۱۹ سال سن داشت که به مدت چهار سال به اسارت عراقی های بعثی در آمد.
,خانم منیره اکبری با بیان اینکه مزار فرزندم نیاز به تعمیرات و مناسب سازی دارد افزود: بعد فوت فرزندم سالهاست با سنگ قبر و گلدانهای اطراف آن زندگی می کنم اگر آنها بهم بریزند قطعا من هم به هم می ریزم.
,وی تصریح کرد: امیدوارم متولیان امر پیگیری مناسب سازی گلزار آزادگان را با رعایت موارد ضروری برای حفظ ارزش های والای آزادگان گرانقدر، حرمت و احترام آنان و خانواده هایشان بطور منطقی و مقول و با جدیت به پیش ببرند.
,مادر آزاده زنده یاد اظهار داشت: امید وارم خاطرات شهدا و آزادگان فراموش نشود با رعایت شئونات اسلامی و پایبندی به ارزشها و آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی بتوانیم قدردان نعمت امنیت که شهدا و آزادگان برای ما به ارمغان آورده اند باشیم.
,

, عین الله اکبری از نزدیکان آزاده زنده یاد کریم الله اکبری در گفت و گو با خبرنگار برگ زیتون، با اشاره به خصوصات اخلاقی آن بزرگوار اظهار داشت: ایشان فردی پرهیزگار ، انقلابی و مطیع امر رهبری بود بعد از چند سال تحمل اسارت در زندانهای عراق به آغوش خانواده برگشت و از دنیا رفت.
,وی اظهار داشت: در حین غسل دادن این حماسه ساز متوجه زخم های دوران اسارت در بدن آن بزرگوار شدم که دشمنان بعثی عراق با آتش سیگار ایجاد کرده بودند که تا آن موقع به هیچ کس آشکار نکرده بود بنابراین دیدن این ماجرا تبدیل به یکی از خاطره های غم انگیز زندگی ام شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه