یادداشت:
جایگاه آموزش و پرورش در پروژه نفوذ دشمن
تخریب اعتقادات مذهبی در نوجوانان، تغییر رفتار و نگرش فردی و اجتماعی آنان را به دنبال خواهد داشت و اینجاست که دشمن دیگر نیاز به لشکرکشی برای سلطه بر یک جامعه را نیاز ندارد بلکه روح جامعه مورد نظر خود را برای پذیرش سیاستهای ضد فرهنگی و ضد دینی آماده کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ فرایند آموزش و پرورش از پیدایش انسان بر زمین آغاز شده و به عقیده برخی معلمی یا گونهای از آن از نظر قدمت، دومین پیشه انسانها بودهاست. هیچ جامعه انسانی وجود نداشته که اهمیت و مرکزیت آموزش را رد کند. در جوامع بدوی، آموزش رسمی به شکل امروزی آن وجود نداشت. در واقع در تمامی فعالیتهای روزمره بالغین نقش معلمین را بازی میکردند و همه جا کلاس درس بود. انباشتگی دانش در طول زمان باعث شد که یک نفر بالغ نتواند بر تمامی آن مسلط شود. راه حلی که جامعه برای این مشکل پیدا کرد آموزش به نوع رسمی بود. مدارسی تشکیل شد و متخصصینی در آنها به گونهای مؤثر به انتقال فرهنگ و دانش موجود کمک میکردند. با رشد فزاینده جامعه و زیاد شدن پیچیدگیهای آن، آموزش رسمی به عهده مؤسسات خاصی واگذار شد. به علاوه ماهیت آموزش نیز کمکم تغییر کرد. آموزش کمتر و کمتر به زندگی روزمره افراد ارتباط پیدا میکرد، انتزاعیتر شده و با عملگرایی فاصله میگرفت. دانش بصورت خیلی فشرده در آمده و این امر به دانش آموزان این قابلیت را میداد که از فرهنگی که در آن به دنیا آمدهاند فراتر رفته و چیزهایی را یاد بگیرند که هرگز نمیتوانستند توسط تجربه مستقیم یا تقلید از افراد بالغ بیاموزند. فرایند آموزش امروزه یکی از پایههای اساسی پیشرفت جامعهها شدهاست و اهمیت روزافزونی پیدا کردهاست و این خود باعث این شده که کتابها و تحقیقات زیادی در زمینه اهداف، محتوا، و نحوه بهینه تدریس انجام شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,در دوران مدرن، شاهد شکوفایی فلسفه آموزش و نظریات تعلیمی هستیم . هر معلم با توجه به شرایط دانش آموزان کلاسش از شیوههای مختلف آموزشی استفاده میکند. در جوامع بدوی، آموزش محدود به انتقال فرهنگ بود و هدف آن پرورش فرزندان به گونهای بود که بتوانند اعضاء خوبی برای گروه یا قبیلهشان باشند. یک انسان بدوی دنیا را به شکل ثابت و تغییر ناپذیر میدید. برای او فرهنگ تمام دنیای او را تشکیل میداد، و این فرهنگ در انتقالش از یک نسل به نسل بعدی تنها مقدار کمی تغییر میکرد. شروع آموزش به نحوه مدرن در ایران با تأسیس مدرسه دارالفنون در تهران و به همت امیرکبیر رقم خورد. آموزش و پرورش در ایران بیشتر متمایل به روش پیاژه بوده و در سالهای اخیر، وزارت آموزش و پرورش ایران در پی این بوده است که تغییراتی اساسی، در شیوهی آموزش به وجود آورد .همچنین دانشگاه فرهنگیان وظیفه تأمین، تربیت و بهسازی معلمان و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش درجهت رشد فرهنگ، تفکر و... را در ایران بر عهده دارد. برنامهریزی ، به مفهوم نقشهکشی برای آینده ی یک کشور و حمایت از فرهنگ آن، فراگردی است که چه بسا همواره با اجتماعات انسانی همراه بوده است. در زمینه آموزش و پرورش از زمانهای قدیم و در طول تاریخ به موارد متعددی از برنامهریزی برخورد کردهایم ولی برنامهریزی به معنای علمی آن مشتمل بر تعیین و انتخاب حساب شده و منطقی هدفها، سنجش شقوق مختلف راهبردها، تقسیم منابع برای تحقق هدفها و هماهنگ ساختن برنامهریزی آموزشی با برنامهریزی جامع سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، مفهومی است جدید، و رهآورد قرن بیستم.
,کشورهایی مانند ایران نیز کم و بیش پس از جنگ جهانی دوم به توسعه اقتصادی، آموزشی و فرهنگی متوصل شدند و به برنامهریزیهای گوناگون پرداختند. از سوی دیگر با وجود نقش ارزنده معلم در چار چوب تحول بنیادین آموزش و پرورش، مسئله تهاجم به دین اسلام مدنظر است که امری تازه و مختص زمان حاضر نیست، بلکه پیشینهای به پهنای ظهور اسلام دارد، وانگهی در هر زمان در شکل و قالبی نو و متناسب با اقتضائات همان زمان طراحی شده است.
,خداوند متعال میفرماید: و آنان پیوسته با شما میجنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند . تاریخ نیز بر این واقعیت گواهی میدهد. از آغازین روزهای دعوت، تبلیغات منفی مشرکان علیه پیامبر(ص) به صورتهای مختلف آغاز شد. ساحر و مجنون خواندن حضرت، استهزاءهای مکرر، محاصرهی اقتصادی در شعب، جنگهای نظامی، کارشکنیهای فکری منافقان و... گویای تهاجمات گونا گون دشمنان به دین مبین اسلام و دوری از ولایت و بیبصیرتی است . در زمان امام علی(ع) نیز توطئههای معاویه و اقدامات حیلهگرانهی او که به فریب افکار عمومی و وقوع جنگهای صفین و نهروان انجامید و نیز بروز فرقههای انحرافی متعدد در دوران دیگر امامان معصوم علیهمالسلام که گاه، آگاهانه و برای تخریب و نابودی اسلام ناب سازما ندهی میشد.
,امروز نیز وقتی دشمنان اسلام به رغم کوششهای فراوان در جبهههای نظامی و اقتصادی با تجربهی تلخ شکست مواجه شدهاند، تصمیم گرفتند در جبههی فرهنگ و از طریق حمله به ارزشها و باورهای دینی مسلمانان وارد عمل شوند و بدین ترتیب از درون به اسلام حمله کردند تا آنجا که روز به روز تهاجمات آنها در این عرصه پیچیدهتر و مرموزانهتر گشته است.
,مقام معظم رهبری تعابیر دقیقتری را در این مورد به کار بردهاند؛ تعابیری چون: تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، براندازی فرهنگی، ناتوی فرهنگی و جنگ نرم و در نهایت به مسئلهی نفوذ فرهنگی، فکری و سیاسی بارها اشاره فرمودهاند تا هرچه بیشتر مردم، دانشجویان و جوانان را به خطرات این مسئله و اهمیت مقابله با آن توجه دهند. همچنانکه امام(ره) با استناد به فرموده امیرالمؤمنین علی(ع) در جنگ صفین، عامل اصلی وارد شدن بلاها بر ملتها را همان نفوذ استکبار از تمام جوانب و بیبصیرتی بیان فرمودهاند.
,یکی از اهداف مدارس، آماده ساختن جوانان برای بازار کار و پیشبرد اهداف اقتصادی- سیاسی و فرهنگی کشور است. این آمادگی از طریق آموزش دانش، توانش و مهارتهای کاری لازم عملی میگردد. معلم به عنوان عضو مؤثر نظام آموزش و پرورش و طلایهدار فرهنگ مبارزه با نفوذ فکری، سیاسی و فرهنگی، میتواند نقشآفرینی نماید و راهکارها و راهبردهای درست جلوگیری از آنها را به دانشآموزان، خانوادهها و سطح جامعه منتقل کند. در این راستا رسالت معلمی ایجاب مینماید، همواره در کنار آموزش و تفهیم موضوعات دینی و اخلاقی و علمی، ازطریق بصیرت آفرینی، محبت، موعظه، اسوهپذیری و تذکر؛ نگاهی عمیق به عمق پیام مقام معظم رهبری(مدظله) داشته و دانشآموزان را تشویق به هدایت خانوادهها، به سوی پرهیز از فرهنگ غلط دشمنان؛ از طریق همدلی و همزبانی به سمت و سوی رشد وشکوفایی فرهنگی سوق دهد.
,بنابراین در کل میتوان نفوذ را مجموعه اقدامات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی غیرخشونتآمیز با هدف تغییر رفتار و در نهایت براندازی نظام سیاسی مور د نظر دانست. هدف نهایی نفوذ سیاسی، فکری و فرهنگی دشمن براندازی نظام سیاسی با بهرهگیر ی از قدرت نرم کشور مهاجم است. با عنایت به آنچه بیان شد و در مقابل نقش آموزش و پرورش؛ می توان موارد زیر را بهعنوان اهداف و پیامدهای نفوذ بیان نمود:
,1-استحاله فرهنگی و فکری از طریق اطلاعرسانی مغرضانه، هدفمند و کنترل شده رسانههای نظام سلطه که به انحراف افکار عمومی منجر میشود.
,2-استحاله سیاسی با هدف ناکارآمد جلوه دادن نظام هدف و ارکان آن.
,3-ایجاد رعب و وحشت از فقر اجتماعی، دامن زدن به ترس از جنگ و قدرت نیروهای سرکوبگر و دعوت به تسلیم از طریق پخش شایعات و دامن زدن به جو بیاعتمادی و تشدید ناامنی روانی.
,4-اختلافافکنی در صفوف مردم و ایجاد اختلاف میان اقشار مختلف جامعه.
,5-ترویج روحیه یأس و ناامیدی به جای تقویت نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفتهای کشور.
,6-بی تفاوت کردن نسل جوان کشور، در قبال مسائل مهم و حساس.
,7-حرمتشکنی و هجمه به ارزشها و باورهای دینی
,8-تلاش برای ریزش نیروهای انقلاب و نظام اسلامی.
,9-ایجاد شکاف در بین نهادها و ملتها.
,10-تحمیل هزینههای اقتصادی.
,11-زیر سؤال بردن نهادهای قانونی با انجام اقدامات غیرقانونی.
,12-تلاش برای ایجاد جو نگرانی در حامیان و وفاداران به انقلاب اسلامی و نظام.
,13-تلاش در جهت رشد تحرکات ضد ایرانی کشورهای منطقه خلیج فارس.
,14-تلاش در راستای بیثباتسازی سیاسی در داخل کشور.
,15-افزایش فشارها و تشدید تحریمها از طرق گوناگون.
,لذا تهاجم فرهنگی، حرکتی است مرموزانه، حساب شده با برنامهریزی دقیق که با استفاده از شیوهها و ابزارها و امکانات متعدد و متنوع برای سست کردن باورها، دگرگونی ارزشها، انحراف اندیشهها، تغییر و تبدیل آداب و سنن و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر آنها انجام میگیرد و دشمن در پروژه نفوذ سعی دارد از طریق دگرگونی اندیشهها و ارزشها و در هم شکستن اصول اخلاقی و سست کردن باورهای دینی، ملت مورد نظر را به پوچی بکشاند و چون آن ملت را از لحاظ شخصیتی تضعیف کرد و روحیهی استقلال و قدرت مقاومت را از او گرفت، اصول فکری خویش را القاء و فرهنگ و باورهایش را بر آنها تحمیل میکند. با این تفاسیر، قشر جوان و نوجوان میتوانند مهمترین جامعه هدف دشمن در اجرای پروژه نفوذ باشند تا با ایجاد تزلزل در باورهای دینی، تغییر در اعتقادات مذهبی را به ثمر بنشاند. کالاها و اجناس یا لوازمالتحریرهای مورد استفاده نوجوانان که تصاویر و عبارات متضاد با فرهنگ دینی جامعه ما را به همراه دارند، چه آثاری جز تخریب باورهای دینی دانشآموزان را به دنبال خواهد داشت؟ تخریب اعتقادات مذهبی در نوجوانان، تغییر رفتار و نگرش فردی و اجتماعی آنان را به دنبال خواهد داشت و اینجاست که دشمن دیگر نیاز به لشکرکشی برای سلطه بر یک جامعه را نیاز ندارد بلکه روح جامعه مورد نظر خود را برای پذیرش سیاستهای ضد فرهنگی و ضد دینی آماده کرده است و این بدان معناست که دشمن به اهداف خود در پروژه نفوذ دست یافته است. لذا بایستی اعتقادات و باورهای دینی در دانشآموزان به هر طریق ممکن تقویت و روحیه استکبارستیزی را در آنان بالا برد. در این میان، بصیرتافزایی در مقابله با توطئههای شوم دشمنان در پروژه نفوذ بسیار کارساز خواهد بود و پادزهری بر زهر نفوذ است. اگر دانشآموز به بصیرت کافی در تحلیل مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دست یابد، نه تنها خود میتواند دشمن را بشناسد و در جبهه او قرار نگیرد بلکه برای خنثی سازی دسیسههای دشمنان با دانش و منطق تلاش نماید.
,نویسنده: رضا آذری
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه