شاعر البرزی:

کرج قطب شعر ایران در سبک غزل وکلاسیک است

کرج قطب شعر ایران در سبک غزل وکلاسیک است
محمد رضا امیری گفت: کرج یکی از قطب های شعر ایران خصوصا در سبک غزل وکلاسیک بوده است و راستش دلیل اینکه خیلی از ما در شعر کرج به سمت غزل و رباعی و شعر کلاسیک رفتیم؛ پر رنگ بودن این ژانر در این شهر بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا خبرنگار نگارانه مصاحبه ای با محمد رضا امیری به بهانه چاپ مجموعه شعر جدید “رودخانه ای در آپارتمان شماره دوازده” انجام داده است که در ذیل شرح مصاحبه با وی را می خوانید:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نگارانه,

به عنوان اولین سوال و طبق روال همیشه ابتدا خودتان را معرفی کنید و مختصری از سوابق کاری تان بفرمایید؟

من یه نیمچه بیوگرافی طنزی در اول کتاب “رودخانه ای در آپارتمان شماره دوازده” نوشته ام ولی در کل به بقول بیژن نجدی به طرز غم انگیزی محمد رضا امیری هستم و تازه سه چهار ماهیست که وارد دوران چل چلی شده ایم که البته دیدیم کلا سر کاری است .سالها پیش یک مدرک کارشناسی زبان انگلیسی گرفتیم که یک زمانی می شد باهاش پز داد ولی الان دیگه جواب نمی دهد و اصالتا اذربایجانی هستم و خوب این هم به نوبه خودش خوشبختی بزرگی است که با زبان و ادبیات و فرهنگ مادری نیز سر و کاری نسبتا جدی دارم.از سال هفتاد و هفت در انجمن شعر کرج حضور دارم و مشغول تلمذ هستیم همچنان هم در کنار دوستان و هم به تنهایی …که بیشتر حدیث نفس است.

فرمودید به طرز غم انگیزی ،چرا غم انگیز؟

اینم دنیایی است که به ما رسیده دیگه گاها می گویند و یا می پرسند که چرا شاعران اکثرا افسرده یا شکست خورده و یا نا امید و…هستند من درجواب می گویم هیچ آماری تا به حال چنین چیزی را ثبت نکرده که مثلا تعداد خودکشی در هنرمندان بیشتراست تا مثلا فلان طیف  کاری یا بیکاری  یا فلان طیف اجتماعی اما به قول ژان پل سارتر شاعر راوی شکستهاست و اینرا در کتاب ادبیات چیست خودش به خوبی توضیح داده که چرا.

وقتی بسیاری ازسیاست مدارن جهان را با زیر سیگاری اشتباه می گیرند شاعر مجبور است از جهانی سوخته حرف بزند وگرنه ما بدمان نمی آید جهان پیرامونمان مثل جهان شعر قدما پر از گل و بلبل باشد و تنها مشکل باقی مانده رسیدن مجنون به لیلی.

از دنیای نویسندگی تان بفرمایید؟ از چند سالگی نویسندگی را شروع کردید؟ چگونه این استعداد را کشف کردید؟

راستش اگر خیلی چیزیها اکتسابی باشد یقینا هنر پر قنداقیست که البته در کنار این جوشش کوشش نیز به طور مداوم و جدی لازم است و گرنه انهم خیلی زود خواهد خشکید.یادم است من بچه بودم احساس می کردم کشش خاصی به اهنگین کردن هر چیزی داشتم از اسم بگو تا  اتفاقات دیگر مثلا دوم راهنمایی بودیم و ما تو فوتبال باخته بودیم و من برای این باخت شعری گفته بودم.

آیا شما تعریفی خاص از شعر دارید؟

ما دیگه بی خیال شدیم والله از زمان ارسطو تا الان و بعد از  گذشت قرنها و هزاره ها هنوز تعریف شعر مورد مناقشه است و در برهه ای تاریخ تعریفی ارایه شده اما ظاهرا تکمیل نشده است چون اگر چنین اتفاقی بیافتد احتمالا میتوان بر پایان شعر نقطه ای گذاشت .هرچند که وقتی شما شعری می گویید ممکن است از نظر قالب و ژانر و خیلی چیزهای دیگر قابل تفکیک و دسته بندی باشد اما در نهایت به قول پست مدرنها open endingهست.

شما گفتید زبان مادریتان ترکیست زبان دانشگاهی انگلیسی و زبان رسمی کشور هم که فارسییست .آیا دانستن اینها کمکی به شما میکند و خودش را در شعر نشان میدهد؟

یقینا به نظر من تک فرهنگی و تک زبانه بودن فرد یا جامعه اسیب های وحشتناکی به ما میزند و به نظر من ذهن ما را به شدت ضعیف بار می اورد و افق دید ما را کم می کند.

تصور کنید شما مثلا مسخ کافکا را به زبان اصلی خودش بخوانید یا مثلا شعرهای امیلی دیکنسون یا تی اس الیوت را که البته مقاله ی تحقیقی بنده برای کارشناسی ادبیات انگلیسی در مورد ایشان بوده است

یا مثلا رامیز روشن شاعر باکویی را در نظر بگیرید که جدا شعرهای بسیار قدرتمند ی دارد لذا وقتی من اینها را می خوانم و زندگی می کنم یقینا در دید و بینش ادمی تاثیر شگرفی دارد.

ایا تاثیر پذیری هم اتفاق می افتد؟

بزرگی که الان اسمش یادم نیست می گفت شاعران بد تقلید می کنند و شاعران زرنگ یا خوب می دزدند .راستش من در هیچ کدام از دو دسته نیستم نه شاعر به ان معنا شاید بد باشم که مقلد بشوم و نه ان قدر خوب که بتوانم بدزدم(البته به کسی بر نخورد این حرف این بزرگ کلی جای تاویل دارد) اما یقینا تاثیر خود در لایه های هستی شناسی و نه الزاما کلمات می گذارند .داوینچی میگفت کسی به چشمه دسترسی دارد از کوزه اب نمیخوردیقینا دانستن زبانهای متفاوت امکان خودرن آب از چشمه را فراهم می کند.ضمن اینکه اشنایی با فرهنگ ادبیات و شعر جهانی به ما می اموزد :که هنر نزد جهانیان است و بس و همه سهمی  و دستی دارند حتی سرخ پوستانی که بعدها فهمیدند گنجینه ای از ادبیات و هنر بکر هستند.

در مورد کتاب تازه چاپ شده خود توضیحی بفرمایید؟

راستش بنده چند کتاب اماده چاپ دارم که همین الان که با شما صحبت می کنم یکیش در اختیار یکی از چاپ خانه هاست و یکی دو مورد هم انشالله به زودی اماده می شود .اما در حوزه شعر کرج بنده را به عنوان شاعری کلاسیک سرا می شناختند و شاید بشناسند اما بنده با چاپ این مجموعه شعر سپید خواستم نگاهها را به نوعی عوض کنم(بعد از حضوری تقریبا دو دهه ای) و در این کتاب تلاش کرده ام که در ژانر سپید داشته هایم را عرضه کنم اینکه چقدر موفق بوده باشم یا نه به عهده ی مخاطبان طیف مختلف شعر است هر چند که نظر کلی من اینست که اگر شعر باشد قالب خیلی تعیین کننده نیست اما خب جای بحث در این حوزه بسیار زیاد است چون زبان سرمایه اصلی شعر است و مقوله ای بسیار مهم است.

به عنوان کسی که  حدود دو دهه در شعر کرج حضور دارید نظرتان درباره انجمن های اینچنینی چیست؟

راستش نمی خواهم تعریفی افراطی کنم اما کرج واقعا یکی از قطب های شعر ایران خصوصا غزل وکلاسیک بوده است و راستش دلیل اینکه خیلی از ما در شعر کرج به سمت غزل و رباعی و شعر کلاسیک رفتیم؛ پر رنگ بودن این ژانر در این شهر بوده است تقریبا از بزرگان معاصر اکثرا سر و سیری با شعر کرج داشته اند ،هر چند چیزی که  گاها سکسکه های جدی در حوزه شعر کرده حاشیه هایی بوده است که چندان ربطی هم به ادبیات نداشته است.

کدام نوشته هایتان را بیشتر دوست دارید و هر وقت می شنوید،دوستش دارید؟

در کنار ترجمه های پراکنده و پرداخت به مقوله نقد در حد وسع و نوشتن و پاک کردنهای متعدد نوشته های اصلی من شعر است .  شعرها بخشی از وجود شاعرند و هیچ شاعری  دوست ندارد بخشی از خودش را نادید بگیرد و هر کدام در جای خودشان دوست داشتنی یست .اما مثل همه ی تجربه ها گاهی برخی از شعر ها از نظر خودم متوسط گاهی قوی و گاهی هم ضعیف است که خب یقینا احساس من هم نسبت به هر کدام از اینها متفاوت است ولی درکل شعرها کودکان شاعرند که برای هر کدام زحمت به خصوص خود را کشیده است.

در میان نویسندگان گذشته و معاصر با کدامشان بیشتر ارتباط برقرار کردید؟

خیلی سخت است انتخاب از میان اینهمه بزرگان شما اگر بخواهید انتخاب کنید مجبورید که بقیه را فاکتور بگیرید و این ظلم بزرگیست مثلا تصور کنید که حافظ شیراز از شهر خودش خارج نشده اما ببینید قدرت تخیل این انسان را که به نوعی جهانی شده است.یا مثلا در ادبیات ترکی یا انگلیسی که بنده با انها هم سرکاری دارم واقعا انتخاب سخت است مثلا به جان کیتس فکر میکنم که عجوبه ای درجوانی بود رابرت فراست جا می ماندبه ناظیم حکمت و یا شهریار در ترکی فکر میکنم رامیز روشن راسیم کاراجا .یوسوف حایال اوغلی از قلم می افتد

درآمد نویسندگی چگونه است ؟ آیا گذران یک زندگی است؟

بنده در امدم از راه هنر نیست و کمتر کسی را حداقل در وطن خودم دیدم که در این ساحه بخواهد به درامدی انچنانی دست یابد مگر در مواقعی نادر ممکن است . درست است  اکثر اینها متاسفانه فیش حقوقی ندارند که بشود رسانه ای کرد اما از سبک و سایق زندگی می شود  فهمید که به قول شاعر علیرضا حسینی اکثرا  تکه ای نان سرباز گمشده ی شطرنجیم.

اگر کسی بخواهد مثل شما نویسندگی کند و ذوق هنری نداشته باشد،آیا می تواند؟

ما در ترکی ضرب المثلی داریم که معنای فارسیش  اینست که با ریختن اب در چاله ای یا جایی چشمه درست نمی شود لذا امکان ندارد بدون ذوق و قریحه در این وادی قدم گذاشت نمونه های زیادی هم داشتیم که پا گذاشتند اما نشد.هانس گئورگ گادامر میگفت دوست دارم ادیب باشم تا فیلسوف و شاید با ان اعتبار جهانی اگر در این وادی قدم می گذاشت به مراتب بهتر از من و خیلیها بود اما خط قرمز خود را میدانست .کسی میتواند بخت خود را ازمایش کند اما الزاما این به معنای باز شدن بخت نیست و اگر هم باز شود یقینا به معنای خوشبخت و عاقبت به خیر شدن در این ساحه نیست.دنیای هنر ترکیبی از  دهها پارادوکس است که گاهی حتی با داشتن تمامی ایتمها ممکن است روزی به این نتیجه برسی که همان بهتر کنار بروی و بیخیال قیل و قالها بشوی .

رابطه شعر و جهان امروزی ما چیست و آیاشعر میتواند تاثیری در جهان ما ایجاد کند؟

زمانی که محمد علی کلی فوت کرد یک رسانه ای حرف جالبی زد و گفت :محمد علی کلی به بهتر شدن جهان کمک کرده است می خواهم بگویم وقتی مشت زدن (البته اگر پشت این مشت انسان ایستاده باشد) به بهتر شدن جهان کمک می کند یقینا شما با مطالعه ای گذرا به راحتی میتوانید این تقابل و رابطه شعر و تاثیر ان بر جهان پیراموان را حس کنید البته شعر و ادبیات هم بر جهان تاثیر گذاشته و هم از ان تاثیر پذیرفته .شما به نحله های هنری و سبکهای بعد از دو جنگ ویرانگر جهانی نگاه کنید وچقدر بروی جهان شاعران تاثیر گذاشته  از دادایسم تا سورئالیسم  و بالعکس تلاش شاعران و هنرمندان را در دوره های مختلف بر علیه جنگ ..ویرانی  استبداد و مبارزه انها از  تبعید و زندانی شدنها و…یقینا دوخته شدن لبهای فرخی یزدی و کنده شدن پوست نسیمی و شلیک به مغز میرزاده عشقی شاعر نمونه هایی از این مبارزه و تاثیر گذاریست وگرنه اگر تاثیری نداشتند کسی کاری به کارشان نداشت

نظرتان در مورد تنوع فرهنگی اقوام مختلف خصوصا در شهر کرج چیست؟

من به شدت موافق این تنوع فرهنگی هستم و از ان دفاع می کنم و معتقدم باید بسترهای لازم برای حضور همه ی زبانها و فرهنگها و اقوام و ملتها ایجاد شود این موضوع به قویتر شدن ادبیات ما و فرهنگ اجتماعی ما کمک می کند .نادیده گرفتن بخشی از جامعه به بهانه های مختلف به نفع هیچ گروه و یا حزب و طیفی نیست.

صحبت پایانی تان را بفرمایید؟

راستش خودتان بهتر میدانید که بسیاری از حرفها و صحبتها در مصاحبه ها نا تمام می ماند اما چند نکته را بگویم :خیلی  از انسانها تصور می کنند شاعران مثل پر پروانه نازک و نارنجی هستند میخواستم بگویم ممکن است در احساسات و عواطف شاعران کمی بالاتر باشد اما این در احساسات در امیختگی با جهانی به نامی هنر تبدیل به چیزی می شود که حضرت حافظ می گوید:آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند .لذا عواطف و احساسات شاعرانه مثل خیلی از هیجانات آنی و گاها غیر ضروری چیزی دور ریزی نیست بلکه خمیر مایه ی خلاقیت است.هرچند که شعر تلفیقی از خیلی چیزهاست و فقط احساس صرف نیست چون احساس صرف را خیلی ها دارند اما شاعر نیستند ما هم مثل بقیه زندگی می کنیم با دهها مشکل، اشکها و خنده ها و لبخند ها ولی به نظر تنها چیزی که انسانها و خصوصا هنرمندان را با بقیه متفاوتر می کند نه نوع پوشش یا کلا کج گذاشتن و یا سیگار برگ کشیدنشان است نه چیز دیگر تنها تفاوتشان علاوه بر داشتن ذوق و قریحه و ….داشتن دیدی متفاوت به زندگیست .هر لحه هزاران اتفاق در جهان می افتد که خیلی از کنارشان به اسانی رد می شوند اما وقتی شما دید هستی شناسانه به جهان داشته باشی یقینا میتوانی از کوچکترین اتفاقات پیرامون به شعری بزرگ دست پیدا کنی.

 

انتهای پیام/رض

,

به عنوان اولین سوال و طبق روال همیشه ابتدا خودتان را معرفی کنید و مختصری از سوابق کاری تان بفرمایید؟

, به عنوان اولین سوال و طبق روال همیشه ابتدا خودتان را معرفی کنید و مختصری از سوابق کاری تان بفرمایید؟,

من یه نیمچه بیوگرافی طنزی در اول کتاب “رودخانه ای در آپارتمان شماره دوازده” نوشته ام ولی در کل به بقول بیژن نجدی به طرز غم انگیزی محمد رضا امیری هستم و تازه سه چهار ماهیست که وارد دوران چل چلی شده ایم که البته دیدیم کلا سر کاری است .سالها پیش یک مدرک کارشناسی زبان انگلیسی گرفتیم که یک زمانی می شد باهاش پز داد ولی الان دیگه جواب نمی دهد و اصالتا اذربایجانی هستم و خوب این هم به نوبه خودش خوشبختی بزرگی است که با زبان و ادبیات و فرهنگ مادری نیز سر و کاری نسبتا جدی دارم.از سال هفتاد و هفت در انجمن شعر کرج حضور دارم و مشغول تلمذ هستیم همچنان هم در کنار دوستان و هم به تنهایی …که بیشتر حدیث نفس است.

,

فرمودید به طرز غم انگیزی ،چرا غم انگیز؟

, فرمودید به طرز غم انگیزی ،چرا غم انگیز؟,

اینم دنیایی است که به ما رسیده دیگه گاها می گویند و یا می پرسند که چرا شاعران اکثرا افسرده یا شکست خورده و یا نا امید و…هستند من درجواب می گویم هیچ آماری تا به حال چنین چیزی را ثبت نکرده که مثلا تعداد خودکشی در هنرمندان بیشتراست تا مثلا فلان طیف  کاری یا بیکاری  یا فلان طیف اجتماعی اما به قول ژان پل سارتر شاعر راوی شکستهاست و اینرا در کتاب ادبیات چیست خودش به خوبی توضیح داده که چرا.

,

وقتی بسیاری ازسیاست مدارن جهان را با زیر سیگاری اشتباه می گیرند شاعر مجبور است از جهانی سوخته حرف بزند وگرنه ما بدمان نمی آید جهان پیرامونمان مثل جهان شعر قدما پر از گل و بلبل باشد و تنها مشکل باقی مانده رسیدن مجنون به لیلی.

,

از دنیای نویسندگی تان بفرمایید؟ از چند سالگی نویسندگی را شروع کردید؟ چگونه این استعداد را کشف کردید؟

, از دنیای نویسندگی تان بفرمایید؟ از چند سالگی نویسندگی را شروع کردید؟ چگونه این استعداد را کشف کردید؟,

راستش اگر خیلی چیزیها اکتسابی باشد یقینا هنر پر قنداقیست که البته در کنار این جوشش کوشش نیز به طور مداوم و جدی لازم است و گرنه انهم خیلی زود خواهد خشکید.یادم است من بچه بودم احساس می کردم کشش خاصی به اهنگین کردن هر چیزی داشتم از اسم بگو تا  اتفاقات دیگر مثلا دوم راهنمایی بودیم و ما تو فوتبال باخته بودیم و من برای این باخت شعری گفته بودم.

,

آیا شما تعریفی خاص از شعر دارید؟

, آیا شما تعریفی خاص از شعر دارید؟,

ما دیگه بی خیال شدیم والله از زمان ارسطو تا الان و بعد از  گذشت قرنها و هزاره ها هنوز تعریف شعر مورد مناقشه است و در برهه ای تاریخ تعریفی ارایه شده اما ظاهرا تکمیل نشده است چون اگر چنین اتفاقی بیافتد احتمالا میتوان بر پایان شعر نقطه ای گذاشت .هرچند که وقتی شما شعری می گویید ممکن است از نظر قالب و ژانر و خیلی چیزهای دیگر قابل تفکیک و دسته بندی باشد اما در نهایت به قول پست مدرنها open endingهست.

,

شما گفتید زبان مادریتان ترکیست زبان دانشگاهی انگلیسی و زبان رسمی کشور هم که فارسییست .آیا دانستن اینها کمکی به شما میکند و خودش را در شعر نشان میدهد؟

,

یقینا به نظر من تک فرهنگی و تک زبانه بودن فرد یا جامعه اسیب های وحشتناکی به ما میزند و به نظر من ذهن ما را به شدت ضعیف بار می اورد و افق دید ما را کم می کند.

,

تصور کنید شما مثلا مسخ کافکا را به زبان اصلی خودش بخوانید یا مثلا شعرهای امیلی دیکنسون یا تی اس الیوت را که البته مقاله ی تحقیقی بنده برای کارشناسی ادبیات انگلیسی در مورد ایشان بوده است

,

یا مثلا رامیز روشن شاعر باکویی را در نظر بگیرید که جدا شعرهای بسیار قدرتمند ی دارد لذا وقتی من اینها را می خوانم و زندگی می کنم یقینا در دید و بینش ادمی تاثیر شگرفی دارد.

,

ایا تاثیر پذیری هم اتفاق می افتد؟

, ایا تاثیر پذیری هم اتفاق می افتد؟,

بزرگی که الان اسمش یادم نیست می گفت شاعران بد تقلید می کنند و شاعران زرنگ یا خوب می دزدند .راستش من در هیچ کدام از دو دسته نیستم نه شاعر به ان معنا شاید بد باشم که مقلد بشوم و نه ان قدر خوب که بتوانم بدزدم(البته به کسی بر نخورد این حرف این بزرگ کلی جای تاویل دارد) اما یقینا تاثیر خود در لایه های هستی شناسی و نه الزاما کلمات می گذارند .داوینچی میگفت کسی به چشمه دسترسی دارد از کوزه اب نمیخوردیقینا دانستن زبانهای متفاوت امکان خودرن آب از چشمه را فراهم می کند.ضمن اینکه اشنایی با فرهنگ ادبیات و شعر جهانی به ما می اموزد :که هنر نزد جهانیان است و بس و همه سهمی  و دستی دارند حتی سرخ پوستانی که بعدها فهمیدند گنجینه ای از ادبیات و هنر بکر هستند.

,

در مورد کتاب تازه چاپ شده خود توضیحی بفرمایید؟

, در مورد کتاب تازه چاپ شده خود توضیحی بفرمایید؟,

راستش بنده چند کتاب اماده چاپ دارم که همین الان که با شما صحبت می کنم یکیش در اختیار یکی از چاپ خانه هاست و یکی دو مورد هم انشالله به زودی اماده می شود .اما در حوزه شعر کرج بنده را به عنوان شاعری کلاسیک سرا می شناختند و شاید بشناسند اما بنده با چاپ این مجموعه شعر سپید خواستم نگاهها را به نوعی عوض کنم(بعد از حضوری تقریبا دو دهه ای) و در این کتاب تلاش کرده ام که در ژانر سپید داشته هایم را عرضه کنم اینکه چقدر موفق بوده باشم یا نه به عهده ی مخاطبان طیف مختلف شعر است هر چند که نظر کلی من اینست که اگر شعر باشد قالب خیلی تعیین کننده نیست اما خب جای بحث در این حوزه بسیار زیاد است چون زبان سرمایه اصلی شعر است و مقوله ای بسیار مهم است.

,

به عنوان کسی که  حدود دو دهه در شعر کرج حضور دارید نظرتان درباره انجمن های اینچنینی چیست؟

, به عنوان کسی که  حدود دو دهه در شعر کرج حضور دارید نظرتان درباره انجمن های اینچنینی چیست؟,

راستش نمی خواهم تعریفی افراطی کنم اما کرج واقعا یکی از قطب های شعر ایران خصوصا غزل وکلاسیک بوده است و راستش دلیل اینکه خیلی از ما در شعر کرج به سمت غزل و رباعی و شعر کلاسیک رفتیم؛ پر رنگ بودن این ژانر در این شهر بوده است تقریبا از بزرگان معاصر اکثرا سر و سیری با شعر کرج داشته اند ،هر چند چیزی که  گاها سکسکه های جدی در حوزه شعر کرده حاشیه هایی بوده است که چندان ربطی هم به ادبیات نداشته است.

,

کدام نوشته هایتان را بیشتر دوست دارید و هر وقت می شنوید،دوستش دارید؟

, کدام نوشته هایتان را بیشتر دوست دارید و هر وقت می شنوید،دوستش دارید؟,

در کنار ترجمه های پراکنده و پرداخت به مقوله نقد در حد وسع و نوشتن و پاک کردنهای متعدد نوشته های اصلی من شعر است .  شعرها بخشی از وجود شاعرند و هیچ شاعری  دوست ندارد بخشی از خودش را نادید بگیرد و هر کدام در جای خودشان دوست داشتنی یست .اما مثل همه ی تجربه ها گاهی برخی از شعر ها از نظر خودم متوسط گاهی قوی و گاهی هم ضعیف است که خب یقینا احساس من هم نسبت به هر کدام از اینها متفاوت است ولی درکل شعرها کودکان شاعرند که برای هر کدام زحمت به خصوص خود را کشیده است.

,

در میان نویسندگان گذشته و معاصر با کدامشان بیشتر ارتباط برقرار کردید؟

, در میان نویسندگان گذشته و معاصر با کدامشان بیشتر ارتباط برقرار کردید؟,

خیلی سخت است انتخاب از میان اینهمه بزرگان شما اگر بخواهید انتخاب کنید مجبورید که بقیه را فاکتور بگیرید و این ظلم بزرگیست مثلا تصور کنید که حافظ شیراز از شهر خودش خارج نشده اما ببینید قدرت تخیل این انسان را که به نوعی جهانی شده است.یا مثلا در ادبیات ترکی یا انگلیسی که بنده با انها هم سرکاری دارم واقعا انتخاب سخت است مثلا به جان کیتس فکر میکنم که عجوبه ای درجوانی بود رابرت فراست جا می ماندبه ناظیم حکمت و یا شهریار در ترکی فکر میکنم رامیز روشن راسیم کاراجا .یوسوف حایال اوغلی از قلم می افتد

,

درآمد نویسندگی چگونه است ؟ آیا گذران یک زندگی است؟

, درآمد نویسندگی چگونه است ؟ آیا گذران یک زندگی است؟,

بنده در امدم از راه هنر نیست و کمتر کسی را حداقل در وطن خودم دیدم که در این ساحه بخواهد به درامدی انچنانی دست یابد مگر در مواقعی نادر ممکن است . درست است  اکثر اینها متاسفانه فیش حقوقی ندارند که بشود رسانه ای کرد اما از سبک و سایق زندگی می شود  فهمید که به قول شاعر علیرضا حسینی اکثرا  تکه ای نان سرباز گمشده ی شطرنجیم.

,

اگر کسی بخواهد مثل شما نویسندگی کند و ذوق هنری نداشته باشد،آیا می تواند؟

, اگر کسی بخواهد مثل شما نویسندگی کند و ذوق هنری نداشته باشد،آیا می تواند؟,

ما در ترکی ضرب المثلی داریم که معنای فارسیش  اینست که با ریختن اب در چاله ای یا جایی چشمه درست نمی شود لذا امکان ندارد بدون ذوق و قریحه در این وادی قدم گذاشت نمونه های زیادی هم داشتیم که پا گذاشتند اما نشد.هانس گئورگ گادامر میگفت دوست دارم ادیب باشم تا فیلسوف و شاید با ان اعتبار جهانی اگر در این وادی قدم می گذاشت به مراتب بهتر از من و خیلیها بود اما خط قرمز خود را میدانست .کسی میتواند بخت خود را ازمایش کند اما الزاما این به معنای باز شدن بخت نیست و اگر هم باز شود یقینا به معنای خوشبخت و عاقبت به خیر شدن در این ساحه نیست.دنیای هنر ترکیبی از  دهها پارادوکس است که گاهی حتی با داشتن تمامی ایتمها ممکن است روزی به این نتیجه برسی که همان بهتر کنار بروی و بیخیال قیل و قالها بشوی .

,

رابطه شعر و جهان امروزی ما چیست و آیاشعر میتواند تاثیری در جهان ما ایجاد کند؟

, رابطه شعر و جهان امروزی ما چیست و آیاشعر میتواند تاثیری در جهان ما ایجاد کند؟,

زمانی که محمد علی کلی فوت کرد یک رسانه ای حرف جالبی زد و گفت :محمد علی کلی به بهتر شدن جهان کمک کرده است می خواهم بگویم وقتی مشت زدن (البته اگر پشت این مشت انسان ایستاده باشد) به بهتر شدن جهان کمک می کند یقینا شما با مطالعه ای گذرا به راحتی میتوانید این تقابل و رابطه شعر و تاثیر ان بر جهان پیراموان را حس کنید البته شعر و ادبیات هم بر جهان تاثیر گذاشته و هم از ان تاثیر پذیرفته .شما به نحله های هنری و سبکهای بعد از دو جنگ ویرانگر جهانی نگاه کنید وچقدر بروی جهان شاعران تاثیر گذاشته  از دادایسم تا سورئالیسم  و بالعکس تلاش شاعران و هنرمندان را در دوره های مختلف بر علیه جنگ ..ویرانی  استبداد و مبارزه انها از  تبعید و زندانی شدنها و…یقینا دوخته شدن لبهای فرخی یزدی و کنده شدن پوست نسیمی و شلیک به مغز میرزاده عشقی شاعر نمونه هایی از این مبارزه و تاثیر گذاریست وگرنه اگر تاثیری نداشتند کسی کاری به کارشان نداشت

,

نظرتان در مورد تنوع فرهنگی اقوام مختلف خصوصا در شهر کرج چیست؟

, نظرتان در مورد تنوع فرهنگی اقوام مختلف خصوصا در شهر کرج چیست؟,

من به شدت موافق این تنوع فرهنگی هستم و از ان دفاع می کنم و معتقدم باید بسترهای لازم برای حضور همه ی زبانها و فرهنگها و اقوام و ملتها ایجاد شود این موضوع به قویتر شدن ادبیات ما و فرهنگ اجتماعی ما کمک می کند .نادیده گرفتن بخشی از جامعه به بهانه های مختلف به نفع هیچ گروه و یا حزب و طیفی نیست.

,

صحبت پایانی تان را بفرمایید؟

, صحبت پایانی تان را بفرمایید؟,

راستش خودتان بهتر میدانید که بسیاری از حرفها و صحبتها در مصاحبه ها نا تمام می ماند اما چند نکته را بگویم :خیلی  از انسانها تصور می کنند شاعران مثل پر پروانه نازک و نارنجی هستند میخواستم بگویم ممکن است در احساسات و عواطف شاعران کمی بالاتر باشد اما این در احساسات در امیختگی با جهانی به نامی هنر تبدیل به چیزی می شود که حضرت حافظ می گوید:آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند .لذا عواطف و احساسات شاعرانه مثل خیلی از هیجانات آنی و گاها غیر ضروری چیزی دور ریزی نیست بلکه خمیر مایه ی خلاقیت است.هرچند که شعر تلفیقی از خیلی چیزهاست و فقط احساس صرف نیست چون احساس صرف را خیلی ها دارند اما شاعر نیستند ما هم مثل بقیه زندگی می کنیم با دهها مشکل، اشکها و خنده ها و لبخند ها ولی به نظر تنها چیزی که انسانها و خصوصا هنرمندان را با بقیه متفاوتر می کند نه نوع پوشش یا کلا کج گذاشتن و یا سیگار برگ کشیدنشان است نه چیز دیگر تنها تفاوتشان علاوه بر داشتن ذوق و قریحه و ….داشتن دیدی متفاوت به زندگیست .هر لحه هزاران اتفاق در جهان می افتد که خیلی از کنارشان به اسانی رد می شوند اما وقتی شما دید هستی شناسانه به جهان داشته باشی یقینا میتوانی از کوچکترین اتفاقات پیرامون به شعری بزرگ دست پیدا کنی.

,

 

,

انتهای پیام/رض

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه