یادداشت/

زنجیره خطاها، از جشن حافظ و مقاله یالثارات، تا واکنش شهاب حسینی و ...

زنجیره خطاها، از جشن حافظ و مقاله یالثارات، تا واکنش شهاب حسینی و ...
شهاب حسینی عزیز؛ «شهاب» ها گرچه پر شتاب و پرشعله اند و نورافشان، اما عمرشان به کوتاهی یک «لحظه»است.پس ، تو «حسینی» بمان که هر که با فرزند فاطمه(س) همپیمان شد «ابدی» شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ چندی پیش بدنبال برگزاری جشنواره حافظ، مقاله ای در هفته نامه یالثارات در نقد این مراسم به چاپ رسید که موجب واکنشهای متفاوتی از سوی اقشار گوناگون جامعه شد.قابل تأمل ترین واکنش به مقاله ، نوشته کوتاه جناب شهاب حسینی بازیگر مشهور سینمای ایران بود که در صفحه اجتماعی خود به اشتراک گذاشت. در این باره ، مطلبی خطاب به این هنرمند بدست ما رسیده است که موضوع را از زاویه ای دیگر مورد بررسی قرار داده که از نظر میگذرد :

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

,

هنرمند سرزمینم ، جناب شهاب حسینی ! سلام

, هنرمند سرزمینم ، جناب شهاب حسینی ! سلام,

هم مطلب گزنده هفته نامه یالثارات را از نظر گذراندم و هم نوشته  تند و غیض آلود شما را.

,

یقین دارم درخواستتان از گردانندگان هفته نامه به انصراف از روزنامه نویسی و توصیه به آنان برای  پیوستن به جریان تکفیری داعش،باور قلبی تان نبود. هم شما و هم آنان متعلق به همین آب و خاکید. مردم این سرزمین هنرپرور، هم نیازمند «قلب آسمانی»هنرمندانند و هم «قلم عفیف» جوانان پرشور. باید آستینهای همت و غیرت را بالا زده و بیرق کینه ورزی را پایین کشید تا از رهگذر آن بتوان فرش زربفت تمدن «اسلامی – ایرانی»  را یک بار دیگر با تاری از لطافت هنرمندان و پودی از صلابت حماسه آفرینان به هم بافت.

,

این نگارنده بر غیرت ورزی تان صد آفرین می گوید که این چنین رگ تعصب جنباندید و از حریم خود دفاع کردید. در مجلسی گفته بودیدکه آرزو دارید پیش از مرگ، اثری در باره حسین بن علی(ع)بسازید. پس یادتان نرود حتما در فیلمتان گوشه چشمی هم به حریم داری آن سرور شهیدان بیفکنید .همان امامی که با چینش معنا دار خیمه های اصحاب ، بنی هاشم و محارم خود ، شیوه ناموس داری را به زیباترین شکل ممکن ، آن هم در بحبوحه رزم و پیکار به نمایش در آورد .

,

در نوشته  خود خطاب به گردانندگان هفته نامهاز قداست حریم هنرمندان سخن به میان آورده و اهالی هنر را محبوب دل مردم معرفی کرده بودید. همین طور است که می گویید ، البته به شرط ها ! و آن اینکه هنر ، زبان گویای «فطرت» باشد نه پژواک فریبای «نفس» !

,

گفته بودید دستهای گردانندگان هفته نامه،  شایسته حرمت قلم نیستند و بهتر است آنان برای آوردن نام هنر و هنرمندان بر زبان ، دهانشان را آب بکشند و از اظهار نظر در باره محبوبین دل مردم خودداری کنند.نمی دانم این آب کشیدن، تنها وظیفه همین چند جوان  روزنامه نگار است یا اینکه باید فراتر از آن رفت و همگان را از رجال سیاسی گرفته تا مردان دین و دانش ، بویژه هنرمندان جامعه را نیز به آب کشیدن دهان ، و بلکه بالاتر از آن ، به تطهیر ذهن و زبان و رفتار فرا خواند!

,

اگر هنر مقدس است که هست و اگر هنرمند شایسته ستایش است که حتما هست، نباید فراموش کرد هیچ کسی شایسته تر از اهل هنر ، قادر به حراست از حریم و آبروی هنرمندان نیست.بهتر از همه میدانید که اصحاب هنر به دلیلتوان نفوذشان  به عوالم« وهم » و «خیال» و« احساس» مخاطب،قادر به تولید هنجارهای قدرتمند اجتماعی اند !و حتما مطلعید که جمعی از همین مردم سرزمینمان خواسته یا ناخواسته به دلیل ارادتی که به هنرمندان پیدا میکنند دوست دارند از طریق «همذات پنداری» به آب و رنگ آنان درآیند.خوب بحثی نیست، چه فرصتی از این بهتر.پرسش این استکه آیا این اقبال مردمی نسبت به هنرمندان،  وظیفه آنان را سنگین تر نمی کند؟ مقوله هنر ، همچون تیغ دو دمی است که اگر در کف هنرمند مهذب بنشیند هاله ای از قداست بر گرد او خواهد تنید و الا... (بگذریم).بگذارید کمی به عقب باز گردیم.دوست دارم با هم مروری بر یک برگ سیاه از تاریخ هنر غیرمتعهد داشته باشیم.

,

در شهریور 1356 (یعنی دوران سه یا چهارسالگی تان )مقارن با ایام ماه مبارک رمضان، شهر شیراز شاهد یکی از شرم آورترین وقایع هنری در تاریخ ایران بود که توسط حکومت شاه تحت عنوان «جشن هنر» بر پا شد.  به  گفته  ویلیام شوکراس خبرنگار و نویسنده انگلیسی این واقعه «یک هتک ناموس تمام عیار»میان هنرپیشگان زن و مرد بود.مهمانانی که از آمریکا و کشورهای اروپایی به جشن هنر شیراز  دعوت شده بودند عمدتا از میان زنان بدنام ، رقاصه ها ، موسیقی دانان و خوانندگان و بازیگران غیر اخلاقی سینماهای غربی بودند.نقل فضای حاکم بر این جشن بظاهر هنری از زبان آخرین سفیر انگلستان یعنی آنتونی پارسونز شنیدنی است :

,

 

,

"....یکی از صحنه های نمایشی که در پیاده رو اجرا میشد تجاوز به عنف بود........

,

طوفان اعتراضی که علیه این نمایش برخاست به مطبوعات و تلویزیون هم رسید.من بخاطر دارم که این موضوع را با شاه در میان گذاشتم و به او گفتم اگر چنین نمایشی بطور مثال در شهر منچستر انگلیس اجرا میشد کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم بدر نمی بردند. شاه مدتی خندید و چیزی نگفت."(1)

,

 

,

بگذارید صریحتر بگویم، اسلامی شدن هنرمندان پیش کش!کمترین انتظار جامعه ازاین عزیزاناین است که در برخی از نشست و برخاستهای خود ،لا اقلبه ارزشهای فاخر بر آمده از فرهنگ ایرانی متعهد باشند.همان ایرانی که قرون متمادی است نقوشزنان و مردان نجیبش بر سینه سنگنوشته ها بر جای مانده و همواره بیگانگان را به کرنش و تعظیم در برابر خود فرا خوانده است.امیدوارم بپذیرید که ظواهر برخی از هنرمندان محترم در مجامع عمومی نه تنها با هنجارهای دینی و ملی همخوانی ندارد بلکه با برخی از استانداردهای جوامع غربی نیز ناسازگاراست.ادا و اطوار برخی اهالی هنر، آنچنان غریب و ناآشناست که حتی صدای پیش کسوت ارزشمند عالم هنر، جناب داریوش ارجمند را در آورده است. وی در باره فرم گرایی می گوید :

,

"این فرم، فرم ما نیست، فرم تحمیلی به ماست. در حال حاضر محتوا فراموش شده است. من نمی گویم فرم بد است، ما خودمان فرم گرایان بزرگی داریم اما تحمیل فرم کار درستی نیست. این لباس هایی که بعضی هنرمندان می پوشند نمونه واضحی از همین فرم گرایی است. گاهی برایم سوال پیش می آید که اصلاً بعضی چطور پایشان داخل این شلوار ها می رود؟.... ما باید بیش از پیش به فکر فرهنگ و بازگرداندن اخلاق به هنرمان باشیم. اخلاقی که با یک نگاه درست می توانیم از فرهنگ ایرانی اسلامی خودمان برداشت کنیم. امیرالمومنین نماد واضح و کامل اخلاق گرایی است. پدر می خواهی علی، شوهر می خواهی علی، چگونه فرزند بودن را بخواهی علی... امام علی (ع) در تمامی زمینه ها بهترین الگو برای ماست.......روزگار خوبی بر هنر نمی گذرد.در این روزگار با زیاده طلبی و حرص زدن برخی، هنر هر روز بدتر می شود."

, .,

یادمان نرود چنانچه کلمه ناروایی همچون(....) بتواند طوفانی از خشم را در قلب عزیزی چون شما  به پا کندباید کمی انصاف دهید که رفتار خارج از عرف برخی هنرمندان نیز بتواند آتشی ازنگرانی را در جان جوانان پرشور مشتعل کند.

,

جناب شهاب عزیز!

,

بهتر است در وانفسای روزگاری که از یک سوغارتگران نفوذی و نجومی ،نرم و بی صدا مشغول چپاول بیت المال این ملتند و از دیگر سو گرگهای گرسنه در آنسوی مرزها با زوزه های هراس انگیز، خود را برای یورش به سرزمین پاکمان آماده میکنند کمی به خود آییم و به حرمت هنرمندان عرصه های رزم و شهادت یعنی «بابایی»ها و «بابا رجب»ها که لحظه لحظه آسایشمان را مدیون گذشت و فداکاری آنانیم ، دست از هر گونه نفرت پراکنی برداریم.«عقلانیت »، «معنویت» و «عدالت»سه پرچمعرشی اند  که بایدبه دست توانمند شما هنرمندان عزیز و جوانان سرفراز و شورآفرین، بر بام سرای تمدن مان  به اهتزاز در آیند.پس دیگر درنگ جایز نیست.همگان باید با پرهیز از هر گونه حاشیه سازیو هدر بردن نیرو ،قوای خود را بر این سه عنصر بنیادین متمرکز کرده و در بسط و گسترش آنها از هیچ تلاشی دریغ نورزند .

,

 

,

 

,

 

,

هنرمند غیورم! شهاب حسینی عزیز!

,

«شهاب» ها گرچه پر شتاب و پرشعله اند و نورافشان، اما عمرشان به کوتاهی  یک «لحظه»است.پس ، تو «حسینی» بمان که هر که با فرزند فاطمه(س) همپیمان شد «ابدی» شد.

,

قلندران  حقیقت  به نیم جو نخرند          قبای اطلس آنکس که عاری از هنر است

,

 ارادتمند  توسلیان

,

پی نویس

,
  1. برای اطلاعات بیشتر به کتاب غرور و سقوط ، نوشته آنتونی پارسونز مراجعه شود.
,
  • برای اطلاعات بیشتر به کتاب غرور و سقوط ، نوشته آنتونی پارسونز مراجعه شود.
  • ,

     

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه