معرکه گیری پیرمرد،برای یک لقمه نان
پیرمرد با پاره کردن زنجیر نان در می آورد و بعضی از مدیران ،زنجیر را به دور مردم می پیچند تا نان در آورند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از خبرنگار زنگ خبر ؛ دیروزبعد از ظهر در مجتمع تفریحی گردشگری گرداب بن جمعیت زیادی حضور داشتند که برای استراحت و استفاده از صفای طبیعت چند ساعتی رو در کنارخانواده هایشان شاد و بدون دغدغه های کاریشان باشند.
توی اون شلوغی و با وجود دست فروش ها و کاسب ها و خریدار ها صدای یه بلند گوی دستی توجه همه رو جلب کرد.
صدای بلند شده از بلندگوی دستی و تجمع مردم در اطراف صاحب صدا توجه هر شنوده ای را جلب می کرد،رفتم نزدیک تر تا دلیل حضور جمعیت در این مکان را جویا شده و جوابی به صدای کنجکاوی درونی خودم پیدا کنم.
علت تجمع را از مردم جویا می شوم، می گویند پهلوان معرکه گرفته و قصد دارد پهلوانی خود را به رخ بکشد و هنوز هم در قرن 21 می شود از اعتقادات مردم نان در آورد ،و مردم به دور از دغدغه های روزانه به تماشای فردی نشسته اند تا پهلوانی اش را به رخ بکشد، اما کسی نگفت که پهلوانی به رخ کشیدن نیست، راه و رسم و مرام پهلوانی جوانمردی دستگیری است
.
پهلوان میانسال نوید پاره کردن زنجیر را به مردم می داد ، فعلا چیزی برای تماشاگرانش عرضه نکرده اما با خواندن اشعاری مردم را به ذکر صلوات ترغیب می کرد تا ابزار کار خود را آماده و نمایش را به صورت رسمی آغاز کند
رهایی از قید زنجیر
پاره کردن زنجیر یکی از بخش های جذاب نمایش پهلوان بود،زنجیر را سه دور به دور بازوهای پهلوان پیچیدند و قفلی به سر و تهش زدند. سپس پهلوان همه زورش را در بازوهایش جمع کرد تا از قید زنجیر آزاد شود .
برای آن که هیجان مراسم بالا برود ماجرای پاره کردن زنجیر را چند دقیقه ای طول داد. اول پهلوان کلی زور زد و جوری وانمود می کرد که نمی تواند از عهده این کار برآید. یکی دو نفری شاید از دوستان پهلوان پیشقدم می شدند تا پهلوان را منصرف کنند، اما پهلوان به عشق مردم به کارش ادامه می داد و در نهایت زنجیر پاره شد و مردم با جیغ و دست و هورا پهلوان را تشویق می کردند.
گاهی شاگرد پهلوان کیسه ای را بین جمعیت می چرخاند و از مردم می خواهد داخلش پول بیندازند و گاهی هم کیسه را در وسط میدان می گذارند تا هر کس می خواهد شخصا بیاید و انعام پهلوان را بدهد. پهلوان پشت میکروفن می گفت: «اگه مسلمونی بیا وسط درد بازوی من غریب رو ساکت کن. انگاری آهن داغ روی بدن من گذاشتن.» او بازوی سرخ شده اش را به همه نشان می دهد تا دل ها به درد بیاید و اشک ها و پول ها سرازیر شود
بعضی ها نانشان در پاره کردن زنجیره است و بعضیا پولشان از پارو بالا میرود،پهلوان فیش حقوقی و حقوق نجومی نداشت، حتی به ظاهر رگ دستش هم پاره شد و خون از دستش روان شد،و با هر زحمتی بود سعی میکرد احساسات مردم رو برانگیخته کنه تا مردم پول بیشتری بدن .
راستی پهلون فیش حقوقی تو چنده؟؟؟
بیچاره پهلوان در آن گرما این همه تلاش کرد و زنجیره رو پاره کرد نمیدانم که آیا زنجیر دست کاری شده ، ،چشم بندی، آیا واقعیت داره ؟؟؟
اما این رو میدونم که هنوز هم افرادی در این آب و خاک هستند که برایشان نان در آوردن سخت و طاقت فرساست.
و افرادی هم هستن که یه حق ماموریتشان صدها میلون تومان است...
پهلوان خدا را شکر می کرد که پولی حلال و حاصل کار کردن شبانه روزاش را بر سر سفره می برد.
این حرفها و کارهای پهلوان من را به یاد پهلوانان و قهرمانان دفاع مقدس انداخت که شهید" عالی "یک نمونه از این پهلوانان بود که نامه نوشته بود به کارگزینی سپاه:
,
,
,
,
,
,
, .,
,
,
, رهایی از قید زنجیر ,
, .,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, بیچاره پهلوان در آن گرما این همه تلاش کرد و زنجیره رو پاره کرد نمیدانم که آیا زنجیر دست کاری شده ، ،چشم بندی، آیا واقعیت داره ؟؟؟,
, اما این رو میدونم که هنوز هم افرادی در این آب و خاک هستند که برایشان نان در آوردن سخت و طاقت فرساست.,
,
, و افرادی هم هستن که یه حق ماموریتشان صدها میلون تومان است...,
,
, پهلوان خدا را شکر می کرد که پولی حلال و حاصل کار کردن شبانه روزاش را بر سر سفره می برد.,
,
, این حرفها و کارهای پهلوان من را به یاد پهلوانان و قهرمانان دفاع مقدس انداخت که شهید" عالی "یک نمونه از این پهلوانان بود که, نامه نوشته بود به کارگزینی سپاه:,
,
از : پاسدار عملیات ذبیح الله عالی
به : کارگزینی سپاه ساری
موضوع : کسر کردن حقوق ماهیانه
محترماً به عرض میرسانم چون اینجانب دارای چهار هکتار زمین زراعتی آبی و خشکه هستم و درآمد زیادی دارم و همین طور به خاطر اینکه حقوق من زیاد است، درخواست مینمایم که در اسرع وقت از حقوق ماهیانه من حدود ۲۰۰۰ تومان کسر نمایید.
خداوند همه ما را خدمتگزار اسلام و امام قرار بدهد. آمین
ذبیح الله عالی
,
,
,
,
,
, .,
,
,
,
و حالا مدیرانی پیدا می شوند که پا بر روی خون این شهدا گذاشته و صاحب فیش های کثیف می شوند.
مدیرانی که از بیت المال برای فرزندانشان هم حق اوقات فراغت تعیین میکنند و گاهی اوقات هم در کمال بی ادبی و پر رویی مطرح میکند که "اهل شیشلیک و کباب هستم و شفاف هم میگویم با نان و پنیر نمیتوانم کار کنم.» اینها را محمدرضا یوسفی در مراسم معارفهاش گفته. فرماندار جدید ورامین که تا قبل از این ریاست انتخابات استان تهران را به عهده داشته. او گفته «از ماشین خوب سوار شدن هم ترسی ندارم.»
او شجاعتِ «ماشین ِ خوب سوار شدنش» را به رخ مردم کشیده. مردمی که برای درآوردن لقمه نانی رنج میکشند و عرق میریزند تا فرماندار خوش غذایشان شیشلیک و کباب نوش جان کند. معامله عادلانهای است.
پهلوان با پار کردن زنجیر نان در می آورد و بعضی از مدیران ،مردم را به دوره زنجیر می پیچند تا نان در آورند.
,
, و حالا مدیرانی پیدا می شوند که پا بر روی خون این شهدا گذاشته و صاحب فیش های کثیف می شوند.,
, .»,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه