مدیر بوشهری که همسرش برای زایمان به تهران رفت!
سوال اینجاست که این همه پزشک متخصص و فوق تخصص که برخی از آن ها در کشور کم نظیر و در برخی موارد بی نظیر هستند آیا توان رفع نیاز خانم آقای مدیر را نداشته اند که باید به تهران برود و آنجا نوزاد خود را متولد کند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از "سپاس" مسئله تهرانی و شهرستانی از آن قصه های قدیمی است که ما بوشهری ها دل خوشی از آن نداریم آخر وقتی یاد آن می افتیم احساس می کنیم قصد تحقیر ما را دادند برای همین تمام تلاش خود را معطوف کرده ایم که استانمان با این همه ذخایر چندانی به دیگر استان ها نداشته باشد.
هر چند هنوز بعد از این همه سال با این همه ثروت خداداد و نخبگان و بزگان تربیت یافته در این استان استراتژیک باز هم از ما به عنوان استان محروم یاد می شود ولی ما شورمان به این محرومیت نداریم ما در برخی موارد از جانب بالا دستی ها و برخی موارد از جانب خودی ها مورد تضعیف قرار گرفته ام.
برخی از اهالی شهرما که دستشان بیش از حد به دهانشان می رسد و دوست دارند لقمه را دور سر بگردانند به کوچک ترین بهانه حتی خرید شب عید و سرماخوردگی کودک خردسال خود رخت سفر می بندند و راهی شیراز، اصفهان و یا تهران می شوند تا احتیاج خود را در آنجا برطرف کنند و این را به نوعی با کلاسی تلقی می کنند، تا حرف هم می زنی می گویند در بوشهر دکتر خوب نیست، بازار مناسب نیست و از این قصه ها، در حالی که این موضوع با واقعیت فاصله ای از زمین تا هوا دارد.
اما موضوعی که چند روز پیش شنیدم و بنده را متعجب کرد این است که همسر یکی از مدیران ارشد استان برای زایمان آن هم از نوع سزارین که یک عملی ساده و دم دست برای پزشکان است بار بسته تا، بار مهم خود را در پایتخت به زمین بگذارد تا کودک آقای مدیر چشمش را برای اول بار در تهران بگشاید تا شاید زاویه دیدش وسیع تر شود.
سوال اینجاست که این همه پزشک متخصص و فوق تخصص که برخی از آن ها در کشور کم نظیر و در برخی موارد بی نظیر هستند آیا توان رفع نیاز خانم آقای مدیر را نداشته اند که باید به تهران برود و آنجا نوزاد خود را متولد کند؟
دیگر سوال اینکه واقعا امکانات اینقدر ضعیف است که اگر پزشک های هم استانی ما توان چنین عملی را ندارند پس تکلیف مردم در مشکلات درمانی مهم چه می شود؟
آقای مدیر نیز باید فکری به حال مردم بکند و از این پس خودش و دوستانش در پاسخ مشکلات مردم نگویند که ما در بوشهر بهترین امکانات را داریم!!
انگار قصه فقیر و غنی پایانی ندارد و آقایانی که سوار اسب مراد هستند قدری فراموش کار شده اند و نمی دانند باید هم رنگ مردم باشند ورطب خورده ای نباشند که منع رطب می کندشاید اگر به سیره برخی مدیران انقلابی و فرماندهان جنگ رجوع کنند تلنگری باشد بر ذهن خواب آلوده آن ها.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه