تحلیل؛

اقتصاد مقاومتی یا اقتصاد عاریتی

اقتصاد مقاومتی یا اقتصاد عاریتی
منظور از اقتصاد مقاومتی برقراری عدل و قسط در یک جامعه اسلامی است و اگر مفهوم عدالت نزد صاحبان ایده مطرح نبود، دیگر نیازی به اقتصاد مقاومتی نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،اگر بخواهیم مفهوم اقتصاد مقاومتی را بیان بکنیم، طبیعتاً باید به بحث مفهوم شناسی آن رجوع بکنیم. اقتصاد مقاومتی واژه و مفهوم جدیدی نیست؛ اینکه بگوییم اقتصاد مقاومتی تنها واژه‌ای است که در داخل کشور ایران ابداع شده صحیح نیست؛ چون کشوری مثل چین بعد از جنگ جهانی دوم کشوری است که به اعتقاد بنده اقتصاد مقاومتی را اجرا کرد بطوری که این کشور در عرض چند سال قدرت اول اقتصادی منطقه شد و حتی اقتصاد ببرهای آسیا را هم کنار گذاشت. اقتصاد مقاومتی را اگر از منظر مکتب نگاه بکنیم در هیچ مکتبی وارد نشده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,

از این منظر بله اقتصاد مقاومتی یک واژه جدید تلقی می‌شود یعنی اگر تئوری‌های اقتصادی را مطالعه بکنید از کنز و کلاسیک و نئو کلاسیک و... هر کدام را نگاه کنید واژه Resistive Economy را نمی‌بینید از این منظر این یک واژه جدیدی هست. اما اینکه در مرحله‌ای در عرصه اجرا آیا اقتصاد مقاومتی اجرا شده یا نه؟ بله کشور چین اجرا کرده است به همین خاطر حضرت آقا هم صحیح فرموده‌اند که اقتصاد مقاومتی مختص کشور ایران نیست. نکته ای که وجود دارد این هست که علی‌رغم اینکه این چنین مفهومی در هیچ یک از مکاتب اقتصادی تعریف نشده است و الگوهای مرسوم دنیا همان تئوری‌های سنتی که در حوزه اقتصاد مطالعه می‌کردیم هستند، الگوی مناسبی برای پیشرفت همه جانبه اقتصاد نبوده است. یعنی هر تئوری اقتصادی که مطرح شده است این الگوها، الگوهای مناسبی برای پیشرفت تلقی نمی‌شوند. در کنار آن الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت را به عنوان شکل بدیعی از الگوهای متداول برای پیشرفت در نظر می‌گیریم که منطبق با شرایط جامعه اسلامی طراحی و پیشنهاد شده است. می‌دانیم که تئوری‌های سنتی که مطرح می‌شوند مبتنی بر شرایط جامعه آن کشور مطرح شده است. همین واژه اقتصاد مقاومتی به ما نشان می‌دهد که می‌توانیم برای جامعه خود یک الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت تعریف کنیم و بر مبنای آن اقتصاد مقاومتی را اجرا کنیم.

,

اقتصاد مقاومتی طبیعتاً یک سری مواد و مفادی دارد که اینها تعریف شده هستند. در این چند بندی که برای اقتصاد مقاومتی تعریف شده است یک سری مصداق‌هایی وجود دارد که باید اولویت این مصداق‌ها را بیان کنیم. اولین مصداق از منظر اقتصاد مقاومتی نوآوری و نیز توسعه صادرات غیر نفتی است. صادرات باعث می‌شود که به عنوان مثال بازار ارز از انحصار دولت خارج شده و به یک شرایط رقابتی نزدیک شود و تولیدکنندگان داخلی بتوانند هر چقدر که می‌توانند بیشتر از ظرفیت واحدهای تولیدی خودشان استفاده بکنند. از طرف دیگر توسعه صادرات به شما این امکان را می‌دهد که بتوانید از امکانات جهانی برای رشد تولیدات داخلی استفاده بکنید، این فرصت را مهیا می‌کند که از محدودیت‌های بازار داخلی و خارجی رهایی پیدا کنید. چون بازارهای داخلی محدود هستند، توسعه صادرات باعث می‌شود تولید کننده از محدودیت‌های بازارهای داخلی خلاص شده و با توسعه مقیاس تولید - البته این توسعه مقیاس تولید هم برای صادرات بیشتر هست - وارد عرصه رقابت در بازارهای بین المللی شود.

,

مصداق دومی که طبیعتاً باید در حوزه اقتصاد مقاومتی در نظر بگیریم بنگاه‌های کوچک و متوسط است که اخیرا در چند دهه اخیر مد نظر قرار گرفته است. دلایل سهولت گسترش این بنگاه‌ها در کشورهای کمتر توسعه یافته را که با کمبود منابع مواجه بوده‌اند می‌توان در سه عامل سرمایه اندک، عدم نیاز به تخصیص بالا و بازار ساده فروش محصولات در نظر گرفت. مصداق دیگری که در حوزه اقتصاد مقاومتی وجود دارد انضباط مالی است. انضباط مالی را به عنوان مهمترین مصداق اقتصاد مقاومتی می‌توان در دو بعد کلان و خرد تعریف کرد. بزرگترین مشکلی که در جامعه ما وجود دارد و بر عدم انضباط مالی تاثیرگذار است، عدم انباشت سرمایه است. ما در داخل کشور یاد نگرفته‌ایم چگونه سرمایه را انباشت کنیم. مسئولین کشور در حوزه اقتصاد انباشت سرمایه را نمی‌دانند. در مصداق‌ها عامل مهمی که چندین سال است مطرح می‌شود، استقلال بانک مرکزی و ثبات مالی است. بانک مرکزی استقلال ندارد. دلایل زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه استقلال بانک مرکزی می‌تواند برای ثبات مالی در اقتصاد کشور مهم باشد.

,

بند دیگری که در اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود تقویت بخش خصوصی است. یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی تکیه بر مردم است که آن هم از طریق اصل 44 قانون اساسی محقق می‌شود. تاکید اصلی اصل 44 قانون اساسی بر تعدیل تصدی‌گری دولت در فعالیت‌های اقتصادی از یک طرف و تقویت بخش خصوصی در یک فرآیند زمانی از طرف دیگر است که از مسائل مطرح شده در سه دهه اخیر هم می‌باشد. بحث دیگری که در بخش مفهوم شناسی اقتصادی مطرح است بحث اقتصاد دانش بنیان است که در چند سال اخیر مطرح شده است. یکی از ایده‌هایی که برای رهایی از اقتصادهای وابسته به منابع اولیه و متکی به فروش مواد خام مطرح شد، گام نهادن در مسیر اقتصاد نوآور و محصولات دانش بنیان بود. در شرایط فعلی کشور و وجود تحریم اقتصادی، توسعه بیشتر شرکت‌های دانش بنیان بیش از پیش ضرورت پیدا می‌کند. متاسفانه به جای اینکه تمرکز ما به این سمت معطوف شود کل تمرکزمان به سیاست خارجی معطوف شده است که این راه حل نیست. استراتژی افزایش شرکت‌های دانش بنیان نشان می‌دهد که یک ملت تا چه حد متوجه بازارهای خارجی است و نیازهای آن‌ها را شناسایی کرده است. طبیعتاً یک دولت اگر بتواند نیازهای خارجی را قبل از این که سایرین شکار بکنند تشخیص دهد ابلاغ این نیازها به شرکت‌های دانش بنیان سبب می‌شود که محصولات تولید شده و نیازهای خارجی در ابتدا در آن کشور تامین بشود و این یک حرکت جهادی است. این که حضرت آقا هم به حرکت جهادی اشاره می‌کنند منظور همین است. تجارت خارجی آزاد هم باعث می‌شود که تولید هدایت شود و تخصیص منابع در جهتی هدایت شود که کشور در آن جهت نسبت به خارج دارای مزیت نسبی است.

,

در عرصه مصداق‌ها مورد بعدی مدیریت مصرف و تهیه کالاهای مورد نیاز از تولید داخل است. ضرورت تداوم تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی، مبیّن 3 وظیفه برای دولت، دست اندرکاران تولید و مردم است. مصداق دیگر و آخرین مصداق در حوزه اقتصاد مقاومتی کارآفرینی و در واقع همان بهبود فضای کار است. بدون شک توسعه اقتصادی یک کشور در گرو ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب و بهبود فضای کسب و کار است.

,

بهبود و تقویت هریک از این شاخص‌هایی که معرفی شد منجر به افزایش درجه مقاومت اقتصاد کشور در مواجهه با هر نوع تهدیدی خواهد شد. نوآوری و توسعه صادرات غیر نفتی از طریق اقتصاد مقاومتی در واقع تلاش و مقاومت بی‌شائبه‌ای را در عرصه اقتصاد می‌طلبد تا شرایط رشد و توسعه اقتصادی فراهم شده و تهدیدها به فرصت تبدیل شوند. از طرفی اقدام برای انضباط مالی در سطح فعالیت‌های خرد و کلان، ضربه‌پذیری اقتصادی کشور را در بحران‌های مالی و ارزی تقویت می‌کند. تعمیق انضباط مالی هم به منزله استقلال نظام بانکی از تصدی‌گری دولتی است که سیاست‌های سخت و آسان بر برقراری ثبات مالی برای تعدیل فشارهای اقتصادی کارآمد می‌شود. بنابراین با اصل قرار دادن این مصداق‌ها کشور می‌تواند در یک برنامه‌ریزی میان مدت و بلندمدت به اهداف اقتصاد مقاومتی برسد و در صورت عدم اجرای صحیح این مصداق‌ها هرگز اقتصاد مقاومتی در کشور محقق نخواهد شد و اقتصاد کشور همواره آسیب پذیر خواهد بود.

,

در حوزه اقتصاد مقاومتی باید خلاق عمل کرد؛ یعنی تنها تعریف مصداق، تعریف قوانین و چارچوب کافی نیست. خلاقیت و مدیریت کارآمد هم بسیار موثر است. در واقع یک فرد تولید کننده وقتی خلاق است دست به خلاقیت و نوآوری می‌زند و تلاش می‌کند که تولید خود را در راستایی قرار دهد که نیازهای محدود اطرافیانش را جواب بدهد، علی‌رغم آن افراد جامعه نیازهای نامحدودی هم دارند که باید تا حدودی پاسخگوی آن باشند. اگر اقتصاد مقاومتی نتواند به نیازهای جامعه پاسخ بدهد آن اقتصاد مقاومتی معنا و مفهوم خودش را از دست می‌دهد. باید توجه داشت که اقتصاد مقاومتی یک اصل است و سایر برنامه‌های اقتصادی باید در زیرمجموعه این اصل قرار بگیرند. به این معنی که اگر در کشور قرار است برنامه اقتصادی تدوین شود باید اصول و مفاهیم اقتصاد مقاومتی در نظر گرفته شود و منافاتی با آن نداشته باشد. اگر در ارائه قوانین بالفرض دیدیم که تاکید بر تولیدات داخلی است اما با واردات بی رویه تیشه بر ریشه تولید کننده داخلی زدیم بدانید این برنامه اقتصادی همان چیزی است که از طرف بدخواهان بر بدنه اقتصاد کشور دیکته شده است. بنابر این اگر تفاوتی در این دو برنامه وجود داشته باشد آثار آن آشفتگی و استرس در بدنه جامعه خواهد بود و نتیجه آن جز به تباهی کشیده شدن سیستم اقتصادی نیست.

,

شکی نیست که اقتصاد ایران در مرحله تعیین کننده‌ای قرار گرفته است؛ از طرفی تحریم‌های بین‌المللی طبیعتاً به عنوان اهرم‌های سیاسی بیرونی یک سری محدودیت‌های جدی بر ساختار اقتصادی کشور تحمیل کرده است. از طرف دیگر اقدام برای اجرای مراحل هدفمند کردن یارانه‌ها و در واقع آثار هدفمندسازی و آثار ایجاد شده ناشی از فاز اول هدفمندی یارانه‌ها طبیعتاً اقتصاد را درگیر بلاتکلیفی، تردید و حتی فرصت هم کرده است. از همه مهم‌تر جدیدیت تاریخی برای اجرای اصل 44 قانون اساسی کشور، اقتصاد را در یک فرآیند گذار از یک نظام متمرکز به یک نظام غیرمتمرکز و حداقل کردن تصدی‌گری دولت قرار داده است. می‌دانیم در بحث اقتصاد مقاومتی، هدف کاهش تصدی‌گری دولت و کاهش حجم دولت و میدان دادن به بخش خصوصی بود، لذا بزرگترین محدودیت در عرصه اقتصاد مقاومتی، افزایش حجم تصدی‌گری دولت است. همچنین شکاف در بستر اقتصادی و زمینه‌سازی برای ورود بی‌ربط کالاهای خارجی عامل زمین گیر شدن اقتصاد مقاومتی است.

,

چنگ زدن به اقتصاد عاریتی راه حل نجات کشور از بحران‌های اقتصادی نیست. کشورهای آلمان، انگلیس و آمریکا در عرصه آموزش و توسعه کار آفرینی پیشگام هستند. در آلمان در سال 1933 تا 1935 میلادی مطالعه کردند افراد جسور، نخبه، نوآور و افراد با انگیزه که اتفاقا دارای محدودیت‌های شدید مالی بودند را شناسایی کردند. مطالعه در کشور آلمان بدین شکل انجام شد. کشور انگلیس بین سال های 1937 تا 1940 میلادی به تبعیت از آلمان و کمی دیرتر یعنی 1942 تا 1943 همین روش در کشور آمریکا صورت گرفت. کشوری مثل آلمان مطالعه کرد سایر کشورها از دانش آن استفاده کردند، مطالعه کردند و راه حل را در کارآفرینی دیدند.

,

برای کارآفرینی در کشور ما به چه شکلی انجام شده است؟ آیا دولت ما سعی بر مطالعه برای شناسایی افراد جسور، نخبه، نوآور و افرادی که انگیزه دارند کرده است؟ خیر! بر چه مبنایی قصد دارد کارآفرینی را توسعه دهد؟ بعد از مطالعه‌ای که انجام شد اولین سیاست‌ها، سیاست‌های حمایتی از این افراد بود، به هر شکل ممکن. در کشور ما اصلا افراد شناسایی نشده‌اند که سیاست حمایتی برای آن‌ها مد نظر قرار گیرد. به همین خاطر کشور آلمان اولین آموزشکده برای تربیت افرادی را در استان‌ها ایجاد کرد و به آن افراد تعلیم داد که کارآفرینی به چه شکل تعریف می‌شود؟ کارآفرین کیست؟ نیاز های جامعه چیست و کارآفرین باید چه چیزی را تولید بکند؟ آن کشور یاد داد که گوی سبقت از رقبا را بگیرد، نیازهای جوامع دیگر را شناسایی و به تولید آن بپردازد و به تولید نیازهای داخلی اکتفا نکند.

,

کارکرد اصلاحات اقتصادی کشور چین دقیقاً چگونه بود که بهره‌وری را به جلو هدایت کرد، مخصوصاً در اقتصادی که هنوز تحت کنترل‌های شدید دولتی بود؟ آیا کشور چین نیز اقتصاد عاریتی را زمینه موفقیت خود دانست یا اینکه اعتماد به ظرفیت های داخلی را؟! بنابراین، لزوم خروج از وابستگی به جهان خارج، افزایش اقتدار اقتصادی، رشد رفاه و تامین نیازهای داخلی و نیز از همه مهمتر رسیدن به یک قدرت سیاسی کامل در دنیا از مواردی هستند که باید در رابطه با شکل‌گیری و اجرای صحیح اقتصادی مقاومتی به آن توجه نمود.

,

منظور از اقتصاد مقاومتی برقراری عدل و قسط در یک جامعه اسلامی است. اگر مفهوم عدالت نزد صاحبان ایده مطرح نبود، دیگر نیازی به اقتصاد مقاومتی نیست. حمایت از تولید داخلی به عنوان یک فرع از اقتصاد مقاومتی یعنی برقراری عدالت مابین تولیدکنندگان داخلی و فراهم‌سازی فرصت برای رقابت در عرصه بین‌المللی. حمایت از مصرف کننده یعنی عدالت حکم می‌کند که تولیدکننده به تولید کالای با کیفیت و قابل رقابت با نمونه خارجی بپردازد. اما اگر در زمینه فعالیت و یا مصرف (به عنوان نمونه) انحرافی صورت بگیرد طبیعتاً دیگر این عدالت و اقتصاد مقاومتی معنایی ندارد.

,

امیرحسین نجف زاده

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه