یادداشت/
فعالین زیست محیطی و بازآفرینی افسانه سیزیف
دوستداران طبیعت همین که نقطه ای را کنترل می کنند، دود سفید سفیر حریق دیگری است و آتشی دیگر و این براستی بازآفرینی افسانه سیزیف است که پایانی برای آن متصور نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهوخبر؛ دود سفید را شاید زمانی یک نشانه زبانی می دانستیم که قبایل سرخپوست جهت اعلام موضع بکار می بردند، براستی که زمین گرد است و امروز در حریم زاگرس، دود سفید زنگ خطر آماده باش و اعزام تیم های اطفای حریق انجمن های طرفدار وحامی محیط زیست است که روزهای سختی را سپری می کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر,برخی ایام، آمار اعلام آتش به حدی است که از حالت اضطرار هم خارج می شود و دهها تیم به محل اعزام می شوند؛ آن هم با هزینه شخصی خود دوست داران محیط زیست و از شهرهای مریوان، سنندج، کامیاران و بانه به ایلام، گیلانغرب، کوهدشت و کرماشان و بلعکس... .
,نکته جالب این است که ادارات ونهادهای مربوطه و ارگان های مرتبط تنها کاری که انجام می دهند، واگذاری اطفای حریق به پیمان کاران معلوم الحال، آن هم بر روی کاغذ است، که در واقع به یک شوخی بیشتر شبیه است تا واقعیت، که یک نفر به تنهایی مسئولیت اطفای حریق یک منطقه را بپذیرد .
,البته روی کاغذ و زیرکاغذ خیلی چیزها ممکن است اتفاق بیفتد، اما روزانه صدها هکتار مزرعه، مرتع و جنگل در آتش می سوزد ودر این میان، یک نفر...، حتی یک نفر پیگیر نمی شود که چرا، به چه دلیل و چه کسی مسئول به آتش کشیدن این همه دار ودرخت و کوه و مرتع است.
,هر ساله صدها هکتار مرتع و جنگل بر باد فنا می رود، نابود می شود و می سوزد؛ اگر اینگونه پیش رود تا چند سال دیگر چیزی به نام طبیعت زاگرس نخواهیم داشت؛ زیرا که هیچ توبیخی در کار نیست، هیچ کس به هیچ جایش برنمی خورد.
,نمایندگان مجلس گویی مسئولیت رفتن به مریخ را پذیرفته اند و قرار است چهار سال نوری دیگر برگردند؛ انگار نه که به مجلس رفته اند تا از حوزه انتخابیه شان دفاع کنند و اگر مسئولی بی کفایت است، حداقل تذکری به او بدهند.
,همه این دردها و مشکلات جای حرف دارند و اما دراین میان، سیزیف تلاش دوست داران طبیعت همچنان باقی است، گویی هر روز باید آتش کوبی بردارند و به کوه و کمر بزنند و در جبهه کنترل خط آتش باشند و همین که نقطه ای را کنترل کردند، دود سفید سفیر حریق دیگری است و آتشی دیگر؛ و این براستی بازآفرینی افسانه سیزیف است که پایانی برای آن متصور نیست.
,گاهی فکر می کنم که گویی مشعلی را به دست دیوانه ای داده اند، او با قهقهه آتش می زند و ماخاموش می کنیم و حرص می خوریم، به امید روزی که مردمان ما یاد بگیرند که طبیعت بخشی از زندگی ماست و مسئولین و نمایندگان ما درخانه ملت نیز به یاد آورند که طبیعت و دوستداران طبیعت ابزار انتخاباتی و تبلیغاتی نیستند، بلکه باید پای در ره گذاشت و همراهشان شد تا شرمنده آیندگان نشویم.
,وریا ساعدموچشی
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه