تعمیر هر شاسی ۵۰۰ هزار دلار!
اقتصاد مقاومتی در نگاه سرلشکر خلبان شهید منصور ستاری
شاسی جدید روی هواپیما سوار شد ولی این بار خلبانان با توجه به سانحه ای که قبلاً رخ داده بود حاضر نمی شدند پرواز کنند. این موضوع به گوش تیمسار ستاری رسید و ایشان بلافاصله خودشان را به پایگاه رساندند و به داخل کابین خلبان رفتند. گروه پروازی وقتی این حرکت تیمسار را دیدند مجبور شدند هواپیما را روشن کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، شهید منصور ستاری در سال ۱۳۲۷ در روستای ولیآباد قرچک و در خانوادهای متوسط بهدنیا آمد. در سال ۱۳۴۶ با پایان یافتن تحصیلات متوسطه و اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری (دانشگاه افسری امام علی (ع) فعلی) شد و پس از پایان دوران آموزشی، بهدرجهٔ ستوان دومی نائل گشت. سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دورهٔ عملی کنترل رادار راهی کشور آمریکا شد و پس از یک سال به ایران بازگشت و بهعنوان افسر رهگیر نیروی هوایی مشغول بهکار شد. در سال ۱۳۵۴ در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته برق و الکترونیک پذیرفته شد، اما با شروع جنگ ایران و عراق در حالی که بیش از چند واحد بهپایان تحصیلات دانشگاهیاش باقی نمانده بود، تحصیل در دانشگاه را رها کرده و به نیروی هوایی بازگشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،,وی طرحها و ابتکارات زیادی در تجهیز سیستمهای راداری و پدافندی به اجرا درآورد که موجب ارتقای کارایی سیستم راداری ایران در طول جنگ گشت. در بهمن ۱۳۶۵ با لیاقت هایی که از خود نشان داده بود به فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب گردید و تا پایان عمر خود عهدهدار این مسئولیت بود؛ و سرانجام در حالی که ۴۶ سال داشت، در دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی در گذشت.
,متن زیر خاطره ای به نقل از تیمسار علی غلامی است که از نظر بلند و نگاه اقتصاد مقاومتی این شهید عزیز خبر می دهد.
, متن زیر خاطره ای به نقل از تیمسار علی غلامی است که از نظر بلند و نگاه اقتصاد مقاومتی این شهید عزیز خبر می دهد.,هواپیماهای ترابری سی ۱۳۰ به علت تحریم اقتصادی از سوی کشور سازنده آمریکا در طول جنگ با کمبود قطعه مواجه شده بودند. از جمله این قطعه ها شاسی چرخ جلوی این هواپیما بود که برای تعمیر و بازسازی به کشورهای آلمان و انگلستان فرستاده می شد. این کار هزینه ی هنگفتی را به نیروی هوایی ارتش تحمیل می کرد به طوری که برای تعمیر هر شاسی حدود ۵۰۰ هزار دلار هزینه می شد.
,زمانی که تیمسار ستاری به فرماندهی نیروی هوایی ارتش منصوب شد دستور دادند پرسنل متخصص فرماندهی لجستیک نیروی هوایی باید خودشان این شاسی ها را بسازند. او برای اینکه این باور را در متخصصان نیرو به وجود آورد یک روز همه را جمع کرد و طی سخنانی گفت «اولین هدف من خودکفایی نیرو است و این مهم به دست توانای شما متخصصان امکان پذیر است. باید با توکل به خدا دست به دست هم بدهیم و کار را شروع کنیم». پرسنل متخصص وقتی از حمایت های همه جانبه ی شهید ستاری مطمئن شدند کار ساخت و بازسازی را شروع کردند و پس از مدتی توانستند اولین شاسی را ساخته و بر روی هواپیما سوار کنند. آزمایش های متعددی روی این شاسی انجام شد و در آخرین آزمایش که هواپیما با سرعت زیاد روی باند حرکت می کرد شاسی تاب نیاورد و شکست؛ دماغه هواپیما به زمین اصابت کرد و مقداری خسارت دید.
,پرسنل که حاصل تلاش چند ماهه خود را بی ثمر دیدند افسرده و ناراحت شدند. تیمسار ستاری که از موضوع مطلع شد به قسمت ما زنگ زد و گفت «پرسنل را جمع کنید»! پرسنل را جمع کردیم و تیمسار با روی گشاده و خندان وارد شدند. بعد از احوالپرسی به شوخی گفتند «برای من تعریف کنید که چگونه توانستید آهن به آن کلفتی را به صورتی گرد ببرید، فکر نمی کنم کسی این هنر شما را داشته باشد». پرسنل که منتظر برخورد منفی از سوی تیمسار بودند با این حرف خندیدند چرا که شاسی کاملا گرد شکسته شده بود اما کسی به آن توجه نکرده بود.
,تیمسار گفت ناموفق بودن کار در مرحله اول نباید شما را مأیوس کند، کار را دنبال کنید و بگردید ببینید مشکلتان چه بوده است. شهید ستاری موقع رفتن ضمن قدردانی به پرسنل پاداش دادند. بچه ها با این حرکت تیمسار جان تازه ای گرفتند و با شور و شوق بیشتری کار را ادامه دادند و پس از مطالعه و بررسی زیاد علت شکسته شدن شاسی را دریافتند و برای ساختن شاسی بعدی آن را برطرف کردند.
,هواپیما اوج گرفت
, هواپیما اوج گرفت,
شاسی جدید روی هواپیما سوار شد ولی این بار خلبانان با توجه به سانحه ای که قبلاً رخ داده بود حاضر نمی شدند پرواز کنند. این موضوع به گوش تیمسار ستاری رسید و ایشان بلافاصله خودشان را به پایگاه رساندند و به داخل کابین خلبان رفتند. خلبان و گروه پروازی وقتی این حرکت تیمسار را دیدند مجبور شدند هواپیما را روشن کنند. خلبان پس از چند بار آزمایش بر روی باند، هواپیما را به پرواز درآورد و اوج گرفت. حساس ترین لحظه آزمایش زمانی بود که هواپیما باید فرود می آمد. تمام پرسنل متخصص در کنار باند منتظر این لحظه سرنوشت ساز بودند. هواپیما به آرامی به باند پروازی نزدیک شد، چرخ های عقب با باند تماس گرفت و لحظه ای بعد چرخ جلو نیز زمین را لمس کرد و بدون هیچ مشکلی هواپیما به آرامی بر روی باند قرار گرفت. بچه ها که این صحنه موفقیت آمیز را دیدند خوشحال شدند و از شوق یکدیگر را در آغوش می کشیدند.
انتهای پیام/
,
]
ارسال دیدگاه