گفتوگو با یک پزشک رزم در دوران دفاع مقدس؛
واکنش اسیر عراقی به ساخت بیمارستان صحرایی علی ابن ابیطالب(ع)/ بیمارستانهای صحرایی دوران جنگ را موزه پزشکی کنیم
یک پزشک رزم در دوران دفاع مقدس گفت: حاصل پزشکی جنگ در حال حاضر دو بیمارستان صحرایی امام حسین(ع) و دیگری بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) است که باید به موزه پزشکی تبدیل شوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرگزاری سینا، مهرداد معمارزاده متولد سال 1338 است که هماکنون در حوزه جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی کودکان مشغول فعالیت میکند. وی در دوران دفاع مقدس یکی از پزشکانی بوده که علاوه بر کسوت دانشجویی به عنوان پزشک رزم نیز فعالیت داشته است؛ با این پزشک عضو بسیج جامعه پزشکی به گفتوگو نشستیم تا کمی از احوالات آن دوران را برای ما بازگو کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از خبرگزاری سینا، مهرداد معمارزاده متولد سال 1338 است که هماکنون در حوزه جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی کودکان مشغول فعالیت میکند. وی در دوران دفاع مقدس یکی از پزشکانی بوده که علاوه بر کسوت دانشجویی به عنوان پزشک رزم نیز فعالیت داشته است؛ با این پزشک عضو بسیج جامعه پزشکی به گفتوگو نشستیم تا کمی از احوالات آن دوران را برای ما بازگو کند., سینا,
-راجع به شروع فعالیت خود در حوزه پزشکی و ادامه تحصیلتان برای ما بگویید.
در زمان جنگ پزشک عمومی بودم و حدود 4 سال نیز به عنوان دستیار جراحی فعالیت کردم اما پس از جنگ در رشته جراحی اطفال ادامه تحصیل دادم.
-با توجه به تجربه شما در طبابت دوران دفاع مقدس تفاوت پزشکی آن دوران با دوران امروزی را در چه میدانید؟
در حالت عادی تعداد بیمارکنترل شده است و به شکل روزمره در یک جریان ثابت بیمار را ویزیت میکنیم اما درزمان جنگ ممکن است فرد 10 روز تا یکماه بیکار باشد و باشروع عملیات پزشک با حجم انبوهی از مجروحانی که تنوع زیادی دارند، مواجه شود یعنی ممکن است از یک مشکل ساده تا مشکلات روحی، روانی یا آسیبهایی که تهدید کننده حیات است در میان مجروحان وجود داشته باشد.
پزشک دوران جنگ باید بتواند تقدم و تاخر رسیدگی به مجروحان را تشخیص دهد
بنابراین پزشکی که در صحنه جنگ کار میکند باید توانایی برخورد با توده انبوه مجروحان را داشته باشد و بتواند تقدم و تاخر رسیدگی به مجروحان را خوب تشخیص دهد.
اگر در صحنه جنگ در بیمارستان بخواهیم براساس ورود بیماران تصمیم گیری کنیم، ممکن است یکی از بیمارن بدحال را از دست بدهیم پس آنچه مهم است طبقه بندی یا تریاژ بیماران در بیمارستانهای جنگی و شرایط جبهه است که با شرایط بیمارستانهای عادی شهری تفاوت دارد.
دوم اینکه به هرحال قدرت اداره یک اورژانس در شرایط جنگی که همگی دچار اضطراب، نگرانی و عدم امنیت هستند، خیلی متفاوت با اورژانس در شهرهای بزرگ است بنابراین در آن دوران قدرت کنترل خود و دیگران همچنین قدرت رهبری در یک اورژانس رزمی و خط مقدم خیلی به چشم میآمد.
گاهی توانمندترین پزشکان در دوران جنگ برای تصمیم گیری دچار ضعف میشدند
درزمان عملیات بارها شاهد بودیم که توانمندترین پزشک در شهرهای بزرگ در آن شرایط جنگی، برای تصمیم گیری دچار ضعف میشدند و نمیتوانستند درست تصمیم گیری کند زیرا این نوع پزشکان برای شرایط عادی تربیت شده بودند.
شیوه حمل و نقل مجروحان جنگی یکی از توانمندیهای پزشکان رزم بود
در طول 8 سال دفاع مقدس گروهی از پزشکان که حضور مستمر داشتند تواناییهایی بدست آوردند که در هیچ کتابی نوشته نشد و به نظر من آن توانایی، مدیریت و رهبری بیمارستان در جبهه، توانایی و مدیریت شب عملیات بوده است و یکی از ویژگیهایی که این پزشکان با خود به شهر ارمغان آوردهاند موضوع حمل و نقل بیماران بوده است.
جزیره مجنون اولین جایی بود که دشمن از گاز خردل استفاده کرد
یکی دیگر از موضوعات مهم تفکیک مصدومان شیمیایی از مصدومان عادی بود که این موضوع در عملیاتهای کربلای4 یا عملیات جزیره مجنون خود را نشان داد. یعنی جزیره مجنون اولین جایی بود که دشمن از گاز خردل استفاده کرد و در آنجا ما که آشنایی کمی با این مقوله داشتیم فقط از آن فرار کردیم اما بعدا به تدریج با افزایش توانایی و با مطالعاتی که کردیم، این سلاح کم کم قدرت خود را از دست داد و در عملیات سردشت یا کربلای 4و5 یا والفجر 8 به تدریج نقش سلاح های شیمیایی به عنوان چیزی که بتواند جنگ را متوقف کند ضعیف شد.
نقطه عطف مقابله با حملات شیمیایی دشمن عملیات سردشت بود
بنابراین با توجه به نیازهایی که در جنگ وجود داشت، زمانی توانستیم به این توانایی برسیم، که انواع سلاحهای شیمیایی را که استفاده میشد، تفکیک، تشخیص و درمان متناسب با آن را انجام دهیم. در واقع نقطه عطف فعالیت ما، در عملیات سردشت بود که کادر پزشکی توانستند جان بسیاری از افراد را نجات دهند. در مراحل بعد برای درمان بیماران روحی و روانی نیز به همین ترتیب پزشکان تجربیات خوبی بدست آوردند و این موضوعات حُسن جنگ برای ما بود.
-اگر خاطرهای از آن دوران دارید برای ما بیان کنید.
به یاد دارم که یکبار جزیره مجنون بودیم و دمای هوا بین 55تا60 و رطوبت هوا حدود 96-97 درجه بود. در آن شرایط وقتی به مریض سِرُم میزدیم، داد میزد که سوختم. یعنی با توجه به داغ بودن دمای آنجا سِرُم نیز داغ میشد در حالی که دمای بدن مجروحان 37-38 درجه بود.
یکی دیگر از مقولهها گرمازدگی بود که در آموزش کلاسیک پزشکی تدریس نمیشود اما دوران جنگ زمینهای بود که باید در این باره کار میکردیم.یعنی پزشکی جنگ، زمینههایی را برای ما بازکرد که کادرپزشکی مجبور به مطالعه درباره آن بود.
یکی دیگر از موارد که ما نیازمند به آموزش و کسب مهارت بودیم تحقیق و مطالعه درباره پزشکی در پرواز، انتقال مجروحان توسط هواپیماهای c130 بود، که بعضی وقتها مجبور بودیم فاصله میان اهواز تا تبریز یا مشهد تا اصفهان را بین 1 تا 2 ساعت در ارتفاع بالای 8 تا 10 هزار پا باشیم. در آن ارتفاع مسائل پزشکی کاملا با روی زمین متفاوت است که در این باره کادر پروازی ما به تدریج آموزشهایی دیدند تا توانستند پزشکی در پرواز را با قدرت تمام انجام دهند.
- وقتی برای اولین بار وارد جبهه شدید چه میزان سابقه کاری داشتید؟ به عنوان یک پزشک جوان چقدر از فضا و شرایط تاثیر گرفتید و چه میزان آموزشهای آن دوران از ابعاد مختلف برای شما کاربرد داشت؟
پیش از شروع جنگ بنده در جهاد سازندگی کار میکردم و در روز31 شهریور سال 59 که عراق حمله به کشور ما را آغاز کرد، ما از روز دوم وارد مقوله جنگ شدیم؛ در ابتدا در اصفهان جایی با عنوان ستاد مشترک امداد و درمان تاسیس شد که با همکاری سپاه، جهادسازندگی، دانشگاه و ارتش اقدامات پزشکی را هماهنگ میکردیم.
من در آن زمان دانشجوی پزشکی سال دوم یا سوم بودم. اولین موضوع امداد رسانی و کمک به مردمی بود که از اهواز، ماهشهر و آبادان فرار میکردند. ما یک ناوگانی با عنوان اتوبوسهای شرکت واحد درست کردیم که صندلی اتوبوسها را برداشته بودیم و از اصفهان موادغذایی و سوخت در اتوبوس انبار میکردیم سپس به آنجا میرفتیم و کسانی که هنگام خروج از آبادان، ماهشهر و اهواز آسیب دیده بودند یا ترکش خورده و مجروح بودند را جمع آوری و منتقل میکردیم. اما به تدریج موضوع بیمارستانهای صحرایی پیش آمد.
ما در بسیج یا سپاه تجربهای از بیمارستان صحرایی نداشتیم. تقریبا اولین تجربه ما در بیمارستان شهید بقایی اهواز بود که اسم آنرا کارخانه شیرپاستوریزه گذاشته بودیم.
در آنجا ارتش چادری با عنوان بیمارستان زده بود که هیچوقت فراموش نمیکنم، روزی که رفتم چادری سفید رنگ را دیدم، که درجه داران نظامی امکانات پزشکی را در آن مستقر کرده بودند.
من گفتم: اگر گلولهای پرتاب شود به داخل آن نفوذ میکند.
اما آنها گفتند: ما همین را داریم.
آن فقط یک سایبان بود اما به تدریج تبدیل شد به بیمارستانهایی که با الوار و شن ساخته شدند و نماد آن چند بیمارستانی بود که در جزیره مجنون داشتیم.
بیمارستانهای صحرایی ساخته شده شاهکار مهندسی جنگ بودند
سپس بیمارستان امام رضا (ع) در ورودی محور طلاییه و مجنون با استفاده از بتون ساخته شد و به تدریج بیمارستانهایی ساخته شد که شاهکار مهندسی جنگ بودند. قرارگاه سراج و شهید حاج آقا محسن صفوی طراحی این بیمارستانها را انجام دادند؛ فرمانده بهداری ایشان یعنی حاج آقا فتحیان نقش موثری در پیشبرد این بیمارستانها داشتند. در واقع صنعت بیمارستان سازی کشور در این هشت سال روز به روز تکمیل تر شد.
استتار بیمارستان صحرایی علی ابن ابیطالب(ع) اسیر عراقی را شگفت زده کرد
به مرور بیمارستانهایی مانند بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) ساخته شد. یکبار در این بیمارستان یک خلبان عراقی اسیر ما شد و به من گفت: اینجا کجاست؟
گفتم: بیمارستان.
گفت: اگر صدام میدانست شما چنین استحکاماتی دارید تمام نیروی هوایی خود را مامور میکرد.
به او گفتم: در نقشههای شما اینجا نیست؟
گفت: نه.
وقتی یک بیمارستان با آن عظمت به آن خوبی استتار میشود و خدمات رسانی آن به شکلی است که میتواند در یک عملیات برای صدها مجروح کار جراحی انجام دهد، به نظر من شاهکار است.
یکی از جنبههایی که در پزشکی جنگ فراموش شده و روی آن کار نشد، رشد و تکامل بیمارستانهای صحرایی است که میتواند در قالب یک کار تحقیقی و یک پروژه برای کسانی که علاقمند به این موضوع هستند مورد توجه باشد.
ما بسیاری از بیمارستانهای صحرایی خود را از دست دادیم به عنوان مثال بیمارستان فاو به دست عراق افتاد، بیمارستان جزیره مجنون و بیمارستان ورودی جزیره مجنون از بین رفت، بیمارستان فاطمه زهرا (س) که عملیات والفجر8 را اداره کرد و جان صدها نفر را نجات داد اما این بیمارستان بعدها از بین رفت حتی آهنهای آن را نیز بردند به شکلی که اکنون یک پست برق آنجا ساخته شده است.
باید دو بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) و علی ابن ابیطالب (ع) به موزه پزشکی تبدیل شوند
از ماحصل پزشکی جنگ در حال حاضر دو بیمارستان باقی مانده است یکی بیمارستان امام حسین(ع) در سه راهی حسینیه و دیگری بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) است که این بیمارستانها در اردوهای راهیان نور به عنوان استراحتگاه استفاده میشود.
من فکر میکنم این دو بیمارستان صحرایی باید هر چه زودتر تبدیل به موزه پزشکی جنگ شوند تا با حفظ و تدریس دروس مربوط به آن برای کسانی که میخواهند جنگهای آینده را مدیریت کنند، کاربرد داشته باشند.
در دوران جنگ بنده به عنوان نیروی ساده در بهداری رزمی جنوب زیر سایه حاج آقا فتحیان و دوستان دیگر در آن فرماندهی کار کردیم اما هر روز آن برای ما یک کلاس درس بود و درسی که ما در جبهه گرفتیم شاید با بودن صدها سال در دانشگاه نیز نمیتوان گرفت.
در جنگ از جنبههای مختلف تجربیاتی بدست میآید که شاید بتواند در زندگی شهری و زندگی عادی هم کمک کند.
-لطفا چند مصداق از آموزههای خود در زمان جنگ را بیان کنید.
موضوع بیمارستان سازی یکی از موارد مهم بود. پس از جنگ در اصفهان بیمارستان الزهرا (س)و امام حسین(ع) را فعال کردم هماکنون نیز بیمارستان سیدالشهدای (ع) اصفهان که قبلا راه اندازی شده بود، را فعال کردم.
تجارب جنگ در هیچ دانشگاهی آموزش داده نمیشود
بیمارستان سیدالشهدا(ع) سومین بیمارستان صحرایی بود که بازسازی و راه اندازی مجدد شده و در حال نوسازی بخشهای آن هستیم اما ممکن است این تجربه هیچوقت در دانشکده پزشکی به کسی تدریس نشود.
کاری که من در این سالها پس از جنگ انجام دادم تقریبا همان کار شبهای عملیات است یعنی بیمارستانی را برای زمان عملیات آماده سازی کردیم.
سریعترین تیم عملیاتی درمانی در زلزله کرمان و بم نیروهای جنگ از اصفهان بودند
در بخش اداره اورژانسها نیز همین موضوع وجود دارد؛ یکی از بزرگترین اقداماتی که در این مدت انجام شد، موضوع عملیات پزشکی زلزله کرمان و بم بود که در این باره عملیات تیم اصفهان سریعترین و موثرترین عملیات در کشور بود، چراکه دقیقا تمام کادرهای عملیات بم، نیروهای زمان جنگ از اصفهان بودند و اگر نیروها تجربه حمل و نقل هوایی و انتقال مصدومان زمینی را در زمان جنگ نداشتند، انتقال مجروحان زلزله انجام نمیشد.
در موضوع مصدومان شیمیایی و جنگ بیولوژیک، شاید در زمان جنگ یک یا دو بار مورد حمله بیولوژیک با بیماریهایی مانند حصبه و اسهال قرار گرفتیم؛بعدها در کنترل چند اپیدمی در اصفهان مانند شیگلوز و تب کنگو کار کردیم و شاید آن تجربیات قبلی باعث شد از این حملات بیولوژیکی نترسیم و درست مدیریت کنیم.
انتهای پیام/
, ,
-راجع به شروع فعالیت خود در حوزه پزشکی و ادامه تحصیلتان برای ما بگویید.
, -راجع به شروع فعالیت خود در حوزه پزشکی و ادامه تحصیلتان برای ما بگویید., -راجع به شروع فعالیت خود در حوزه پزشکی و ادامه تحصیلتان برای ما بگویید.,در زمان جنگ پزشک عمومی بودم و حدود 4 سال نیز به عنوان دستیار جراحی فعالیت کردم اما پس از جنگ در رشته جراحی اطفال ادامه تحصیل دادم.
, در زمان جنگ پزشک عمومی بودم و حدود 4 سال نیز به عنوان دستیار جراحی فعالیت کردم اما پس از جنگ در رشته جراحی اطفال ادامه تحصیل دادم.,, ,
-با توجه به تجربه شما در طبابت دوران دفاع مقدس تفاوت پزشکی آن دوران با دوران امروزی را در چه میدانید؟
, -با توجه به تجربه شما در طبابت دوران دفاع مقدس تفاوت پزشکی آن دوران با دوران امروزی را در چه میدانید؟, -با توجه به تجربه شما در طبابت دوران دفاع مقدس تفاوت پزشکی آن دوران با دوران امروزی را در چه میدانید؟,در حالت عادی تعداد بیمارکنترل شده است و به شکل روزمره در یک جریان ثابت بیمار را ویزیت میکنیم اما درزمان جنگ ممکن است فرد 10 روز تا یکماه بیکار باشد و باشروع عملیات پزشک با حجم انبوهی از مجروحانی که تنوع زیادی دارند، مواجه شود یعنی ممکن است از یک مشکل ساده تا مشکلات روحی، روانی یا آسیبهایی که تهدید کننده حیات است در میان مجروحان وجود داشته باشد.
, در حالت عادی تعداد بیمارکنترل شده است و به شکل روزمره در یک جریان ثابت بیمار را ویزیت میکنیم اما درزمان جنگ ممکن است فرد 10 روز تا یکماه بیکار باشد و باشروع عملیات پزشک با حجم انبوهی از مجروحانی که تنوع زیادی دارند، مواجه شود یعنی ممکن است از یک مشکل ساده تا مشکلات روحی، روانی یا آسیبهایی که تهدید کننده حیات است در میان مجروحان وجود داشته باشد.,, ,
پزشک دوران جنگ باید بتواند تقدم و تاخر رسیدگی به مجروحان را تشخیص دهد
, پزشک دوران جنگ باید بتواند تقدم و تاخر رسیدگی به مجروحان را تشخیص دهد , پزشک دوران جنگ باید بتواند تقدم و تاخر رسیدگی به مجروحان را تشخیص دهد ,بنابراین پزشکی که در صحنه جنگ کار میکند باید توانایی برخورد با توده انبوه مجروحان را داشته باشد و بتواند تقدم و تاخر رسیدگی به مجروحان را خوب تشخیص دهد.
, بنابراین پزشکی که در صحنه جنگ کار میکند باید توانایی برخورد با توده انبوه مجروحان را داشته باشد و بتواند تقدم و تاخر رسیدگی به مجروحان را خوب تشخیص دهد.,, ,
اگر در صحنه جنگ در بیمارستان بخواهیم براساس ورود بیماران تصمیم گیری کنیم، ممکن است یکی از بیمارن بدحال را از دست بدهیم پس آنچه مهم است طبقه بندی یا تریاژ بیماران در بیمارستانهای جنگی و شرایط جبهه است که با شرایط بیمارستانهای عادی شهری تفاوت دارد.
, اگر در صحنه جنگ در بیمارستان بخواهیم براساس ورود بیماران تصمیم گیری کنیم، ممکن است یکی از بیمارن بدحال را از دست بدهیم پس آنچه مهم است طبقه بندی یا تریاژ بیماران در بیمارستانهای جنگی و شرایط جبهه است که با شرایط بیمارستانهای عادی شهری تفاوت دارد.,, ,
دوم اینکه به هرحال قدرت اداره یک اورژانس در شرایط جنگی که همگی دچار اضطراب، نگرانی و عدم امنیت هستند، خیلی متفاوت با اورژانس در شهرهای بزرگ است بنابراین در آن دوران قدرت کنترل خود و دیگران همچنین قدرت رهبری در یک اورژانس رزمی و خط مقدم خیلی به چشم میآمد.
, دوم اینکه به هرحال قدرت اداره یک اورژانس در شرایط جنگی که همگی دچار اضطراب، نگرانی و عدم امنیت هستند، خیلی متفاوت با اورژانس در شهرهای بزرگ است بنابراین در آن دوران قدرت کنترل خود و دیگران همچنین قدرت رهبری در یک اورژانس رزمی و خط مقدم خیلی به چشم میآمد.,, ,
گاهی توانمندترین پزشکان در دوران جنگ برای تصمیم گیری دچار ضعف میشدند
, گاهی توانمندترین پزشکان در دوران جنگ برای تصمیم گیری دچار ضعف میشدند, گاهی توانمندترین پزشکان در دوران جنگ برای تصمیم گیری دچار ضعف میشدند,درزمان عملیات بارها شاهد بودیم که توانمندترین پزشک در شهرهای بزرگ در آن شرایط جنگی، برای تصمیم گیری دچار ضعف میشدند و نمیتوانستند درست تصمیم گیری کند زیرا این نوع پزشکان برای شرایط عادی تربیت شده بودند.
, درزمان عملیات بارها شاهد بودیم که توانمندترین پزشک در شهرهای بزرگ در آن شرایط جنگی، برای تصمیم گیری دچار ضعف میشدند و نمیتوانستند درست تصمیم گیری کند زیرا این نوع پزشکان برای شرایط عادی تربیت شده بودند.,, ,
شیوه حمل و نقل مجروحان جنگی یکی از توانمندیهای پزشکان رزم بود
, شیوه حمل و نقل مجروحان جنگی یکی از توانمندیهای پزشکان رزم بود, شیوه حمل و نقل مجروحان جنگی یکی از توانمندیهای پزشکان رزم بود,در طول 8 سال دفاع مقدس گروهی از پزشکان که حضور مستمر داشتند تواناییهایی بدست آوردند که در هیچ کتابی نوشته نشد و به نظر من آن توانایی، مدیریت و رهبری بیمارستان در جبهه، توانایی و مدیریت شب عملیات بوده است و یکی از ویژگیهایی که این پزشکان با خود به شهر ارمغان آوردهاند موضوع حمل و نقل بیماران بوده است.
, در طول 8 سال دفاع مقدس گروهی از پزشکان که حضور مستمر داشتند تواناییهایی بدست آوردند که در هیچ کتابی نوشته نشد و به نظر من آن توانایی، مدیریت و رهبری بیمارستان در جبهه، توانایی و مدیریت شب عملیات بوده است و یکی از ویژگیهایی که این پزشکان با خود به شهر ارمغان آوردهاند موضوع حمل و نقل بیماران بوده است.,, ,
جزیره مجنون اولین جایی بود که دشمن از گاز خردل استفاده کرد
, جزیره مجنون اولین جایی بود که دشمن از گاز خردل استفاده کرد, جزیره مجنون اولین جایی بود که دشمن از گاز خردل استفاده کرد,یکی دیگر از موضوعات مهم تفکیک مصدومان شیمیایی از مصدومان عادی بود که این موضوع در عملیاتهای کربلای4 یا عملیات جزیره مجنون خود را نشان داد. یعنی جزیره مجنون اولین جایی بود که دشمن از گاز خردل استفاده کرد و در آنجا ما که آشنایی کمی با این مقوله داشتیم فقط از آن فرار کردیم اما بعدا به تدریج با افزایش توانایی و با مطالعاتی که کردیم، این سلاح کم کم قدرت خود را از دست داد و در عملیات سردشت یا کربلای 4و5 یا والفجر 8 به تدریج نقش سلاح های شیمیایی به عنوان چیزی که بتواند جنگ را متوقف کند ضعیف شد.
, یکی دیگر از موضوعات مهم تفکیک مصدومان شیمیایی از مصدومان عادی بود که این موضوع در عملیاتهای کربلای4 یا عملیات جزیره مجنون خود را نشان داد. یعنی جزیره مجنون اولین جایی بود که دشمن از گاز خردل استفاده کرد و در آنجا ما که آشنایی کمی با این مقوله داشتیم فقط از آن فرار کردیم اما بعدا به تدریج با افزایش توانایی و با مطالعاتی که کردیم، این سلاح کم کم قدرت خود را از دست داد و در عملیات سردشت یا کربلای 4و5 یا والفجر 8 به تدریج نقش سلاح های شیمیایی به عنوان چیزی که بتواند جنگ را متوقف کند ضعیف شد.,, ,
نقطه عطف مقابله با حملات شیمیایی دشمن عملیات سردشت بود
, نقطه عطف مقابله با حملات شیمیایی دشمن عملیات سردشت بود, نقطه عطف مقابله با حملات شیمیایی دشمن عملیات سردشت بود,بنابراین با توجه به نیازهایی که در جنگ وجود داشت، زمانی توانستیم به این توانایی برسیم، که انواع سلاحهای شیمیایی را که استفاده میشد، تفکیک، تشخیص و درمان متناسب با آن را انجام دهیم. در واقع نقطه عطف فعالیت ما، در عملیات سردشت بود که کادر پزشکی توانستند جان بسیاری از افراد را نجات دهند. در مراحل بعد برای درمان بیماران روحی و روانی نیز به همین ترتیب پزشکان تجربیات خوبی بدست آوردند و این موضوعات حُسن جنگ برای ما بود.
, بنابراین با توجه به نیازهایی که در جنگ وجود داشت، زمانی توانستیم به این توانایی برسیم، که انواع سلاحهای شیمیایی را که استفاده میشد، تفکیک، تشخیص و درمان متناسب با آن را انجام دهیم. در واقع نقطه عطف فعالیت ما، در عملیات سردشت بود که کادر پزشکی توانستند جان بسیاری از افراد را نجات دهند. در مراحل بعد برای درمان بیماران روحی و روانی نیز به همین ترتیب پزشکان تجربیات خوبی بدست آوردند و این موضوعات حُسن جنگ برای ما بود.,, ,
-اگر خاطرهای از آن دوران دارید برای ما بیان کنید.
, -اگر خاطرهای از آن دوران دارید برای ما بیان کنید., -اگر خاطرهای از آن دوران دارید برای ما بیان کنید.,به یاد دارم که یکبار جزیره مجنون بودیم و دمای هوا بین 55تا60 و رطوبت هوا حدود 96-97 درجه بود. در آن شرایط وقتی به مریض سِرُم میزدیم، داد میزد که سوختم. یعنی با توجه به داغ بودن دمای آنجا سِرُم نیز داغ میشد در حالی که دمای بدن مجروحان 37-38 درجه بود.
, به یاد دارم که یکبار جزیره مجنون بودیم و دمای هوا بین 55تا60 و رطوبت هوا حدود 96-97 درجه بود. در آن شرایط وقتی به مریض سِرُم میزدیم، داد میزد که سوختم. یعنی با توجه به داغ بودن دمای آنجا سِرُم نیز داغ میشد در حالی که دمای بدن مجروحان 37-38 درجه بود.,, ,
یکی دیگر از مقولهها گرمازدگی بود که در آموزش کلاسیک پزشکی تدریس نمیشود اما دوران جنگ زمینهای بود که باید در این باره کار میکردیم.یعنی پزشکی جنگ، زمینههایی را برای ما بازکرد که کادرپزشکی مجبور به مطالعه درباره آن بود.
, یکی دیگر از مقولهها گرمازدگی بود که در آموزش کلاسیک پزشکی تدریس نمیشود اما دوران جنگ زمینهای بود که باید در این باره کار میکردیم.یعنی پزشکی جنگ، زمینههایی را برای ما بازکرد که کادرپزشکی مجبور به مطالعه درباره آن بود.,, ,
یکی دیگر از موارد که ما نیازمند به آموزش و کسب مهارت بودیم تحقیق و مطالعه درباره پزشکی در پرواز، انتقال مجروحان توسط هواپیماهای c130 بود، که بعضی وقتها مجبور بودیم فاصله میان اهواز تا تبریز یا مشهد تا اصفهان را بین 1 تا 2 ساعت در ارتفاع بالای 8 تا 10 هزار پا باشیم. در آن ارتفاع مسائل پزشکی کاملا با روی زمین متفاوت است که در این باره کادر پروازی ما به تدریج آموزشهایی دیدند تا توانستند پزشکی در پرواز را با قدرت تمام انجام دهند.
, یکی دیگر از موارد که ما نیازمند به آموزش و کسب مهارت بودیم تحقیق و مطالعه درباره پزشکی در پرواز، انتقال مجروحان توسط هواپیماهای c130 بود، که بعضی وقتها مجبور بودیم فاصله میان اهواز تا تبریز یا مشهد تا اصفهان را بین 1 تا 2 ساعت در ارتفاع بالای 8 تا 10 هزار پا باشیم. در آن ارتفاع مسائل پزشکی کاملا با روی زمین متفاوت است که در این باره کادر پروازی ما به تدریج آموزشهایی دیدند تا توانستند پزشکی در پرواز را با قدرت تمام انجام دهند., c130,, ,
- وقتی برای اولین بار وارد جبهه شدید چه میزان سابقه کاری داشتید؟ به عنوان یک پزشک جوان چقدر از فضا و شرایط تاثیر گرفتید و چه میزان آموزشهای آن دوران از ابعاد مختلف برای شما کاربرد داشت؟
, - وقتی برای اولین بار وارد جبهه شدید چه میزان سابقه کاری داشتید؟ به عنوان یک پزشک جوان چقدر از فضا و شرایط تاثیر گرفتید و چه میزان آموزشهای آن دوران از ابعاد مختلف برای شما کاربرد داشت؟, - وقتی برای اولین بار وارد جبهه شدید چه میزان سابقه کاری داشتید؟ به عنوان یک پزشک جوان چقدر از فضا و شرایط تاثیر گرفتید و چه میزان آموزشهای آن دوران از ابعاد مختلف برای شما کاربرد داشت؟,, ,
پیش از شروع جنگ بنده در جهاد سازندگی کار میکردم و در روز31 شهریور سال 59 که عراق حمله به کشور ما را آغاز کرد، ما از روز دوم وارد مقوله جنگ شدیم؛ در ابتدا در اصفهان جایی با عنوان ستاد مشترک امداد و درمان تاسیس شد که با همکاری سپاه، جهادسازندگی، دانشگاه و ارتش اقدامات پزشکی را هماهنگ میکردیم.
, پیش از شروع جنگ بنده در جهاد سازندگی کار میکردم و در روز31 شهریور سال 59 که عراق حمله به کشور ما را آغاز کرد، ما از روز دوم وارد مقوله جنگ شدیم؛ در ابتدا در اصفهان جایی با عنوان ستاد مشترک امداد و درمان تاسیس شد که با همکاری سپاه، جهادسازندگی، دانشگاه و ارتش اقدامات پزشکی را هماهنگ میکردیم.,, ,
من در آن زمان دانشجوی پزشکی سال دوم یا سوم بودم. اولین موضوع امداد رسانی و کمک به مردمی بود که از اهواز، ماهشهر و آبادان فرار میکردند. ما یک ناوگانی با عنوان اتوبوسهای شرکت واحد درست کردیم که صندلی اتوبوسها را برداشته بودیم و از اصفهان موادغذایی و سوخت در اتوبوس انبار میکردیم سپس به آنجا میرفتیم و کسانی که هنگام خروج از آبادان، ماهشهر و اهواز آسیب دیده بودند یا ترکش خورده و مجروح بودند را جمع آوری و منتقل میکردیم. اما به تدریج موضوع بیمارستانهای صحرایی پیش آمد.
, من در آن زمان دانشجوی پزشکی سال دوم یا سوم بودم. اولین موضوع امداد رسانی و کمک به مردمی بود که از اهواز، ماهشهر و آبادان فرار میکردند. ما یک ناوگانی با عنوان اتوبوسهای شرکت واحد درست کردیم که صندلی اتوبوسها را برداشته بودیم و از اصفهان موادغذایی و سوخت در اتوبوس انبار میکردیم سپس به آنجا میرفتیم و کسانی که هنگام خروج از آبادان، ماهشهر و اهواز آسیب دیده بودند یا ترکش خورده و مجروح بودند را جمع آوری و منتقل میکردیم. اما به تدریج موضوع بیمارستانهای صحرایی پیش آمد.,, ,
ما در بسیج یا سپاه تجربهای از بیمارستان صحرایی نداشتیم. تقریبا اولین تجربه ما در بیمارستان شهید بقایی اهواز بود که اسم آنرا کارخانه شیرپاستوریزه گذاشته بودیم.
, ما در بسیج یا سپاه تجربهای از بیمارستان صحرایی نداشتیم. تقریبا اولین تجربه ما در بیمارستان شهید بقایی اهواز بود که اسم آنرا کارخانه شیرپاستوریزه گذاشته بودیم.,, ,
در آنجا ارتش چادری با عنوان بیمارستان زده بود که هیچوقت فراموش نمیکنم، روزی که رفتم چادری سفید رنگ را دیدم، که درجه داران نظامی امکانات پزشکی را در آن مستقر کرده بودند.
, در آنجا ارتش چادری با عنوان بیمارستان زده بود که هیچوقت فراموش نمیکنم، روزی که رفتم چادری سفید رنگ را دیدم، که درجه داران نظامی امکانات پزشکی را در آن مستقر کرده بودند.,, ,
من گفتم: اگر گلولهای پرتاب شود به داخل آن نفوذ میکند.
, من گفتم: اگر گلولهای پرتاب شود به داخل آن نفوذ میکند.,اما آنها گفتند: ما همین را داریم.
, اما آنها گفتند: ما همین را داریم.,, ,
آن فقط یک سایبان بود اما به تدریج تبدیل شد به بیمارستانهایی که با الوار و شن ساخته شدند و نماد آن چند بیمارستانی بود که در جزیره مجنون داشتیم.
, آن فقط یک سایبان بود اما به تدریج تبدیل شد به بیمارستانهایی که با الوار و شن ساخته شدند و نماد آن چند بیمارستانی بود که در جزیره مجنون داشتیم.,, ,
بیمارستانهای صحرایی ساخته شده شاهکار مهندسی جنگ بودند
, بیمارستانهای صحرایی ساخته شده شاهکار مهندسی جنگ بودند, بیمارستانهای صحرایی ساخته شده شاهکار مهندسی جنگ بودند,سپس بیمارستان امام رضا (ع) در ورودی محور طلاییه و مجنون با استفاده از بتون ساخته شد و به تدریج بیمارستانهایی ساخته شد که شاهکار مهندسی جنگ بودند. قرارگاه سراج و شهید حاج آقا محسن صفوی طراحی این بیمارستانها را انجام دادند؛ فرمانده بهداری ایشان یعنی حاج آقا فتحیان نقش موثری در پیشبرد این بیمارستانها داشتند. در واقع صنعت بیمارستان سازی کشور در این هشت سال روز به روز تکمیل تر شد.
, سپس بیمارستان امام رضا (ع) در ورودی محور طلاییه و مجنون با استفاده از بتون ساخته شد و به تدریج بیمارستانهایی ساخته شد که شاهکار مهندسی جنگ بودند. قرارگاه سراج و شهید حاج آقا محسن صفوی طراحی این بیمارستانها را انجام دادند؛ فرمانده بهداری ایشان یعنی حاج آقا فتحیان نقش موثری در پیشبرد این بیمارستانها داشتند. در واقع صنعت بیمارستان سازی کشور در این هشت سال روز به روز تکمیل تر شد.,, ,
استتار بیمارستان صحرایی علی ابن ابیطالب(ع) اسیر عراقی را شگفت زده کرد
, استتار بیمارستان صحرایی علی ابن ابیطالب(ع) اسیر عراقی را شگفت زده کرد, استتار بیمارستان صحرایی علی ابن ابیطالب(ع) اسیر عراقی را شگفت زده کرد,به مرور بیمارستانهایی مانند بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) ساخته شد. یکبار در این بیمارستان یک خلبان عراقی اسیر ما شد و به من گفت: اینجا کجاست؟
, به مرور بیمارستانهایی مانند بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) ساخته شد. یکبار در این بیمارستان یک خلبان عراقی اسیر ما شد و به من گفت: اینجا کجاست؟,, ,
گفتم: بیمارستان.
, گفتم: بیمارستان.,گفت: اگر صدام میدانست شما چنین استحکاماتی دارید تمام نیروی هوایی خود را مامور میکرد.
, گفت: اگر صدام میدانست شما چنین استحکاماتی دارید تمام نیروی هوایی خود را مامور میکرد.,به او گفتم: در نقشههای شما اینجا نیست؟
, به او گفتم: در نقشههای شما اینجا نیست؟,گفت: نه.
, گفت: نه.,, ,
وقتی یک بیمارستان با آن عظمت به آن خوبی استتار میشود و خدمات رسانی آن به شکلی است که میتواند در یک عملیات برای صدها مجروح کار جراحی انجام دهد، به نظر من شاهکار است.
, وقتی یک بیمارستان با آن عظمت به آن خوبی استتار میشود و خدمات رسانی آن به شکلی است که میتواند در یک عملیات برای صدها مجروح کار جراحی انجام دهد، به نظر من شاهکار است.,, ,
یکی از جنبههایی که در پزشکی جنگ فراموش شده و روی آن کار نشد، رشد و تکامل بیمارستانهای صحرایی است که میتواند در قالب یک کار تحقیقی و یک پروژه برای کسانی که علاقمند به این موضوع هستند مورد توجه باشد.
, یکی از جنبههایی که در پزشکی جنگ فراموش شده و روی آن کار نشد، رشد و تکامل بیمارستانهای صحرایی است که میتواند در قالب یک کار تحقیقی و یک پروژه برای کسانی که علاقمند به این موضوع هستند مورد توجه باشد., ,, ,
ما بسیاری از بیمارستانهای صحرایی خود را از دست دادیم به عنوان مثال بیمارستان فاو به دست عراق افتاد، بیمارستان جزیره مجنون و بیمارستان ورودی جزیره مجنون از بین رفت، بیمارستان فاطمه زهرا (س) که عملیات والفجر8 را اداره کرد و جان صدها نفر را نجات داد اما این بیمارستان بعدها از بین رفت حتی آهنهای آن را نیز بردند به شکلی که اکنون یک پست برق آنجا ساخته شده است.
, ما بسیاری از بیمارستانهای صحرایی خود را از دست دادیم به عنوان مثال بیمارستان فاو به دست عراق افتاد، بیمارستان جزیره مجنون و بیمارستان ورودی جزیره مجنون از بین رفت، بیمارستان فاطمه زهرا (س) که عملیات والفجر8 را اداره کرد و جان صدها نفر را نجات داد اما این بیمارستان بعدها از بین رفت حتی آهنهای آن را نیز بردند به شکلی که اکنون یک پست برق آنجا ساخته شده است.,, ,
باید دو بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) و علی ابن ابیطالب (ع) به موزه پزشکی تبدیل شوند
, باید دو بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) و علی ابن ابیطالب (ع) به موزه پزشکی تبدیل شوند, باید دو بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) و علی ابن ابیطالب (ع) به موزه پزشکی تبدیل شوند,از ماحصل پزشکی جنگ در حال حاضر دو بیمارستان باقی مانده است یکی بیمارستان امام حسین(ع) در سه راهی حسینیه و دیگری بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) است که این بیمارستانها در اردوهای راهیان نور به عنوان استراحتگاه استفاده میشود.
, از ماحصل پزشکی جنگ در حال حاضر دو بیمارستان باقی مانده است یکی بیمارستان امام حسین(ع) در سه راهی حسینیه و دیگری بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) است که این بیمارستانها در اردوهای راهیان نور به عنوان استراحتگاه استفاده میشود.,, ,
من فکر میکنم این دو بیمارستان صحرایی باید هر چه زودتر تبدیل به موزه پزشکی جنگ شوند تا با حفظ و تدریس دروس مربوط به آن برای کسانی که میخواهند جنگهای آینده را مدیریت کنند، کاربرد داشته باشند.
, من فکر میکنم این دو بیمارستان صحرایی باید هر چه زودتر تبدیل به موزه پزشکی جنگ شوند تا با حفظ و تدریس دروس مربوط به آن برای کسانی که میخواهند جنگهای آینده را مدیریت کنند، کاربرد داشته باشند.,, ,
در دوران جنگ بنده به عنوان نیروی ساده در بهداری رزمی جنوب زیر سایه حاج آقا فتحیان و دوستان دیگر در آن فرماندهی کار کردیم اما هر روز آن برای ما یک کلاس درس بود و درسی که ما در جبهه گرفتیم شاید با بودن صدها سال در دانشگاه نیز نمیتوان گرفت.
, در دوران جنگ بنده به عنوان نیروی ساده در بهداری رزمی جنوب زیر سایه حاج آقا فتحیان و دوستان دیگر در آن فرماندهی کار کردیم اما هر روز آن برای ما یک کلاس درس بود و درسی که ما در جبهه گرفتیم شاید با بودن صدها سال در دانشگاه نیز نمیتوان گرفت.,, ,
در جنگ از جنبههای مختلف تجربیاتی بدست میآید که شاید بتواند در زندگی شهری و زندگی عادی هم کمک کند.
, در جنگ از جنبههای مختلف تجربیاتی بدست میآید که شاید بتواند در زندگی شهری و زندگی عادی هم کمک کند.,, ,
-لطفا چند مصداق از آموزههای خود در زمان جنگ را بیان کنید.
, -لطفا چند مصداق از آموزههای خود در زمان جنگ را بیان کنید., -لطفا چند مصداق از آموزههای خود در زمان جنگ را بیان کنید.,موضوع بیمارستان سازی یکی از موارد مهم بود. پس از جنگ در اصفهان بیمارستان الزهرا (س)و امام حسین(ع) را فعال کردم هماکنون نیز بیمارستان سیدالشهدای (ع) اصفهان که قبلا راه اندازی شده بود، را فعال کردم.
, موضوع بیمارستان سازی یکی از موارد مهم بود. پس از جنگ در اصفهان بیمارستان الزهرا (س)و امام حسین(ع) را فعال کردم هماکنون نیز بیمارستان سیدالشهدای (ع) اصفهان که قبلا راه اندازی شده بود، را فعال کردم.,, ,
تجارب جنگ در هیچ دانشگاهی آموزش داده نمیشود
, تجارب جنگ در هیچ دانشگاهی آموزش داده نمیشود, تجارب جنگ در هیچ دانشگاهی آموزش داده نمیشود,بیمارستان سیدالشهدا(ع) سومین بیمارستان صحرایی بود که بازسازی و راه اندازی مجدد شده و در حال نوسازی بخشهای آن هستیم اما ممکن است این تجربه هیچوقت در دانشکده پزشکی به کسی تدریس نشود.
, بیمارستان سیدالشهدا(ع) سومین بیمارستان صحرایی بود که بازسازی و راه اندازی مجدد شده و در حال نوسازی بخشهای آن هستیم اما ممکن است این تجربه هیچوقت در دانشکده پزشکی به کسی تدریس نشود.,, ,
کاری که من در این سالها پس از جنگ انجام دادم تقریبا همان کار شبهای عملیات است یعنی بیمارستانی را برای زمان عملیات آماده سازی کردیم.
, کاری که من در این سالها پس از جنگ انجام دادم تقریبا همان کار شبهای عملیات است یعنی بیمارستانی را برای زمان عملیات آماده سازی کردیم.,سریعترین تیم عملیاتی درمانی در زلزله کرمان و بم نیروهای جنگ از اصفهان بودند
, سریعترین تیم عملیاتی درمانی در زلزله کرمان و بم نیروهای جنگ از اصفهان بودند, سریعترین تیم عملیاتی درمانی در زلزله کرمان و بم نیروهای جنگ از اصفهان بودند,, ,
در بخش اداره اورژانسها نیز همین موضوع وجود دارد؛ یکی از بزرگترین اقداماتی که در این مدت انجام شد، موضوع عملیات پزشکی زلزله کرمان و بم بود که در این باره عملیات تیم اصفهان سریعترین و موثرترین عملیات در کشور بود، چراکه دقیقا تمام کادرهای عملیات بم، نیروهای زمان جنگ از اصفهان بودند و اگر نیروها تجربه حمل و نقل هوایی و انتقال مصدومان زمینی را در زمان جنگ نداشتند، انتقال مجروحان زلزله انجام نمیشد.
, در بخش اداره اورژانسها نیز همین موضوع وجود دارد؛ یکی از بزرگترین اقداماتی که در این مدت انجام شد، موضوع عملیات پزشکی زلزله کرمان و بم بود که در این باره عملیات تیم اصفهان سریعترین و موثرترین عملیات در کشور بود، چراکه دقیقا تمام کادرهای عملیات بم، نیروهای زمان جنگ از اصفهان بودند و اگر نیروها تجربه حمل و نقل هوایی و انتقال مصدومان زمینی را در زمان جنگ نداشتند، انتقال مجروحان زلزله انجام نمیشد.,, ,
در موضوع مصدومان شیمیایی و جنگ بیولوژیک، شاید در زمان جنگ یک یا دو بار مورد حمله بیولوژیک با بیماریهایی مانند حصبه و اسهال قرار گرفتیم؛بعدها در کنترل چند اپیدمی در اصفهان مانند شیگلوز و تب کنگو کار کردیم و شاید آن تجربیات قبلی باعث شد از این حملات بیولوژیکی نترسیم و درست مدیریت کنیم.
, در موضوع مصدومان شیمیایی و جنگ بیولوژیک، شاید در زمان جنگ یک یا دو بار مورد حمله بیولوژیک با بیماریهایی مانند حصبه و اسهال قرار گرفتیم؛بعدها در کنترل چند اپیدمی در اصفهان مانند شیگلوز و تب کنگو کار کردیم و شاید آن تجربیات قبلی باعث شد از این حملات بیولوژیکی نترسیم و درست مدیریت کنیم.,, ,
انتهای پیام/
, انتهای پیام/,]
ارسال دیدگاه