از زهرجام تا برجام؛
قطعنامه ۵۹۸، جام زهری که خون به دل امام کرد!
مرحوم حاج احمد آقا یادگار حضرت امام در خاطرات بیان می دارد که تلخ ترین خاطره ای که از امام به یاد دارم، پذیرش قطعنامه است. حضرت امام پس از پذیرش قطعنامه دیگر در جماران سخنرانی نکرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، هنگامی که صدام و حامیانش علی رغم فشار های همه جانبه و به خاک و خون کشیدن ملت مسلمان ایران، پس از گذشت سالها نتوانستند به اهداف شوم خود از جمله ساقط کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی برسند و به ویژه بعد از عملیات های پیرزمندانه رزمندگان اسلام در والفجر هشت و کربلای پنج، آمریکا در عملی پیش دستانه پیش نویس متن قطعنامه ۵۹۸ را به رای گذاشت و صدام را مجبور به امضای این قطعنامه کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,نکته مهم در این قطعنامه این بود که سه شرط از شروط مهم ایران که عبارت بودند از بازکشت به مرزهای بین الملی قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، تعیین متجاوز و پررداخت غرامت، برای پذیرش آتش بس و شروع مذاکرات صلح گنجانده شده بود چراکه ایران در موضع قدرت قرار داشت و آنان برای جمع کردن افتضاح خود ناچار بودند بعد از صدور چندین قطعنامه بی خاصیت، برخی از شروط اصلی ایران را بپذیرند، اما از سوی دیگر در داخل کشور گروهی از مسئولین بلند پایه که از چند سال قبل به فکر پایان دادن به جنگ بودند، شرایط را مساعد دیده و سعی کردند که فضای عمومی جامعه را با این ایده همراه سازند؛ از لحاظ پشتیبانی نیز،آن طوری که حضرت امام می خواستند که تمام توان کشور متوجه جنگ باشد در عمل اتفاق نیفتاد تا روزهای پایانی تیر ماه ۶۷ فرا رسید. حضرت امامی که تا چند روز قبل قائل به ادامه جنگ بود و می فرمود: غفلت از مسائل جنگ خیانت به رسول الله(ص) است و خائن به رسول الله جایگاهش در درک جهنم خواهد بود، به ناگاه در تاریخ ۲۷ تیرماه ملت مجاهد و شهید پرور ایران را با امضای قطعنامه ۵۹۸ به بهت و حیرت فرو بردند و جام زهر قطعنامه را سر کشیدند. تعبیر جام زهر توسط حضرت امام در مورد پذیرش قطعنامه، به وضوح نمایانگر این است که حضرت امام علی رغم میل باطنی دست به این اقدام زده اند و سوالی بی پاسخی که تا کنون مطرح است این است که اگر حضرت امام با پایان جنگ به این صورت موافق بودند پس چرا از پذیرش قطعنامه با عنوان نوشیدن جام زهر یاد کرده اند؟!
,حضرت امام در بخشی از متن پیام پذیرش قطعنامه می فرمایند: «من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور را در اجرای آن می دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آنها فعلا خودداری می کنم، و به امید خدا در آینده روشن خواهد شد.»
, من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور را در اجرای آن می دیدم,اما طرفداران پذیرش قطعنامه که مواضعاشان جایگاه بینشی آنان را نمایان می کرد، آن را عامل نجات بخش معرفی کرده و مدعی بودند که ما نمی توانیم با آمریکا بجنگییم و حالا که آمریکا، صدام و حامیانش شروط ما را پذیرفته اند، بهترین فرصت است که جنگ را خاتمه دهیم. پاشنه آشیل آنها ترساندن مردم از جنگ با آمریکا بود در حالی که ما از ابتدای جنگ مستقیم و غیر مستقیم نه فقط با آمریکا بلکه با حدود ۵۰ الی ۶۰ کشور در حال جنگ بودیم.
,هرچه حضرت امام فرمود آنان بر سر حرف خود نمی مانند توجهی نکرده و گفتند این قرارداد در جلوی چشم جهانیان امضا می شود و کسی نمی تواند آن را نقض کند اما در عین ناباوری کسانی که ولایت را نشناخته بودند، با چشمان خود تحقق پیش بینی نایب امام زمان را تنها کمتر از ۱۰ روز از پذیرش قطعنامه دیدند که منافقین از غرب و صدام از جنوب به عمق خاک ایران اسلامی حمله کردند آن هم در جلوی چشم آمریکا و متحدانش. آب هم از آب تکان نخورد! نتیجه شد پیشروی دشمن تا نزدیک اهواز از جنوب و تا نزدیک کرمانشاه از غرب، چندین هزار اسیر ظرف مدت کوتاه، به غارت بردن تجهیزات نظامی ای که حکم طلا را برای ما داشت و به خاک و خون کشیده شدن بیش از پیش مردم؛ و درود خدا بر رزمندگانی که در عملیات غرور آفرین مرصاد توانستند دشمن را مجبور به عقب نشینی کنند و الا معلوم نبود که سرنوشت ما چه رقم می خورد؟!
,توجه! دشمن نه تنها به مرز های ۱۹۷۵ عقب نشینی نکرد بلکه به جاهایی پیشروی کرد که در طول جنگ تا این حد پیش روی نکرده بود.؛ تعیین متجاوز نه در سال ۶۷ بلکه در آذرماه ۱۳۷۰ وقتی که صدام به کویت حمله کرد، سازمان ملل برای دادن مجوز به آمریکا برای حمله به صدامی که تاریخ انقضایش فرا رسیده بود و به جهت همراهی افکار عمومی، صدام را متجاوز به ایران معرفی کرد؛ اما در مورد پرداخت غرامت نیز تا وقتی که صدام بود، غرامتی پرداخت نشد و وقتی هم که او ساقط و اعدام شد نیز ایران ملت مستضعف و رنج کشده عراق را تحت حمایت خود در آورد.
,مرحوم حاج احمد آقا یادگار حضرت امام در خاطرات بیان می دارد که تلخ ترین خاطره ای که از امام به یاد دارم، پذیرش قطعنامه است. حضرت امام پس از پذیرش قطعنامه دیگر در جماران سخنرانی نکرد.
,مرحوم حجت الاسلام محمدرضا توسلی نیز در خاطرات خود نقل می کند که بعد از پذیرش قطعنامه من دیگر خنده به لب امام ندیدم.
,نکته مهم اینجاست که پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام، بهترین تصمیمی بود که در آن برهه از زمان اتخاذ شد اما سوال و انتقاد ما متوجه برخی از مسئولان است که در آن زمان با عدم اعتماد کامل به دستورات و وعده های الهی و عدم تبعیت محض از نایب امام زمان، حضرت امام خمینی، فضا و شرایط جامعه را از لحاظ مادی و معنوی به سمتی سوق دادند که حضرت امام مجبور به نوشیدن جام زهر پذیرش قطعنامه شد چرا که حضرت امام قائل بودند که ما تا وقتی که فتنه صدام را از عراق و بعد فتنه استکبار را از کل عالم رفع نکنیم دست از جنگ و مبارزه بر نمی داریم و می فرمود راه قدس از کربلا می گذرد اما افرادی که تابع محض اوامر نایب امام زمان نبودند و در مقابل دستورات صریح ایشان، از خود اجتهاد می کردند، طوری عمل کردند که دیگر ادامه جنگ ممکن نبود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه