واقعه 17 شهریور مقدمه رهبری امام خمینی(ره) در بزنگاه بزرگ 22 بهمن بود
واقعه 17شهریور تاثیر بسزایی در سلب ونفی مشروعیت رژیم پهلوی داشت و مقدمه پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در بزنگاه(موقعیت حساس) بزرگ تاریخی در 22بهمن سال 57 بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آوای مهران- کارتر، رئیسجمهور امریکا که در ایام ۱۷شهریور مشغول میانجیگری صلح عرب و اسراییل در «کمپ دیوید» بود، به توصیه سایروس ونس و برژینسکی طی یک تماس تلفنی پشتیبانی خود را از شاه و سیاستهای او اعلام کرد و به تبع آن در ۱۹شهریور سران مصر و اسراییل نیز با شاه گفتوگو کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای مهران- , آوای مهران,شاه در گفتوگو با کارتر، حادثه ۱۷شهریور را یک طرح شیطانی از سوی کسانی دانست که از برنامه ایجاد فضای باز سیاسی کشور بهرهمند شده و از آزادیهای اعطاشده سوءاستفاده نمودهاند. او خواستار ادامه حمایتهای امریکا تا سرحد ممکن شدکارتر نیز در پاسخ به درخواستهای شاه او را از جهات گوناگون مطمئن ساخت واز پشتیبانی امریکا را از وی تاکیدکرد.
,به دنبال فضای خاص سیاسی سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ نهضت اسلامی مردم ایران شتاب بیشتری به خود گرفت و با انتشار مقاله احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات ۱۷دیماه۱۳۵۶، قیام مردم قم در ۱۹دیماه سرآغازی شد بر گسترش دامنهدار نهضت به صورت مجالس یادبود در قالب سوم، هفتم و مخصوصاً چهلم در شهرهای مختلف کشور.
,در پی سرکوب خونین مردم در اواخر سال ۱۳۵۶ و اوایل ۱۳۵۷، از شدت و گستره اعتراضات و فعالیتهای مخالفان رژیم پهلوی تا حد زیادی کاسته شد و در تیرماه ۱۳۵۷ اوضاع کشور رو به آرامش نهاد. ناظران و کارشناسان به این جمعبندی رسیده بودند که پس از یک رشته درگیری رژیم با مخالفان و انقلابیون از دیماه ۱۳۵۶ تا خرداد ۱۳۵۷، اکنون هیچ خطر جدی رژیم پهلوی را تهدید نمیکند.
,شاه در پایان این دوره در یک مصاحبه تصریح کرد:"هیچ قدرتی توان کنار نهادن مرا نخواهد داشت؛ چه ۷۰۰ هزار تن نیروی مسلح از من پشتیبانی میکنند، همه کارگران و اکثریت مردم پشت سرم هستند و من قدرتمندم."
,اما با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان در اواسط مرداد ۱۳۵۷، قیام ملت جان تازهای به خود گرفت و عمق و وسعت دوبارهای یافت. ماه مبارک رمضان فرصتی فراهم آورد تا نیروهای انقلاب پس از یک دوره تأمل و بازنگری بار دیگر به حرکت درآمده و با شتاب بیشتر، پیگیر اهداف انقلاب اسلامی شوند؛ آنچنان که رژیم پهلوی و متحدانش سخت غافلگیر شدند و دریافتند که سکوت و ثبات ماههای قبل از رمضان، آرامش پیش از طوفان و مقدمه یک خیزش همگانی و فراگیر بوده است.
,ماه مبارک رمضان،آغازی مجدد بر نهضت اسلامی مردم ایران
, ماه مبارک رمضان،آغازی مجدد بر نهضت اسلامی مردم ایران,با توجه به اینکه در ماه مبارک رمضان، مساجد رونق بیشتری به خود میگیرند و مردم با حضور در مساجد بهره بیشتری از سخنرانی روحانیون میبرند، در سال ۵۷ نیز این رویه دنبال شد ولی با این تفاوت که روحانیون، صحبتهای جدید داشتند و از انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی سخن میگفتند و موجب آگاهی و روشنفکری بیشتر مردم میشدند.
,امام خمینی که از نجف هدایت مبارزات را در دست داشت، فعالیتهای خود را توسعه بخشید و در آستانه ماه مبارک رمضان در پیامی هشتمادهای که به تعبیر برخی «نخستین منشور» انقلاب لقب گرفته است، وظایف مبارزان، به ویژه سخنرانان مذهبی را گوشزد نمود و تأکید کرد که این نهضت اسلامی با آزادیهای استکباری انحراف نخواهد یافت و لذا روحانیون میباید در افشای جنایتهای رژیم در این ماه در مساجد و مجامع اسلامی مبارزات غیر مذهبی از جنبش روحانیون برای اهداف خودشان استفاده کردهاند.
,با این وضعیت مجالس مذهبی به صحنه اعتراضآمیز سیاسی تبدیل گشت؛ به نحوی که در پایان هر مراسمی، انبوه جمعیت حاضر در مساجد به راهپیمایی و تظاهرات خیابانی دست میزدند و در محلههای مشخص به یکدیگر میپیوستند و صحنههای پرشکوهی از مبارزات را به نمایش میگذاشتند.
,این مسائل سرانجام اسباب نگرانی دولت را فراهم ساخت. فرماندهان نظامی کشور در چند جلسه شورای امنیت ملی، در مورد این موضوع به گفتوگو نشستند. چنانکه در یکی از مذاکرات سپهبد بدرهای فرمانده گارد شاهنشاهی گفت:" در کلیه مساجد و منابر صحبت از تغییر رژیم سلطنتی، تحریک مردم برای انقلاب و صحبت از حکومت اسلامی است".
,سپهبد مقدم، رئیس ساواک نیز گفت: "همبستگی شدیدی بین آخوندها وجود دارد و در پناه پوشش دین، آنها در جهت مقاصد شوم بهرهبرداری مینمایند".ناآرامیهای اصفهان در این ماه رژیم را واداشت در اصفهان و نجفآباد حکومت نظامی اعلام کند تا مبادا حوادث قم و تبریز تکرار شود.
,علاوه بر رویدادهای اصفهان، آتشسوزی سینما رکس آبادان که طی آن حدود ۳۷۰ نفر به شهادت رسیدند، تنور مبارزات را بیش از پیش برافروخت. راهپیماییهای گسترده از یکسو و اعلامیههای متعدد در محکومیت این رخداد، که رژیم پهلوی را به عنوان مقصر اصلی و عمدی این فاجعه معرفی میکرد و همچنین تظاهرات گستردهای که به دنبال مراسم احیا و شهادت امام علی(ع) در سراسر کشور برپا گردید سرانجام موجبات سقوط دولت آموزگار را در پنجم شهریور ۱۳۵۷ فراهم کرد.
,امام یک روز پس از روی کار آمدن شریفامامی در پیامی، تغییر مهرههای رژیم را به اسلحه فریب و ریا، توطئه علیه ملت و شکستن نهضت اسلامی و به هدر دادن خون جوانان عزیز اسلام تعبیر کردند. ایشان آشتی کردن با رژیم و عمال آن را تقبیح نمودند و معصیت کبیره خواندند و فرمودند هر که روحانی باشد نمیتواند این آشتی را بپذیرد. امام به ملت ایران هشدار دادند که با اندکی غفلت سقوط میکند و تمام زحمات و رنجهای چندینساله پایمال میشود و روی سعادت نخواهد دید و نزد خداوند متعال مسئول است.در احوالی که نسلی به مخالفت با رژیم شاهنشاهی برخاسته بود، این نسل چندان به پیشینه شریفامامی و اقدامات وی نمیاندیشید؛ زیرا بنیاد و اساس رژیم پهلوی را به چالش گرفته بود. در نظر این نسل این کابینه برای حفظ نظام روی کار آورده شده بود که بحران کنونی زاییده آن نظام بود.
,در این وضعیت سفیران امریکا و انگلیس کماکان بر انجام تعهدات و پشتیبانی دولتهای متبوع خویش از شاه تأکید میورزیدند.نماز عید فطر سال ۱۳۵۷ که در روز دوشنبه سیزدهم شهریور در نقاط مختلف کشور و از جمله در نقاط مهم تهران با عظمتتر از سالیان گذشته برگزار شد، محلی جهت اعتراضات سیاسی گشت.
,در خیابان ژاله به امامت علامه یحییالله نوری و بیابانهای کن به امامت آیتالله مروارید نماز عید فطر با شکوه هر چه تمام برگزار شد.در یکی از پرشکوهترین نمازهای عید فطر که به امامت آیتالله دکتر مفتح در تپههای قیطریه و با حضور دهها هزار تن برگزار گردید، پس از خطبه دکتر مفتح، دکتر باهنر طی سخنرانی با اشاره به مبانی اسلامی مبارزات، در مورد اوضاع کشور و اعلام تصمیم جامعه روحانیت مبارز تهران مبنی بر تعطیلی روز پنجشنبه ۱۶شهریور به سخنرانی پرداخت و دلیل اعلام این تعطیلی را گرامیداشت یاد شهدای خیابان ژاله تهران که در درگیری شبهای ماه رمضان به شهادت رسیده بودند، ذکر کرد.
,در پایان سخنرانی حدود ساعت ۹ صبح بود که انبوه جمعیت نمازگزار اقدام به راهپیمایی نموده و از تپههای قیطریه به سمت جنوب به راه افتادند. راهپیمایان که در طول مسیر بر تعداد آنان افزوده میشد با آرامش، نظم و سازماندهی، جماعتی را تشکیل دادند که تا آن روز سابقه نداشت و موجبات شگفتی ناظران داخلی و خارجی را فراهم آوردند.
,تظاهرکنندگان با اهدای گل و بوسیدن سربازان و با سردادن شعارهایی چون «برادر ارتشی، چرا برادرکشی» تظاهرات کردند و حرکت آنان نیروهای انتظامی را به انفعال واداشت.
,از آنجایی که مردم روش مبارزه امام خمینی را در مشی مبارزه بیوقفه تلقی مینمودند و هرگونه عقبنشینی در مقابل دولت را ایجاد فرصت برای دولت محسوب میکردند، مصمم به ادامه تظاهرات در روزهای آتی شدند. عدهای از پژوهشگران بر این اعتقادند که این راهپیمایی توسط علامه نوری و بدون هماهنگی جامعه روحانیت مبارز ترتیب داده شده بود.اما ایشان این موضوع را در تألیفات و مصاحبههای خود نپذیرفتهاند.
,رژیم پهلوی هراسان از روند رو به رشد اعتراضات، غروب آن روز اقدام به برگزاری جلسه شورای امنیت ملی و جلسه هیئتوزیران در نزد محمدرضا پهلوی کرد و با حضور مقامات عالی نظامی و امنیتی موضوع برقراری حکومت نظامی را مورد بحث و بررسی قرار داد.
,سپهبد ناصر مقدم رئیس ساواک، در آن جلسه گفت:" راهپیمایی و ناآرامیهای تهران پس از عید فطر همچنان ادامه یافته است و مطابق گزارشها و اطلاعات واصله قرار است فردا جمعه ۱۷شهریور آشوب و اغتشاش گسترده، کشور را فرا گیرد".
,لذا برای جلوگیری از آن لازم است در پایتخت حکومت نظامی اعلام شود. موضوع به اطلاع شاهنشاه رسیده و ایشان دستور دادهاند که موضوع در شورای امنیت ملی بررسی شود. پس از بحث و بررسیهای فراوان سرانجام مقرر شد در تهران و ۱۱ شهر قم، تبریز، مشهد، شیراز، اهواز، آبادان، قزوین، کرج، کازرون، جهرم و اصفهان از صبح ۱۷شهریور به مدت شش ماه حکومت نظامی برقرار شود.
,ارتشبد اویسی با صدور اولین اطلاعیه فرمانداری نظامی تهران اعلام کرد: «به منظور ایجاد رفاه مردم و نحوه نظم از ساعت ۶ صبح روز ۱۷شهریورماه مقررات حکومت نظامی را به مدت شش ماه به اجرا میگذارد.»
,با طلوع خورشید جمعه ۱۷شهریور۱۳۵۷ جمعیت خودجوش دسته دسته وارد میدان شدند ونیروهای رژیم پهلوی که نتوانسته بودند از ورود افراد بیشتر به میدان جلوگیری کنند و همچنین در پراکندن جمعیت حاضر در میدان نیز ناکام مانده بودند، هجوم همهجانبهای را به مردم آغاز نمودند و مردم بیدفاع را با انواع سلاحهای پیشرفته آن روز به رگبار بستند. تانکها، مسلسلها و هلیکوپترهااز زمین، هوا، پشتبامها جنگ خونین را علیه قیامکنندگان به راه انداختند. صحنهای که از این رهگذر پدید آمد بیشتر به میدان اعدام شبیه بود تا پراکندن معترضان!
,مردم به مقابله با مأموران فرمانداری نظامی پرداختند و به هر چه از مظاهر دولتی دست مییافتند مورد حمله قرار میدادند. طبق گزارش ساواک، تظاهرکنندگان از میدان ژاله به خیابانهای دیگری از قسمت شرق تهران کشیده شدند؛ سپس تظاهرات به جنوب تهران، خیابانهای مولوی، میدان خراسان، میدان شوش و میدان راهآهن سرایت کرد و در مدت کوتاهی خیابانهای فردوسی، منوچهری، سعدی شمالی، خیابان نظامآباد، خیابان فرحآباد، منطقه نارمک، میدان سپه، خیابان لالهزار، به صحنه درگیری تبدیل شد فریاد اللهاکبر و لاالهالاالله همه جا را پر کرده بود.
,جمعیت وحشتزده و هراسان به هر سمتی میدویدند تا مأمنی برای خود بیابند؛ گروهی روی زمین دراز کشیده بودند و رگبار مسلسلها اجازه حرکت به آنها نمیداد. ضجه، ناله و فریاد با صدای گلوله در هم آمیخته بود و بوی خون، دود و باروت همهجا به مشام میرسید.
,اویسی فرماندار نظامی تهران که خود فرمان آتش به سوی مردم را صادر کرده بود به وسیله هلیکوپتر صحنه کشتار را سازماندهی و نظاره میکرد. با نزدیک شدن ظهر به تدریج میدان ژاله در هالهای از سکوت مرگبار فرو رفت. در حول و حوش میدان آنچه به چشم میخورد، جنازه شهیدانی بود که در صحنه نبرد نابرابر همچنان باقی مانده و خونهایی که هر گوشهای از میدان را گلگون کرده بود.
,امام خمینی کشتار ۱۷شهریور را آشکار شدن واقعیت دولت آشتی ملی اعلام کردند که «شاه با حکومت آشتی ملی میخواست روحانیت شریف ایران و سیاسیون محترم را در کشتار خود سهیم گرداند، ولی فریب او خیلی زود برملا گردید. ان کید الشیطان کان ضعیفا». امام خمینی بار دیگر از ارتش خواستند به مردم بپیوندند تا «نام خود را در تاریخ که به سود ملت ایران به راه خود ادامه میدهد هر چه زودتر ثبت کنند.» امام خمینی خطاب به علما فرمودند: «در این موقع حساس نه تنها باید استقامت کنید، بلکه روحیه عالی مقاومت جامعه را هر چه بیشتر تقویت کنید و هر چه بیشتر صفوف خود را برای مقابله با دشمن مردم ایران متشکلتر کنید.»
,همچنین امام در ۲۱شهریور، مصیبت ۱۷شهریور (۴شوال) را به همه مسلمانان جهان و خانوادههای داغدار تبریک و تسلیت گفتند و فرمودند:"خدا شاهد است مصطفای من تنها آن نبود که سالش نزدیک است، بلکه همه به خاک و خون کشیدههای حادثه شوال مصطفای من بودهاند... چنین کشتهشدنی که افتخار دارد بزرگترین آرزوی من است و شاید نزدیک باشد، اما فرج و پیروزی بر باطل از آن نزدیکتر است".
,با وقوع حادثه ۱۷شهریور، امام شاه را مسئول مستقیم کشتار مردم دانست و خواستار انهدام رژیم شاهنشاهی شد. به این ترتیب دولت آشتی ملی در پیشبرد سیاستهای خود ناکام ماند و مجبور به انزوا کشاندن و در تنگنا قرار دادن امام خمینی در نجف نمود.
,در پی این سیاست و به دنبال تبانی و همکاری دولتهای ایران و عراق (طبق قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر) هنگامی که وزرای خارجه دو کشور برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک رفته بودند، در اینباره مذاکره نمودند؛ بلافاصله پس از آن امام در تنگنا و محذورات بیشتری قرار گرفته و محدودیتهای فراوانی برای ایشان اعمال گردید و مأموران امنیتی عراق منزل امام را محاصره کردند.
,این فشار که به منظور به سکوت کشاندن امام صورت میگرفت، نتیجه معکوس داد و ایشان حاضر به تمکین از سیاستهای دولت عراق نشد و تصمیم به عزیمت از خاک عراق گرفت و در پی ممانعت دولت کویت رهسپار پاریس گردید.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه