حرکت های فرهنگی و اقتصاد مردم محور؛
زمینه ها و ضرورت های بلیت فروشی در اکران های فیلم عمار
ما باید برای جهانی شدن آماده شویم. بالفرض که در داخل کشور توانستیم به کمک بودجه نفتی تولیدات انقلابی و مورد نیاز جامعه را تأمین کنیم، در سطح جهانی میخواهیم چه کار بکنیم؟ آیا جمهوری اسلامی این قدر بودجه دارد که بخواهد برای همه مخاطبان دنیا اثر هنری و سینمایی تولید کند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، وقتی میخواهیم درباره «بلیتفروشی در اکرانهای عمار» حرف بزنیم، قبل از آن باید درباره «اقتصاد عمار» صحبت کنیم. قبل از صحبت در مورد اقتصاد عمار هم باید یک مقدار در مورد «اقتصاد فرهنگ و هنر» فکر کرده باشیم و حواسمان باشد اقتصاد از راه فروش محصول، کجای کار است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،,اقتصاد، شرط استمرار و انباشت
, اقتصاد، شرط استمرار و انباشت,هر پروژه یا پروسهای، اعم از مدیریت یک خانواده، خرید یک کالا، به انجام رساندن یک کار فرهنگی کوچک یا بزرگ، حتی زندگی کردن، بدون توجه به نقش «اقتصاد» در آن ممکن نیست. خانوادهای که اقتصادش تأمین نباشد تا گاز و برق و تلفن و خوراکش را تأمین کند و اجاره مسکنش را بدهد ممکن است مدتی سر پا بماند اما بالاخره از هم میپاشد. این، به خاطر نقش پشتوانهایِ اقتصاد در همه کارها است. (البته اقتصاد به معنی پول نیست.) پس شرط استمرار و بقای موجودیت یک اتفاق یا پروژه یا گروه یا عملیات، این است که اقتصادش تأمین باشد.
,اهمیت اقتصاد در حوزه فرهنگ، رسانه و فعالیت فرهنگی بیشتر از سایر حوزه هاست، چون اصولاً تأثیر فرهنگی از «استمرار» و «انباشت» به دست می آید. کار فرهنگی مثل گرفتن مدرک کارشناسی نیست که کسی ۴ سال درس بخواند و کارشناس مادام العمر شود، یک کار مستمر است که مخاطب همیشه و همه عمر باید در معرض آن باشد. اگر یک کار فرهنگی و هنری، پشتوانه اقتصادی نداشته باشد مقطعی است و چون مقطعی است هیچ است. یک فیلمساز اگر نتواند با تولید فیلم زندگیاش را بچرخاند مجبور می شود شغلش را عوض کند، آن وقت دیگر نه فیلمساز می ماند و نه فیلمهای بعدی ای در کار خواهد بود. بنابراین کسانی که با استدلال های رایج اشتباهی مثل اینکه «فیلم و محتوای انقلابی برای این است که دیده شود»، با بلیت فروشی فیلمها مخالفت و بر نمایش رایگان آنها اصرار می کنند در واقع بدون اینکه متوجه باشند ریشه جریان فیلمسازی انقلابی را می زنند.
,اقتصاد و جهتدهی به تولید
, اقتصاد و جهتدهی به تولید,«پشتوانه بودن»، اولین بُعد اهمیت اقتصاد است که هر کسی متوجه می شود، اما اگر تأمل بیشتری کنیم ابعاد دیگری از اهمیت اقتصاد مشخص می شود. مثلاً اینکه اقتصاد در کارهای فرهنگی، جهتدهنده و تعیین کننده کیفیت و مسیر آینده تولیدات است. شما چه بسیار آدمهایی را میبینید که در این کشور کار فرهنگیِ بدون اولویت می کنند، مستحبات و مباهات است. چرا؟ چون اقتصادِ آن مستحبات و مباحات باشد؛ میچرخد، ولی اگر وارد کارهای جدی و اولویت دار شوند، ممکن است تأمین اقتصادش راحت نباشد. مثلاً کتابهایی با موضوع «استخاره»، «تعبیر خواب»، «علائم ظهور» و… الی ماشاءالله وجود دارد. چرا اینها این قدر تیراژ دارند؟! چون به هر دلیلی، ذائقه مخاطب عام این طور شده که از این جنس محصولات را دوست دارد، آنها را میخرد و اقتصادشان را میچرخاند. چون تقاضا وجود دارد تولید را هم به دنبالش می آورد.
,خرید، تولید است
, خرید، تولید است,حالا اگر اقتصادِ محتوا و محصولاتِ مفیدِ اولویتدار هم میچرخید، آیا اینها به سمت تولید چنین محصولاتی میرفتند؟ بله. یعنی اگر شما بتوانید اقتصاد یک محصول فرهنگی یا تولیدات فرهنگی حزباللهی درجه یکِ دارای اولویتِ واجب را بچرخانید، خود به خود جهت دادید به این که تولیدکننده هم به سمت تولید آن محصول برود. یعنی اقتصاد به شدت استراتژیک و اصلاً خودِ «تولید» است. کسی که خرید میکند نقشش فقط مصرف نیست، انگار دارد تولید میکند. چرا «رد کارپت» و «من سالوادور نیستم» ساخته می شود که مخاطب فقط برای خندیدن فیلمها را میبیند؟ چون برای تهیه کننده و سرمایه گذار درآمد دارد.
,از این جهت، اگر ما بتوانیم این اقتصاد را برای فیلمهای دیگر هم تأمین کنیم، تولیدکننده به سمت آنها میرود. آنوقت تولیدات حزباللهی، تولیدات سالم، تولیدات مفید، تولیدات اولویتدار خیلی بیشتر از قبل تولید میشود. این تولید فیلمهای خوب باعث افزایش تقوا و تلنگر و آگاهی در جامعه میشود، فتنهها را کم میکند، سبک زندگی را درست میکند، هزینه اقدامات ظالمانه مستکبران عالم را بالا می برد، فیلمسازان جوانی که دیگران خیلی تحویلشان نمیگیرند، میتوانند بیشتر از قبل به بدنه سینما اضافه بشوند، همه اینها را رقم میزند.
,خرید، مصرف است
, خرید، مصرف است,بُعد دیگر اهمیت اقتصاد این است که به معنای مصرف هم هست. یعنی اگر کسی کالایی را بخرد، مصرف هم میکند. عمدتاً وقتی کسی به سینما میرود و پول میدهد، فیلم را میبیند. حالا ممکن است چند نفر هم بلند شوند و تا آخر فیلم را نگاه نکنند. ما در عمار هم دنبال مصرف و دیده شدن فیلم ها توسط مخاطب هستیم، پس باید کاری کنیم مردم، فیلمها را بخرند تا ببینند. چون اگر رایگان دستشان برسد حتی ممکن است به دست ده نفر برساند ولی خودش فیلم را نبیند.
,یک ارزیابی واقعی
, یک ارزیابی واقعی,نکته بعدی این است که اقتصاد، بهترین «ارزیابی» است. یعنی کسی می خواهد بداند مردم چقدر فیلمش را دیدهاند بهترین ملاک، آمار فروش است. الآن در اکرانهای مردمی، درست است که کمیت ها بالاست و ۱۲ هزار اکرانکننده در سایت ثبتنام کردهاند ولی برای اینکه به کمیت دقیق و به ارزیابی دقیق تری از اینکه کدام فیلم چند بار دیده شده یا چقدر موفق بوده برسیم باید اقتصادی شویم، به این خاطر هم که شده، پیوست اقتصادی عمار باید کامل بشود.
,نه فقط عمار، بلکه هر جریان دیگری اگر اقتصادی نشود در معرض توهم زدگی قرار دارد و اگر پیوست اقتصادی عمار کامل نشود تضمینی نیست که بتواند به رشد فزاینده اش ادامه دهد. به هر حال، یک ملاک کمی دقیق نیاز داریم که هر جا عمار منحرف شد یا روزمره شد، هشدار بدهد. میزان فروش، می تواند زنگ هشدار خوبی باشد.
,ما می گفتیم «اکران مردمی، مانع انحراف جشنواره است»، فروش آثار هم خط کشی است که دقیق تر و به لحظه نشان می دهد چقدر مردمی هستیم و چقدر احیاناً از مردم فاصله گرفتیم.
,مسئلهی «کدام اقتصاد؟»
, مسئلهی «کدام اقتصاد؟»,لازم است یادآوری کنیم منظور ما از اقتصاد، هر اقتصادی نیست. چون در ایران، یک اقتصاد متکی به نفت و بودجه دولتی داریم که شاید استفاده از آن در برخی موارد مفید باشد اما صرفاً باید نقش هندلی و استارتی داشته باشد، نباید سوخت کل مسیر را تأمین کند. استفاده از بودجه دولتی برای همه مسیر و استفاده از چنین سوختی، معادل دوپینگ در ورزش است. ما اینجا این مدل اقتصادی (و در واقع مدل غیراقتصادی) مد نظرمان نیست و حتی به آن نگاه انتقادی داریم.
,اقتصادی که پشتوانه نفتی و دولتی داشته باشد آیندهاش معلوم نیست، چون با تمام شدن نفت، تحریم نفتی یا با عوض شدن دولت یا با یک انتصاب جدید، از هم می پاشد. اقتصاد واقعی، اقتصادی است که نه فقط با تغییر دولت و مجلس و فلان مسئول، که حتی با تغییر حکومت هم قطع نشود. مثل همین امسال که بودجهای به عمار ندادند، اکرانهای مردمی در شهرستانها به قوت سر جایش ماند، چون اتکایش به نفت نبود.
,اقتصاد سینمای ایران، به جز بعضی از فیلمها که به صورت استثنا میفروشند، نفتی است. تازه آنهایی هم که میفروشند باز با دوپینگ است. مثلاً کلی از رسانههای دولتی را در خدمت تبلیغات میگیرند. در حالی که اقتصاد واقعی، اقتصادی است که از یک چرخه طبیعی پیش بیاید و نیاز به تزریق چیزی از بیرون نداشته باشد. این چرخه یعنی مصرفکننده و مخاطب، محصول را خریداری کند و هزینه معاش تولید کننده و تولید اثر بعدی را تأمین کند.
,وضعیت اقتصادی جشنواره عمار
, وضعیت اقتصادی جشنواره عمار,پس ما در جشنواره عمار مجبور هستیم اقتصادمان را به مردم و فروش آثار به مردم متکی بکنیم. تأمین اقتصاد جشنواره عمار یعنی ۱- تأمین هزینههای جاری نمایش آثار و ۲- تأمین هزینه تولید محصول بعدی. الآن در عمار، قسمتِ تأمین هزینههای جاری اکران، خوب جا افتاده است. مردم پای کارند و هزینههای جاری اکران را تأمین میکنند. کسی که اکران میکند وقتش، پول توجیبیاش، ماشین و وسائلش را در خدمت اکران قرار میدهد، هیئت امنای مسجد، مکان اکران را در اختیار قرار می دهند یا آن خانمی که یک هفته در منزل برای دوستانش فیلم اکران می کند همین کار را می کند. حالا در این بُعد باز باید پیشرفت کنیم تا جایی که هزینه فعالیت های مرکزی جشنواره را هم مردم بدهند.
,الآن غالب هزینههای جاری اکران مردمی را مردم دارند میدهند، اما آیا هزینه خرید محصول را هم میدهند؟ تقریباً نه. فقط در اکران هایی که بلیت فروشی میشود این اتفاق می افتد که آن هم هنوز با نقطه ای که باید برسیم خیلی فاصله دارد.
,انفاق فرهنگی کافی نیست
, انفاق فرهنگی کافی نیست,الآن بخشی از هزینه های فعالیت های مرکزی جشنواره نیز در قالب «انفاق فرهنگی» از مردم تأمین می شود اما بحث شد که انفاق فرهنگی به خاطر اینکه «مصرف» نمی آورد ایده آل نیست. یعنی ممکن است کسی ۵۰۰ هزار تومان انفاق فرهنگی به دبیرخانه عمار کمک کند، اما فیلمها را نبیند. تازه همان انفاق فرهنگی هم زمانی می تواند مستمر باشد که انفاق کننده نتیجه انفاقش را ببیند، وگرنه آن هم مستمر نخواهد بود. کسی که یکبار در انفاق فرهنگی کمک می کند باید دفعه بعد یک فیلم خوب از عمار را ببیند تا همچنان درگیر بماند و احساس کند عمار شایستگی مشارکت مردمی را دارد.
,اقتضائات زمانی و مکانی
, اقتضائات زمانی و مکانی,چند مسأله مربوط به زمان و مکان هم هستند که ضرورت ورود جشنواره به حوزه اقتصادی را جدیتر میکند. الآن در جمهوری اسلامی، یا الآن در این مقطع تاریخ انقلاب و جهان، هر سال به خاطر تحریم و مسائل دیگر، بودجه کمتر میشود و به همین خاطر ما مجبور هستیم به سمت اقتصاد مقاومتی برویم. وقتی بودجه کمتر میشود، باید بیشتر از قبل اقتصادی بشویم. اصلاً هم بد نیست، بلکه یک نعمت است. این تحریم ها و این کم شدن بودجهها فرصتی است که اقتصاد سینمای انقلاب کاملاً مردمی بشود.
,رویکرد حزباللهی در تولید، رد می شود
, رویکرد حزباللهی در تولید، رد می شود,ضرورت بعدی این است که به فیلمسازان حزباللهی کم پروژه میدهند. (منظور از حزب اللهی، فیلم ساختن با موضوع نماز نیست، درباره مسائل و چالش های جدی و مهم جامعه مد نظر است.) چون آن تهیهکنندهی دولتی دنبال فیلمسازی است که برایش دردسر درست نکند، گرد و خاک بلند نکند، خیلی بیسروصدا فیلم بسازد و بعد تهیه کننده در گزارشهایش بیاورد که ما این قدر فیلم درمورد اقتصاد مقاومتی ساختیم و فلان. ولی کسی که با رویکرد حزباللهی و انقلابی، اثری میسازد حتماً با گروهی هم درگیر میشود و آنها را به چالش می کشد و به هر حال دردسر درست می کند. به همین خاطر مدیران ترجیح می دهند به او و امثال او پروژه ندهند. مثل بچههای ثریا. اینها در گیرودار مذاکرات هستهای رویکرد انقلابی داشتند و با سختی توانستند اثرشان را بسازند. در حالی که تقریباً تنها روایت حزباللهی از مسائل هستهای در تلویزیون را بچههای ثریا کار کرده بودند.
,در این شرایط، فیلمساز حزباللهی مجبور است خودش را با سلیقه مدیران مچ کند و خیلی جاها از آرمانهایش کوتاه بیاید یا اینکه فیلمنامهاش خط بخورد. مثل همان موردی که وحید جلیلی در نشست خبری گفت که کارشناس صدا و سیما، فیلمنامه ای درباره تاریخ مبارزه توتون و تنباکو را رد کرده و گفته بود پرداختن به موضوع توتون و تنباکو موجب در افتادن با مردم است و به صلاح نیست. یا مثلاً مجتبی رمضانی مداح یک بار میخواست یکی از مداحیهایش را میکس کند و روی آن تصویر بگذارد. شرکت فلان گفت اگر اسم رهبری را از مداحی خط بزنی، من برایت انجام میدهم. یعنی خیلی جاها مدیرانی که امکانات و بودجه دارند رویکرد حزباللهی فیلمساز را سانسور میکنند.
,بایکوت در توزیع
, بایکوت در توزیع,نکته بعدی این است که خیلی از پروژههای حزباللهی از توزیع منع میشوند. طرف فیلم حزباللهی میسازد و در سینما اکرانش نمیکنند. علیه اسرائیل بازی ساخته، فلان سایت و اپلیکیشن هم به او مجوز نمیدهد، چون با اروپا قرارداد دارد، حتی اگر هیچ بهانهای پیدا نمی کنند، فیلم را تحریم می کنند. پس ما باید یک جای دیگری، یک سیستم توزیع دیگری داشته باشیم تا بتوانیم فارغ از این بسترهای موجود، از تولیدکنندگان حزب اللهی کمک و حمایت اقتصادی بکنیم. کجا؟ جایی که مردم به آن دسترسی دارند. مثلاً در مساجدی که ۸۵ هزار تا در کشور هستند و در همه روستاها تقریباً وجود دارند.
,کدام تولید کننده؟
, کدام تولید کننده؟,بحث شد که خرید، تولید است و خریدار، تولید کننده. اگر قرار باشد خریدار، تولیدکننده باشد پس مهم است که چه کسی خریدار باشد. اگر سیستم توزیع طوری باشد که مردمی که نماینده اقلیت هستند یا بیشتر دنبال سرگرمی هستند خریدار باشند (و آثار بعدی را تولید و محتوایش را مشخص کنند،) یعنی سیستم توزیع خودبخود سینمای خنثی و روشنفکری را تقویت می کند. ساز و کار نمایش، طوری است که مردمی که نسبت به همنوعان یا نسبت به تکالیف دینی بیاعتنا هستند بیایند «من سالوادور نیستم» را ببینند و تولیدکننده بشوند. یک موقع هم هست که نه، ساز و کار طوری است که مردمی که نسبت به دیگران احساس مسئولیت و تعهد و تکلیف گرایی بیشتری دارند و حاضرند برای آرمانها هزینه کنند خریدار می شوند تولیدکننده باشند، یعنی مصرفکننده باشند، بلیت بخرند.
,آقای رحیمپور در جشنواره عمار در مورد سینمای مردمی صحبت میکرد. ایشان میگفت سینمای مردمی به یک معنا درست است و به یک معنا غلط. به این معنا که نظر مردم اصالت پیدا کند غلط است، اما به این معنا که سینما خودش را با قشر مسئولیتپذیر، متعهد و متدین میزان کند بله. به این معنا باید سینمای مردمی داشته باشیم. اگر قرار است تأمین اقتصادی سینمای انقلاب بر دوش عدهای باشد، باید بیشتر از همه بر دوش آنهایی باشد که دغدغهمند هستند.
,این حرف را به شکل دیگری هم می شود طرح کرد. اینکه در جهان و ایران، مردمی که اهل فساد یا بیخیالی هستند دارند هزینه تولید آثار باب میلشان را تأمین میکنند یا اینکه بودجه و رانت نفتی برایشان چنین کاری را به انجام می رساند. ما باید به توده مردم ایران که نسبت به خانواده، نسبت به دین، نسبت به همنوعشان احساس مسئولیت و تعهد میکنند بگوییم که آنها هم باید هزینه تولید فیلم در راستای دغدغه شان را بدهند. وگرنه، مثل وقتی که برای غذای جسممان هزینه نکنیم، روح جامعه و روح مردم و جوانان گرسنه می شود و از معنویت و اخلاق و تعهد تهی می شود و با فست فودهای سرطان زا پر می شود. نمی شود شبانه روز برای انیمیشن و فیلم و بازی خارجی پول بدهیم بعد توقع داشته باشیم فرهنگ جامعه سر جایش بماند و تولیدکننده محصولات داخلی هم بتواند سر پایش بایستد و آثار قابل رقابت با تولیدکننده خارجی بسازد.
,باز هم این وسط، یک چیزی، اهمیت و ضرورت خرید اثر توسط مردم را تشدید میکند، اینکه ما تنها هستیم و همه دنیا دارند علیه ما تولید میکنند. رسانه های ۱۹۲ کشور دنیا دارد یا علیه ما تولید میکند یا محتوای خنثی می سازد، که آن هم علیه ماست. چون آن کسی که فوتبال را پخش زنده میکند، افکار عمومی را از توجه به اولویت های اصلی منحرف میکند. پس محتواهای خنثی هم علیه ماست.
,آمادگی برای جهانی شدن
, آمادگی برای جهانی شدن,نکته بعدی اینکه ما باید برای جهانی شدن آماده شویم. بالفرض که در داخل کشور توانستیم به کمک بودجه نفتی تولیدات انقلابی و مورد نیاز جامعه را تأمین کنیم، در سطح جهانی میخواهیم چه کار بکنیم؟ آیا جمهوری اسلامی این قدر بودجه دارد که بخواهد برای همه مخاطبان دنیا اثر هنری و اثر سینمایی تولید بکند؟ مطمئناً نه. اینجا دیگر تنها راه ممکن اقتصادی شدن است. لااقل باید ابتدا یک نمونه ای در داخل کشور اجرا بکنیم که مخاطب بیاید برای تولید انقلابی و حزباللهی پول بدهد که بعد آن پایلوت را جهانی بکنیم.
,چرا اکران بلیتی
, چرا اکران بلیتی,برای اقتصادی شدن و فروش اثر، گزینه های متعددی روی میز وجود دارد. از لینک فروشی تا فروش پستی، فروش به سازمانها و تلویزیون و اکران مردمی در شهرها و روستاها. چند نکته درباره ضرروت بلیت فروشی فیلمها در مساجد، مدارس، منازل و… . البته تأکید بر این گزینه، طبیعتاً به معنای منع و نفی مزایای دیگر گزینه ها نیست. هر کدام می تواند یک مرحله یا یک راه باشد.
,بلیت فروشی و تقویت بنیانهای اجتماع
, بلیت فروشی و تقویت بنیانهای اجتماع,اکران فیلم، به صورت بلیت فروشی، موجب تقویت نهادهای اصلی اجتماع مثل مسجد، مدرسه، هیئت، خانواده و مدرسه می شود. چون همه مزیت های اکران مردمی در این نقاط را دارد. همچنین این نهادها را جذاب می کند، حضور جوانان و نوجوانان در این نقاط را بیشتر می کند، به ارتباط توده مردم و قشر متدین با هنر انقلابی سرعت می بخشد، به حفظ ارتباط مردم با فضای واقعی (در برابر فضای مجازی) کمک می کند، ارتباط بین نهادی مثل جامعه هنرمندان و مسجد را تقویت می کند و… .
,ظرفیتهای جدید اقتصادی
, ظرفیتهای جدید اقتصادی,از طرفی هم ظرفیت های اقتصادی جدیدی را برای سینمای انقلاب اسلامی فعال می کند. چون بسیاری از مخاطبانی که در مسجد و… بلیت میخرند اصولاً مخاطب روش های دیگر نیستند و به فضایی مثل فضای مجازی برای خرید اینترنتی فیلم دسترسی یا اعتماد ندارند.
,ما با بلیت فروشی فیلم در سینما اصولاً نمیتوانیم همه ظرفیت های نهفته مردمی را در حوزه اقتصاد فعال بکنیم. مسجدیها حاضر هستند در راه اعتقاد خودشان هزینه بکنند، این همه مسجد روی دوش پولهای مردمی مدیریت میشود، اما این ظرفیت اقتصادی نباید فقط صرف کارهای مذهبی یا غیر هنری بشود. هنر دینی و متعهد هم باید از این نفع ببرد.
,این ظرفیت چطور شکوفا میشود؟ یک راهش اکران بلیتی در مسجد است. قبلاً گفتیم در کشور ۸۵ هزار مسجد، ۶۰، ۷۰ هزار حسینیه و مدرسه است. اینها یک ظرفیت اقتصادیای دارند که دارد خاک میخورد. در آن دنیا از ما خواهند خواست که شما در جمهوری اسلامی ایران چنین ظرفیتی داشتید که جامعههای دیگر نداشتند. شما که این مزیت را داشتید، چه استفادهای برای سینمای انقلاب کردید. ما به واسطه اکران های عمار حتی می توانیم در منازل، فیلم اکران کنیم و بلیت بفروشیم. کدام سینما و سازمان سینمایی سراغ چنین ظرفیتی می رود و جذبش می کند؟ عمار فیلم را به منزل مخاطب یا جایی که او راحت است و دسترسی دارد میبَرد.
,مزیت ویژه اکران های غیرسینمایی
, مزیت ویژه اکران های غیرسینمایی,یکی دیگر از خوبیهای بلیت فروشی در محیط های مردمی، بارِ احساسی و دراماتیک آن است. یک وقت یک فیلمساز اثری می سازد و کسانی که شغلشان سینماداری است فیلمش را اکران می کنند و کسانی هم که همیشه به سینما می روند فیلمش را می بینند. یک اتفاق عادی و بی روحِ دارای قواعد سودگرایانه. سینمادار به مخاطب به خاطر پولش نگاه می کند، فیلمساز هم همینطور، مخاطب هم به فیلم به عنوان ابزاری برای سرگرمی دقت می کند. اما یک وقت فیلمساز فیلمی را با دغدغه انقلابی و انگیزه دینی می سازد، تعداد زیادی آدم در شهرهای و روستاها با دغدغه دینی و خودجوش فیلم را انتخاب و برای آن تبلیغات می کند و اکران می گیرد. در چنین فضایی کلّی اتفاقات دراماتیک می افتد در حالی که شما در قسمت رسمی و سازمانی سینما تقریباً این اتفاقات دراماتیک را نمیبینید. مثالش فیلم «خانهای کنار ابرها» که در اکران مردمی عمار بلیت فروشی شد. برای فیلمساز چقدر جذاب است که یک دامدار و کشاورز فیلمش را در یک روستای محروم اکران و بلیت فروشی کند. یا مثلاً در یکی از مساجد تهران، خادم مسجد با دیدن فیلم بلند شود و از فضای پشت جبهه و کمک های مردمی زمان دفاع مقدس خاطره بگوید. این اتفاقات میتواند خیلی بیشتر روی انگیزه فیلمساز مؤثر باشد. این هم یکی از مزیتهای مهم اکران بلیتی است.
,ناامید نباشیم
, ناامید نباشیم,باید کم کم جمع بندی کنیم. شاید بعضی از ما فکر کنیم رسیدن به نقطه ای که مردم هزینه های تولید فیلم ها را تأمین کنند خیلی سخت و دور باشد. ولی واقع مطلب، برعکس است. فرض کنید یک نفر می خواهد با ۲۰ میلیون تومان یک مستند بسازد. کافی است که ۲۰ هزار نفر، یعنی کمتر از یک بیستم جمعیتی که به نماز جمعه می روند، هر کدام هزار تومان بدهند و این مستند را بخرند. تازه فیلمسازان حزب اللهی به چند دلیل می توانند با هزینه کمتری نسبت به عرف، فیلم بسازند. یک؛ به دلیل تسلطشان بر محتوا و موضوع، یک فیلمساز حزب اللهی چندین برابر ایده بیشتر دارد. دو به خاطر روحیه جهادی بیشتر که خیلی دنبال نفع اقتصادی نیستند. سه به دلیل کمک های داوطلبانه ای که می توانند بگیرند. و الی آخر.
,حالا درباره توان اقتصادی سینمای ایران هم باید دقت شود. بجز امسال که استثنا پیش آمده، توان فعلیِ محققشدهیِ سینمای ایران این است که در سال حداکثر دو سه تا فیلم بالای پنج میلیاردی میشوند. در حالی که اگر پنج میلیون ایرانی (یعنی یک نفر از هر ۶ نفر) هر هفته هزار تومان بدهند، ظرف یک سال میتوانیم ۵۲ فیلم را پنج میلیاردی بکنیم. این دست یافتنی بودن، این کوچک بودن توان سینمای ایران نشان میدهد که نباید ناامید باشیم.
,مردم پول ندارند؟
, مردم پول ندارند؟,متأسفانه ما معمولاً خودمان را دست کم می گیریم. داشته هایمان را نمی بینیم و به جایش، تا راه دارد، نداشته ها و محرومیت ها را به هم یادآوری می کنیم. وقتی می گوییم هر نفر هفته ای ۱۰۰۰ تومان برای خرید یک فیلم بدهد انگار فراموش می کنیم که او در هفته چقدر برای چیپس، پفک، نوشابه، بستنی، تخمه، تماشای فوتبال، هزینه اینترنت گردی و از این دست صرف می کند. طبق آمار، ۹۰ درصد کودکان یک تا ۱۲ساله کشور، روزانه حداقل یک بار پفک و نوشابه مصرف میکنند. چنین فردی نمی تواند در هفته یکبار هم فیلم مصرف کند؟ پس مشکل از پول نداشتن نیست، مسئله این است که نهادهای فرهنگی، ضرورت خرید کالای فرهنگی سالم را به مردم نگفته اند و آنها را توجیه نکرده اند یا اینکه ساز و کار مناسب برای خرید و تبلیغات وجود ندارد، یعنی این کالاها به دست مردمی که حاضرند برایش خرج کنند آنطور که باید نمی رسد. وگرنه نباید مردم را متهم کرد.
,سودگرایی ممنوع
, سودگرایی ممنوع,ورود جشنواره عمار به حوزه اقتصادی، الزامات و قواعد خودش را دارد. جنس اقتصاد عمار باید مثل خود عمار، ادای تکلیف باشد نه کسب درآمد و سودگرایی. عمار اقتصادی می شود بدون اینکه برای سود مادی اصالت قائل شود. حتی باید سود هم بکند اما دنبال سود بادآورده نمی رود یا به اکران کننده به چشم یک ۵۰ هزار تومانی نگاه نمی کند که به هر قیمتی سود بکند. چون اگر بخواهد سود در عمار اصالت پیدا کند آنوقت عمار هم می رود سراغ فیلم هایی جلفی که الان تولید می شود و نسبتا خوب هم می فروشد، تازه آن وقت اکران کننده هم دیگر برای عمارکار داوطلبانه نمی کند و او هم حس و حالش عوض می شود.
,طرح بلیت اختیاری که مخاطب بعد از دیدن فیلم، با اختیار به آن کمک می کند یک نمونه از مدل های اقتصادی از جنس جشنواره عمار است.
,آغاز یک جریان بلندمدت
, آغاز یک جریان بلندمدت,نکته آخر این است که اکران بلیتی در جشنواره عمار، صرفاً حرکت و تلاشی برای تأمین اقتصادی سینمای انقلاب نیست. این حرکت، میتواند ابزار توجیه مردم بشود تا برای مصارف فرهنگی خودشان هزینه کنند. حرکتی است برای اینکه مخاطب متوجه بشود که باید برای دفتر تحریر ایرانی هم پول خرج کند، حتی اگر یک ذره گرانتر باشد. کاغذ کادو هم ایرانی اسلامیاش را بخرد. یعنی دارد یک فرهنگسازی عمومی برای مصرف کالای فرهنگی حزباللهی ایجاد میکند. در ظاهر فقط بلیت فروشی است، اما ثمرهاش این است که در بلندمدت یک اتفاق بزرگ را در مصرف کالای حزباللهی رقم میزند. شاید این بُعد کار، از همه مهمتر باشد و همیشه باید مد نظرمان باشد که این اکران بلیتی، کدام قطعه پازل را سر جایش قرار می دهد و کجای کار است.
,سید رسول منفرد
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه