به بهانه سالروز بزرگداشت شعر و ادب فارسی؛

نگاهی به زندگی شهریار، افتخار ایران زمین

نگاهی به زندگی شهریار، افتخار ایران زمین
شهریار در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی و قالب‌های دیگر شعر سروده که احساس، دلیل و الهام را می‌توان نقطه آغاز شعرهای شهریار دانست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از زنان قم، سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار شاعر پارسی گوی آذری زبان در سال 1285 هجری شمسی در شهر تبریز متولد شد. او در خانواده‌ای متدین، کریم الطبع و اهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  زنان قم,

وی دوران کودکی را در طبیعت زیبای روستاهایی در دامنه کوه حیدربابا سپری کرد و خاطرات و شرح حال زندگی در میان مردم صمیمی و ساده دل روستا تا پایان عمر همیشه همراه او بود، چنانچه سالها بعد در دوران میان‌سالی «حیدربابایه سلام» را که شناخته شده ترین مجموعه اوست؛ با یادآوری خاطرات زیبای کودکی و ایده گرفتن از محل زندگی دوران کودکی سرود. این کتاب به بیش از 80 زبان زنده دنیا ترجمه شده است:

,

حیدربابا، دونیا یالان دونیادی

,

سلیماننان، نوحدان قالان دونیادی

,

اوغول دوغان، درده سالان دونیادی

,

هرکیمسیه، هرنه وئریب آلبیدی

,

افلاطوننان بئر قوری آد قالیبدی

,

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی، فارسی و عربی آشنا شد.

,

 محمدحسین در چهار سالگی اولین شعر خود را سرود و به این ترتیب اطرافیان را متعجب از نبوغ و استعداد و قریحه ذاتی خود کرد. برای اولین بار اشعار او زمانی که فقط سیزده سال داشت در مجله ادب با تخلص «بهجت» به چاپ رسید.

,

او در 15 سالگی از روستا برای ادامه تحصیل به تهران رفت. سه سال در مدرسه دارالفنون تحصیل کرد، سپس برای ادامه تحصیل در پزشکی به مدرسه طب رفت. در همان دوران شیفته دختری در همسایگی شده و شیدایی عشق، او را از تحصیل باز داشت. بیشتر غزل‌های شهریار که عموم مردم می‌شناسند مولود همین دوران عاشقی است؛ ماه سفر کرده، توشه سفر و پروانه در آتش از جمله آن‌هاست. به عقیده تعدادی از دوستانش، عشق نافرجام شهریار، نقطه عطفی در شعر گویی وی به شمار می‌رود. قسمتی از شعر ماه سفر کرده که در همان دوران سروده شده است:

,

 ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی

,

نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی

,

شد آه منت بدرقه راه و خطا شد

,

کز بعد مسافر نفرستند سیاهی

,

شهریار بعداً به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران تا کـلاس آخر مـدرسهٔ طب تحـصیل کرد و در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد.

,

شهریار به همراه مادرش در خیابان ناصرخسرو کوچه مروی یک اتاق اجاره می‌کند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه می‌شود. صحبتی بین مادران آن‌ها مطرح می‌شود و یک حالت نامزدی بوجود می‌آید....

,

بعد از اینکه دختر ازدواج می‌کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می‌رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می‌آیند. شهریار با دختر روبرو می‌شود...

,

هوشنگ طیار شاگرد و دوست و همشهری شهریار از عشقی که نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است، سخن گفت.

,

هوشنگ طیار شاعر و از شاگردان و دوستان شهریار گفت: زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو کوچه مروی یک اتاق اجاره می‌کند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه می‌شود. صحبتی بین مادران آن‌ها مطرح می‌شود و یک حالت نامزدی بوجود می‌آید. قرار می‌شود که شهریار بعد از اینکه دوره انترنی را گذراند و دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند.

,

این شاعر و دوست شهریار تصریح کرد: شهریار رفته بود خارج از تهران تا دوره را بگذراند و وقتی برگشت متوجه شد، پدر دختر او را به یک سرهنگ داده است و آنها با هم ازدواج کرده‌اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می‌شود و حتی مدتی هم بستری می‌شود و در این دوران غزل‌های خوب شهریار سروده می‌شوند.

,

طیار با بیان اینکه آن دختر بر خلاف شایعات فامیل شهریار نبوده و «عزیزه خانم» همسر شهریار فامیل او بوده است، اظهار داشت: بهجت آباد سابق بر این تفرج گاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش آنجا می‌رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می‌کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می‌رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می‌آیند. شهریار با دختر روبرو می‌شود و این غزل را آنجا می‌سراید:

,

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

,

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

,

او تعدادی از اشعارش را با صدای خود دکلمه کرده است که گاهی در هنگام خواندن آنها بغض در گلو و احساسی بی وصف شنیده می‌شود و سبک خواندن، شنونده را منقلب می‌کند.

,

 

,

به طور کلی، احساس مشخص‌ترین ویژگی شعر شهریار است، او در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی و قالب‌های دیگر شعر سروده است اما بیشترین شعرهای او در قالب غزل است. احساس، دلیل و الهام را می‌توان نقطه آغاز شعرهای شهریار دانست. زبان شعر او در عین سادگی، جذاب و زیباست. او پس از فوت مادر با قلبی دردمند شعری با عنوان «ای وای مادرم» در وصف مادر سرود. قسمتی از این شعر پر احساس:

,

نه او نمرده است که من زنده‌ام هنوز

,

او زنده است در غم و شعر و خیال من

,

میراث شاعرانه من هرچه هست از اوست

,

کانون مهر و ماه مگر می‌شود خموش

,

شهریار چه در طول زندگی و چه در شعرهایش از دین جدا نبود. خود را از اتفاقات اجتماعی و سیاسی اطرافش جدا نمی‌دانست و شاعری مسئول و متعهد بود. دین، عشق به خدا و شناخت خدا در بسیاری از غزل‌های او مشهود است. علی‌ای همای رحمت از آن جمله است:

,

علی‌ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

,

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

,

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین

,

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

,

محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، 27 شهریور ماه در سن 82 سالگی پس از طی یک دوره بیماری درگذشت و بنا بر وصیتش، در مقبره الشعرای تبریز در سرخاب به خاک سپرده شد. برای بزرگداشت این شاعر، روز وفات وی روز شعر و ادب پارسی نامگذاری شد.

,

 روحش شاد و یادش گرامی باد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه