گفتمان نو (2)؛
انقلاب اسلامی ایران راه سومی در دوراهی جهان!
در یادداشت قبل سعی شد؛ باب تاملی در انقلاب اسلامی به عنوان " کلام نوین جهان" یا " گفتمان بدیع عصر معاصر" گشوده شود, و انشاءا... این مسئله بحث شود که اگر مطلوب و هدف، رسیدن به تمدن نوین اسلامی است، باید ابتدا درک ماهوی از انقلاب اسلامی داشته باشیم و آگاه باشیم که این پدیده فکری و فرهنگی در جهان و حیات بشر چه ارمغانی به همراه دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار»در یادداشت قبل سعی شد؛ باب تاملی در انقلاب اسلامی به عنوان " کلام نوین جهان" یا " گفتمان بدیع عصر معاصر" گشوده شود, و انشاءا... این مسئله بحث شود که اگر مطلوب و هدف، رسیدن به تمدن نوین اسلامی است، باید ابتدا درک ماهوی از انقلاب اسلامی داشته باشیم و آگاه باشیم که این پدیده فکری و فرهنگی در جهان و حیات بشر چه ارمغانی به همراه دارد؛ دایه دار چه بیان و چه کلامی است؟ و به چه سمتی جهت گرفته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,کمی بحث شد که انقلاب اسلامی ارزش های نوینی را به صحنه حیات بشر وارد کرد؛ فکر و فرهنگ فکری جدیدی را به ساحت اندیشه جهان تزریق کرد. بزنگاه و مقطعی برای تاریخ جهان است که به اعتقاد نگارنده، انقلاب اسلامی مسیر حرکت تاریخ را تغییر داد.
,اینکه مسیر حرکت چه بود و چگونه تغییر کرد؛ اینکه ذات و ماهیت انقلاب چیست و چگونه باید آن را تحلیل کرد؛ بحثی است که در این یادداشت مجال گفتن آن نمی باشد و بیان آن، سبب دور شدن از اصل بحث خواهد شد. اصل بحث برا این است؛ هنگامی که درک کردیم انقلاب اسلامی حاصل گفتمانی نوین، فرهنگ فکری و چارچوپ و قائده فکری جدیدی است، عالَمی که به بشریت عرضه میکند با عالَم فرهنگ مدرنیته تفاوت ماهوی دارد، ملزوم هستیم که راجب آینده و آرمان شهر و تمدن آتی آن فکر کنیم، کسانی که انقلاب را در حوزه های سیاست و اقتصاد معنا می کنند و آن را حاصل دردهای اقتصادی و سیاسی می دانند هیچ گاه نخواهند توانست نگاهی تمدنی به انقلاب اسلامی داشته باشند.
,اساسا یک تمدن بر فکر و اندیشه و یک فرهنگ فکری بنا می شود و دوام و امتداد و استمرار می باید. نظام و ساختار اقتصادی و اجتماعی محصل اندیشه ی تمدنی است و منتج به فرهنگ فکری است.
,اینکه هم اکنون سیاستی که برای رسیدن به هدف، هر وسیله ای را مباح و جایز می داند، برآمده از فرهنگ فکری " اومانیستی " و تفکر " اصالت انسان " یا همان انسان محوری است. این فرهنگ فکری، ساختار اقتصادی و سیاسی غرب را طرح ریزی کرده است.
,کلام نوین ؛ تمدن نوین اسلامی : بیان شد که فرهنگ فکری موجود در جهان؛ نمی توانست تدوام و استمرار حیات دینی ما را فراهم کند، لذا نیاز بود تا فکر وکلام جدیدی وارد صحنه شود. تمدن موجود عاجز است از اینکه حیات جامعه دینی را تامین کند و به آن تداوم ببخشد.
, کلام نوین ؛ تمدن نوین اسلامی :,با روجوع به تاریخ شکل گیری تمدن غرب، متوجه میشویم که این فکر؛ قطعه ای واجب و ضروری، در تدوین برنامه سعادت و پیشرفت را اختیارا طرد کرد و خواست که به آن توجه نکند. لذا چنین تمدنی بستر مناسبی و متناسبی برای حیات دینی نمی تواند باشد.
,تمدن نوین اسلامی مراد جامعه اسلامی و نظام اسلامی جهت تداوم حیات دینی است. اینکه چگونه این امر محقق خواهد شد ؟ چه مراحلی دارد ؟ چه الزاماتی دارد ؟ ابزار های آن چه می باشد ؟ چه ابعادی دارد ؟ سوالاتی است که باید به دنبال پاسخ آن بود.
,اما قبل از پاسخ به این سوالات نیاز است تا اساس ایجاد تمدن نوین اسلامی را بیاموزیم تا با نگاهی درست در پی تببین و تکمیل فرآیند تمدن نوین اسلامی برآییم . مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند : « برای ایجاد یک تمدّن اسلامی - مانند هر تمدّن دیگر - دو عنصر اساسی لازم است: یکی تولید فکر، یکی پرورش انسان. فکر اسلامی مثل یک دریای عمیق است؛ یک اقیانوس است.
,هر کس که لب اقیانوس رفت، نمیتواند ادّعا کند که اقیانوس را شناخته است. هر کس هم که نزدیک ساحل پیش رفت و یا چند متری در آب در یک نقطهای فرو رفت، نمیتواند بگوید اقیانوس را شناخته است.
,سیْر در این اقیانوس عظیم و رسیدن به اعماق آن و کشف آن - که از کتاب و سنّت همهی اینها استفاده میشود - کاری است که همگان باید بکنند؛ کاری است که در طول زمان باید انجام گیرد. تولید فکر در هر زمانی متناسب با نیاز آن زمان از این اقیانوس عظیم معارف ممکن است.
,شرط دوم، پرورش انسان است. حال در آنجایی که فکر و انسان باید تولید شود، ببینید نقشآفرینان چه کسانی هستند. این نقشآفرینان کسانی هستند که باید بتوانند افکار را هدایت کنند. این یک بُعد قضیه است. چون این راه جز با پای ایمان و نیروی ایمان و عشق طیشدنی نیست، باید کسانی باشند که بتوانند روح ایمان را در انسانها پرورش دهند.
,بدون شک مدیران جامعه جزو نقشآفرینانند؛ سیاستمداران جزو نقشآفرینانند؛ متفکّران و روشنفکران جزو نقشآفرینانند؛ آحاد مردم هر کدام به نحوی میتوانند در خور استعداد خود نقشآفرینی کنند؛ اما نقش علمای دین، نقش کسانی که در راه پرورش ایمان مردم از روش دین استفاده میکنند، یک نقش یگانه است؛ نقش منحصر به فرد است. مدیران جامعه هم برای اینکه بتوانند درست نقشآفرینی کنند، به علمای دین احتیاج دارند. سیاستمداران و فعّالان سیاسی در جامعه نیز همینطور».
,انشاءا... در یادداشت آتی به بحث و تامل در رابطه با زنجیره تمدن نوین اسلامی خواهیم پرداخت.
,"بخش اندیشه و گفتمان اندیشگاه دانشجویان بیدار"
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه