ترجمه/ مرکز پژوهشی کارنگی؛
بهره گیری حکام عرب از فرقه گرایی و ایران هراسی برای بقای خود
حکام عرب خلیج فارس در راستای «مردم هراسی مصنوعی» از تهدیدهای داخلی و خارجی، با شعله ور کردن ترس عمومی در مورد امنیت، به منظور پذیرش کاهش هزینه های زندگی و جلب افزایش حمایت سیاسی، تلاش زیادی داشته اند. اما با توجه به همزمانی دو موضوع و ناتوانی اکثریت حاکمان غرب خلیج فارس در مدیریت تنش های اجتماعی ، بروز خطرات جدی استراتژیک بر رفاه شهروندان، بقای آن رژیم ها در دراز مدت با چالش روبرو می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل کوگانا،حکام عرب خلیج فارس چگونه از« اقتصاد سیاسی فرقه ای »در تحکیم رژیم و مشروعیت خود استفاده می کنند؟ نتایج پژوهشی مهمی تحت عنوان « اقتصاد سیاسی فرقه ای » توسط "جاستین گنگلر" محقق مرکز مطالعات کارنگی شرق میانه ،(2016 )در مورد مکانیسم های بکارگرفته شده توسط حکام عرب خلیج فارس در بهره گیری از سیاست فرقه گرایی، برای به دست آوردن مشروعیت سیاسی و حمایت مردمی، حتی در کنار اقدامات اقتصادی با رفاه کمتر رادر یک بررسی مطالعاتی تجربی میدانی منتشر کرده است.
جاستین،مدیر برنامه های تحقیقاتی در موسسه ی تحقیقات اقتصادی ،اجتماعی در دانشگاه قطر از طریق مطالعات خود ، چند یافته ی مهم که به طور عمده در شهروندان عرب خلیج فارس ،در قبال امنیت فکری، حاضر به پذیرش عملکرد اقتصادی دولت در یک سطح پایین تر از حد معمول هستند؛ را در ازای ثبات، که این رویه می تواند رژیم ها ی عرب خلیج فارس را در سرمایه گذاری بر نگرانی های امنیتی شهروندان خود، برای به دست آوردن حمایت اقتصادی و سیاسی با کاهش هزینه ها، به جای توزیع منافع مادی امیدوار کند (به استثنای کویت و عمان که بصورت نادین در شورای همکاری خلیج فارس حضور دارند) با توجه به مقیاس های علمی بشرح زیر تعریف کرده است :
حکام عرب خلیج فارس در راستای «مردم هراسی مصنوعی» از تهدیدهای داخلی و خارجی، با شعله ور کردن ترس عمومی در مورد امنیت، به منظور پذیرش کاهش هزینه های زندگی و جلب افزایش حمایت سیاسی، تلاش زیادی داشته اند. اما با توجه به همزمانی دو موضوع و ناتوانی اکثریت حاکمان غرب خلیج فارس در مدیریت تنش های اجتماعی ، بروز خطرات جدی استراتژیک بر رفاه شهروندان، بقای آن رژیم ها در دراز مدت با چالش روبرو می کند.
جاستین موضوع مطالعه خود را در بحث استراتژی «حفظ استبداد ذاتی» از اعدام های مقامات سعودی، در ماه ژانویه (ژانویه) گذشته آغاز کرده است:عربستان اعدام رهبر شیعی«نمرباقر النمر»، را به عنوان یک حرکت برای جلب حمایت اکثریت سنی در این کشور پادشاهی انجام داد که در واقع با نگاه دقیق به موضوع ، آنها درصدد منحرف کردن اذهان از واقعیت های دردناک مالی و اقدامات اقتصادی شکل گرفته شده توسط رژیم پادشاهی بودند ، و بر همین اساس تنها یک هفته پس از اجرای اعدام النمر، ریاضت اقتصادی شامل افزایش قیمت سوخت 40 درصد و حذف چشمگیر سوبسید آب ،برق و گاز ،در مقابل افت کسری بودجه که 98 میلیارد دلار ، قرار است از محل منابع مذکور پیش بینی شده معادل 60 درصد از درآمد دولت را تامین شود.
,
,
,
,
,
,
و این روند "بدون کوتاه آمدن سیاسی" در مقابل مطالبات مردم صورت گرفت این محقق معتقد است عربستان بهره برداری سیاسی را، از اختلافات فرقه ای و احتماعی ،بویژه پس از جنبش بیداری عرب از سال 2011 را تشدید کرده است، ، بطوری که که رژیم های دیکتاتور عرب، برای مواجه شدن با موج مخالفان، خود را به عنوان مدافعان کشور، در برابر تهدید خارجی «مطرح می کردند»، و اینگونه با حفظ استراتژی «خود استبدادی » با باج گرفتن از مردم بقای خود را ادامه دادند.
«در شرایط امنیتی، اکثر اعراب خلیج فارس ترجیح می دهند که یک وضعیت کمتر از ایده آل داشته باشند، تا فشار در مقابل یک خطر واقعی از عدم اطمینان و بی ثباتی و تغییرات بنیادی را کاهش دهند، بنابراین به طور خلاصه منطق حاکمان عرب خلیج فارس بر بهره برداری سیاسی از فرقه گرایی قرار دارد،این پژوهشگر تاکید دارد که حکام عرب از این روش در تقویت حمایت از خود ،در میان وفاداران، و تضعیف انگیزه برای اعتراض در میان مخالفان استفاده می برند ودر این راه ، با هزینه ای کمتر از هزینه های معمول مادی ، با اشتعال احساس بی اعتمادی میان جوامع و قومیت های داخلی ، و توسعه ی ترس از تهدیدات خارجی اهداف خود خواهانه خود را محقق می کنند .
"جاستین" در بخشی دیگر از پژوهش خود می نویسد تامین امنیت در اینجا متشکل از دو عنصراست ، اولین توانایی دولت برای حفاظت از شهروندان خود، با ارائه تصویری از رنج همسایگان عرب( امنیت روانی)، که دولت بخاطر عدم حمایت عمومی در میان شهروندان تضعیف شده است و عنصر دوم : سرمایه گذاری بر منبع خارجی یعنی تهدیدات فرا روی کشور،مانند: موضوع جغرافیایی یا ایدئولوژیک،ایران و غرب، و یا یک ایده سیاسی خارجی : مانند اخوان المسلمین و «داعش» برای ممانعت از تحرک جنبش های مخالف در داخل کشور را در برگرفته است
جوامع عربی خلیج فارس تمایل طبیعی به سمت گروه های سیاسی بر اساس وابستگی نسبی فامیلی و خانوادگی دارند؛ که این رویه کمک می کند که شکل اتحاد بر اساس خطوط کلاسیک از بالا به پائین اعمل شود . و موجب کاهش شانس انسجام گروه های مختلف در یک اقدام سیاسی مشترک می شود ، که حاکمان عرب خلیج فارس برای حفظ آن وضعیت این جریان را نهادینه کرده اند...
,
,
,
,
,
,
,
,
این محقق یاد آوری می کند: که یکی از نشانه های فروپاشی اجتماعی، در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس خطوط روشن و فاصله در بین طبقات مشخص جامعه است، که بر اساس نسبت خانوادگی شهروند درجه اول، درجه دوم شهروندان عادی و تازه تابعیت گرفته را درجه دوم دسته بندی کرده است ، برای مثال،شهروندان ارشد، از جهت نزدیکی به دکترین فقهی رزیم بصورت منحصر به فردی برخورداری از مزایای ، سیاسی و اقتصادی دولتی بیش از آنچه که در اختیار تازه تابعیت یافته گان، یا شهروندانی که دکترین فقهی متفاوتی دارند بچشم می خورد. و همواره از این مسیر هم پیمانان یا معارضان را طبقه بندی می کنند.
طرح عنوان دخالت نظامی خارجی در خلیج فارس، به عنوان انگیزه ای مهم توسط حاکمان عرب خلیج فارس در نظر گرفته شده است، که به افزایش احساس ناامنی مردم دامن زده است، و این ادعا بصورت مبارزه با دشمنان سیاسی و مذهبی، مانند ایران و گروه «اخوان المسلمین» و «داعش» توسعه داده می شود.
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در آنچه که «سپر شبه جزیره» نامیده شد ، در برابر تظاهرات شیعیان در بحرین به شدت درگیر شده است، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، به طور خاص، حمایت رژیم سیسی در« مصر»، و ارائه سلاح به مسلحین در لیبی و سوریه، و شروع تهاجم تمام عیار علیه یمن را بعهده گرفته اند .این گزینه ها «عمداً»، توسط سران رژیم های خلیج فارس، برای تحریک احساسات در میان شهروندان است و طوری وانمود کرده اند که آنها بیشتر مورد هدف خطر قرار دارند،در حالی که خود از هرج و مرج داخلی، فروپاشی اجتماعی و حس ضعیف تعلق ملی رنج می برند.
و جاستین با اشاره به گفته ی نویسنده سعودی، مضاوی الرشید، که گفته بود: «میهن پرستی، که توسط شورای همکاری خلیج فارس طراحی شده است، با هدف انجام معجزه ی همگن از اتباع و گروهها در یک نهاد واحد» است تا به روند ملی شدن آن ایده کمک کنند ، و "مقابله با تهدید ایران شیعی"، را بعنوان شعار سیاسی واحدی برای شهروندان و حاکمان فعلی تبدیل کنند و قربانی این شعار مردم هستند که طبق روال جدید " از سال 2014، قطر، کویت و امارات متحده عربی خدمت سربازی را برای شهروندان مرد اجباری "شد.
,
,
,
,
,
,
,
کما اینکه مفتی عربستان سعودی نیز به اقدام مشابه ، برای «مبارزه با دشمنان دین و ملت» دعوت کرد، و حضور تعدادی از اعضای خانواده حاکم امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، در حملات ائتلاف خلیج فارس علیه یمن، تنها برای برانگیختن ایجاد احساس فداکاری صورت گرفت است.
"جاستین" باور دارد که یافته هایش که بوسیله ی پژوهش در میان افکار عمومی پشتیبانی شده، شان می دهد: وجود یک ارتباط بین احساسات مردم و ناامنی با افزایش رضایت سیاسی حاکمان در این وضعیت تلاقی مستقیمی دارد ، با این مفهوم که: اگر شهروندان در مورد امنیت نگران ترین حالت را داشته باشند ، در نتیجه در مورد عملکرد اقتصادی و سیاسی دولت کمتر نگران خواهند بود.
طی پژوهشهای میدانی،خلال سال های 2013 و2016، در میان شهروندان قطر ، بحرین ،کویت و عمان، از آنها خواسته شد که دقیقاً اهم اولویت هایشان را مشخص کنند و در این خصوص اهداف رقابتی ملی را که شامل: «حفظ امنیت وثبات کشور»،«ارتقاء توسعه ی اقتصادی»،« دادن فرصت بیشتر برای مشارکت مردم در تصمیم سازی مهم دولت» و«حفظ هویت وفرهنگ کشور» است را ارزش گذاری کنند ؟ که در طول بررسی های انجام شده این نتایج بدست امد:
75% از شهروندان کویتی ثبات کشور را اولویت اول میدانستند، در حالی که این نسب میان قطری ها ؛به 66%، در عمان به 36%، در بحرین 24%. و در همین کشور 57% شهروندان بحرینی ثبات را اولویت اساسی نمی دانند، آنها بیشترین اهتمام خود را به اهداف اقتصادی و سیاسی معطوف داشته اند.
بنا براظهار نظر "جاستین" این وضعیت ،با نظر شهروندان کویتی و عمانی،در تضاد است، گرچه همه ی آنها مشابهت هایی در اعتراضات دارند
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

,
,
این انفوگرافیک توضیح دهنده نسبت اولویت گذاری شهروندان چهار کشور عرب خلیج فارس، در رابطه با اولویت "ثبات" است
,
برای اندازه گیری همبستگی رابطه میان اتباع عرب حکام خلیج فارس، و تمایل به ثبات و رضایت ازسیاست های دولت ،انتظارات شرکت کنندگان در دو مورد مطالعه شد " میزان توافق یا عدم توافق آنها به عنوان یک شهروند با این عبارت که خود را «پشتیبان تصمیم گیری های دولت، حتی اگر که تصمیم گیری مخالف نظر آنها باشد»،ارزیابی شد که در این نظر سنجی از شهروندان عمان، بحرین و قطر، نظرات زیر بدست آمده است.
,

,
,
نمودارها نشان دهنده ارتباط قوی میان اولویت ثبات ، و گرایش سیاسی نسبت به تصمیمات حکومتها دارد، در قطر نسبت شهروندانی که عبارت «بسیار حمایت می کنم» با میانگین شهروندانی که اولویت را در ثبات می دانند، 66% درصد بود که در عمان اختلاف فقط 5% درصد، در کویت میانگین حامیان عبارت مذکور 76%، تنها 1% از کسانی که آنجا اولویت را در ثبات می دانند بیشتر بود ، ضمن اینکه «رضایت مادی» برای شهروندان دولت عرب خلیج فارس، در قطر، بحرین و کویت،علت اصلی گرایشات سیاسی محسوب می شود.
,
این پژوهشگر در پایان تحقیق تحلیلی خود نتیجه می گیرد: "با توجه به تجارب سازمان یافته در این منطقه: «رژیم های عرب خلیج فارس به توایی دست یافته اند که با ترویج وحشت ونگرانی،شهروندان خود را مجبور به قبول وضع سیاسی موجود کنند. تا در سایه گسترش عدم اعتماد و احساس عدم امنیت مصنوعی مردم ، اغلب اعراب خلیج فارس دفاع از رژیم را حداقل شرایط مناسب در وضعیت فعلی ببینند.
,
,
ترجمه :عبدالمجید اورا
,,
منبع:
,
ارسال دیدگاه