رژه رزمندگان اورامانات در دوران دفاع مقدس+ تصاویر
در دوران دفاع مقدس، رژه های منطقه اورامانات باشکوه برگزار میشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاخ شمیران، در دوران دفاع مقدس اکثر رژه های نظامی در شهر جوانرود با شکوه برگزار می شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاخ شمیران,
یادم هست هفته دفاع مقدس در سال۶۳ یا ۶۴ رژه پایگاههای مقاومت بسیج در شهر جوانرود بقدری با شکوه و با اقتدار و از نظر کمیت گسترده بود که در ذهنم مراسم تاریخی و بیاد ماندنی هنوز نقش بسته است.

جایگاه سخنرانی در محوطه جلوی پمپ بنزین بعد از مسجد جامع شهر بود. تقریبا حاشیه خروجی شهر محسوب میشد .
سر ستون رژه به جایگاه رسیده بود با همکارای خوبم در آموزش و سازماندهی بسیج،(آقایان عزیزصبوری و انور یعقوبی و...) با بیسیم در تماس بودم . می گفتند انتهای ستون رژه، هنوز در پادگان هست. یعنی بغیر از ستون خودروها ، بیش از یک کیلومتر ، صرفا طول گروهانهای مردمی بود.
جالبتر اینکه، دوستان من در بسیج که برای دعوت رژه به روستاها می رفتند. علیرغم تهدیدات گروهک ها، استقبال همراه با ذوق و شوق، منحصر بفرد بود.

هرگز برخورد گرم و کلام معتمدان و بزرگان روستاها را فراموش نمی کنم. لازم به یاد آوریست، اینان کسانی بودند که هیچگونه حقوقی از بسیج در یافت نمی کردند و بسیج افتخاری بودند.بدلایل کار کشاورزی و دامداری، عضو ثابت حقوق بگیر بسیج نبودند.
امیدوارم مسئولین ، لحظه لحظه عمرشون، این علاقه و ایثار اون مردم خوب رو در ذهنشون زنده نگهدارند و در خدمت رسانی منشا انگیزه شان باشد.
**نوشته جعفر جعفری از ورامین
انتهای پیام/رض
یادم هست هفته دفاع مقدس در سال۶۳ یا ۶۴ رژه پایگاههای مقاومت بسیج در شهر جوانرود بقدری با شکوه و با اقتدار و از نظر کمیت گسترده بود که در ذهنم مراسم تاریخی و بیاد ماندنی هنوز نقش بسته است.

جایگاه سخنرانی در محوطه جلوی پمپ بنزین بعد از مسجد جامع شهر بود. تقریبا حاشیه خروجی شهر محسوب میشد .
سر ستون رژه به جایگاه رسیده بود با همکارای خوبم در آموزش و سازماندهی بسیج،(آقایان عزیزصبوری و انور یعقوبی و...) با بیسیم در تماس بودم . می گفتند انتهای ستون رژه، هنوز در پادگان هست. یعنی بغیر از ستون خودروها ، بیش از یک کیلومتر ، صرفا طول گروهانهای مردمی بود.
جالبتر اینکه، دوستان من در بسیج که برای دعوت رژه به روستاها می رفتند. علیرغم تهدیدات گروهک ها، استقبال همراه با ذوق و شوق، منحصر بفرد بود.

هرگز برخورد گرم و کلام معتمدان و بزرگان روستاها را فراموش نمی کنم. لازم به یاد آوریست، اینان کسانی بودند که هیچگونه حقوقی از بسیج در یافت نمی کردند و بسیج افتخاری بودند.بدلایل کار کشاورزی و دامداری، عضو ثابت حقوق بگیر بسیج نبودند.
امیدوارم مسئولین ، لحظه لحظه عمرشون، این علاقه و ایثار اون مردم خوب رو در ذهنشون زنده نگهدارند و در خدمت رسانی منشا انگیزه شان باشد.
**نوشته جعفر جعفری از ورامین
انتهای پیام/رض
یادم هست هفته دفاع مقدس در سال۶۳ یا ۶۴ رژه پایگاههای مقاومت بسیج در شهر جوانرود بقدری با شکوه و با اقتدار و از نظر کمیت گسترده بود که در ذهنم مراسم تاریخی و بیاد ماندنی هنوز نقش بسته است.

جایگاه سخنرانی در محوطه جلوی پمپ بنزین بعد از مسجد جامع شهر بود. تقریبا حاشیه خروجی شهر محسوب میشد .
سر ستون رژه به جایگاه رسیده بود با همکارای خوبم در آموزش و سازماندهی بسیج،(آقایان عزیزصبوری و انور یعقوبی و...) با بیسیم در تماس بودم . می گفتند انتهای ستون رژه، هنوز در پادگان هست. یعنی بغیر از ستون خودروها ، بیش از یک کیلومتر ، صرفا طول گروهانهای مردمی بود.
جالبتر اینکه، دوستان من در بسیج که برای دعوت رژه به روستاها می رفتند. علیرغم تهدیدات گروهک ها، استقبال همراه با ذوق و شوق، منحصر بفرد بود.

هرگز برخورد گرم و کلام معتمدان و بزرگان روستاها را فراموش نمی کنم. لازم به یاد آوریست، اینان کسانی بودند که هیچگونه حقوقی از بسیج در یافت نمی کردند و بسیج افتخاری بودند.بدلایل کار کشاورزی و دامداری، عضو ثابت حقوق بگیر بسیج نبودند.
امیدوارم مسئولین ، لحظه لحظه عمرشون، این علاقه و ایثار اون مردم خوب رو در ذهنشون زنده نگهدارند و در خدمت رسانی منشا انگیزه شان باشد.
**نوشته جعفر جعفری از ورامین
انتهای پیام/رض
یادم هست هفته دفاع مقدس در سال۶۳ یا ۶۴ رژه پایگاههای مقاومت بسیج در شهر جوانرود بقدری با شکوه و با اقتدار و از نظر کمیت گسترده بود که در ذهنم مراسم تاریخی و بیاد ماندنی هنوز نقش بسته است.

جایگاه سخنرانی در محوطه جلوی پمپ بنزین بعد از مسجد جامع شهر بود. تقریبا حاشیه خروجی شهر محسوب میشد .
سر ستون رژه به جایگاه رسیده بود با همکارای خوبم در آموزش و سازماندهی بسیج،(آقایان عزیزصبوری و انور یعقوبی و...) با بیسیم در تماس بودم . می گفتند انتهای ستون رژه، هنوز در پادگان هست. یعنی بغیر از ستون خودروها ، بیش از یک کیلومتر ، صرفا طول گروهانهای مردمی بود.
جالبتر اینکه، دوستان من در بسیج که برای دعوت رژه به روستاها می رفتند. علیرغم تهدیدات گروهک ها، استقبال همراه با ذوق و شوق، منحصر بفرد بود.

هرگز برخورد گرم و کلام معتمدان و بزرگان روستاها را فراموش نمی کنم. لازم به یاد آوریست، اینان کسانی بودند که هیچگونه حقوقی از بسیج در یافت نمی کردند و بسیج افتخاری بودند.بدلایل کار کشاورزی و دامداری، عضو ثابت حقوق بگیر بسیج نبودند.
امیدوارم مسئولین ، لحظه لحظه عمرشون، این علاقه و ایثار اون مردم خوب رو در ذهنشون زنده نگهدارند و در خدمت رسانی منشا انگیزه شان باشد.
**نوشته جعفر جعفری از ورامین
انتهای پیام/رض
,
یادم هست هفته دفاع مقدس در سال۶۳ یا ۶۴ رژه پایگاههای مقاومت بسیج در شهر جوانرود بقدری با شکوه و با اقتدار و از نظر کمیت گسترده بود که در ذهنم مراسم تاریخی و بیاد ماندنی هنوز نقش بسته است.
,,

, ,
جایگاه سخنرانی در محوطه جلوی پمپ بنزین بعد از مسجد جامع شهر بود. تقریبا حاشیه خروجی شهر محسوب میشد .
,,
سر ستون رژه به جایگاه رسیده بود با همکارای خوبم در آموزش و سازماندهی بسیج،(آقایان عزیزصبوری و انور یعقوبی و...) با بیسیم در تماس بودم . می گفتند انتهای ستون رژه، هنوز در پادگان هست. یعنی بغیر از ستون خودروها ، بیش از یک کیلومتر ، صرفا طول گروهانهای مردمی بود.
,,
جالبتر اینکه، دوستان من در بسیج که برای دعوت رژه به روستاها می رفتند. علیرغم تهدیدات گروهک ها، استقبال همراه با ذوق و شوق، منحصر بفرد بود.
,,

, ,
هرگز برخورد گرم و کلام معتمدان و بزرگان روستاها را فراموش نمی کنم. لازم به یاد آوریست، اینان کسانی بودند که هیچگونه حقوقی از بسیج در یافت نمی کردند و بسیج افتخاری بودند.بدلایل کار کشاورزی و دامداری، عضو ثابت حقوق بگیر بسیج نبودند.
,,
امیدوارم مسئولین ، لحظه لحظه عمرشون، این علاقه و ایثار اون مردم خوب رو در ذهنشون زنده نگهدارند و در خدمت رسانی منشا انگیزه شان باشد.
,**نوشته جعفر جعفری از ورامین
,انتهای پیام/رض
,]
ارسال دیدگاه