یک فوق تخصص جراحی پلاستیک و زیبایی و جراح دوران دفاع مقدس:
تجربههای جراحی در جنگ را در هیچ دانشگاهی نیاموختیم!/جبهه برایم دانشگاه انسانشناسی بود
یک فوق تخصص جراحی پلاستیک و زیبایی و جراح دوران دفاع مقدس با بیان اینکه من صحنههایی را در بدن رزمندگان دیده ام که در هیچ جا و هیچ مکانی ندیده بودم و در آنجا بود که فقط در دل میگفتم خدایا خودت کمکم کن چرا که این نوع بیماریها و مشکلات را حتی در کتابهای دانشگاهی هم نخوانده بودیم،گفت:من آنجا تنها و با توکل بر خدا مداوا میکردم و حضور در جبهه برای من دانشگاه بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ خسرو دبیرزاده، فوق تخصص و جراح دوران دفاع مقدس ، در گفت وگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، ، در رابطه با حضور خود در نزدیکی خط دشمن به واسطه رسالت اخلاقی و پزشکی گفت: من در زمان هشت سال دفاع مقدس جراح بودم و در واقع در نزدیک ترین بیمارستانها به خط مقدم و در نزدیکیهای چهل کیلومتری دشمن در شمال حلبچه به رزمندگان خدمت میکردم. متاسفانه مجروحینی به بیمارستانهای صحرایی میآوردند که برای ما خیلی عجیب و در عین حال ناراحت کننده بود. صحنههایی را مشاهده میکردم که بسیار دردناک بود. دشمن اوج وحشی گری و خشونت خود را از طریق ارسال بمبهای شیمیایی بر سر رزمندگانمان آورده بود تا جایی که پوست این افراد چنان تاولهایی زده بود که غیر قابل مشاهده و دردناک تلقی میشد و با این وضعیت من و همکارانم شبانه روزی و بی وقفه به مجروحین رسیدگی میکریدم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

این پزشک فوق تخصص پلاستیک و زیبایی ادامه داد: جنگ به نوبه خود فاجعه وار و چیز کثیفی است اما تجربیات ناشی از دفاع در برابر دشمن خود سودمند است به خصوص برای ما پزشکان و جراحان که به مثابه یک دانشگاه بود و آموختهها و تجربیات زیادی را در دوران دفاع مقدس کسب کردیم که هم از لحاظ انسانی و هم علمی به ما کمک کرد. در آن وضعیت اسف بار و زیر تیرباران دشمن، بیمارانی برای من میآوردند که فقط یک لحظه میتوانستی تصمیم بگیری که چگونه میتوان این فرد را نجات داد و آن وقت بود که اول توکل بر خدا و بعد علم و ابتکارعمل حتی خودساختگی در آن لحظه میبایست صورت میگرفت تا بیمار از مرگ نجات پیدا کند و واقعا شرایط بسیار سختی را من و همکارانم شبانه روز در جبهه میگذراندیم.
وی جبهه را به مثابه یک دانشگاه بزرگ قلمداد نمود و اظهار کرد: من صحنههایی را در بدن رزمندگان دیده ام که در هیچ جا و هیچ مکانی ندیده بودم و در آنجا بود که فقط در دلم میگفتم خدایا خودت کمکم کن چرا که این نوع بیماریها و مشکلات را حتی در کتابهای دانشگاهی هم نخوانده بودیم و من آنجا تنها و با توکل بر خدا مداوا میکردم.
جبهه خود یک دانشگاه بزرگ است
عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران تصریح کرد: خیلی جالب است که بدانید تختهای ما فقط منحصر به نیروهای ایرانی نبود حتی ما دشمن خودمان را هم روی تختهای بیمارستان مشاهده و آنها را هم مداوا میکردیم. جبهه خود دانشگاهی بزرگ بود برای من جراح که وظیفه انسانی همه ما این است که جان یک فرد حتی دشمن خودت را هم نجات دهی و بعد او را به پای محاکمه بنشانی و تمامی این موارد اخلاقی در همه جای جبهه از سوی دلاوران و رزمندگان ایرانی حاکم بود.
عضو انجمن جامعه جراحان بین المللی پلاستیک،عشق به وطن و اعتقادات معنوی را دو عامل مهم در دفاع مقدس دانست و خاطرنشان کرد: حس همنوع دوستی به وطن و عقیده راسخ در دین به اعتقاد من عاملی برای جانفشانیهای رزمندگان ما بود. جوانان و حتی نوجوانانی که از هیچ گلوله و بمب دشمن هراسی نداشتند و فقط برای حفظ خاک وطن و ناموسشان و اعتقادات خود جانانه جنگیدند و من به چشم میدیدم که چه بلاها و بیماریهایی به سراغ این عزیزان آمده است اما باز دست از اعتقادات خود برنمیداشتند و تا لحظه آخر میجنگیدند حتی من خیلی از همکاران پزشک خودم را از دست دادم و به مقام شهادت رسیدند.
انتهای پیام/

این پزشک فوق تخصص پلاستیک و زیبایی ادامه داد: جنگ به نوبه خود فاجعه وار و چیز کثیفی است اما تجربیات ناشی از دفاع در برابر دشمن خود سودمند است به خصوص برای ما پزشکان و جراحان که به مثابه یک دانشگاه بود و آموختهها و تجربیات زیادی را در دوران دفاع مقدس کسب کردیم که هم از لحاظ انسانی و هم علمی به ما کمک کرد. در آن وضعیت اسف بار و زیر تیرباران دشمن، بیمارانی برای من میآوردند که فقط یک لحظه میتوانستی تصمیم بگیری که چگونه میتوان این فرد را نجات داد و آن وقت بود که اول توکل بر خدا و بعد علم و ابتکارعمل حتی خودساختگی در آن لحظه میبایست صورت میگرفت تا بیمار از مرگ نجات پیدا کند و واقعا شرایط بسیار سختی را من و همکارانم شبانه روز در جبهه میگذراندیم.
وی جبهه را به مثابه یک دانشگاه بزرگ قلمداد نمود و اظهار کرد: من صحنههایی را در بدن رزمندگان دیده ام که در هیچ جا و هیچ مکانی ندیده بودم و در آنجا بود که فقط در دلم میگفتم خدایا خودت کمکم کن چرا که این نوع بیماریها و مشکلات را حتی در کتابهای دانشگاهی هم نخوانده بودیم و من آنجا تنها و با توکل بر خدا مداوا میکردم.
جبهه خود یک دانشگاه بزرگ است
عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران تصریح کرد: خیلی جالب است که بدانید تختهای ما فقط منحصر به نیروهای ایرانی نبود حتی ما دشمن خودمان را هم روی تختهای بیمارستان مشاهده و آنها را هم مداوا میکردیم. جبهه خود دانشگاهی بزرگ بود برای من جراح که وظیفه انسانی همه ما این است که جان یک فرد حتی دشمن خودت را هم نجات دهی و بعد او را به پای محاکمه بنشانی و تمامی این موارد اخلاقی در همه جای جبهه از سوی دلاوران و رزمندگان ایرانی حاکم بود.
عضو انجمن جامعه جراحان بین المللی پلاستیک،عشق به وطن و اعتقادات معنوی را دو عامل مهم در دفاع مقدس دانست و خاطرنشان کرد: حس همنوع دوستی به وطن و عقیده راسخ در دین به اعتقاد من عاملی برای جانفشانیهای رزمندگان ما بود. جوانان و حتی نوجوانانی که از هیچ گلوله و بمب دشمن هراسی نداشتند و فقط برای حفظ خاک وطن و ناموسشان و اعتقادات خود جانانه جنگیدند و من به چشم میدیدم که چه بلاها و بیماریهایی به سراغ این عزیزان آمده است اما باز دست از اعتقادات خود برنمیداشتند و تا لحظه آخر میجنگیدند حتی من خیلی از همکاران پزشک خودم را از دست دادم و به مقام شهادت رسیدند.
انتهای پیام/

این پزشک فوق تخصص پلاستیک و زیبایی ادامه داد: جنگ به نوبه خود فاجعه وار و چیز کثیفی است اما تجربیات ناشی از دفاع در برابر دشمن خود سودمند است به خصوص برای ما پزشکان و جراحان که به مثابه یک دانشگاه بود و آموختهها و تجربیات زیادی را در دوران دفاع مقدس کسب کردیم که هم از لحاظ انسانی و هم علمی به ما کمک کرد. در آن وضعیت اسف بار و زیر تیرباران دشمن، بیمارانی برای من میآوردند که فقط یک لحظه میتوانستی تصمیم بگیری که چگونه میتوان این فرد را نجات داد و آن وقت بود که اول توکل بر خدا و بعد علم و ابتکارعمل حتی خودساختگی در آن لحظه میبایست صورت میگرفت تا بیمار از مرگ نجات پیدا کند و واقعا شرایط بسیار سختی را من و همکارانم شبانه روز در جبهه میگذراندیم.
وی جبهه را به مثابه یک دانشگاه بزرگ قلمداد نمود و اظهار کرد: من صحنههایی را در بدن رزمندگان دیده ام که در هیچ جا و هیچ مکانی ندیده بودم و در آنجا بود که فقط در دلم میگفتم خدایا خودت کمکم کن چرا که این نوع بیماریها و مشکلات را حتی در کتابهای دانشگاهی هم نخوانده بودیم و من آنجا تنها و با توکل بر خدا مداوا میکردم.
جبهه خود یک دانشگاه بزرگ است
عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران تصریح کرد: خیلی جالب است که بدانید تختهای ما فقط منحصر به نیروهای ایرانی نبود حتی ما دشمن خودمان را هم روی تختهای بیمارستان مشاهده و آنها را هم مداوا میکردیم. جبهه خود دانشگاهی بزرگ بود برای من جراح که وظیفه انسانی همه ما این است که جان یک فرد حتی دشمن خودت را هم نجات دهی و بعد او را به پای محاکمه بنشانی و تمامی این موارد اخلاقی در همه جای جبهه از سوی دلاوران و رزمندگان ایرانی حاکم بود.
عضو انجمن جامعه جراحان بین المللی پلاستیک،عشق به وطن و اعتقادات معنوی را دو عامل مهم در دفاع مقدس دانست و خاطرنشان کرد: حس همنوع دوستی به وطن و عقیده راسخ در دین به اعتقاد من عاملی برای جانفشانیهای رزمندگان ما بود. جوانان و حتی نوجوانانی که از هیچ گلوله و بمب دشمن هراسی نداشتند و فقط برای حفظ خاک وطن و ناموسشان و اعتقادات خود جانانه جنگیدند و من به چشم میدیدم که چه بلاها و بیماریهایی به سراغ این عزیزان آمده است اما باز دست از اعتقادات خود برنمیداشتند و تا لحظه آخر میجنگیدند حتی من خیلی از همکاران پزشک خودم را از دست دادم و به مقام شهادت رسیدند.
انتهای پیام/

این پزشک فوق تخصص پلاستیک و زیبایی ادامه داد: جنگ به نوبه خود فاجعه وار و چیز کثیفی است اما تجربیات ناشی از دفاع در برابر دشمن خود سودمند است به خصوص برای ما پزشکان و جراحان که به مثابه یک دانشگاه بود و آموختهها و تجربیات زیادی را در دوران دفاع مقدس کسب کردیم که هم از لحاظ انسانی و هم علمی به ما کمک کرد. در آن وضعیت اسف بار و زیر تیرباران دشمن، بیمارانی برای من میآوردند که فقط یک لحظه میتوانستی تصمیم بگیری که چگونه میتوان این فرد را نجات داد و آن وقت بود که اول توکل بر خدا و بعد علم و ابتکارعمل حتی خودساختگی در آن لحظه میبایست صورت میگرفت تا بیمار از مرگ نجات پیدا کند و واقعا شرایط بسیار سختی را من و همکارانم شبانه روز در جبهه میگذراندیم.
وی جبهه را به مثابه یک دانشگاه بزرگ قلمداد نمود و اظهار کرد: من صحنههایی را در بدن رزمندگان دیده ام که در هیچ جا و هیچ مکانی ندیده بودم و در آنجا بود که فقط در دلم میگفتم خدایا خودت کمکم کن چرا که این نوع بیماریها و مشکلات را حتی در کتابهای دانشگاهی هم نخوانده بودیم و من آنجا تنها و با توکل بر خدا مداوا میکردم.
جبهه خود یک دانشگاه بزرگ است
عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران تصریح کرد: خیلی جالب است که بدانید تختهای ما فقط منحصر به نیروهای ایرانی نبود حتی ما دشمن خودمان را هم روی تختهای بیمارستان مشاهده و آنها را هم مداوا میکردیم. جبهه خود دانشگاهی بزرگ بود برای من جراح که وظیفه انسانی همه ما این است که جان یک فرد حتی دشمن خودت را هم نجات دهی و بعد او را به پای محاکمه بنشانی و تمامی این موارد اخلاقی در همه جای جبهه از سوی دلاوران و رزمندگان ایرانی حاکم بود.
عضو انجمن جامعه جراحان بین المللی پلاستیک،عشق به وطن و اعتقادات معنوی را دو عامل مهم در دفاع مقدس دانست و خاطرنشان کرد: حس همنوع دوستی به وطن و عقیده راسخ در دین به اعتقاد من عاملی برای جانفشانیهای رزمندگان ما بود. جوانان و حتی نوجوانانی که از هیچ گلوله و بمب دشمن هراسی نداشتند و فقط برای حفظ خاک وطن و ناموسشان و اعتقادات خود جانانه جنگیدند و من به چشم میدیدم که چه بلاها و بیماریهایی به سراغ این عزیزان آمده است اما باز دست از اعتقادات خود برنمیداشتند و تا لحظه آخر میجنگیدند حتی من خیلی از همکاران پزشک خودم را از دست دادم و به مقام شهادت رسیدند.
انتهای پیام/

, این پزشک فوق تخصص پلاستیک و زیبایی ادامه داد: جنگ به نوبه خود فاجعه وار و چیز کثیفی است اما تجربیات ناشی از دفاع در برابر دشمن خود سودمند است به خصوص برای ما پزشکان و جراحان که به مثابه یک دانشگاه بود و آموختهها و تجربیات زیادی را در دوران دفاع مقدس کسب کردیم که هم از لحاظ انسانی و هم علمی به ما کمک کرد. در آن وضعیت اسف بار و زیر تیرباران دشمن، بیمارانی برای من میآوردند که فقط یک لحظه میتوانستی تصمیم بگیری که چگونه میتوان این فرد را نجات داد و آن وقت بود که اول توکل بر خدا و بعد علم و ابتکارعمل حتی خودساختگی در آن لحظه میبایست صورت میگرفت تا بیمار از مرگ نجات پیدا کند و واقعا شرایط بسیار سختی را من و همکارانم شبانه روز در جبهه میگذراندیم.
,وی جبهه را به مثابه یک دانشگاه بزرگ قلمداد نمود و اظهار کرد: من صحنههایی را در بدن رزمندگان دیده ام که در هیچ جا و هیچ مکانی ندیده بودم و در آنجا بود که فقط در دلم میگفتم خدایا خودت کمکم کن چرا که این نوع بیماریها و مشکلات را حتی در کتابهای دانشگاهی هم نخوانده بودیم و من آنجا تنها و با توکل بر خدا مداوا میکردم.
,جبهه خود یک دانشگاه بزرگ است
, جبهه خود یک دانشگاه بزرگ است, جبهه خود یک دانشگاه بزرگ است,عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران تصریح کرد: خیلی جالب است که بدانید تختهای ما فقط منحصر به نیروهای ایرانی نبود حتی ما دشمن خودمان را هم روی تختهای بیمارستان مشاهده و آنها را هم مداوا میکردیم. جبهه خود دانشگاهی بزرگ بود برای من جراح که وظیفه انسانی همه ما این است که جان یک فرد حتی دشمن خودت را هم نجات دهی و بعد او را به پای محاکمه بنشانی و تمامی این موارد اخلاقی در همه جای جبهه از سوی دلاوران و رزمندگان ایرانی حاکم بود.
,عضو انجمن جامعه جراحان بین المللی پلاستیک،عشق به وطن و اعتقادات معنوی را دو عامل مهم در دفاع مقدس دانست و خاطرنشان کرد: حس همنوع دوستی به وطن و عقیده راسخ در دین به اعتقاد من عاملی برای جانفشانیهای رزمندگان ما بود. جوانان و حتی نوجوانانی که از هیچ گلوله و بمب دشمن هراسی نداشتند و فقط برای حفظ خاک وطن و ناموسشان و اعتقادات خود جانانه جنگیدند و من به چشم میدیدم که چه بلاها و بیماریهایی به سراغ این عزیزان آمده است اما باز دست از اعتقادات خود برنمیداشتند و تا لحظه آخر میجنگیدند حتی من خیلی از همکاران پزشک خودم را از دست دادم و به مقام شهادت رسیدند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه