ظاهر زیبا و باطن استعماری قراردادهای جدید نفتی؛
ارزش یک قطره نفت مساوی با ارزش یک قطره خون است
اندیشه عملی کردن قراردادهای بیع متقابل یاخدماتی همان قراردادمشارکت شرکت های بیگانه دراکتشاف وتولید بعد از شکست نهضت ملی شدن نفت است و عین تفکرحاکمان کشورهای نفت خیزخلیج فارس است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاهوخبر؛ صنعت نفت با هر اندازه و معیاری سنجیده شود، اینک نیزسرآمد صنایع جهان است وبه وسعت تمام کشورهای دنیا جغرافیا دارد. نفت با سروروی قیرگونش تمدن بشری را زیرورو کرد و انرژی بخش نیروی محرکه وانواع صنایع وحمل ونقل شد وبعداز گذشت یک قرن واندی، هنوزقاطع ترین نیرو درجنگ میان ممالک و کشورهاست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر,این اهمیت در جنگ های جهانی روی داده چنان بود که کلمانسو نخست وزیر فرانسه در15 دسامبر1917 طی تلگرافی به ویلسون رئیس جمهورایالات متحده نوشت: «کمبود سوخت سریعا ارتش مارااز پای درمی آورد ومارابه سوی یک صلح غیرقابل قبول برای متفقین می کشاند...، ارزش یک قطره نفت مساوی با ارزش یک قطره خون است واین ماده در جنگ های آینده نیز موثراست...».
,از ابتدای قرن بیستم اهمیت نفت برای محافل سیاسی و نظامی دنیابیشتر شد و بسیاری از کشورها به فواید مختلف نفت پی برده و علاوه بر استعمار و دست یافتن ظالمانه بر منابع نفتی کشورهای مختلف، از طریق انواع قراردادهای متفاوت خواستار استیلا بر این انرژی ارزان و قابل اکتشاف شدند وهمزمان با رشد صنعت نفت، بسیاری از کشورها آباد شدند، ولی برای بیشتر ممالک نفت خیز همراه با شکست، رنج و فقر شد.
,انگلستان به عنوان استعمار پیر همیشه در پی کسب منابع پروت از دیگر کشورها بوده و در دوران نفت نیز علاوه بر تاراج هندوستان، به اهمیت منطقه خلیج فارس و بخصوص ایران پی برد و با رهسپار کردن یکی از تبعه های خود به نام دارسی،در28 ماه مه 1901 قراردادی60 ساله را با برای اکتشاف نفت در سراسر ایران و البته به غیر از 5 ایالت که روس ها چشم طمع بدان دوخته بودند، با امضا رسانید.بدین ترتیب علاوه بر اینکه سه چهارم خاک ایران دست انگلیسی ها افتاد، تقریبا حاکمیت متزلزل سیاسی ایران از پایه درحال فروپاشی ممتدشد.
,همزمان در عراق نیز طی قرارداد ipc برای 75 سال، در عربستان شرکت آرامکو برای 66 سال، و در کویت، قطر وابوظبی نیز برای 75 سال تمام ذخائر نفتی را دراختیار گرفتندتا علاوه برعدم پرداخت مالیات وحق گمرک،مشاوران، مهندسان و کارگران اروپائی را به این کشورها گسیل دارند و علاوه بر تاراج منابع زیرزمینی، انواع خرده فرهنگ های سکولار و امپریالیستی را در خاورمیانه و ایران نشر دهند.
,اتفاقات فراوان و ناگوار بسیاری دراین سال ها روی داد تا به سال های بعد از جنگ دوم جهانی وحرکت های آزادیبخش در خاوریانه، از تحرکات جمال عبدالناصر در مصرگرفته تا جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران می رسیم؛ دراین زمانه نیز باز استعمار پیر، پس از قطع صادرات نفت، طرح اشغال ایران را از طریق کشور عراق پایه ریزی کرد تامناطق عمدتا نفت خیز را از ایران جدا نماید.
,این سیاست خبیث واستعماری تا 22 بهمن 1357 و در ادامه تحرکات عراق در مرزهای ایران و حمله به مناطق جنوب غربی و غرب ایران ادامه پیدا کرد؛ 8 سال جنگ نابرابر و ظالمانه را به ایران تحمیل کردند تابرمنابع نفتی استیلا یابند اما مردم دلیر ایران و نظام تازه پاگرفته جمهوری اسلامی بر مبنای تعالیم اسلام، در برابر تاراج مال و ذخائر خویش ایستادند و خون دادند تا نه خاکی از دست بدهند و نه یک قطره نفت را به ارزان از کف دهند.
,صنعت نفت ایران در طی دهه های اخیر فراز و نشیب های فراوانی را از سرگذراند واگر چه در برهه هایی از این دوران از طریق تحریم های ظالمانه آسیب فراوانی برآن وارد شد، اما دلسوزان ملت ونظام هیچ گاه تن به قراردادهای ننگین نداده وپای شرکت های خارجی را- که از همان روز طلوع خورشید نفت در پی کسب بیشترین سود بوده و دهها دولت و ملت را به خاک سیاه نشانده و می نشانند تا منافع امپریالیستی و کاپیتالیشان مرتفع گردد- به کشور باز نکردند.
,بعد از برجام، و تلقین اندیشه ازمیان رفتن تحریم های غرب علیه ایران، متنفذین نفتی ونزدیکان به وزارت نفت با تبلیغات گسترده در پی آن برآمدندکه انواع قراردادها را با شرکت های معظم انرژی بسته، تولید وصدور نفت را افزایش دهند؛ براین اساس وزارت نفت دردولت یازدهم این مساله رامطرح نموده قراردادهای قبلی طراحی شده برای توسعه میادین نفتی موسوم به بیعمتقابل،بهاندازه کافی برای شرکتهای نفتی بینالمللی جذاب نیست،اگر بنا برادامه کار بابیعمتقابل باشد،سرمایهگذاری خارجی به میزان کافی و درحد نیاز توسعه بخشبالادستی صنعت نفت جذب نخواهدشد؛همچنین مطرح شد که قرارداد بیعمتقابل برای تامین نیازهای فنی ایران وجذب دانش فنی موردنیاز بخش بالادستی نیزقابلیت لازم راندارد.
,بدین طریق پای قراردادجدیدی بانام اختصاریipc به میان آمد وکمیتهای با ریاست مهدی حسینی مامور شد که در زمینه قراردادهای قبلی بازنگری کند و چارچوب قراردادی جدیدی راپیشنهاد نماید.از همان تشکیل اولیه کمیته، بسیاری از کارشناسان درباره اعضای انتخاب شده به شدت اعتراض کرده و اعلام کردند که برخی از اعضا این کمیته اصلا با مختصات و ویژگیهای بخش بالادستی وتوسعه میادین آشنائی ندارند وحتی از بدنههای مطالعاتی وپژوهشی درصنعت نفت آگاهی ندارند؛ اما کمیته به کارخود ادامه دادتا اینکه دریک مرحله در اسفنده ماه 92 و مرحله دیگر در آذرماه 94 از مدل جدید قراردادی تحت عنوان اختصاریipcرونمائی کرد.
,اگر با بینشی اختصاصی در زمینه اکتشاف و بهره برداری از ذخائر نفتی به قراردادهای ipc نگریسته شود، مبرهن می شود که دیدگاه نگارندگان این قرارداد، یک اندیشه و چشم اندازسنتی و یا به قول یکی از کارشناسان نفتی مخالف این نوع قرارداد،دیدگاه قجری است؛چراکه دردوران قاجار هنگامیکه اولین بارخارجیها وشرکت های اکتشافی،دولت فخیمه و قَدرقُدرت را متوجه وجود نفت دربسیاری از نقاط ایران کردند، مقامات قجری حتی تلاش نکردندکه اندکی درمورد این ماده سیاه اطلاعات کسب نمایند و یا اصلا بفهمند که این مایع چیست و چه ارزشب میتواند داشته باشد و چرا از آن سوی جهان، بسیاری به دنبال آن هستند.
,امروز نیز بعضی ها، نه باخود نفت و صنعت مربوط به آن، بلکه با تکنیک ها و تکنولوژی اکتشاف،استخراج و تولید آن همان برخورد را دارند که قاجاریان داشته و آن را صرفا ماده ای ناشناخته می دانند که فقط خارجی ها می توانند اتم آن رابشکافند و ما ایرانیان غفلت زده و همیشه متعجب از ناشناخته ها، نمیدانیم،نمیتوانیم و اصلانمیخواهیم که بدانیم.
,لذا با عَلَم کردن قراردادهای جدید در فروش فله ای میادین نفتی برآمده اند و دیگر هیچ میدان انرژی اعم از گازی،نفتی،مشترک و غیرمشترک،بزرگ و کوچک،پر ریسک و کم ریسک،دریا وخشکی و...،از نظرشان تفاوتی ندارد و همه را در چهارچوبipcبه تاراج نهاده اند.
,از اینها گذشته عدم باورمندی به توانائی و کاردانی شرکت های داخلی ومهندسین نفت ایرانی در ذهن این افرادموج می زند؛در سخنان بسیاری از طرفداران تصمیمات کمیته بازنگری قراردادهای نفتی این باور نهفته است که ایرانی فاقد مدیریت، سرمایه و تکنیک لازم برای توسعه وبهرهبرداری ازمیادین انرژی است؛پس بایدکار رابه کاردان سپرد، نشست و نظاره گر بود؛ هم کار را یاد می گیریم، هم تکنولوژی دریافت می کنیم ونیز پول پارو می کنیم.
,در چنین زمانه ای وبعد از107 سال تولید و استخراج میلیاردها بشکه نفتخام و گازطبیعی،ازقرارداد امتیازی به قراردادخدماتی یا بیعمتقابل رسیدهایم. حالا با این دیدگاه «جهان را ازعینک وزارت نفت و وزارت خارجه دیدن»در حال طی مسیر نزولی هستیم وبه قراردادهایی چون کنسرسیوم 1353 بازمی گردیم.
,این اندیشه که باید اختیار بیشتری به خارجی داده شود وبه همان قراردادمشارکت درتولید بعد از شکست نهضت ملی شدن نفت برگشتن، عین اندیشه حاکمان کشورهای نفت خیز خلیج فارس است که معتقدند نباید زیاد خود را خسته کرد،بادیه نشین را چه به کاروتلاش؛گر در بادیه شیر باشد زندگی را به کام است... .
,تجربه آموخته است که تکنولوژی ارزان به دست نمی آید وهیچ کشور و یا شرکت غربی نیز تاکنون به آسانی تکنیک را به ما نیاموخته است؛ پس ادامه آزمایش و خطا برابر است با از دست دادن دخائرنفتی، بیکاری دامنه دار ونهایتا دخالت در امور داخلی و خارجی کشور؛ شاهدماجرا سخنان همین چندروز پیش یکی از مقامات دولت انگلیس است که اذعان داشت، باید با ایران مراوده تجاری داشته باشیم تا بتوانیم برفرهنگ این کشور تاثیر بنهیم؛ این جمله وزیر تجارت انگلیس عین قراردادipc است که عده ای آگاه و ناآگاه درحال تزریق آن به صنعت نفت ایران هستند.
,انتهای پیام/ف
]
ارسال دیدگاه