یک سوزن به خودمان؛
تبریز، نخستین پایتخت تشیع و گناهانی که نباید عادی شوند
وضعیت فرهنگی امروز ما ماحصل برنامه های چندین ساله برای استحاله فرهنگی و چشمانی است که خیلی زود به ناهنجاری ها عادت می کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، همه خوب می دانیم که داستان از کجا شروع شد اما نقطه ی اتهام ما آنجایی بود که وقتی مانتوهای زنان و دختران کوتاه شدند نام مد بر آنها گذاشتیم و شلوارها را به مراتب تنگ تر کردیم تا به اصطلاح به روز تر شویم ... گام به گام پیش رفتیم، یک روز روسریهایمان عقب تر رفت، روز دیگر مانتوها و شلوارها تنگ تر و کوتاهتر شد و روز دیگر به برندهای لوازم آرایشی خود بالیدیم؛ به جایی رسیدیم که دیگر شلوار و مانتوهای معمولی قانعمان نکرد و ساپورت پوش شدیم و قبح بلوز و شلوار را هم شکستیم ...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,همه ی اینها نه یک روز و یک ماه و یکسال، بلکه قریب به 20 سال طول کشیده است و من به بیست سال آینده می اندیشم ... چطور چشمان خود را به این وضعیت عادت دادیم در حالی که به عنوان مردمی مسلمان، تفکر ناب اسلامی را با خود به یدک می کشیم و در پیشینه ی خود تمدن شیعی را رقم زده ایم؛ ما همان مردمانی هستیم که ظرفیت پذیرش اولین پایتخت تشیع را در کل دنیا داشتیم و همواره در بزنگاه های تاریخی با تکیه بر اندیشه ی دینی سرنوشت ساز شده ایم اما چه شد که به اینجا رسیدیم؟! چرا زنانمان عفت و مردانمان غیرت را نادیده گرفتند؟
,بی حجابی ما را به کجا رسانده است؟ سوالی است که باید مورد تحلیل قرار بگیرد؛ به نظر نگارنده، اینکه صرفا بگوییم بدحجابی شأن و جایگاه زن را تنزل می دهد، استدلال حداقلی است در حالی که باید به ریشه های موضوع بپردازیم و این سوال بنیادی را مطرح کنیم که ما برای چه، پوششی خلاف موازین اسلامی را انتخاب کردیم و در پی رسیدن به کدام هدف بدحجاب شدیم؟ آیا می خواستیم توجه مردان را به خود جلب کنیم؟ آیا می خواستیم به ظاهر خود را ثروتمند نشان بدهیم؟ آیا می خواستیم نشانه های تمدن را به نمایش بگذاریم؟ آیا بدون هدف در مسیری بیست ساله قدم برداشته ایم؟! آیا اهدافی که داشتیم پس از 20 سال به حقیقت پیوسته اند؟!
,اگر مقصود ما جلب توجه مردان بوده باشد، آری جایگاه زنانگی خود را به سخیف ترین صورت ممکن تنزل داده ایم چرا که زن کالایی برای استفاده ی مردان خلق نشده است بلکه ماهیتی خدایی دارد و باید هویت خود را در ابعاد مختلف به ظهور برساند.
,شاید بی حجابی را نشانه ی پیشرفت می دانستیم و از این طریق می خواستیم ثابت کنیم که ما هم به روز هستیم! اما بی حجابی ما را به پیشرفت نرساند و چه بسا به مانعی بر سر توسعه و پیشرفت کشور تبدیل شد. با استناد به رابطه ی موجود بین بدحجابی با ناهنجاری هایی چون آمار بالای طلاق، بزهکاری ها، ترویج روابط نامشروع، سست شدن بنیان خانواده ها، بالا رفتن سن ازدواج، کاهش تمرکز علمی و هزاران معضل دیگر که هریک را به نوعی می توان شاخص توسعه فرهنگی دانست، می توان ادعا کرد که بدحجابی مانع بزرگی بر سر راه توسعه ی فرهنگی کشور است.
,شاید چنین پنداشتیم که یکی از شاخصه های ثروتمند بودن، بی حجابی است و با این پندار سخیف هرگز ثروتمند نشدیم بلکه ادای ثروتمندان را درآوردیم. اما در آخر عفت زنان و غیرت برخی مردانمان را باختیم و برای برون رفت از این منجلاب فرهنگی باید این دو عنصر را بازیابی کنیم.
,و من به بیست سال آینده می اندیشم و به چشمانی که خیلی زود عادت می کنند به چهره های بزک کرده، لباس های بدن نما، مردان زن نما اما اینجا تبریز است و فرق دارد با فلان شهرهای خارجی که هر کوی و برزنی برایشان خانه و خانواده محسوب می شود؛ چشمان خود را عادت ندهید به دیدن اندام زنانی که در اصل در برابر سرنوشت آنان مسئولیم و زمانی که قبح پوشش آنان در چشمان ما شکسته شود، چراغ سبزی می شود برای پیشتر و پیشتر رفتن.
,نمی گوییم از رسالت های دستگاه های فرهنگی که حداقل تا کنون برای آقایان به منزله ی آب در هاون کوبیدن بوده است اما شاید بهترین راه حساس کردن چشم هاست و باور بر اینکه بخش اعظمی از وضعیت امروز بی تفاوتی های ما نسبت به امر به معروف و نهی از منکر است که رهبر معظم انقلاب می فرمایند " وقتی که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه رایج شد، این موجب میشود که گناه در نظر مردم همیشه گناه بماند و تبدیل به ثواب و کار نیک نشود".
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه