به مناسبت سالگرد حبیب سپاه، سردار شهید حاج حسین همدانی؛
دشت خاطرات حبیب سپاه از کرمانشاه تا سوریه
سردار شهید همدانی 27 سال پس از جنگ عاشقانه انتظار کشید تا ردای بلند شهادت را بر دوش انداخت و به آنجا که لیاقتش را داشت شتافت. در این گزارش با خاطراتی از همرزمان شهید یاد و خاطرش را گرامی میداریم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شبنم همدان، یک سال است که از عروج غیرتمندانه شهید همدانی میگذرد و او در بزم شهیدانه رفقای شهیدش «عند ربهم یرزقونی» به آرزویش رسیده است. شهید همدانی 27 سال پس از جنگ عاشقانه انتظار کشید تا ردای بلند شهادت را بر دوش انداخت و به آنجا که لیاقتش را داشت شتافت. به همین مناسبت بر آن شدیم بخشی از خاطرات همرزمان وی را که به مناسبت نخستین سالگرد شهادت این اسطوره مقاومت به همت بنیاد شهید و سپاه پاسداران در ویژه نامه ای جمع آوری شده است منتشر کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبنم همدان,,
شادی قلب مادر شهید/ خاطره ای از کمیل مطیع دوست
,پس از ترک فرماندهی استان ، ارتباط ایشان با لشکر قدس گیلان حتی عمیق تر هم شد. در چند نوبت از ایشان برای سخنرانی در یادواره شهدای استان گیلان دعوت کردم که ایشان نیز با کمال میل همه آن دعوت ها را پذیرفتند. حتی در یک مورد شهیدی به نام «رجبعلی آ پرویز» ( از شهدای گمنان اطلاعات و عملیات و از اهالی روستای پهمدان) داشتیم که این شهید بزرگوار حتی در میان اهالی محل خود نیز ناشناخته بود. تنها آرزوی مادر شهید نیز این بود که یک یادواره برای فرزند شهیدش برگزار شود و یک نفر از همرزمان شهید در مورد او سخنرانی کند. من با یک واسطه شهید همدانی را در جریان موضوع قرار دادم که ایشان با وجود اینکه در تهران حضور داشتند اما برای شاد کردن قلب مادر شهید گمنام باز هم دعوت ما را پذیرفتند.
,,
پای پیاده / خاطره ای از محمد نقی لطفی
,از دیگر مقرهای ضد انقلاب در کرمانشاه، بلندی های «دالاهو» بود که به طور معمول نیروهای ضد انقلاب در آن مناطق حضور داشتند و حتی در آنجا کمین هم می کردند. شهید همدانی با برگزاری یک راهپیمایی 19 کیلومتری ( که بنده و ایشان در پیشاپیش همه و جلوی صف بودیم ) در این منطقه باعث شدند که بسیاری از تیم های ضد انقلاب متلاشی و امنیت بسیار خوبی در منطقه ایجاد شود.
,,
فقط از شما بر می آید / خاطره ای از حمید حسام
,وقتی آزاده ها آمدند آقای همدانی به من گفت یک نامه برای آقای محسن رضایی با این مضمون تنظیم کن که مسئولان اصلی سپاه آمده اند و ما هشت سال امانتدار بودیم و باید کار را به خود آنها تحویل دهیم، همان کسانی که در ابتدای جنگ اسیر شده بودند. من گفتم این یعنی چه؟ گفت کاری نداشته باش، بنویس. ما این نامه را تنظیم کردیم ولی به نامه بسنده نکرد.
,آزاده ها که آمده بودند یعنی همان تیمی که فرمانده و بقیه در آن بودند و تیمی که ما بودیم و سپاه را مدیریت می کردیم، با خود ایشان به تهران ستاد مرکزی نزد آقای محسن رضایی آمدیم. آقای همدانی رفت پشت تریبون و گفت: سردار رضایی ما هفت هشت سال این تشکیلات را اداره کردیم. چون دوستانمان در اولین رورهای جنگ اسیر شده بودند و حالا آمده ایم امانت را به صاحبانش برگردانیم.
,آقای رضایی هم که با طمئنینه و درایت صحبت میکند گفت: آقای همدانی از شما به جز این انتظار نیست. این هنر و انصاف و خوش فکری فقط از شما برمی آید، این حسن اخلاق شماست که این کار را انجام دادید.
,,
شیر نبرد / خاطره ای از گل علی بابایی
,وقتی که کار گره می خورد، حسین اسلامی، معاون گردان حبیب پشت بیسیم می آمد و خطاب به خالقی می گفت: ما داریم اینجا از بین می رویم و قتل عام می شویم. حسین خالقی به او پاسخ داد: «الان یکی از شیرهای احمد را برایت می فرستم، شما پشت بیسیم با کد همدانی صدایش کنید. او به آنجا بیاید خیلی کارخایتان را حل می کند.» همدانی پشت خط بیسیم آمد. با هم ارتباط گرفتند و عملیات سر و سامان میگیرد. اینجا در ذهن ما آمد که در عملیات عظیم الی بیت المقدس، علاوه بر متوسلیان، همت، شهبازی و یک نفر دیگر هم در تیپ 27 بود که خیلی یل است.
,,
دغدغه مقدس/ خاطره ای از گل علی بابایی
,با سماجت و حمایتی که ایشان نسبت به کار ما داشت توانستیم سه عنوان کتاب را در رابطه با استان همدان دربیاوریم . یکی «از الوند تا قراویز» یکی «بهار 82» و دیگری « مهتاب خیّن» . آن موقع با هدف انتقال تجربه برای ثبت تاریخ شفاهی در ساسر کشور کارگاههای برگزار می شد که من را هم دعوت می کردند. در این کارگاه ها من همیشه مثال آقای همدانی را میزدم و می گفتم تا در استان شما، یک علمدار و محوری مانند سردار همدانی نباشد، کار پیش نمیرود. اکنون نیز شاهد هستم که اکثر استان ها در بحث ثبت کارنامه تاریخی شا در دوران جنگ، نتوانسته اند کار قابل ذکری را تدوین و منتشر کنند. سردار همدانی واقعا دغدغه داشت و این دغدغه ایشان صنفی هم نبود. او نگارش دقیق و صحیح تاریخ جنگ را، وظیفه خود میدانست.
,گردآوری شده از ویژه نامه ابووهب
,انتهای پیام / م
]
ارسال دیدگاه