چرایی وقوع حادثه عاشورا در کلام رهبر معظم انقلاب

چرایی وقوع حادثه عاشورا در کلام رهبر معظم انقلاب
رهبر فرزانه انقلاب، با اندیشه‌ای ژرف و دانشی وسیع، درس‌ها، پیام‌ها و عبرت‌هایی از مدرسه‌ی عاشورا مطرح نموده و جان تشنه‌ی شنوندگان را از درس‌های سازنده و الهام‌آفرین عاشورا سیراب می‌نماید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آل نور، عاشورا یک اسطوره واقعی است، به این معنا که آنچه در این ماجرا با هر مقیاس و میزانی که اتفاق افتاده، فراتر از حیطه های معمولی است که ما می توانیم آن را درک کنیم  و مهمترین مساله پاسخ به این سوال است چرا تنها بعد از ۵۰ سال از رحلت پیامبر (ص)، مردم مسلمان به  مقابله با امام حسین(ع) پرداخته و آنگونه با شقاوت در برابر ایشان صف کشیده و نوه رسول خدا (ص) را به شهادت رساندند، این مسأله انسان را نگران می‌کند، مگر ما از جامعه‌ی زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین قرص‌تر و محکم‌تریم؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آل نور,

پیامبر  اسلام (ص) در سال یازدهم هجری رحلت کردند، ودر سال ۶۱ هجری، یعنی بعد از ۵۰ سال عاشورا به وقوع پیوست. اگر به این  سوال که «چرا تنها بعد از ۵۰ سال از رحلت پیامبر (ص)، مردم مسلمان به  مقابله با امام حسین(ع) پرداختند؟» پاسخ درست دهیم، می‌توانیم خودمان را آزمایش کنیم که آیا اگر ما در محرم سال ۶۱ هجری بودیم، در جبهه و اردوی امام حسین (ع) قرار داشتیم یا در جبهه یزید؟ چه اتفاقی افتاد در حالی که پیامبر از میان مردم جاهل برخاست اما آنها را تربیت کرد و پرورش و تعلیم داد ولی بعد از نیم قرن زمانی که هنوز اصحاب پیامبر و کسانی که بسیاری از وقایع دوران پیامبر (ص) را روایت می‌کردند، زنده بودند و شهادت می‌دادند، اهل بیت پیامبر به این شکل به شهادت رسیدند.»

,

رهبر معظم انقلاب در باره چرایی پیدایش واقعه عاشورا می فرمایند: « در بخش پیدایش حادثه‌ی عاشورا، چرایی رخداد حادثه مهم است. اتفاقی که افتاده است، در صدر اسلام است. من یک وقت گفتم که جا دارد اگر ملت اسلام فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر(ص)  کار کشور اسلامی به جایی رسیده باشد که همین مردم مسلمان، از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضی شان و قاری شان در کوفه و کربلا جمع بشوند و جگر گوشه‌ی همین پیغمبر(ص) را با آن وضع فجیع به خاک و خون بکشند؟ آدم باید به فکر فرو برود که چرا این طور شد؟» (بیانات در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ حضرت رسول، ۲۰/۳/۷۵)

,

ایشان در جستجوی ریشه‌ی ارتجاع جامعه و ماجراهای بعد از رحلت پیامبر (ص) و ضعف تدریجی جامعه‌ی اسلامی، بار مسئولیت این گناه نابخشودنی را بردوش آن دسته از نخبگان طرفدار حق می‌یابند که در پی کسب امتیازات دنیوی برآمده‌اند و در لغزش‌گاه دنیاطلبی، شهوت‌پرستی، مقام خواهی و مظاهر زندگی دنیا و مادیات لغزیده‌اند و ساده‌لوحان ناآگاه را نیز به دنبال خود کشانده‌اند و در این خصوص می فرمایند: «وقتی خواص طرفدار حق در یک جامعه، با اکثریت قاطعشان، آنچنان می‌شوند که دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌کند، از ترس جان، از ترس از دست دادن مال و از دست دادن مقام و پست، از ترس منفور شدن و تنهاماندن، حاضر می‌شوند حاکمیت باطل را قبول بکنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌کنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند، وقتی این طور شد ، اوّلش با شهادت حسین بن علی با آن وضع آغار می‌شود، آخرش هم به بنی‌امیه و شاخه‌ی مروانی و بعد بنی عباس و بعد از بنی عباس هم، سلسله‌ی سلاطین در دنیای اسلام تا امروز می‌رسد.» ( همان)

,

در تاریخ اسلام بدترین شکل عملکرد خواص را در حادثه‌ی عاشورا مشاهده می‌کنیم که پس از مرگ معاویه، با علم به اینکه یزید لیاقت رهبری جامعه‌ی اسلامی را ندارد، از امام حسین علیه‌السلام برای بیعت دعوت کردند به کوفه بیاید تا در رکاب آن حضرت با یزیدیان نبرد کنند، در مرحله نخست به کمک آنها گروه زیادی از مردم کوفه با نماینده‌ی آن حضرت، مسلم بن عقیل، بیعت کردند. اما در پی توطئه‌های بنی‌امیه و احساس خطر از جانب شام و ترس و وحشتی که عبیداللّه‌ زیاد به وجود آورد، صحنه را ترک کردند.

,

رهبر معظم انقلاب در توضیح گوشه‌ای از عملکرد خواص در این برهه‌ی حساس از تاریخ اسلام چنین می‌فرماید: «خوب، چرا چنین شد؟ من که نگاه می‌کنم، می‌بینم خواص مقصرند، همین خواص طرفدار حق مقصرند، بعضی از این خواص طرفدار حق، در نهایت بدی عمل کردند، مثل شریح قاضی، شریح که جزو بنی‌امیه نبود، کسی بود که می‌فهمید حق باکیست، می‌فهمید اوضاع از چه قرار است، وقتی هانی بن عروة را به زندان انداختند و سر و رویش را مجروح کردند، سربازان و افراد قبیله‌اش اطراف قصر عبید اللّه‌ زیاد را گرفتند، ابن زیاد ترسید، آنها می‌گفتند که هانی را کشتید، ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین هانی زنده است، برو به این‌ها بگو زنده است، شریح آمد، دید که هانی بن عروة زنده است، اما مجروح است، هانی بن عروة گفت: ای مسلمان‌ها، این چه وضعی است؟(خطاب به شریح) پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا سراغ من نیامدند؟ چرا نمی‌آیند مرا از این‌جا نجات بدهند؟ شریح قاضی گفت: می‌خواستم بروم و این حرف‌های هانی را به همین کسانی که اطراف دارالاماره را گرفته‌اند، بگویم، اما افسوس که جاسوس عبید اللّه‌، آنجا ایستاده بود، جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین که ما می‌گوییم ترجیح دنیا بر دین، شاید اگر شریح، همین یک کار را انجام می‌داد، تاریخ عوض می‌شد.» ( همان)
از دیدگاه مقام معظم رهبری معیار تمایز خواص از عوام، بصیرت است، و آنچه سبب می‌شود انسان در این تقسیم‌بندی جزء خواص قرار بگیرد، روشن‌بینی، روشن‌دلی و بصیرت است.

,
,

و سرانجام برای جلوگیری از تکرار تاریخ و از دست ندادن فرصت‌ها همواره باید عبرت‌گیری از کربلا برای ما درس اوّل باشد و هشدار رهبری مورد توجه، وقتی امام حسین علیه‌السلام کشته شد، وقتی فرزند پیغمبر از دست رفت، وقتی فاجعه اتفاق افتاد، وقتی حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگر چه فائده؟ اگر خواص در هنگام خودش، کاری را که لازم است، تشخیص دادند و عمل کردند، تاریخ نجات پیدا می‌کند و حسین بن علی‌ها به کربلا کشانده نمی‌شوند، اگر خواص بد فهمیدند، دیر فهمیدند، یا نفهمیدند و با هم اختلاف کردند، معلوم است که در تاریخ کربلا تکرار خواهد شد.

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه