رمز مانائی قیام امام حسین علیه السلام؛

انسان حماسی سکون را نمی پسندد؛ می شورد و می شوراند

انسان حماسی سکون را نمی پسندد؛ می شورد و می شوراند
ما نباید فقط صفحه سیاه کربلا را ببینیم و سهم ما از عاشورا فقط گرفتن اشک باشد بلکه باید صفحه سفید را هم دید و تصفیه عقل، تلطیف عواطف، حماسه، معنویت، اخلاق پسندیده، هدایت، مبارزه با منکرات، شهادت طلبی، وفاداری، غیرت، حریت، ایمان، تقوا، توحید، همت، صبر، رضا، اخلاص، شجاعت، استقامت، مردانگی، عزت نفس و .. را از آن برگیریم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان حجت الاسلام مهران آدرویشدو نوع عبادت داریم؛ عبادت جوارحی مثل نماز و روزه و عبادت جوانحی مثل نیت خوب، اخلاص، حسن ظن و مطالعه. چه بسا که عبادات جوانحی نزد خداوند متعال از عبادات جوارحی بالاتر باشد کما اینکه در روایت است ساعتی تفکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است. لذا مشهور است که آیت الله مرعشی نجفی (ره) بین الصلاتین مطالعه می کردند (به نقل از آیت الله دکتر احمد عابدی). در این میان مطالعه قیام فرهنگ ساز عاشوراء که نقطه جوشش عواطف انسانی و معارف دینی و تقرب به خداوند متعال است ضروری است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,

ملاک ارتباط صحیح با کربلا

,

حسین علیه السلام منبع هدایت است و قیام عاشوراء به قدری مهم است که ۱۴۰۰ سال سینه به سینه حفظ شده و قادر است فکر ما را تصفیه، عواطف ما را تلطیف و اخلاق ما را پسندیده کند و اگر شرکت در این مجالس چنین تغییری در زندگی ما ندهد نشان از آن دارد که ارتباط درستی با عاشورا برقرار نکرده ایم.

,

صفحه سفید و صفحه سیاه کربلا

, صفحه سفید و صفحه سیاه کربلا,

دو رود بود و دو انسان به صحنه تقدیر/ دو قصه و دو نمایش دو پرده تصویر/ به رود عشق روان روح مهر و شوق بهار/ به رود کینه روان خون جهل و کمین تموز

,

کربلا دو صفحه دارد؛ صفحه ای که در آن حسین علیه السلام و یارانش خیمه معرفت و عشق را برپا نموده اند، و صفحه ای که در آن عمر بن سعد و یارانش خیمه جهل و ضلالت را برپا کرده اند. ما نباید فقط صفحه سیاه کربلا را ببینیم و سهم ما از عاشورا فقط گرفتن اشک باشد بلکه باید صفحه سفید را هم دید و تصفیه عقل، تلطیف عواطف، حماسه، معنویت، اخلاق پسندیده، هدایت، مبارزه با منکرات، شهادت طلبی، وفاداری، غیرت، حریت، ایمان، تقوا، توحید، همت، صبر، رضا، اخلاص، شجاعت، استقامت، مردانگی، عزت نفس و .. را از آن برگیریم.

,

و متاسفم که بگویم توجه برخی به صفحه سیاه بیشتر از صفحه سفید است. شاهدش هم اینکه برای منبر نیم ساعت وقت می دهند و برای مداحی دو ساعت! مداحی و روضه موضوعش غالبا جسم امام حسین و عواطفِ مخاطب است اما موضوع سخنرانی اغلب روح حسین (ع) و عقل مخاطب است. پس زمانی که برای جسم و عواطف می گذاریم بیشتر از زمانی است که برای روح و عقل می گذاریم و این یعنی توجه ما به صفحه سیاه کربلا بیشتر از توجه مان به صفحه سفید است؛ چون هزینه صفحه سیاه فقط اشک است اما صفحه سفید مسئولیت زاست لذا گفتگو از صفحه سیاه را بر گفتگو از صفحه سفید ترجیح می دهیم.

,

قیام عاشوراء مختص به امام حسین علیه السلام نیست

, قیام عاشوراء مختص به امام حسین علیه السلام نیست,

از جمله تحریفات اهداف عاشوراء، که بسیار خطرناک است این است که فکر کنیم قیام امام حسین مختص به آن حضرت بود در حالی که قیام علیه ظلم و ستم و اصلاح امت پیامبر وظیفه ای همگانی است. جوهره قیام امام حسین حق مداری، ظلم ستیزی و عدالت طلبی بود و باید پرسید بنا بر کدام آیه و منطق، مسلمانان از این جوهره معاف شده اند؟

,

خود حضرت فرموده است: و مِثلِی لایُبایِعُ مِثلَه (مثل منی با مثل یزید بیعت نمی کند) نفرموده من با یزید بیعت نمی کنم بلکه فرموده «مثل من» پس معلوم است قیام امام حسین شخصی نبوده است.

,

لذا هرگاه اینگونه شود که الا تَرَونَ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لایُتَناهی عَنْهُ، (آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود) در آن صورت لِیَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّی لا أَرَی الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَهً وَ لاَ الْحَیاهَ مَعَ الظّالِمینَ إِلاّ بَرَمًا (اگر مؤمن در چنین شرایطی برای لقای پروردگارش رغبت و فداکاری کند سزاوار و شایسته است. من در چنین شرایطی مرگ را جز سعادت و حیات و زندگی با ستمکاران را جز ننگ و خواری نمی بینم) و اگر غیر از این باشد اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلی اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ. (مردم بندگان دنیایند و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است دین گرایند ولی هنگامی که در تنگنای بحران ها قرار گرفتند دین داران واقعی اندک می گردند- بحار، ج ۴۴، ص ۳۸۱)

,

آری! قیام سیدالشهدا یک دستور خصوصی نبود بلکه نتیجه پیروی از مکتب بود و تنها زمانی می توانیم بگوییم کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلا که به عاشورا نگاه مکتبی داشته باشیم. آنها که عاشورا را مخصوص امام حسین می دانند دانسته یا ندانسته امام حسین علیه السلام را از امام بودن ساقط می کنند.

,

رمز مانائی امام حسین علیه السلام

, رمز مانائی امام حسین علیه السلام,

نباید فقط جسم امام حسین را دید باید زیبایی و فضیلت و عظمت روح او را هم دید. حسین شهید راه حق و حقیقت بود. شهید عقیده؛ لذا برای خودش کشته نشد برای حق کشته شد. اباعبدالله تجسم فطرت انسانهاست فلذا او برای همه است نه قوم و ملت و نه حتی مذهب خاصی و این رمز مانایی اوست.

,

چرا قیام امام حسین علیه السلام مقدس است؟

, چرا قیام امام حسین علیه السلام مقدس است؟,

قیام امام حسین مقدس است چون منطق حاکم بر آن از اصول عالی انسانیت پیروی می کند؛ هدف این قیام از معطوف به خود بودن منزه است و حق مدار و حقیقت محورست. دلیل دیگر قداستش این است که در فضای ناامیدی مطلق قیام کرد و در چنین فضایی زبان به حق گشود و حق پوشی و حقیقت فروشی نکرد و دلیل سوم آگاهانه بودن قیام بود. فلذا در کرب و بلا هیچگاه به خود تردید راه ندادند و تا به آخر پیش رفتند.

,

اسلام کربلا؛ اسلام ناب محمدی

, اسلام کربلا؛ اسلام ناب محمدی,

کربلا محصول دست برنداشتن از اسلام ناب است فلذا هر کسی باید اسلام خودش را با اسلام کربلا محک بزند. امام حسین مکتبی می اندیشید و هرگز اجازه نداد بین اندیشه و عملش فاصله بیفتد. حسین به گرداب بلا وارد شد اما پرچم فضیلت های اخلاقی هرگز از دستش نیفتاد. بنابراین سید جوانان اهل بهشت نه فقط یک مظلوم که یک الگوست؛ الگوی اول حماسه حسینی، الهام بخش ایمان و یقین و فضیلت های انسانی است.

,

عاشوراء را مسخ نکنیم

, عاشوراء را مسخ نکنیم,

برای اینکه به زندگی راحت خویش راحت ادامه بدهیم ما به یک حسین مسخ شده نیازمندیم! پس بیائیم و سرور و سالار شهیدان را بگونه ای توصیف نکنیم که گریبانگیر ما نشود، در زندگی ما دخالت نکند، سراغی از بی عدالتی ها نگیرد و نسبت به بی عدالتی ها و بی اخلاقی ها بی اعتنا باشد.

,

هدف اباعبدالله از قیام عاشورا چه بود؟

, هدف اباعبدالله از قیام عاشورا چه بود؟,

هدف عاشوراء احیای اسلام بود؛ اباعبدالله می گفت: چرا حلال، حرام و حرام، حلال شده است؟ چرا بیت المال مسلمین را یک عده به خود اختصاص داده اند؟ چرا ضعفاء به حال خود رها شده اند؟…

,

انسان عاشورایی؛ انسان انقلابی و حماسی است

, انسان عاشورایی؛ انسان انقلابی و حماسی است,

امام حسین علیه السلام را با حماسه بشناس؛ یعنی ظلم نمی کرد و ظلم نمی پذیرفت و خصم ظالم و حامی مظلوم بود. محور حماسه، تکلیف گرایی است. حماسه حسینی یعنی ما مامور به تکلیفیم نه نتیجه.

,

انسان حماسی روحی بزرگ دارد و از هرچه حقیر است نفرت دارد. کوله بار رنج و محنت را بر جسم خویش تحمیل می کند اما ذره ای حقارت را بر روح خویش نمی پذیرد. انسان حماسی درد دارد، نسبت به وضع موجود رضایت ندارد، سکون را نمی پسندد و همواره به افقی برتر چشم دارد. می شورد و می شوراند. او نمی تواند بی اعتنا بماند. او انقلابی است و پاسخ چرایی آن همه تاکید بر اقامه عزا بر سید الشهداء را باید در انقلابی بودن و روح حماسیش جستجو کرد. حرف حسین این بود که من انقلابیم؛ انقلابی نه تنها صالح که مُصلح است. انقلابی بودن به وجود انقلابیون وسعت می بخشد و آنان زیبایی و پاکی را نه فقط برای خود که برای دیگران می خواهند. و آنها که انقلابی نیستند هر چه باشند، اما عاشورایی نیستند.

,

به میزانی که انقلابی هستیم؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنیم. صالح و مُصلح هستیم. ظلم ستیز و حامی مظلوم هستیم و در یک کلام عاشورایی هستیم. اینها شاخصه های عاشورایی بودن جامعه است.

,

چرا یاد عاشوراء را زنده نگه داریم؟

, چرا یاد عاشوراء را زنده نگه داریم؟,

عاشورا الگوی عمل کردن به سخت ترین و پرهزینه ترین بخش دین، یعنی ایستادگی در برابر طاغوت است؛ فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی و الا سایر احکام دین که آسان است. فلذا یاد حسین را زنده نگه دارید تا در سخت ترین قسمت دین ثابت قدم باشید.

,

ما باید بدانیم که شرف ما در گرو عاشوراء است و لذا واقعه عاشورا هرگز نباید فراموش شود. نباید فراموش شود تا عاشورایی جان بسپاریم و عاشورایی جان سپردن نیازمند عاشورایی زیستن است. به عبارت دیگر زنده نگه داشتن عاشورا برای این است که فاصله آنچه هستیم و آنچه باید باشیم را دریابیم تا به آنچه هستیم رضایت ندهیم و به آنچه باید باشیم رغبت یابیم. باید عاشورای دیروز را مطالعه کرد و گریست تا از عهده تکلیف خود در عاشورای امروز برآئیم.

,

کربلا رازدار ایمان و اعتقاد حسین علیه السلام است. عاشورا یک سرمایه است و چگونگی پاسداشت آن ملاک رشد جامعه است.

,

امام حسین و حیات طیبه

, امام حسین و حیات طیبه,

امام حسین به شما عشق و ایده آل می دهد و «عشق» اطاعت می آورد و «اطاعت از خدا» حیات طیبه می بخشد. لذا امام حسین زندگی ساز است. او به ما حیات طیبه می دهد.

,

چرا امام حسین گفت هل من ناصر ینصرنی؟

, چرا امام حسین گفت هل من ناصر ینصرنی؟,

چرا حسین گفت هل من ناصر ینصرنی؟! مگر نمی دانست کسی کمکش نمی کند؟ پاسخ این است که این پرسش از آینده است و این سوال انتظار امام حسین از عاشقان را بیان می کند.

,

معنای اشک بر حسین علیه السلام

, معنای اشک بر حسین علیه السلام,

داستان حسین خیلی مهم است. بشر مقدس ترین اشکش را در راه حسین ریخته است. اشک بر حسین غصه نیست؛ بلکه محرک تاریخ انسانهاست. اشک بر امام حسین اشک بر یک حادثه نیست؛ تجدید عهد است. اعلان آمادگی برای حضور است؛ حضور در زنجیره اهل حق در تاریخ، که حسین علیه السلام پرچم دار آن است. اشک بر حسین حقیقتش شور و شیدایی است. آبی است بر درخت معرفت و حماسه در جان آدمی، احیاء دل است. اشک بر حسین شرح اشتیاق است.

,

حسین بن علی ها در فاصله بین علم تا عمل به شهادت می رسند. طی این فاصله، عاطفه ای جوشان و روحیه ای حسینی می طلبد. لذا معرفت لازم است اما کافی نیست و باید یاد حسین را با اشک های خود زنده بداریم تا هرگاه رضای خدا و حقوق مسلمین و مصلحت اسلام خون بطلبد خون های خود را با خون های شهدای کربلا درآمیزیم.

,

تجدید عهد با امام حسین علیه السلام

, تجدید عهد با امام حسین علیه السلام,

تجدید عهد و حضور امام حسین در زندگی ما به این است که افق نگاه او و حبّ و بغض او با نگاه و عاطفه ما گره بخورد. باید دغدغه ها و آرمان های او دغدغه و آرمان های ما باشد. دغدغه و آرمان هایی مثل: ظلم نپذیرفتن، کرامت انسان، معنای حیات و مرگ، بایسته های حضور در ساحت خدا و… معنای محبت به امام حسین این است و آنچه آن را بی معنا می کند برگزیدن روشی و راهی و اندیشه ای و هدفی غیر از روش و راه و هدف و اندیشه اوست.

,

عاشوراء؛ جاری در زمان و مکان

, عاشوراء؛ جاری در زمان و مکان,

اعتقاد به راه امام حسین مستلزم این است که او را صاحب وجودی فراتر از زمان و مکان بدانیم و پرونده شهدای کربلا را باز بدانیم و هم معتقد باشیم که هم اکنون نیز می توان با واسطه اطاعت از ولی فقیه با او مرتبط شد و با او رو به سوی غایات حیات همراه و همگام شد. و اگر جز این بود هرگز نمی گفتند: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.

,

عاشورا صرفا عاشورای تاریخی نیست. عاشورا متحول و در زمان جاری است تا همه زمانها را پوشش دهد. هر جا فرد مسلمانی زندگی کند که در پایه ای از مراتب جهاد و پیکار باشد و بخواهد برای عزت و کرامت در راه خدا ستیز نماید کربلا آنجاست.

,

احساس مسئولیت کردن درس بزرگ امام حسین علیه السلام

, احساس مسئولیت کردن درس بزرگ امام حسین علیه السلام,

احساس مسئولیت کردن درس بزرگ امام حسین است. او در کربلا با مظلومیتش و در عین حال ایستادگیش نشان داد که هیچ بهانه ای را در گریز از مسئولیت به رسمیت نمی شناسد. فتوای حسین این است «در نتوانستن نیز بایستن هست»؛ توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایی یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت و چگونگی تحقق مسئولیت را تعیین می کند نه وجود آن را و این مسئولیت وقتی با روحی بزرگ همراه شود ختم بشهادت می شود.

,

مسئولیت از آگاهی و ایمان پدید می آید نه از قدرت و امکان، و تاریخ مدیون انسانهای مسئولیت پذیر است. انسان مسئولیت پذیر خارج از منیّت است و اولین تجربه خروج از منیّت تجربه وحدت با دیگران و داخل شدن در قاعده “هو انت” است. حسین مَثَل اعلای آگاهی، عشق، مسئولیت پذیری و انسانیت است. کسی که احساس مسئولیت ندارد بیش از هر چیز نقش خود را انکار می کند؛ مسئولیت در برابر خود، خدا، مکتب و انسانهای چشم به راه.

,

شهادت؛ ضامن حقیقت

, شهادت؛ ضامن حقیقت,

حقیقت شهید، فکر و پیام اوست نه جسم او. شهید حکیمانه و بصیرانه، مظلومیت حقیقت را می بیند و شجاعانه و عاشقانه حقیقت را مساعدت می کند. شهیدان پاسداران حقیقت اند. خون شهید بیدار کننده وجدانهای خفته است. شهید مَظهر حقیقت و عدالت و شرف و غیرت و عدالت و استقامت و ایثار و تداوم بخش ارزشها است. شهادت اعتراض سرخ بر حاکمیت سیاه است. شهید با خون خود حیات انسانی را تجدید می کند و فضیلت های فراموش شده را یادآور می شود.

,

بالاترین حقیقت خود خداست. دشمنان امام حسین بنام خدا اما بخاطر دنیا می جنگیدند و حسین بنام خدا و بخاطر خدا می جنگید لذا تا حسین هست خدا هم هست و تا خدا هست حسین هم خواهد بود.

,

نفوذ اشرافیت، بی عدالتی و بدعت؛ انگیزه های قیام عاشوراء

, نفوذ اشرافیت، بی عدالتی و بدعت؛ انگیزه های قیام عاشوراء,

خطرناکترین نفوذ، نفوذ فاصله بین سخن و عمل است؛ چرک و کثافتی که لای این فاصله پرورده می شود اشرافیت و لگدمال شدن حقوق محرومان و پابرهنگان است. اشرافیت میوه تلخ بی عدالتی است و بدعت میوه تلخ اشرافیت. واقعیت این است که اگر به جزیی از بی عدالتی رضایت دادیدم و آن را رسمیت بخشیدیم دیگر نمی توان به توقف آن در همان حد امید بست؛ به هر نسبت که از عدالت بی بهره بمانیم روح تقوا در دل می میرد و با عفاف و پارسایی باید وداع گفت. در حکومت یزید دیگر سخن در این نبود که زمامدار باید چه کند؟ عادل باشد یا نه؟ اگر بر خلاف عدالت رفت باید بدو هشدار داد یا نه؟! آنچه در این حاکمیت ناعادلانه مهم می نمود اینکه چه باید کرد تا زمامدار را راضی نگاه داست.

,

رفته رفته صراحت دین جای خود را به سیاست سازش می داد. و حسین که با سیاست سازش کارانه میانه ای نداشت قیام فرهنگ ساز خود را آغاز کرد. قیامی علیه بی عدالتی.

,

عاشورا محصول خط زدن غدیر

, عاشورا محصول خط زدن غدیر,

وقتی اصلی در اجتماع به هم خورد چه کسی ضمانت می کند نسل های بعد، اصل های دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟ بعد از رحلت پیامبر اکرم، اصل ولایت (که در غدیر شکل گرفته بود) را بر هم زدند. با به هم خوردن اصل ولایت، همه اصول مدینه النبی (اصولی که پیامبر اکرم بر اساس آنها مدینه النبی را پایه ریزی کرده بود؛ اصل عبودیت، اصل معرفت، اصل محبت، اصل عدالت) خط خورد.

,

اصلی باقی نماند الا اینکه به نفع خود تغییر دادند؛ اصل عدالت، اصل معرفت، اصل مساوات، اصل برابری و برادری، اصل زهد و تقوا، اصل شایسته سالاری، اصل آزادی و آزادگی، اصل مهرورزی و… و کار تا آنجا پیش رفت که سگ بازِ زناکارِ شراب خوار، خلیفه رسول خدا شد! اینجا بود که در برابر جامعه ای بی اصل، هیچ چاره ای نماند جز قیام.

,

عاشورا تجدید بنای اسلام بود. در عاشورا برای پی ریزی دوباره اسلام و برگرداندن اصول مدینه النبی به جامعه اسلامی بر اصول ذیل تاکید شد؛ اصل امر به معروف و نهی از منکر، اصل هیهات من الذله. اصل شرافت داشتن مرگ انسانی بر زندگی حیوانی، اصل آزادگی، اصل عزت، اصل مبارزه با ظلم، اصل پیروزی خون بر شمشیر، اصل ظلم نکردن و ظلم نپذیرفتن، اصل دفاع از حق و لو به قیمت کشتن و کشته شدن، اصل احلی من العسل بودن مرگ در حاکمیت منهای عدل، اصل عقیده و جهاد و… کربلا قیامی برای بازگرداندن اصول بود.

,

بازخوانی کربلا چرا؟

, بازخوانی کربلا چرا؟,

تاریخ یعنی شرح حال ما؛ منتها در یک صحنه دیگر… تاریخ یعنی من و شما. پس اگر ما شرح تاریخ را می گوییم هر کدام از ما باید نگاه کنیم ببینیم کجای این داستانیم. یادآوری گذشته، بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه الهام بخش ساختن آینده است. و به عبارت دیگر آرمانهای ما در کربلاست و فراموش کردن کربلا پایان انقلاب است.

,

امام حسین علیه السلام برای اصلاح امت قیام نمود

, امام حسین علیه السلام برای اصلاح امت قیام نمود,

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله مدینه النبی را بر اساس چهار رکن: معرفت، عدالت، عبودیت و محبت پایه گذاری کرد. ایجاد این چهار رکن آن هم در جامعه کذایی آن روز معجزه رسول خداست (جامعه ای که دختران را زنده بگور می کرد و افتخارش جنگ و خونریزی بود و…).

,

وقتی ولایت و وصایت که ادامه تربیت اسلامی و تضمین کننده همه اصول بود را کنار زدند، هر چهار رکن ضربه خورد. این چهار اصل که کنار رفت دو اصل فاسد «دنیا طلبی» و «بی بصیرتی؛ قدرت تشخیص نداشتن» جای آن را گرفت؛ دو اصل فاسدی که فقط با خون حسین علیه السلام قابل پاک شدن بود. لذا در زیارت اربعین می خوانیم «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله» (حسین تا آخرین قطره خونش را در راه خدا داد تا بندگان خدا را از جهل (شبهات نظری) و گمراهی (شهوات عملی) برهاند).

,

امام حسین وقتی این فساد را دید آماده اصلاح شد. اصلاح یعنی نقاط ضعف جبهه خودی را از بین بردن (وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فی أُمَّهِ جَدّی) لذا حسینی کسی است که علاوه بر اینکه صالح باشد، مُصلِح هم باشد (و تواصوا بالحق- قوا انفسکم و اهلیکم نارا). مُصلح بودن؛ یعنی بصیرت کافی نیست بلکه باید مستبصر (روشنگر) بود. امام حسین و حضرت زهراء سلام الله علیهما بخاطر بصیرت به شهادت نرسیدند بلکه به خاطر روشنگری به شهادت رسیدند.

,

بصیرت یا همان از زمره خواص بودن (که نقطه مقابل عوام بودن است): یعنی تحلیل داشتن، دنبال جَو نرفتن، فهم علتها، دلیل های یک مساله را، ریشه و پیامدهای یک مساله را، ربط امور به یکدیگر را فهمیدن. بصیرت یعنی تشخیص اولویتها؛ کار های درجه دو و سه را بر کارهای درجه یک مقدم نکردن. یعنی تشخیص به موقع و حضور به موقع در صحنه.

,

فاجعه یک نصف روز بیشتر به طول نینجامید اما گاه فرصت آن چنان اندک است که هیچ تردیدی را بر نمی تابد. تا از تردید خارج شوی، سر حسین است که بر نیزه سوار است. اگر دیر هنگام به میدان رسیدیم و هر چند افتان و خیزان خود را نجات دادیم، اما حسین را چه؟

,

عداد توابین در تاریخ، چند برابر عدّه ی شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند، توابین هم در یک روز کشته شدند، اما اثری که توابین در تاریخ گذاشتند؛ یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند نیست! به این خاطر که اینها در وقت خود نیامدند؛ کار را در لحظه ی خود انجام ندادند؛ دیر تصمیم گرفتند؛ دیر تشخیص دادند…

,

(ادامه دارد…)

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه