خواص بی خاصیت

وقتی حسین(ع) کشته شود دیگر توابین شدن هم دلپذیر نیست

وقتی حسین(ع) کشته شود دیگر توابین شدن هم دلپذیر نیست
ردپای بی بصیرتی و وقت نشناسی توابین حتی در قیامشان دیده می شود؛ چرا که تنها از روی احساسات جریحه دار شده تصمیم گرفته و پیش از قیام شرایط را مهیا نکرده بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا؛به دستور ابن زیاد،هانی بن عروه دستگیر شده بود. مسلم بن عقیل، نایب امام حسین(ع) صلاح را محاصره قصر ابن زیاد دانست و از یارانش خواست او را در این کار یاری کنند. نزدیک به چهار هزار نفر از شیعیانی که برای امام نامه نوشته بودند مقابل قصر تجمع کردند و ابن زیاد و یارانش را که از پنجاه نفر تجاوز نمی کرد محاصره کردند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل فردا,

تا نماز مغرب اکثر یاران مسلم از ترس تهدیدهای توخالی عبیدالله، از اطرافش پراکنده شده و در نهایت همگی مسلم را در تاریکی شب رها کردند وشد آنچه نباید می شد!

,

این در حالی بود که اگر یاران مسلم جان و مال و دنیای خود را برحق برتری نمی دادند، پیروزی حتمی با آنها بود و پسر فاطمه (س)، حسین بن علی(ع) کشته نمی شد.

,

سلیمان بن صرد خزاعی، از بزرگان شیعه، صحابه پیامبر(ص) و سردار سپاه امام علی(ع) در جنگ صفین، از جمله کسانی بود که مسلم را در زمان حساس قیامش یاری نکرد. سلیمان از یاران امام حسن (ع) نیز بود. اما صلح ایشان با معاویه را قبول نداشت، چرا که تنها ظاهر امر را که به ضرر امام(ع) بود می دید. حتی او امام حسن(ع) را "مذل المومنین" مورد خطاب قرار می دهد، با این حال از ولی زمان خود پا جلوتر نمی گذارد و مطیع امر ایشان بود.

,

تا آنکه با به هلاکت رسیدن معاویه و جانشین شدن پسرش یزید، و آگاهی از عدم بیعت امام حسین(ع) با او، به ایشان نامه نوشت و امام(ع) را به سوی کوفه خواند.

,

او مسلم را جوانی کم تجربه می دانست و از آن جهت که خود از صحابه پیامبر و از روسای شیعه و صاحبان فتوا بود، حاضر نبود ولایت او را قبول کند و منتظر بود تا خود امام(ع) به کوفه بیاید و در رکاب امام(ع) قیام کند!!! غافل از آنکه عدم بصیرت او و رها کردن مسلم در جنگی که به پیروزی منجر می شد، عین یاری کردن  ابن زیاد و جنگیدن با حسین بن علی(ع) بود.

,

سلیمان نه تنها از همراهی مسلم بلکه از یاری امام زمانش نیز جاماند.

,

بعد از واقعه کربلا و به شهادت رسیدن اباعبدالله الحسین(ع)، سلیمان به عنوان امیر توابین برگزیده شد. او به سخنرانی ایستاد و چنین گفت:

,

"می ترسم از آن جهت که در وجود ما خیر نیست، به دلیل اینکه همه ما گردن کشیدیم و منتظر آمدن خاندان پیامبر شدیم. به آنها وعده یاری دادیم و در آمدن تشویقشان کردیم اما پس از آنکه اجابت نموده و به سرزمین ما وارد شدند،سستی کرده و عجز نشان دادیم، با ایشان مکر و حیله کردیم و امروز را به فردا افکنده تا فرزند پیغمبر و پاره تن او پیش روی ما کشته شد!"

,

در واقع سلیمان و سایر بزرگان شیعه با اینکه خود، امام(ع) را به کوفه فراخوانده بودند، اما به دلیل شک و تردید در پیوستن به حق و نه قدرت طلبی و دنیا دوستی و حب مال و فرزند، از واقعه عاشورا جامانده بودند و حال از کرده خود پشیمان بوده و با خونخواهی حسین(ع) سعی در جبران قصور خود داشتند.

,

ردپای بی بصیرتی و لحظه نشناسی توابین حتی در قیامشان دیده می شود؛ چرا که تنها از روی احساسات جریحه دار شده تصمیم گرفته و پیش از قیام شرایط را مهیا نکرده بودند. آنها قیام خود را با حرکت به سمت شام آغاز کردند این در حالیست که عمر بن سعد، شمر بن ذی الجوشن و ابن زیاد در کوفه هستند!!

,

حضرت آیت الله خامنه ای در این باره میفرمایند: "شک خواص، پایه ی حرکت صحیح جامعه اسلامی را مثل موریانه می جود. اینکه خواص در حقایق روشن تردید پیدا کنند و شک پیدا کنند اساس کارها را مشکل می کند. باید کار در زمان خودش انجام شود وگرنه بعد آن دیگر آن اثر را ندارد. علم دار توابین شدن و حتی مختارشدن هم خوب است ولی برای بستن دهان وجدان، آن هم اگر بسته شود! ولی وقتی حسین کشته شد دیگر توابین شدن هم دلپذیر نیست!"

,

یادداشت از خانم بختیاری

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه