تبریز به پای خرم دره هم نرسید؛
چرا بین هیئتهای مذهبی تبریز اتحاد و هم افزایی وجود ندارد؟
عاشورای 95 نیز گذشت اما انتظار میرفت تبریز نیز با تعداد هیئتهایی که چند برابر هیات شهری چون زنجان است، خودی نشان بدهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، عاشورای 95 نیز با دنیایی از اشک و اندوه در سوگ سید و سالار شهیدان گذشت و سراسر ایران اسلامی را همنوای با حضرت حجت(عج) در ماتمی بیمثال فروبرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,مراسمهای عزاداری و تجمعات گسترده در شهرهای مختلف کشور از جمله رویدادهای مهم مذهبی و فرهنگی است که در سال جاری نیز علاوه بر نمایش ارادت و اخلاص مردمان به شهید کربلا، کانونهای بزرگ عزاداری در نقاط مختلف ایران اسلامی را به رخ دنیا کشید و بیشک در کنار مباهات جهان اسلام، مستکبران را به یاس و ناامیدی نشاند. از جمله این شهرها میتوان به زنجان، اردبیل یا بم اشاره کرد که علی رغم گسترهی جغرافیای محدود خود، در چند سال اخیر به عنوان نماد شور و شعور حسینی شناخته شده و سوژه اصلی دوربینهای شبکههای ملی و حتی کشورهای خارجی قرار میگیرند.
,ناگفته پیداست که تجمعات بزرگ مردمی به نوبهی خود بهترین رسانه جهت انتقال پیام نهضت پویا و زندهی مکتب حسینی، اتحاد دینی و فرهنگ عاشورایی به شمار میروند و به نوعی خون تازه در رگهای فرهنگی جامعه میدمند، اما تبریز بزرگ را چه شده است که با وجود پیشینهای غنی در زمینه فرهنگی و مذهبی و همچنین دارا بودن هیئتهای بیشمار که بزرگترین ظرفیتها به شمار میرود، نتوانست به قدر شهر کوچکی در زنجان و به قوارهی خرم دره خودی نشان بدهد؟! بخصوص اینکه با طرح پایتخت گردشگری جهان اسلام، انتظار میرود تبریز در رابطه با فرهنگ محرم و عاشورا امتیاز و شاخصی مذهبی برای خود تعریف کرده و در میان شهرهای دیگر(که پایتخت تشیع در گذشته و پایتخت گردشگری جهان اسلام در حال حاضر، نام نگرفتهاند) حرفها برای گفتن داشته باشد.
,منشاء این ضعف را کجا باید جست و جو کرد؟ در عملکرد شورای هیئتهای مذهبی تبریز یا منیتهای نهفته در هیئتها؟ در اثنای این بحث باید در تعدد هیئات حسینی تامل کرد که همواره مورد فخر و مباهات متولیان امر قرار می گیرد اما غافل از اینکه در اثر کبر و غرور برخی افراد گاه یک هیئت به چند هیئت کوچکتر تقسیم میشود که تعداد طبل هایشان معمولا بیش از تعداد افراد آن است! هرکدام در کوی و برزنی به عزاداری میپردازند و بعضا حتی قرار گرفتن در زیر پرچم هیئت همسایه را برای خود عار میدانند! با این اوصاف کدام مولفهی عاشورایی از بطن این مجموعهها برخواهد خواست؟ و باز باید سوال کرد از مسئول و متولی که در اعطای مجوز تشکیل این هیئتها سهل گیر است و در نظارت بر امور ایشان سهل انگار، وگرنه چه توجیحی دارد که با وجود اجتماع مردمی در ظهر عاشورا، چند قدم آن سو تر دستهای مجزا برپا باشد.
,قطعا تعداد هیئتهای بم یا زنجان اندازه ی یک چهارم هیئتهای تبریز نیست چه رسد به خرم دره، اما متاسفانه هیچ نیرویی جهت ایجاد اتحاد و بهرهگیری از این ظرفیت عظیم در تبریز وجود ندارد و مشاهده میشود که در هر کوچه و خیابان، بر سر هرچهار راه دستهای سینه زن (که قطا دارای سعادتی بزرگ در آستان اباعبدالله الحسین هستند) مشغول عزاداری هستند و گاه در اثر تبعات به بار آمده چون ترافیکهای سنگین در خیابانها، دامن زدن به عادت تماشاگری بین مردم (که بر مسایل اخلاقی نیز دامن زده و دستاویز شبهه سازان قرار می گیرد)، یا آلودگیهای صوتی که به ویژه در اثر صدای دلخراش طبلها به وجود میآید، موجبات نارضایتی مردم را فراهم میکنند؛ در حالی که اجتماع و اتحاد هیئات شهر، حداقل در روز عاشورا، علاوه بر زدودن بسیاری از تبعات، شبهات و بهانهها، می تواند تبریز را نیز مثل شهرهای دیگر به کانون عزاداری ایران تبدیل کند.
,با این تاکید که عزاداری خیابانی یکی از ابزارهای نمایش سوگ عمومی و نوعی عزادری با قدمتی قابل توجه است و در این نوشتار به هیچ عنوان اهمیت این موضوع مورد سوال قرار نمیگیرد بلکه مطالبهی اصلی ایجاد اتحاد و هم افزایی بین هیئات مذهبی است.
]
ارسال دیدگاه