پاکسازی مریوان و متلاشی شدن گروهک کومله

پاکسازی مریوان و متلاشی شدن گروهک کومله
نیروهای ضد انقلاب آب و برق پادگان مریوان و خود شهر مریوان را قطع کرده بودند، تا به این روش نیروهای پادگان را تحت فشار قرار دهند و پادگان را بدون درگیری و خون ریزی تحویل بگیرند. اما نیروهای پادگان با تمام توان در برابر نیروهای ضد انقلاب ایستاده بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ عبدالله جعفری از مؤسسان سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد در گفت و گو با پیشمرگ روح الله گفت: حدود دو ماهی از پاکسازی شهر سنندج از لوث وجود گروهک های ضد انقلاب می گذشت و در این مدت نیروهای سازمان در چندین نقطه از شهر سنندج اقدام به تأسیس پایگاه و مقر نظامی کردند و به صورت شبانه روزی در تعقیب نیروهای ضد انقلاب بودند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

نیروهای ضد انقلاب دیگر هیچ هیچ پایگاه و مقر نظامی در سطح شهر سنندج نداشتند، ولی به صورت انفرادی و یا تیمی در برخی از نقاط شهر برای مردم مسلمان سنندج مزاحمت ایجاد می کردند و با رسیدن نیروهای گشت پیشمرگان مسلمان کرد از محل متواری می شدند. البته تاریکی شب فرصت مناسبی بود برای نیروهای ضد انقلاب که در کوچه پس کوچه های سنندج جولان دهند و برای مردم سنندج مزاحمت ایجاد کنند.

,

 

,

یک روز خبر رسید که پادگان مریوان در محاصره نیروهای ضدانقلاب قرار دارد و نیروهای پادگان به دلیل موقعیت خاص پادگان نمی توانند از پادگان خارج شوند و با نیروهای ضد انقلاب درگیر شوند. در محل پادگان لشکر 28 سنندج و به ریاست شهید علی صیاد شیرازی جلسه ای تشکیل دادیم و مقرر شد پاسداران با فرماندهی رسول ریاحی ـ از رزمندگان اصفهان ـ، نیروهای ارتش با فرماندهی شهید صیاد شیرازی و نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد با فرماندهی شهید محمد بروجردی در قالب یک ستون نظامی و با صد دستگاه خودرو سنگین و نیمه سنگین به طرف مریوان حرکت کنند.

,

 

,

نیروهای ضد انقلاب آب و برق پادگان مریوان و خود شهر مریوان را قطع کرده بودند، تا به این روش نیروهای پادگان را تحت فشار قرار دهند و پادگان را بدون درگیری و خون ریزی تحویل بگیرند. اما نیروهای پادگان با تمام توان در برابر نیروهای ضد انقلاب ایستاده بودند.

,

 

,

در ابتدای مسیر سنندج ـ مریوان به چند کمین کوچک نیروهای ضد انقلاب برخورد کردیم که به دلیل تعدد نفرات نیروهای خودی، توانستیم کمین نیروهای ضد انقلاب را در هم بشکنیم. زمانی که به نزدیکی گردنه گاران و دره گردو رسیدیم، با نیروهای کومله درگیر شدیم.

,

 

,

پیچ های متعدد، کوه های سر به فلک کشیده و پوشش جنگلی منطقه موقعیت مناسبی را در اختیار نیروهای ضدانقلاب قرار می داد که کمین ها متعددی را برای ضربه زدن به ستون نظامی تدارک ببینند. مسیر 125 کیلومتری سنندج ـ مریوان را چهار روزه طی کردیم، تا اینکه در روز چهارم در حوالی روستای باغان و در اطراف دره گردو در کمین نیروهای ضد انقلاب گرفتار شدیم.

,

 

,

نیروهای ضد انقلاب با تمام توان در برابر پیشروی رزمندگان سپاه اسلام مقاومت می کردند و حاضر نبودند به این راحتی ها عقب نشینی کنند. ستون نظامی با استعداد 100 دستگاه خودرو سبک، سنگین و نیمه سنگین در محور زمین گیر شده بود و نیروهای حزب کومله که در ارتفاعات مستقر بودند چندین ماشین ما را مورد هدف قرار داده و به آتش کشیده بودند.

,

 

,

من و شهید داریوش چاپاری به همراه چند تن دیگر از نیروهای سازمان برای تسلط بر اوضاع خودمان را به روی بلندی های مشرف به جاده گاران رساندیم. در همین حین بی سیم من به صدا درآمد؛ رسول ریاحی پشت بی سیم بود و می گفت در کمین نیروهای ضد انقلاب گرفتار شده ایم! نیروهای کومله هر لحظه به ما نزدیکتر می شوند! ماشین جلویی و عقبی ما در آتش می سوزد و ما نمی توانیم از این مهلکه خارج شویم! اگر از ماشین ها پیاده شویم تک تیر اندازهای کومله ما را مورد هدف قرار می دهند.

,

 

,

از میان پیچ های متعدد جاده و درختان انبوه با دوربین محل زمین گیر شدن ستون را زیر نظر داشتیم. از دودی که از وسط جاده به هوا بلند شده بود احتمال دادیم که ماشین رسول ریاحی و نیروهایش در آن نقطه باشد. شهید چاپاری گفت: هوای من را داشته باشید، سعی می کنم خودم را به ماشین آن ها برسانم و آن ها را نجات دهم.

,

 

,

شهید چاپاری بلند شد و با سرعت به طرف محل درگیری دوید. در بین مسیر چندین گلوله به اطراف شهید چاپاری برخورد کرد و شهید چاپاری خودش را به درون چاله ای پرتاب کرد. نزدیک به یک ساعت خبری از شهید چاپاری نبود، من فکر می کردم شهید چاپاری به شهادت رسیده اند. به یکی از نیروهای سازمان گفتم: با احتیاط خودت را به آن چاله برسان و خبری از آقا داریوش برایمان بیاور.

,

 

,

در یک چشم به هم زدن شهید چاپاری از جایش بلند شد و هم چون برق و باد خودش را به ماشین رسول ریاحی و نیروهایش رساند و توانست مسیر را برای ماشین باز کند و ستون به حرکت خود ادامه دهد.

,

 

,

شهید شیرازی برای انجام کاری به لشکر 28 سنندج مراجعه کرده بود و در آن لحظات سخت در کنار ما حضور نداشت به محض اینکه شهید شیرازی به محل رسید خیلی سریع چند خمپاره انداز در وسط جاده کار گذاشت و ارتفاعاتی که در دست نیروهای ضد انقلاب بود را مورد هدف قرار داد. شلیک خمپاره های متعدد باعث شد نیروهای ضد انقلاب تلفات زیادی بدهند و از آن محل بگریزند.

,

 

,

با متلاشی شدن نیروهای ضد انقلاب، ستون به حرکت خود ادامه داد و ما به طرف مریوان به راه افتادیم. زمانی که به نزدیکی شهر مریوان رسیدیم به چند کمین کوچک نیروهای ضد انقلاب برخورد کردیم و با انهدام آن ها به مسیر خود ادامه دادیم، تااینکه به نزدیکی پادگان مریوان رسیدیم، نیروهای ضد انقلاب اطراف پادگان را محاصره کرده بودند. درگیری شدیدی بین ما و نیروهای ضد انقلاب در گرفت، در نهایت نیروهای ضدانقلاب با دادن تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی شدند.

,

 

,

, ,

در این تصویر شهید سعید قهاری سعید در کنار شهید علی صاید شیرازی دیده می شود

, در این تصویر شهید سعید قهاری سعید در کنار شهید علی صاید شیرازی دیده می شود,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه