نویسنده کتاب «زن کرمانی، روشنای زندگانی»:
عظمت زن کرمانی در دوران تحریر کتاب موجب خضوع من شد/بانوان جهت معرفی شخصیت زنان کرمانی به مطالعه این کتاب اقدام کنند
نویسنده کتاب « زن کرمانی، روشنای زندگانی» گفت: در دوران تحریر کتاب عظمت زن کرمانی تا جائی دیدم که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم،به بانوان توصیه می کنم که نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ، سید محمد علی گلاب زاده، نویسنده ی کتاب " زن کرمانی، روشنای زندگانی " کتابی که در آن به عظمت زن کرمانی پرداخته و سعی کرده تا نقش زن کرمان را در تاریخ و زندگی مردمان گذشته به خوبی معرفی کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,سید محمد علی گلاب زاده از سال 86 به مدت سه سال بر روی این کتاب وقت گذاشته است و در نهایت آن را به " زن کرمانی، روشنای زندگانی " نام گذارده است، چرا که به گفته ی او " فکر کردم آن زنی که من دیدم به عنوان زن کرمانی اگر زندگی روشنایی داشته از وجود او بوده است به همین دلیل اسمش را روشنای زندگانی گذاشته ام."

انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟
روزی یک مطلبی از مجد خوافی می خواندم، او کسی است که در زمان قراختاییان در کرمان و در زمانی که ترکان خاتون حاکمیت کرمان را برعهده داشته، زندگی کرده است.
مجد خوافی به عنوان مدرس این دانشگاه از خراسان به کرمان می آید.در کرمان زنی می گیرد و بعد از چند سال حضور در کرمان در یکی از کتاب هایش اظهار نظری می کند " اگر کسی زن می خواهد، کرمانی باید خواست."
این مطلب موجب شد تا فکر کنم که زن کرمانی باید ارزش هایی داشته باشد چرا که یک مرد خراسانی بعد از حضورش در کرمان و گرفتن زن کرمانی چنین از او تعریف و تمجید می کند.
فکر کردم که بهتر است تا مقاله ای در این رابطه بنویسم. دست به قلم شدم و یکسری مطالب را جمع آوری کردم اما وقتی که جلو رفتم دیدم که کار از یک مقاله، دو مقاله و ده مقاله بیرون است بنابراین نزدیک به سه سال این کار و پژوهش را انجام دادم تا به این مجموعه ختم شد البته هنوز خیلی کار دارد که دیگران می توانند این کار را انجام دهند و انشاءالله به تداوم این کار روی بیاورند تا چهره ی زن کرمانی بیشتر شناخته شود.
کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟
شاید قسمت "ورجاوندان و مشاهیر تاریخ" بیشتر وقت من را گرفت چون که بزرگان معاصر بدست آوردن اطلاعاتشان زیاد درد سر نداشت از طرق مختلف بیوگرافی افراد را به دست می آوردم و بعد تحقیق و بررسی با توجه به مدارک موجود تحریر می کردم اما بخش هایی که مربوط به دانه درشت های تاریخ کرمان مربوط می شد بیشتر وقت می برد.
در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟
بزرگی های زن کرمان و اصولا کرمانی ها . من به جرات از ترکان خاتون به عنوان یک اسطوره ی تاریخ یاد می کنم برای مثال احمد علی خان وزیری می گوید: "خدماتی که این مدبره ی کافیه ی خیره ی و... انجام داد از عهده ی هیچ پادشاهی بر نیامد".
خیلی حرف است که یک تاریخ نگار بزرگ و سرشناس کرمانی بگوید این زن کاری کرد که در طول تاریخ هیچ مردی انجام نداده است این بزرگی ها ستودنی است در کنار آن صبوری، بردباری و توانایی های زن کرمانی برای مقابله با دشواریها و تنگناهای زندگی قابل ستایش است.
اصولا زندگی کردن در کویر نوعی حماسه است و به قول باستانی پاریزی " حماسه ی کویر " یعنی ساختن با مجموعه ای که هر قدمی که در آن به پیش می رویم دو قدم به عقب بر می گردیم.
راه ، راه همواری نیست . مرد کشاورز گاهی تمام زحماتش را یک روزه و یک شبه از دست می دهد. چه شهرها داشتیم که زیر شن مدفون شده اند. بیرون کشیدن آب و کار کشاورزی کردن مثل لرستان و اردبیل نیست که از چشمه سارانش آب جاری باشد و مثل جاهای دیگر نیست که زنانشان بتوانند به راحتی زندگی کنند . زندگی کردن زن در کنار مردان کویر دشواریهایی دارد که به آن نباید بی توجه کرد.
کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟
عظمت زن کرمانی ؛ تا جائی که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم.
مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است
این ویژه ی مردان کرمانی نبوده با کمال تاسف در گذشته اصولا زن ها از سوی مردان با عنوان هایی از جمله " ضعیفه و ..." روبرو می شدند و اصلا زن جایگاهی نداشته است، برای مثال در یکی از شهرهای مشهد یکی از بزرگان وقتی زنش از روزنه به بیرون نگاه می کند چشمانش را با دست خودش از حدقه در می آورد.
که چرا از روزنی به بیرون نگاه کرده، در گذشته کمتر برای زن بهائی قائل می شدند وقتی می بینیم در چنین فضایی زنانی آگاه و فرهیخته رشد پیدا می کند، ارزشمند است.
نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟
بعضی جنبه ی احترام و بعضی جنبه ی اقتدار داشته است. می دانیم از ویژگی دختر این است که دست نخورده باشد و تا زمانی که به حجله نرفته دارای احترام و ارزش بیشتری است.
وقتی می گوئیم که قلعه دختر یعنی قلعه ای که بکر است و کسی نتوانسته با آن تجاوز کند و بقیه ی موارد نیز سعی کرده اند که برای خاطر احترامی است که به جامعه باید القا کنند.
شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟
کرمان دارای تعداد قابل توجی آثار تاریخی است .کرمان چند اثر ثبت شده ی جهانی دارد و خوب پرداختن به همه ی آن ها هزینه ی فراوانی می خواهد که متاسفانه میراث فرهنگی برایش میسر نیست.
به باور من اگر همه ی اعتبار بازسازی کل ایران را به کرمان اختصاص دهند باز هم توان بازسازی نداریم مضاف بر این که در زلزله ی 1313 بخش هایی از آن فرو ریخت و بعد با کمال تاسف زمین های اطراف آن را که همگی وقفی بودند تجاوز شده و به دیگران داده شده است.
چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟
کاری کنند که همین عظمت و بزرگی و وسعتی که در چشم تاریخ دارند حفظ شود و این به دست نمی آید مگر این که با همت و حمیت یعنی همان پشتوانه ای که زن کرمانی در طول تاریخ داشته است حال آن زمان به گونه ای دیگر و امروز به نحو دیگر.
امروز با تحصیل، تفکر، تعقل ، اندیشه، خلاقیت و نوآوری و پرهیز از بطالت جویی همه این ها راه هایی است که زنان ما را به همان طریقی می برد که زنان دیگر رفتند.
زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟
از اصالتش دور شده است، به دامان زندگی ماشینی افتاده است و متاسفانه آن فرهنگ ها دیگر در کار نیست. امروزه کمتر زن کرمانی را می توان دید که قاتق بابونه برای فرزندان خود درست کنند و یا در زمستان چنگمال درست کند تا بچه ها سرو صدایشان بلند می شود می گویند برویم پیتزا یا ساندویچ بخوریم.
در مورد دکوراسیون و پرداختن به فضاههای زندگی نیز متاسفانه از اصلمان دور شده ایم و به دنبال زندگی سمبلیک افتاده ایم مثل گل کاغذی که شکل و ظاهر دارد اما عطر و بویی ندارد.
البتهمی توان به راه گذشته که راه بسیار درستی بود قدم برداریم. چه اشکال دارد وقتی زنان بیکار می شوند همان کارهایی را انجام دهند که در گذشته زنان انجام می دادند متاسفانه روستاهای ما نیز به چنین راهی می رود و من می ترسم برای گذشتگان حرفی نداشته باشیم.
سخن آخر
من وظیفه ای داشتم و این وظیفه را به انجام رساندم اما خواهشم از زنان کرمانی این است که وقت و زمانی را به مطالعه ی کتاب اختصاص دهند .
اگر زنان کرمانی این کتاب را بخوانند و سختی هایی که زنان گذشته در طول تاریخ تحمل کرده اند و بزرگی هایی را که آفریدند ، آگاه شوند طبیعتا تاثیر گذار خواهد بود.
خواهشم این است که هر زن کرمانی در طول یک سال هم که شده این کتاب را مطالعه کند. وقتهای زیادی را در شبکه های اجتماعی، تلفن و تلویزیون می نشینیم اما چه بهتر است که روزی نیم ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهیم. نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.
متاسفانه امروزه میزان مطالعه خیلی پایین آمده و مطالعه کردن چیزی بعید به نظر می رسد. متاسفانه اگر برای مادر، پدر و یا فرزندان فرصتی هم پیش بیاید فوری موبایل و شبکه های اجتماعی زمانشان را پر خواهند کرد، بیایید کاری کنیم که رخوت مطالعه از جامعه ی ما رخت بر بندد و به گونه ای شود که مردم به راه مطالعه پیش روند.
انتهای پیام/م
سید محمد علی گلاب زاده از سال 86 به مدت سه سال بر روی این کتاب وقت گذاشته است و در نهایت آن را به " زن کرمانی، روشنای زندگانی " نام گذارده است، چرا که به گفته ی او " فکر کردم آن زنی که من دیدم به عنوان زن کرمانی اگر زندگی روشنایی داشته از وجود او بوده است به همین دلیل اسمش را روشنای زندگانی گذاشته ام."

انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟
روزی یک مطلبی از مجد خوافی می خواندم، او کسی است که در زمان قراختاییان در کرمان و در زمانی که ترکان خاتون حاکمیت کرمان را برعهده داشته، زندگی کرده است.
مجد خوافی به عنوان مدرس این دانشگاه از خراسان به کرمان می آید.در کرمان زنی می گیرد و بعد از چند سال حضور در کرمان در یکی از کتاب هایش اظهار نظری می کند " اگر کسی زن می خواهد، کرمانی باید خواست."
این مطلب موجب شد تا فکر کنم که زن کرمانی باید ارزش هایی داشته باشد چرا که یک مرد خراسانی بعد از حضورش در کرمان و گرفتن زن کرمانی چنین از او تعریف و تمجید می کند.
فکر کردم که بهتر است تا مقاله ای در این رابطه بنویسم. دست به قلم شدم و یکسری مطالب را جمع آوری کردم اما وقتی که جلو رفتم دیدم که کار از یک مقاله، دو مقاله و ده مقاله بیرون است بنابراین نزدیک به سه سال این کار و پژوهش را انجام دادم تا به این مجموعه ختم شد البته هنوز خیلی کار دارد که دیگران می توانند این کار را انجام دهند و انشاءالله به تداوم این کار روی بیاورند تا چهره ی زن کرمانی بیشتر شناخته شود.
کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟
شاید قسمت "ورجاوندان و مشاهیر تاریخ" بیشتر وقت من را گرفت چون که بزرگان معاصر بدست آوردن اطلاعاتشان زیاد درد سر نداشت از طرق مختلف بیوگرافی افراد را به دست می آوردم و بعد تحقیق و بررسی با توجه به مدارک موجود تحریر می کردم اما بخش هایی که مربوط به دانه درشت های تاریخ کرمان مربوط می شد بیشتر وقت می برد.
در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟
بزرگی های زن کرمان و اصولا کرمانی ها . من به جرات از ترکان خاتون به عنوان یک اسطوره ی تاریخ یاد می کنم برای مثال احمد علی خان وزیری می گوید: "خدماتی که این مدبره ی کافیه ی خیره ی و... انجام داد از عهده ی هیچ پادشاهی بر نیامد".
خیلی حرف است که یک تاریخ نگار بزرگ و سرشناس کرمانی بگوید این زن کاری کرد که در طول تاریخ هیچ مردی انجام نداده است این بزرگی ها ستودنی است در کنار آن صبوری، بردباری و توانایی های زن کرمانی برای مقابله با دشواریها و تنگناهای زندگی قابل ستایش است.
اصولا زندگی کردن در کویر نوعی حماسه است و به قول باستانی پاریزی " حماسه ی کویر " یعنی ساختن با مجموعه ای که هر قدمی که در آن به پیش می رویم دو قدم به عقب بر می گردیم.
راه ، راه همواری نیست . مرد کشاورز گاهی تمام زحماتش را یک روزه و یک شبه از دست می دهد. چه شهرها داشتیم که زیر شن مدفون شده اند. بیرون کشیدن آب و کار کشاورزی کردن مثل لرستان و اردبیل نیست که از چشمه سارانش آب جاری باشد و مثل جاهای دیگر نیست که زنانشان بتوانند به راحتی زندگی کنند . زندگی کردن زن در کنار مردان کویر دشواریهایی دارد که به آن نباید بی توجه کرد.
کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟
عظمت زن کرمانی ؛ تا جائی که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم.
مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است
این ویژه ی مردان کرمانی نبوده با کمال تاسف در گذشته اصولا زن ها از سوی مردان با عنوان هایی از جمله " ضعیفه و ..." روبرو می شدند و اصلا زن جایگاهی نداشته است، برای مثال در یکی از شهرهای مشهد یکی از بزرگان وقتی زنش از روزنه به بیرون نگاه می کند چشمانش را با دست خودش از حدقه در می آورد.
که چرا از روزنی به بیرون نگاه کرده، در گذشته کمتر برای زن بهائی قائل می شدند وقتی می بینیم در چنین فضایی زنانی آگاه و فرهیخته رشد پیدا می کند، ارزشمند است.
نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟
بعضی جنبه ی احترام و بعضی جنبه ی اقتدار داشته است. می دانیم از ویژگی دختر این است که دست نخورده باشد و تا زمانی که به حجله نرفته دارای احترام و ارزش بیشتری است.
وقتی می گوئیم که قلعه دختر یعنی قلعه ای که بکر است و کسی نتوانسته با آن تجاوز کند و بقیه ی موارد نیز سعی کرده اند که برای خاطر احترامی است که به جامعه باید القا کنند.
شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟
کرمان دارای تعداد قابل توجی آثار تاریخی است .کرمان چند اثر ثبت شده ی جهانی دارد و خوب پرداختن به همه ی آن ها هزینه ی فراوانی می خواهد که متاسفانه میراث فرهنگی برایش میسر نیست.
به باور من اگر همه ی اعتبار بازسازی کل ایران را به کرمان اختصاص دهند باز هم توان بازسازی نداریم مضاف بر این که در زلزله ی 1313 بخش هایی از آن فرو ریخت و بعد با کمال تاسف زمین های اطراف آن را که همگی وقفی بودند تجاوز شده و به دیگران داده شده است.
چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟
کاری کنند که همین عظمت و بزرگی و وسعتی که در چشم تاریخ دارند حفظ شود و این به دست نمی آید مگر این که با همت و حمیت یعنی همان پشتوانه ای که زن کرمانی در طول تاریخ داشته است حال آن زمان به گونه ای دیگر و امروز به نحو دیگر.
امروز با تحصیل، تفکر، تعقل ، اندیشه، خلاقیت و نوآوری و پرهیز از بطالت جویی همه این ها راه هایی است که زنان ما را به همان طریقی می برد که زنان دیگر رفتند.
زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟
از اصالتش دور شده است، به دامان زندگی ماشینی افتاده است و متاسفانه آن فرهنگ ها دیگر در کار نیست. امروزه کمتر زن کرمانی را می توان دید که قاتق بابونه برای فرزندان خود درست کنند و یا در زمستان چنگمال درست کند تا بچه ها سرو صدایشان بلند می شود می گویند برویم پیتزا یا ساندویچ بخوریم.
در مورد دکوراسیون و پرداختن به فضاههای زندگی نیز متاسفانه از اصلمان دور شده ایم و به دنبال زندگی سمبلیک افتاده ایم مثل گل کاغذی که شکل و ظاهر دارد اما عطر و بویی ندارد.
البتهمی توان به راه گذشته که راه بسیار درستی بود قدم برداریم. چه اشکال دارد وقتی زنان بیکار می شوند همان کارهایی را انجام دهند که در گذشته زنان انجام می دادند متاسفانه روستاهای ما نیز به چنین راهی می رود و من می ترسم برای گذشتگان حرفی نداشته باشیم.
سخن آخر
من وظیفه ای داشتم و این وظیفه را به انجام رساندم اما خواهشم از زنان کرمانی این است که وقت و زمانی را به مطالعه ی کتاب اختصاص دهند .
اگر زنان کرمانی این کتاب را بخوانند و سختی هایی که زنان گذشته در طول تاریخ تحمل کرده اند و بزرگی هایی را که آفریدند ، آگاه شوند طبیعتا تاثیر گذار خواهد بود.
خواهشم این است که هر زن کرمانی در طول یک سال هم که شده این کتاب را مطالعه کند. وقتهای زیادی را در شبکه های اجتماعی، تلفن و تلویزیون می نشینیم اما چه بهتر است که روزی نیم ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهیم. نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.
متاسفانه امروزه میزان مطالعه خیلی پایین آمده و مطالعه کردن چیزی بعید به نظر می رسد. متاسفانه اگر برای مادر، پدر و یا فرزندان فرصتی هم پیش بیاید فوری موبایل و شبکه های اجتماعی زمانشان را پر خواهند کرد، بیایید کاری کنیم که رخوت مطالعه از جامعه ی ما رخت بر بندد و به گونه ای شود که مردم به راه مطالعه پیش روند.
انتهای پیام/م
سید محمد علی گلاب زاده از سال 86 به مدت سه سال بر روی این کتاب وقت گذاشته است و در نهایت آن را به " زن کرمانی، روشنای زندگانی " نام گذارده است، چرا که به گفته ی او " فکر کردم آن زنی که من دیدم به عنوان زن کرمانی اگر زندگی روشنایی داشته از وجود او بوده است به همین دلیل اسمش را روشنای زندگانی گذاشته ام."

انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟
روزی یک مطلبی از مجد خوافی می خواندم، او کسی است که در زمان قراختاییان در کرمان و در زمانی که ترکان خاتون حاکمیت کرمان را برعهده داشته، زندگی کرده است.
مجد خوافی به عنوان مدرس این دانشگاه از خراسان به کرمان می آید.در کرمان زنی می گیرد و بعد از چند سال حضور در کرمان در یکی از کتاب هایش اظهار نظری می کند " اگر کسی زن می خواهد، کرمانی باید خواست."
این مطلب موجب شد تا فکر کنم که زن کرمانی باید ارزش هایی داشته باشد چرا که یک مرد خراسانی بعد از حضورش در کرمان و گرفتن زن کرمانی چنین از او تعریف و تمجید می کند.
فکر کردم که بهتر است تا مقاله ای در این رابطه بنویسم. دست به قلم شدم و یکسری مطالب را جمع آوری کردم اما وقتی که جلو رفتم دیدم که کار از یک مقاله، دو مقاله و ده مقاله بیرون است بنابراین نزدیک به سه سال این کار و پژوهش را انجام دادم تا به این مجموعه ختم شد البته هنوز خیلی کار دارد که دیگران می توانند این کار را انجام دهند و انشاءالله به تداوم این کار روی بیاورند تا چهره ی زن کرمانی بیشتر شناخته شود.
کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟
شاید قسمت "ورجاوندان و مشاهیر تاریخ" بیشتر وقت من را گرفت چون که بزرگان معاصر بدست آوردن اطلاعاتشان زیاد درد سر نداشت از طرق مختلف بیوگرافی افراد را به دست می آوردم و بعد تحقیق و بررسی با توجه به مدارک موجود تحریر می کردم اما بخش هایی که مربوط به دانه درشت های تاریخ کرمان مربوط می شد بیشتر وقت می برد.
در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟
بزرگی های زن کرمان و اصولا کرمانی ها . من به جرات از ترکان خاتون به عنوان یک اسطوره ی تاریخ یاد می کنم برای مثال احمد علی خان وزیری می گوید: "خدماتی که این مدبره ی کافیه ی خیره ی و... انجام داد از عهده ی هیچ پادشاهی بر نیامد".
خیلی حرف است که یک تاریخ نگار بزرگ و سرشناس کرمانی بگوید این زن کاری کرد که در طول تاریخ هیچ مردی انجام نداده است این بزرگی ها ستودنی است در کنار آن صبوری، بردباری و توانایی های زن کرمانی برای مقابله با دشواریها و تنگناهای زندگی قابل ستایش است.
اصولا زندگی کردن در کویر نوعی حماسه است و به قول باستانی پاریزی " حماسه ی کویر " یعنی ساختن با مجموعه ای که هر قدمی که در آن به پیش می رویم دو قدم به عقب بر می گردیم.
راه ، راه همواری نیست . مرد کشاورز گاهی تمام زحماتش را یک روزه و یک شبه از دست می دهد. چه شهرها داشتیم که زیر شن مدفون شده اند. بیرون کشیدن آب و کار کشاورزی کردن مثل لرستان و اردبیل نیست که از چشمه سارانش آب جاری باشد و مثل جاهای دیگر نیست که زنانشان بتوانند به راحتی زندگی کنند . زندگی کردن زن در کنار مردان کویر دشواریهایی دارد که به آن نباید بی توجه کرد.
کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟
عظمت زن کرمانی ؛ تا جائی که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم.
مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است
این ویژه ی مردان کرمانی نبوده با کمال تاسف در گذشته اصولا زن ها از سوی مردان با عنوان هایی از جمله " ضعیفه و ..." روبرو می شدند و اصلا زن جایگاهی نداشته است، برای مثال در یکی از شهرهای مشهد یکی از بزرگان وقتی زنش از روزنه به بیرون نگاه می کند چشمانش را با دست خودش از حدقه در می آورد.
که چرا از روزنی به بیرون نگاه کرده، در گذشته کمتر برای زن بهائی قائل می شدند وقتی می بینیم در چنین فضایی زنانی آگاه و فرهیخته رشد پیدا می کند، ارزشمند است.
نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟
بعضی جنبه ی احترام و بعضی جنبه ی اقتدار داشته است. می دانیم از ویژگی دختر این است که دست نخورده باشد و تا زمانی که به حجله نرفته دارای احترام و ارزش بیشتری است.
وقتی می گوئیم که قلعه دختر یعنی قلعه ای که بکر است و کسی نتوانسته با آن تجاوز کند و بقیه ی موارد نیز سعی کرده اند که برای خاطر احترامی است که به جامعه باید القا کنند.
شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟
کرمان دارای تعداد قابل توجی آثار تاریخی است .کرمان چند اثر ثبت شده ی جهانی دارد و خوب پرداختن به همه ی آن ها هزینه ی فراوانی می خواهد که متاسفانه میراث فرهنگی برایش میسر نیست.
به باور من اگر همه ی اعتبار بازسازی کل ایران را به کرمان اختصاص دهند باز هم توان بازسازی نداریم مضاف بر این که در زلزله ی 1313 بخش هایی از آن فرو ریخت و بعد با کمال تاسف زمین های اطراف آن را که همگی وقفی بودند تجاوز شده و به دیگران داده شده است.
چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟
کاری کنند که همین عظمت و بزرگی و وسعتی که در چشم تاریخ دارند حفظ شود و این به دست نمی آید مگر این که با همت و حمیت یعنی همان پشتوانه ای که زن کرمانی در طول تاریخ داشته است حال آن زمان به گونه ای دیگر و امروز به نحو دیگر.
امروز با تحصیل، تفکر، تعقل ، اندیشه، خلاقیت و نوآوری و پرهیز از بطالت جویی همه این ها راه هایی است که زنان ما را به همان طریقی می برد که زنان دیگر رفتند.
زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟
از اصالتش دور شده است، به دامان زندگی ماشینی افتاده است و متاسفانه آن فرهنگ ها دیگر در کار نیست. امروزه کمتر زن کرمانی را می توان دید که قاتق بابونه برای فرزندان خود درست کنند و یا در زمستان چنگمال درست کند تا بچه ها سرو صدایشان بلند می شود می گویند برویم پیتزا یا ساندویچ بخوریم.
در مورد دکوراسیون و پرداختن به فضاههای زندگی نیز متاسفانه از اصلمان دور شده ایم و به دنبال زندگی سمبلیک افتاده ایم مثل گل کاغذی که شکل و ظاهر دارد اما عطر و بویی ندارد.
البتهمی توان به راه گذشته که راه بسیار درستی بود قدم برداریم. چه اشکال دارد وقتی زنان بیکار می شوند همان کارهایی را انجام دهند که در گذشته زنان انجام می دادند متاسفانه روستاهای ما نیز به چنین راهی می رود و من می ترسم برای گذشتگان حرفی نداشته باشیم.
سخن آخر
من وظیفه ای داشتم و این وظیفه را به انجام رساندم اما خواهشم از زنان کرمانی این است که وقت و زمانی را به مطالعه ی کتاب اختصاص دهند .
اگر زنان کرمانی این کتاب را بخوانند و سختی هایی که زنان گذشته در طول تاریخ تحمل کرده اند و بزرگی هایی را که آفریدند ، آگاه شوند طبیعتا تاثیر گذار خواهد بود.
خواهشم این است که هر زن کرمانی در طول یک سال هم که شده این کتاب را مطالعه کند. وقتهای زیادی را در شبکه های اجتماعی، تلفن و تلویزیون می نشینیم اما چه بهتر است که روزی نیم ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهیم. نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.
متاسفانه امروزه میزان مطالعه خیلی پایین آمده و مطالعه کردن چیزی بعید به نظر می رسد. متاسفانه اگر برای مادر، پدر و یا فرزندان فرصتی هم پیش بیاید فوری موبایل و شبکه های اجتماعی زمانشان را پر خواهند کرد، بیایید کاری کنیم که رخوت مطالعه از جامعه ی ما رخت بر بندد و به گونه ای شود که مردم به راه مطالعه پیش روند.
انتهای پیام/م
سید محمد علی گلاب زاده از سال 86 به مدت سه سال بر روی این کتاب وقت گذاشته است و در نهایت آن را به " زن کرمانی، روشنای زندگانی " نام گذارده است، چرا که به گفته ی او " فکر کردم آن زنی که من دیدم به عنوان زن کرمانی اگر زندگی روشنایی داشته از وجود او بوده است به همین دلیل اسمش را روشنای زندگانی گذاشته ام."

انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟
روزی یک مطلبی از مجد خوافی می خواندم، او کسی است که در زمان قراختاییان در کرمان و در زمانی که ترکان خاتون حاکمیت کرمان را برعهده داشته، زندگی کرده است.
مجد خوافی به عنوان مدرس این دانشگاه از خراسان به کرمان می آید.در کرمان زنی می گیرد و بعد از چند سال حضور در کرمان در یکی از کتاب هایش اظهار نظری می کند " اگر کسی زن می خواهد، کرمانی باید خواست."
این مطلب موجب شد تا فکر کنم که زن کرمانی باید ارزش هایی داشته باشد چرا که یک مرد خراسانی بعد از حضورش در کرمان و گرفتن زن کرمانی چنین از او تعریف و تمجید می کند.
فکر کردم که بهتر است تا مقاله ای در این رابطه بنویسم. دست به قلم شدم و یکسری مطالب را جمع آوری کردم اما وقتی که جلو رفتم دیدم که کار از یک مقاله، دو مقاله و ده مقاله بیرون است بنابراین نزدیک به سه سال این کار و پژوهش را انجام دادم تا به این مجموعه ختم شد البته هنوز خیلی کار دارد که دیگران می توانند این کار را انجام دهند و انشاءالله به تداوم این کار روی بیاورند تا چهره ی زن کرمانی بیشتر شناخته شود.
کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟
شاید قسمت "ورجاوندان و مشاهیر تاریخ" بیشتر وقت من را گرفت چون که بزرگان معاصر بدست آوردن اطلاعاتشان زیاد درد سر نداشت از طرق مختلف بیوگرافی افراد را به دست می آوردم و بعد تحقیق و بررسی با توجه به مدارک موجود تحریر می کردم اما بخش هایی که مربوط به دانه درشت های تاریخ کرمان مربوط می شد بیشتر وقت می برد.
در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟
بزرگی های زن کرمان و اصولا کرمانی ها . من به جرات از ترکان خاتون به عنوان یک اسطوره ی تاریخ یاد می کنم برای مثال احمد علی خان وزیری می گوید: "خدماتی که این مدبره ی کافیه ی خیره ی و... انجام داد از عهده ی هیچ پادشاهی بر نیامد".
خیلی حرف است که یک تاریخ نگار بزرگ و سرشناس کرمانی بگوید این زن کاری کرد که در طول تاریخ هیچ مردی انجام نداده است این بزرگی ها ستودنی است در کنار آن صبوری، بردباری و توانایی های زن کرمانی برای مقابله با دشواریها و تنگناهای زندگی قابل ستایش است.
اصولا زندگی کردن در کویر نوعی حماسه است و به قول باستانی پاریزی " حماسه ی کویر " یعنی ساختن با مجموعه ای که هر قدمی که در آن به پیش می رویم دو قدم به عقب بر می گردیم.
راه ، راه همواری نیست . مرد کشاورز گاهی تمام زحماتش را یک روزه و یک شبه از دست می دهد. چه شهرها داشتیم که زیر شن مدفون شده اند. بیرون کشیدن آب و کار کشاورزی کردن مثل لرستان و اردبیل نیست که از چشمه سارانش آب جاری باشد و مثل جاهای دیگر نیست که زنانشان بتوانند به راحتی زندگی کنند . زندگی کردن زن در کنار مردان کویر دشواریهایی دارد که به آن نباید بی توجه کرد.
کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟
عظمت زن کرمانی ؛ تا جائی که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم.
مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است
این ویژه ی مردان کرمانی نبوده با کمال تاسف در گذشته اصولا زن ها از سوی مردان با عنوان هایی از جمله " ضعیفه و ..." روبرو می شدند و اصلا زن جایگاهی نداشته است، برای مثال در یکی از شهرهای مشهد یکی از بزرگان وقتی زنش از روزنه به بیرون نگاه می کند چشمانش را با دست خودش از حدقه در می آورد.
که چرا از روزنی به بیرون نگاه کرده، در گذشته کمتر برای زن بهائی قائل می شدند وقتی می بینیم در چنین فضایی زنانی آگاه و فرهیخته رشد پیدا می کند، ارزشمند است.
نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟
بعضی جنبه ی احترام و بعضی جنبه ی اقتدار داشته است. می دانیم از ویژگی دختر این است که دست نخورده باشد و تا زمانی که به حجله نرفته دارای احترام و ارزش بیشتری است.
وقتی می گوئیم که قلعه دختر یعنی قلعه ای که بکر است و کسی نتوانسته با آن تجاوز کند و بقیه ی موارد نیز سعی کرده اند که برای خاطر احترامی است که به جامعه باید القا کنند.
شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟
کرمان دارای تعداد قابل توجی آثار تاریخی است .کرمان چند اثر ثبت شده ی جهانی دارد و خوب پرداختن به همه ی آن ها هزینه ی فراوانی می خواهد که متاسفانه میراث فرهنگی برایش میسر نیست.
به باور من اگر همه ی اعتبار بازسازی کل ایران را به کرمان اختصاص دهند باز هم توان بازسازی نداریم مضاف بر این که در زلزله ی 1313 بخش هایی از آن فرو ریخت و بعد با کمال تاسف زمین های اطراف آن را که همگی وقفی بودند تجاوز شده و به دیگران داده شده است.
چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟
کاری کنند که همین عظمت و بزرگی و وسعتی که در چشم تاریخ دارند حفظ شود و این به دست نمی آید مگر این که با همت و حمیت یعنی همان پشتوانه ای که زن کرمانی در طول تاریخ داشته است حال آن زمان به گونه ای دیگر و امروز به نحو دیگر.
امروز با تحصیل، تفکر، تعقل ، اندیشه، خلاقیت و نوآوری و پرهیز از بطالت جویی همه این ها راه هایی است که زنان ما را به همان طریقی می برد که زنان دیگر رفتند.
زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟
از اصالتش دور شده است، به دامان زندگی ماشینی افتاده است و متاسفانه آن فرهنگ ها دیگر در کار نیست. امروزه کمتر زن کرمانی را می توان دید که قاتق بابونه برای فرزندان خود درست کنند و یا در زمستان چنگمال درست کند تا بچه ها سرو صدایشان بلند می شود می گویند برویم پیتزا یا ساندویچ بخوریم.
در مورد دکوراسیون و پرداختن به فضاههای زندگی نیز متاسفانه از اصلمان دور شده ایم و به دنبال زندگی سمبلیک افتاده ایم مثل گل کاغذی که شکل و ظاهر دارد اما عطر و بویی ندارد.
البتهمی توان به راه گذشته که راه بسیار درستی بود قدم برداریم. چه اشکال دارد وقتی زنان بیکار می شوند همان کارهایی را انجام دهند که در گذشته زنان انجام می دادند متاسفانه روستاهای ما نیز به چنین راهی می رود و من می ترسم برای گذشتگان حرفی نداشته باشیم.
سخن آخر
من وظیفه ای داشتم و این وظیفه را به انجام رساندم اما خواهشم از زنان کرمانی این است که وقت و زمانی را به مطالعه ی کتاب اختصاص دهند .
اگر زنان کرمانی این کتاب را بخوانند و سختی هایی که زنان گذشته در طول تاریخ تحمل کرده اند و بزرگی هایی را که آفریدند ، آگاه شوند طبیعتا تاثیر گذار خواهد بود.
خواهشم این است که هر زن کرمانی در طول یک سال هم که شده این کتاب را مطالعه کند. وقتهای زیادی را در شبکه های اجتماعی، تلفن و تلویزیون می نشینیم اما چه بهتر است که روزی نیم ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهیم. نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.
متاسفانه امروزه میزان مطالعه خیلی پایین آمده و مطالعه کردن چیزی بعید به نظر می رسد. متاسفانه اگر برای مادر، پدر و یا فرزندان فرصتی هم پیش بیاید فوری موبایل و شبکه های اجتماعی زمانشان را پر خواهند کرد، بیایید کاری کنیم که رخوت مطالعه از جامعه ی ما رخت بر بندد و به گونه ای شود که مردم به راه مطالعه پیش روند.
انتهای پیام/م
سید محمد علی گلاب زاده از سال 86 به مدت سه سال بر روی این کتاب وقت گذاشته است و در نهایت آن را به " زن کرمانی، روشنای زندگانی " نام گذارده است، چرا که به گفته ی او " فکر کردم آن زنی که من دیدم به عنوان زن کرمانی اگر زندگی روشنایی داشته از وجود او بوده است به همین دلیل اسمش را روشنای زندگانی گذاشته ام."

انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟
روزی یک مطلبی از مجد خوافی می خواندم، او کسی است که در زمان قراختاییان در کرمان و در زمانی که ترکان خاتون حاکمیت کرمان را برعهده داشته، زندگی کرده است.
مجد خوافی به عنوان مدرس این دانشگاه از خراسان به کرمان می آید.در کرمان زنی می گیرد و بعد از چند سال حضور در کرمان در یکی از کتاب هایش اظهار نظری می کند " اگر کسی زن می خواهد، کرمانی باید خواست."
این مطلب موجب شد تا فکر کنم که زن کرمانی باید ارزش هایی داشته باشد چرا که یک مرد خراسانی بعد از حضورش در کرمان و گرفتن زن کرمانی چنین از او تعریف و تمجید می کند.
فکر کردم که بهتر است تا مقاله ای در این رابطه بنویسم. دست به قلم شدم و یکسری مطالب را جمع آوری کردم اما وقتی که جلو رفتم دیدم که کار از یک مقاله، دو مقاله و ده مقاله بیرون است بنابراین نزدیک به سه سال این کار و پژوهش را انجام دادم تا به این مجموعه ختم شد البته هنوز خیلی کار دارد که دیگران می توانند این کار را انجام دهند و انشاءالله به تداوم این کار روی بیاورند تا چهره ی زن کرمانی بیشتر شناخته شود.
کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟
شاید قسمت "ورجاوندان و مشاهیر تاریخ" بیشتر وقت من را گرفت چون که بزرگان معاصر بدست آوردن اطلاعاتشان زیاد درد سر نداشت از طرق مختلف بیوگرافی افراد را به دست می آوردم و بعد تحقیق و بررسی با توجه به مدارک موجود تحریر می کردم اما بخش هایی که مربوط به دانه درشت های تاریخ کرمان مربوط می شد بیشتر وقت می برد.
در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟
بزرگی های زن کرمان و اصولا کرمانی ها . من به جرات از ترکان خاتون به عنوان یک اسطوره ی تاریخ یاد می کنم برای مثال احمد علی خان وزیری می گوید: "خدماتی که این مدبره ی کافیه ی خیره ی و... انجام داد از عهده ی هیچ پادشاهی بر نیامد".
خیلی حرف است که یک تاریخ نگار بزرگ و سرشناس کرمانی بگوید این زن کاری کرد که در طول تاریخ هیچ مردی انجام نداده است این بزرگی ها ستودنی است در کنار آن صبوری، بردباری و توانایی های زن کرمانی برای مقابله با دشواریها و تنگناهای زندگی قابل ستایش است.
اصولا زندگی کردن در کویر نوعی حماسه است و به قول باستانی پاریزی " حماسه ی کویر " یعنی ساختن با مجموعه ای که هر قدمی که در آن به پیش می رویم دو قدم به عقب بر می گردیم.
راه ، راه همواری نیست . مرد کشاورز گاهی تمام زحماتش را یک روزه و یک شبه از دست می دهد. چه شهرها داشتیم که زیر شن مدفون شده اند. بیرون کشیدن آب و کار کشاورزی کردن مثل لرستان و اردبیل نیست که از چشمه سارانش آب جاری باشد و مثل جاهای دیگر نیست که زنانشان بتوانند به راحتی زندگی کنند . زندگی کردن زن در کنار مردان کویر دشواریهایی دارد که به آن نباید بی توجه کرد.
کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟
عظمت زن کرمانی ؛ تا جائی که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم.
مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است
این ویژه ی مردان کرمانی نبوده با کمال تاسف در گذشته اصولا زن ها از سوی مردان با عنوان هایی از جمله " ضعیفه و ..." روبرو می شدند و اصلا زن جایگاهی نداشته است، برای مثال در یکی از شهرهای مشهد یکی از بزرگان وقتی زنش از روزنه به بیرون نگاه می کند چشمانش را با دست خودش از حدقه در می آورد.
که چرا از روزنی به بیرون نگاه کرده، در گذشته کمتر برای زن بهائی قائل می شدند وقتی می بینیم در چنین فضایی زنانی آگاه و فرهیخته رشد پیدا می کند، ارزشمند است.
نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟
بعضی جنبه ی احترام و بعضی جنبه ی اقتدار داشته است. می دانیم از ویژگی دختر این است که دست نخورده باشد و تا زمانی که به حجله نرفته دارای احترام و ارزش بیشتری است.
وقتی می گوئیم که قلعه دختر یعنی قلعه ای که بکر است و کسی نتوانسته با آن تجاوز کند و بقیه ی موارد نیز سعی کرده اند که برای خاطر احترامی است که به جامعه باید القا کنند.
شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟
کرمان دارای تعداد قابل توجی آثار تاریخی است .کرمان چند اثر ثبت شده ی جهانی دارد و خوب پرداختن به همه ی آن ها هزینه ی فراوانی می خواهد که متاسفانه میراث فرهنگی برایش میسر نیست.
به باور من اگر همه ی اعتبار بازسازی کل ایران را به کرمان اختصاص دهند باز هم توان بازسازی نداریم مضاف بر این که در زلزله ی 1313 بخش هایی از آن فرو ریخت و بعد با کمال تاسف زمین های اطراف آن را که همگی وقفی بودند تجاوز شده و به دیگران داده شده است.
چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟
کاری کنند که همین عظمت و بزرگی و وسعتی که در چشم تاریخ دارند حفظ شود و این به دست نمی آید مگر این که با همت و حمیت یعنی همان پشتوانه ای که زن کرمانی در طول تاریخ داشته است حال آن زمان به گونه ای دیگر و امروز به نحو دیگر.
امروز با تحصیل، تفکر، تعقل ، اندیشه، خلاقیت و نوآوری و پرهیز از بطالت جویی همه این ها راه هایی است که زنان ما را به همان طریقی می برد که زنان دیگر رفتند.
زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟
از اصالتش دور شده است، به دامان زندگی ماشینی افتاده است و متاسفانه آن فرهنگ ها دیگر در کار نیست. امروزه کمتر زن کرمانی را می توان دید که قاتق بابونه برای فرزندان خود درست کنند و یا در زمستان چنگمال درست کند تا بچه ها سرو صدایشان بلند می شود می گویند برویم پیتزا یا ساندویچ بخوریم.
در مورد دکوراسیون و پرداختن به فضاههای زندگی نیز متاسفانه از اصلمان دور شده ایم و به دنبال زندگی سمبلیک افتاده ایم مثل گل کاغذی که شکل و ظاهر دارد اما عطر و بویی ندارد.
البتهمی توان به راه گذشته که راه بسیار درستی بود قدم برداریم. چه اشکال دارد وقتی زنان بیکار می شوند همان کارهایی را انجام دهند که در گذشته زنان انجام می دادند متاسفانه روستاهای ما نیز به چنین راهی می رود و من می ترسم برای گذشتگان حرفی نداشته باشیم.
سخن آخر
من وظیفه ای داشتم و این وظیفه را به انجام رساندم اما خواهشم از زنان کرمانی این است که وقت و زمانی را به مطالعه ی کتاب اختصاص دهند .
اگر زنان کرمانی این کتاب را بخوانند و سختی هایی که زنان گذشته در طول تاریخ تحمل کرده اند و بزرگی هایی را که آفریدند ، آگاه شوند طبیعتا تاثیر گذار خواهد بود.
خواهشم این است که هر زن کرمانی در طول یک سال هم که شده این کتاب را مطالعه کند. وقتهای زیادی را در شبکه های اجتماعی، تلفن و تلویزیون می نشینیم اما چه بهتر است که روزی نیم ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهیم. نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.
متاسفانه امروزه میزان مطالعه خیلی پایین آمده و مطالعه کردن چیزی بعید به نظر می رسد. متاسفانه اگر برای مادر، پدر و یا فرزندان فرصتی هم پیش بیاید فوری موبایل و شبکه های اجتماعی زمانشان را پر خواهند کرد، بیایید کاری کنیم که رخوت مطالعه از جامعه ی ما رخت بر بندد و به گونه ای شود که مردم به راه مطالعه پیش روند.
انتهای پیام/م
سید محمد علی گلاب زاده از سال 86 به مدت سه سال بر روی این کتاب وقت گذاشته است و در نهایت آن را به " زن کرمانی، روشنای زندگانی " نام گذارده است، چرا که به گفته ی او " فکر کردم آن زنی که من دیدم به عنوان زن کرمانی اگر زندگی روشنایی داشته از وجود او بوده است به همین دلیل اسمش را روشنای زندگانی گذاشته ام."

انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟
روزی یک مطلبی از مجد خوافی می خواندم، او کسی است که در زمان قراختاییان در کرمان و در زمانی که ترکان خاتون حاکمیت کرمان را برعهده داشته، زندگی کرده است.
مجد خوافی به عنوان مدرس این دانشگاه از خراسان به کرمان می آید.در کرمان زنی می گیرد و بعد از چند سال حضور در کرمان در یکی از کتاب هایش اظهار نظری می کند " اگر کسی زن می خواهد، کرمانی باید خواست."
این مطلب موجب شد تا فکر کنم که زن کرمانی باید ارزش هایی داشته باشد چرا که یک مرد خراسانی بعد از حضورش در کرمان و گرفتن زن کرمانی چنین از او تعریف و تمجید می کند.
فکر کردم که بهتر است تا مقاله ای در این رابطه بنویسم. دست به قلم شدم و یکسری مطالب را جمع آوری کردم اما وقتی که جلو رفتم دیدم که کار از یک مقاله، دو مقاله و ده مقاله بیرون است بنابراین نزدیک به سه سال این کار و پژوهش را انجام دادم تا به این مجموعه ختم شد البته هنوز خیلی کار دارد که دیگران می توانند این کار را انجام دهند و انشاءالله به تداوم این کار روی بیاورند تا چهره ی زن کرمانی بیشتر شناخته شود.
کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟
شاید قسمت "ورجاوندان و مشاهیر تاریخ" بیشتر وقت من را گرفت چون که بزرگان معاصر بدست آوردن اطلاعاتشان زیاد درد سر نداشت از طرق مختلف بیوگرافی افراد را به دست می آوردم و بعد تحقیق و بررسی با توجه به مدارک موجود تحریر می کردم اما بخش هایی که مربوط به دانه درشت های تاریخ کرمان مربوط می شد بیشتر وقت می برد.
در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟
بزرگی های زن کرمان و اصولا کرمانی ها . من به جرات از ترکان خاتون به عنوان یک اسطوره ی تاریخ یاد می کنم برای مثال احمد علی خان وزیری می گوید: "خدماتی که این مدبره ی کافیه ی خیره ی و... انجام داد از عهده ی هیچ پادشاهی بر نیامد".
خیلی حرف است که یک تاریخ نگار بزرگ و سرشناس کرمانی بگوید این زن کاری کرد که در طول تاریخ هیچ مردی انجام نداده است این بزرگی ها ستودنی است در کنار آن صبوری، بردباری و توانایی های زن کرمانی برای مقابله با دشواریها و تنگناهای زندگی قابل ستایش است.
اصولا زندگی کردن در کویر نوعی حماسه است و به قول باستانی پاریزی " حماسه ی کویر " یعنی ساختن با مجموعه ای که هر قدمی که در آن به پیش می رویم دو قدم به عقب بر می گردیم.
راه ، راه همواری نیست . مرد کشاورز گاهی تمام زحماتش را یک روزه و یک شبه از دست می دهد. چه شهرها داشتیم که زیر شن مدفون شده اند. بیرون کشیدن آب و کار کشاورزی کردن مثل لرستان و اردبیل نیست که از چشمه سارانش آب جاری باشد و مثل جاهای دیگر نیست که زنانشان بتوانند به راحتی زندگی کنند . زندگی کردن زن در کنار مردان کویر دشواریهایی دارد که به آن نباید بی توجه کرد.
کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟
عظمت زن کرمانی ؛ تا جائی که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم.
مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است
این ویژه ی مردان کرمانی نبوده با کمال تاسف در گذشته اصولا زن ها از سوی مردان با عنوان هایی از جمله " ضعیفه و ..." روبرو می شدند و اصلا زن جایگاهی نداشته است، برای مثال در یکی از شهرهای مشهد یکی از بزرگان وقتی زنش از روزنه به بیرون نگاه می کند چشمانش را با دست خودش از حدقه در می آورد.
که چرا از روزنی به بیرون نگاه کرده، در گذشته کمتر برای زن بهائی قائل می شدند وقتی می بینیم در چنین فضایی زنانی آگاه و فرهیخته رشد پیدا می کند، ارزشمند است.
نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟
بعضی جنبه ی احترام و بعضی جنبه ی اقتدار داشته است. می دانیم از ویژگی دختر این است که دست نخورده باشد و تا زمانی که به حجله نرفته دارای احترام و ارزش بیشتری است.
وقتی می گوئیم که قلعه دختر یعنی قلعه ای که بکر است و کسی نتوانسته با آن تجاوز کند و بقیه ی موارد نیز سعی کرده اند که برای خاطر احترامی است که به جامعه باید القا کنند.
شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟
کرمان دارای تعداد قابل توجی آثار تاریخی است .کرمان چند اثر ثبت شده ی جهانی دارد و خوب پرداختن به همه ی آن ها هزینه ی فراوانی می خواهد که متاسفانه میراث فرهنگی برایش میسر نیست.
به باور من اگر همه ی اعتبار بازسازی کل ایران را به کرمان اختصاص دهند باز هم توان بازسازی نداریم مضاف بر این که در زلزله ی 1313 بخش هایی از آن فرو ریخت و بعد با کمال تاسف زمین های اطراف آن را که همگی وقفی بودند تجاوز شده و به دیگران داده شده است.
چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟
کاری کنند که همین عظمت و بزرگی و وسعتی که در چشم تاریخ دارند حفظ شود و این به دست نمی آید مگر این که با همت و حمیت یعنی همان پشتوانه ای که زن کرمانی در طول تاریخ داشته است حال آن زمان به گونه ای دیگر و امروز به نحو دیگر.
امروز با تحصیل، تفکر، تعقل ، اندیشه، خلاقیت و نوآوری و پرهیز از بطالت جویی همه این ها راه هایی است که زنان ما را به همان طریقی می برد که زنان دیگر رفتند.
زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟
از اصالتش دور شده است، به دامان زندگی ماشینی افتاده است و متاسفانه آن فرهنگ ها دیگر در کار نیست. امروزه کمتر زن کرمانی را می توان دید که قاتق بابونه برای فرزندان خود درست کنند و یا در زمستان چنگمال درست کند تا بچه ها سرو صدایشان بلند می شود می گویند برویم پیتزا یا ساندویچ بخوریم.
در مورد دکوراسیون و پرداختن به فضاههای زندگی نیز متاسفانه از اصلمان دور شده ایم و به دنبال زندگی سمبلیک افتاده ایم مثل گل کاغذی که شکل و ظاهر دارد اما عطر و بویی ندارد.
البتهمی توان به راه گذشته که راه بسیار درستی بود قدم برداریم. چه اشکال دارد وقتی زنان بیکار می شوند همان کارهایی را انجام دهند که در گذشته زنان انجام می دادند متاسفانه روستاهای ما نیز به چنین راهی می رود و من می ترسم برای گذشتگان حرفی نداشته باشیم.
سخن آخر
من وظیفه ای داشتم و این وظیفه را به انجام رساندم اما خواهشم از زنان کرمانی این است که وقت و زمانی را به مطالعه ی کتاب اختصاص دهند .
اگر زنان کرمانی این کتاب را بخوانند و سختی هایی که زنان گذشته در طول تاریخ تحمل کرده اند و بزرگی هایی را که آفریدند ، آگاه شوند طبیعتا تاثیر گذار خواهد بود.
خواهشم این است که هر زن کرمانی در طول یک سال هم که شده این کتاب را مطالعه کند. وقتهای زیادی را در شبکه های اجتماعی، تلفن و تلویزیون می نشینیم اما چه بهتر است که روزی نیم ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهیم. نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.
متاسفانه امروزه میزان مطالعه خیلی پایین آمده و مطالعه کردن چیزی بعید به نظر می رسد. متاسفانه اگر برای مادر، پدر و یا فرزندان فرصتی هم پیش بیاید فوری موبایل و شبکه های اجتماعی زمانشان را پر خواهند کرد، بیایید کاری کنیم که رخوت مطالعه از جامعه ی ما رخت بر بندد و به گونه ای شود که مردم به راه مطالعه پیش روند.
انتهای پیام/م
سید محمد علی گلاب زاده از سال 86 به مدت سه سال بر روی این کتاب وقت گذاشته است و در نهایت آن را به " زن کرمانی، روشنای زندگانی " نام گذارده است، چرا که به گفته ی او " فکر کردم آن زنی که من دیدم به عنوان زن کرمانی اگر زندگی روشنایی داشته از وجود او بوده است به همین دلیل اسمش را روشنای زندگانی گذاشته ام."
,

, ,
انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟
, انگیزه ی شما برای نوشتن کتابی در خصوص زنان کرمانی چه بوده است؟,,
روزی یک مطلبی از مجد خوافی می خواندم، او کسی است که در زمان قراختاییان در کرمان و در زمانی که ترکان خاتون حاکمیت کرمان را برعهده داشته، زندگی کرده است.
,,
مجد خوافی به عنوان مدرس این دانشگاه از خراسان به کرمان می آید.در کرمان زنی می گیرد و بعد از چند سال حضور در کرمان در یکی از کتاب هایش اظهار نظری می کند " اگر کسی زن می خواهد، کرمانی باید خواست."
,این مطلب موجب شد تا فکر کنم که زن کرمانی باید ارزش هایی داشته باشد چرا که یک مرد خراسانی بعد از حضورش در کرمان و گرفتن زن کرمانی چنین از او تعریف و تمجید می کند.
,,
فکر کردم که بهتر است تا مقاله ای در این رابطه بنویسم. دست به قلم شدم و یکسری مطالب را جمع آوری کردم اما وقتی که جلو رفتم دیدم که کار از یک مقاله، دو مقاله و ده مقاله بیرون است بنابراین نزدیک به سه سال این کار و پژوهش را انجام دادم تا به این مجموعه ختم شد البته هنوز خیلی کار دارد که دیگران می توانند این کار را انجام دهند و انشاءالله به تداوم این کار روی بیاورند تا چهره ی زن کرمانی بیشتر شناخته شود.
,,
کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟
, کدام قسمت از کتاب وقت بیشتری از شما گرفت و تلاش بیشتری داشتید؟,,
شاید قسمت "ورجاوندان و مشاهیر تاریخ" بیشتر وقت من را گرفت چون که بزرگان معاصر بدست آوردن اطلاعاتشان زیاد درد سر نداشت از طرق مختلف بیوگرافی افراد را به دست می آوردم و بعد تحقیق و بررسی با توجه به مدارک موجود تحریر می کردم اما بخش هایی که مربوط به دانه درشت های تاریخ کرمان مربوط می شد بیشتر وقت می برد.
,,
در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟
, در طول این سه سال که راجع به بانوان کرمانی تحقیق داشتید چه خصوصیتی از آنان را بارز و ارزشمند می دانید؟,,
بزرگی های زن کرمان و اصولا کرمانی ها . من به جرات از ترکان خاتون به عنوان یک اسطوره ی تاریخ یاد می کنم برای مثال احمد علی خان وزیری می گوید: "خدماتی که این مدبره ی کافیه ی خیره ی و... انجام داد از عهده ی هیچ پادشاهی بر نیامد".
,,
خیلی حرف است که یک تاریخ نگار بزرگ و سرشناس کرمانی بگوید این زن کاری کرد که در طول تاریخ هیچ مردی انجام نداده است این بزرگی ها ستودنی است در کنار آن صبوری، بردباری و توانایی های زن کرمانی برای مقابله با دشواریها و تنگناهای زندگی قابل ستایش است.
,,
اصولا زندگی کردن در کویر نوعی حماسه است و به قول باستانی پاریزی " حماسه ی کویر " یعنی ساختن با مجموعه ای که هر قدمی که در آن به پیش می رویم دو قدم به عقب بر می گردیم.
,,
راه ، راه همواری نیست . مرد کشاورز گاهی تمام زحماتش را یک روزه و یک شبه از دست می دهد. چه شهرها داشتیم که زیر شن مدفون شده اند. بیرون کشیدن آب و کار کشاورزی کردن مثل لرستان و اردبیل نیست که از چشمه سارانش آب جاری باشد و مثل جاهای دیگر نیست که زنانشان بتوانند به راحتی زندگی کنند . زندگی کردن زن در کنار مردان کویر دشواریهایی دارد که به آن نباید بی توجه کرد.
,,
کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟
, کدام قسمت از کتاب توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟,,
عظمت زن کرمانی ؛ تا جائی که من گاهی به عنوان یک مرد کرمانی در برابر این همه بزرگی از زن کرمانی احساس خضوع می کردم.
,,
مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است
, مرد کرمانی آیا به زن ارزش و بها داده است,,
این ویژه ی مردان کرمانی نبوده با کمال تاسف در گذشته اصولا زن ها از سوی مردان با عنوان هایی از جمله " ضعیفه و ..." روبرو می شدند و اصلا زن جایگاهی نداشته است، برای مثال در یکی از شهرهای مشهد یکی از بزرگان وقتی زنش از روزنه به بیرون نگاه می کند چشمانش را با دست خودش از حدقه در می آورد.
,,
که چرا از روزنی به بیرون نگاه کرده، در گذشته کمتر برای زن بهائی قائل می شدند وقتی می بینیم در چنین فضایی زنانی آگاه و فرهیخته رشد پیدا می کند، ارزشمند است.
,,
نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟
, نام گذاری بناهایی که در کرمان با نام دختر بوده است را ناشی ازچه می دانید؟,,
بعضی جنبه ی احترام و بعضی جنبه ی اقتدار داشته است. می دانیم از ویژگی دختر این است که دست نخورده باشد و تا زمانی که به حجله نرفته دارای احترام و ارزش بیشتری است.
,,
وقتی می گوئیم که قلعه دختر یعنی قلعه ای که بکر است و کسی نتوانسته با آن تجاوز کند و بقیه ی موارد نیز سعی کرده اند که برای خاطر احترامی است که به جامعه باید القا کنند.
,,
شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟
, شما علت بی توجهی به قبه سبز و دانشگاه ترکان خاتون را چه می دانید؟,,
کرمان دارای تعداد قابل توجی آثار تاریخی است .کرمان چند اثر ثبت شده ی جهانی دارد و خوب پرداختن به همه ی آن ها هزینه ی فراوانی می خواهد که متاسفانه میراث فرهنگی برایش میسر نیست.
,,
به باور من اگر همه ی اعتبار بازسازی کل ایران را به کرمان اختصاص دهند باز هم توان بازسازی نداریم مضاف بر این که در زلزله ی 1313 بخش هایی از آن فرو ریخت و بعد با کمال تاسف زمین های اطراف آن را که همگی وقفی بودند تجاوز شده و به دیگران داده شده است.
,,
چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟
, چه صحبتی با زنان کرمانی دارید؟,,
کاری کنند که همین عظمت و بزرگی و وسعتی که در چشم تاریخ دارند حفظ شود و این به دست نمی آید مگر این که با همت و حمیت یعنی همان پشتوانه ای که زن کرمانی در طول تاریخ داشته است حال آن زمان به گونه ای دیگر و امروز به نحو دیگر.
,,
امروز با تحصیل، تفکر، تعقل ، اندیشه، خلاقیت و نوآوری و پرهیز از بطالت جویی همه این ها راه هایی است که زنان ما را به همان طریقی می برد که زنان دیگر رفتند.
,,
زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟
, زن کرمانی نسبت به گذشته از چه خصوصیتی فاصله گرفته است؟,,
از اصالتش دور شده است، به دامان زندگی ماشینی افتاده است و متاسفانه آن فرهنگ ها دیگر در کار نیست. امروزه کمتر زن کرمانی را می توان دید که قاتق بابونه برای فرزندان خود درست کنند و یا در زمستان چنگمال درست کند تا بچه ها سرو صدایشان بلند می شود می گویند برویم پیتزا یا ساندویچ بخوریم.
,,
در مورد دکوراسیون و پرداختن به فضاههای زندگی نیز متاسفانه از اصلمان دور شده ایم و به دنبال زندگی سمبلیک افتاده ایم مثل گل کاغذی که شکل و ظاهر دارد اما عطر و بویی ندارد.
,,
البتهمی توان به راه گذشته که راه بسیار درستی بود قدم برداریم. چه اشکال دارد وقتی زنان بیکار می شوند همان کارهایی را انجام دهند که در گذشته زنان انجام می دادند متاسفانه روستاهای ما نیز به چنین راهی می رود و من می ترسم برای گذشتگان حرفی نداشته باشیم.
,,
سخن آخر
, سخن آخر,,
من وظیفه ای داشتم و این وظیفه را به انجام رساندم اما خواهشم از زنان کرمانی این است که وقت و زمانی را به مطالعه ی کتاب اختصاص دهند .
,,
اگر زنان کرمانی این کتاب را بخوانند و سختی هایی که زنان گذشته در طول تاریخ تحمل کرده اند و بزرگی هایی را که آفریدند ، آگاه شوند طبیعتا تاثیر گذار خواهد بود.
,,
خواهشم این است که هر زن کرمانی در طول یک سال هم که شده این کتاب را مطالعه کند. وقتهای زیادی را در شبکه های اجتماعی، تلفن و تلویزیون می نشینیم اما چه بهتر است که روزی نیم ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهیم. نه بخاطر من بلکه بخاطر زن کرمانی و شناختن شخصیت زنان کرمانی به مطالعه و معرفی این کتاب اقدام کنند.
,,
متاسفانه امروزه میزان مطالعه خیلی پایین آمده و مطالعه کردن چیزی بعید به نظر می رسد. متاسفانه اگر برای مادر، پدر و یا فرزندان فرصتی هم پیش بیاید فوری موبایل و شبکه های اجتماعی زمانشان را پر خواهند کرد، بیایید کاری کنیم که رخوت مطالعه از جامعه ی ما رخت بر بندد و به گونه ای شود که مردم به راه مطالعه پیش روند.
,,
انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه