سیاست گفتمان جـمهوری اسـلامی، ناظر بـه«عقلانیت و نفی‌ خشونت»است؛

نگاهی به منازعه سلفی‌های تندرو با جمهوری اسلامی در عراق پس از صدام

نگاهی به منازعه سلفی‌های تندرو با جمهوری اسلامی در عراق پس از صدام
جریان سـلفی‌گری در راسـتای ارائه­ تفسیرهای‌ طائفه‌گرایانه، انطباق‌ موقعیت‌ و قدرت‌ جغرافیایی با قدرت سیاسی شـیعه را نـیز به مفهوم امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان در‌ کشورهای‌ مختلف خاورمیانه با مرکزیت ایران تلقّی می‌کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، سلفی‌گری ‌پیش از هرچیزی، نوعی «جریان» در تـاریخ مـتأخر اسلامی بـه‌شمار می‌رود که‌ در‌ عین ارتـزاق از سلف‌یگرایی، مبتنی بر‌ مناسبات‌ خاصی از قدرت‌ سیاسی با رویکرد منحصر به ‌فرد است که در معنای کلان، بر تمامی رهیافت‌ها و جـریان‌های‌ ایدئولوژیک «دولتی» و «غیردولتی» قابل اطـلاق است که درصدد تجدید خلافت تـاریخی و بـرساختن جـوامع‌ سـنّی‌ مـذهب برپایه­ قرائت سـلفی‌ از‌ اسـلام می‌باشد. در تعریف عملیاتی از مفهوم سلفی‌گری می‌توان آن را مقوله­ دارای مراتب دانست که در عالم خارج، طیف‌ وسیعی از سلفی‌گری«سنتی» و«معتدل» تا «سلفی‌گری افراطی» را در بـر مـی‌گیرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس, صبح توس,

 

,

ضمن هشدار درباره­ یکسان‌انگاری«سلف‌گرایی» و «سلفی‌گری» و‌ تأکید‌ بر تمایز بین‌ «جریان سلفی‌گری» با «اهل سنّت» و«فرق اسلامی»، حد فاصل و فارق‌ اینها را باید در مبانی و ایده‌های پایه‌ای جستجو ‌‌کرد‌ که در قالب این نوشتار نمی­گنجد. حساسیت روی هـویّت و تـرمینولوژی شیعی، از جمله بارزترین نقاط اشتراک طیف‌ها و گرایش‌های مختلف سلفی‌گری‌ است. با‌ این تفاوت که طیف معتدل آن، شیعیان را «مسلمانان‌ منحرف و بدعت‌گزار» می‌نامند که احیانا «جوامع سنّی در‌ معرض‌ تهدید‌ و هجمهء آنها قرار می‌گیرند»، اما طـیف افراطی، بی‌واهمه، تشیّع را «دین خودساخته» می‌خوانند.

,

 

,

جریان سـلفی‌گری در راسـتای ارائه­ تفسیرهای‌ طائفه‌گرایانه، انطباق‌ موقعیت‌ و قدرت‌ جغرافیایی با قدرت سیاسی شـیعه را نـیز به مفهوم امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان در‌ کشورهای‌ مختلف خاورمیانه با مرکزیت ایران تلقّی می‌کند. بر مبنای همین تحلیل، گروه‌های سلفی رها شدن اکثریت شـیعه­ی‌ عـراق از چـنگال دیکتاتوری‌ و ظهور حکومت شیعه­ی عرب را نخستین پدیده‌ در تاریخ مدرن جـهان عرب و اسلام می‌دانند که با توجه به موقعیت و جغرافیای سیاسی‌ شیعیان در منطقه، معادلات ژئوپلتیکی را در مدار ایران قرار می‌دهد. مطرح شدن مفهوم «هلال شیعی» پس از سال ۲۰۰۴ از سوی پادشاه اردن درست در همین راستا قابل تحلیل است. روشن‌ است کـه تـفسیر مذهبی سـلفی‌گری از ژئوپلتیک شیعه در راستای همان نگاه فرقه‌گرایانه و منازعه‌آمیز سلفی‌ها قرار دارد و در حقیقت، مسأله­ تقابل بـا اهـل سنت، مفروض این تلقّی از ژئوپلتیک شیعه است‌ که در تعارض‌ با‌ اصول اساسی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. شاید بر همین اساس بود که سلفی­های رادیکال، شیعیان و ایران را پس از سال ۲۰۰۳ به عنوان دشمن نزدیک و آمریکا و غرب را به عنوان دشمن دور در نظر گرفتند. در این نوع از برداشت اولویت با برخورد با دشمن نزدیک یعنی جمهوری اسلامی ایران و شیعیان بود.

,

 

,

با توجه به درهم‌تنیدگی مسائل‌ ژئوپلتیکی ایران‌ و عراق، مطالعه­ی تأثیر تشدید فعالیت جریان سلفی‌گری و فـرایند انـجام آن در عـراق، نشان می‌دهد این‌ جریان‌ پس از سال ۳۰۰۲، در تلاقی‌ و همپوشانی ارگانیکی‌ با‌ مدارهای‌ وسیع‌ و قدرتمند سلفی‌گری در خـارج و عدمدتاً در عربستان سعودی قـرار‌ گـرفت‌ و با شدّت و حجم بی‌سابقه‌ای، تمام ظرفیت‌ ایدئولوژیکی خود را برای مهار و تضعیف‌ موقعیت ژئوپلتیکی و ایدئولوژیکی جمهوری‌ اسلامی ایـران‌ بـه کـار بست. در این‌ فرایند، مسائلی‌ از قبیل «ژئوپلتیک شیعه با محوریت‌ ایران»، «منزلت‌ ایدئولوژیک و نرم‌افزار اصلی جمهوری اسلامی ایـران» و«مناسبات جـدید ایران و عراق»، در معرض تهدیداتی با‌ ماهیت‌ نگرش‌های افراطی و ضد ایرانی‌ و ضد‌ شیعی قـرار می‌گیرند کـه‌ هـمه­ی‌ آنها در چارچوب استراتژی‌ واحدی‌ ذیل «سیاست تشدید منازعات فرقه‌ای‌ در قالب شیعه و سنّی» و توسط جریان شـاخص سـلفی‌گری پیگیری می‌شود. گروه‌های‌ سلفی بـا تـمایزگذاری بین «گونه­ ایرانی تشیع» و«گونه­ عربی تشیّع» (عراق)، شیعه­ ایرانی را متّصف به تعابیری همچون «شیعه­ صفوی» در مقابل«شیعه­ علوی» کرده و موجبات تضعیف‌ تشیّع و ناکارآمدی سیاست خارجی‌ ایران‌ را فراهم می‌نمایند. باید توجه داشت که  این راهبرد با هدف جذب شیعیان عراقی طراحی شده است که عملاً با فعالیت­های ضدیعی داعش از سال ۲۰۱۴ ناکام ماند.

,

 

,

با این حال، سیاست متکی‌ بر مبانی اسلام در گفتمان جـمهوری اسـلامی، ناظر بـه«عقلانیت و نفی‌ خشونت»است. این‌ خط‌ مشی، جزء‌ جدایی‌ناپذیر خـصلت‌های درونـی سـیاست خارجی ایران است و برای تأمین‌ منافع از طریق خشونت و راههای‌ غیرمشروع (برخلاف رئالیست‌ها) محدودیت‌های زیادی‌ دارد. بنابراین، اقدامات تروریستی سلفی‌ها و تبدیل آن به قاعده تحت پوشش«جهاد»، موجب‌ می‌شود اولا، این‌ مسأله‌ در‌ فـرایند تـبلیغاتی سـوء به نام «اسلام» و یکسان‌انگاری«جهاد» با «ترور» تمام شود و اقدامات تروریستی القاعده یا داعش در ردیـف مـقاومت مقدس‌ حزب‌ اللّه، ذیل‌ بنیادگرایی تعریف شود. ثانیا، به دلیل اراده‌های موجود برای «این‌همانی گرایشات مختلف‌ اسلام‌گرایی»، شعارهای حقیقی ایران تحت‌ الشعاع‌ قرار‌ گرفته و اعتبار خود را نـزد افـکار عـمومی‌ از دست بدهد.

,

 

,

رضا عابدی گناباد- پژوهشگر و کارشناس مسائل خاورمیانه

, رضا عابدی گناباد- پژوهشگر و کارشناس مسائل خاورمیانه,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه