زنان و راه رفتن بر لبه تیغ آسیبهای اجتماعی؛
عملکرد ضعیف معاونت امور زنان در مقابله با آسیب های اجتماعی زنان
معاون امور زنان ریاست جمهوری آشکارا فریاد میزند که باید برای مقابله با آسیبهای اجتماعی طرح وبرنامه داشت اما بیان این جمله که فاصله حرف تا عمل در او و مجموعه مطبوعش از زمین تا آسمان است دیگر یک عبارت کاملا تکراری است.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان خبر؛ آسیب اجتماعی از هر جنسی که باشد، به قول قدیمیها گوشهای از تیرش، دامن حوزه زنان را به خود میگیرد، مدتها است که البته متولیان حوزه زنان و خانواده آشکارا فریاد میزنند که باید مقابل مصائب و مسائل مرتبط با آسیبهای اجتماعی طرح وبرنامه داشت و با این آسیبها به مقابله پرداخت.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
زنان خبر,
یکی از این شخصیتها معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری است که البته باید گفت بیان این جمله که فاصله حرف تا عمل در او و مجموعه مطبوعش از زمین تا آسمان است دیگر یک عبارت کاملا تکراری است با این حال اما شناخت دقیق آسیب اجتماعی در حوزه زنان برای آن از اهمیت ویژه برخوردار است.
دکتر امان قرائی جامعه شناس اجتماعی میگوید: «حوزه زنان، حوزه گسترده و درعین حال حساس است، اگر بخواهیم دامنه آن را ارزیابی کنیم باید بگوییم که این دامنه به وسعت کل جامعه است، زیرا از یک سو زن به عنوان یک فرد در اجتماعی به حساب میآید و از سوی دیگر این نفر، در هرم جمعیتی نیمه پر آن را تشکیل میدهد؛ بنابراین او هم میتواند تصمیمگیر و هم تصمیمساز مؤثری باشد.
از سوی دیگر به دلیل آنکه نیمه دوم جمعیتی به نوعی با زن ارتباط مستمری دارند و از او به طور مستقیم و غیرمستقیم تأثیر میپذیرند؛ بنابراین باید نتیجه گرفت زنان در تمام لایههای جمعیتی نفوذ مادی و معنوی دارند و اصلا بر همین اساس است که برنامهریزان و سیاسیون در کشورهای مختلف بر روی زنها حساب ویژهای باز میکنند.
به طور مثال شماا الان انتخاباات آمریکا را مشاهده کنی تا به شدت این فرضیه پی ببرید، در حوزه آسیبهای اجتماعی هم که ناشی از ناهنجاریها و یا به تعبیر بهتر بداخلاقیها اجتماعی نظیر اعتیاد، سرقت، طلاق و... است، جامعه زنان را باید جدیترین جامعه در معرض خطر دانست، جامعهای که اگر دیر بجنبیم ممکن است به سبب انحراف مسیر فرهنگی آنها نیز دچار آسیب شوند و درنتیجه جامعه به ورطه خلاف سقوط کند، اما راهحل مقابله با آسیبهای اجتماعی چیست؟
آیا با گفتن حلوا، حلوا دهان شیرین میشود؛ یعنی اگر مداوم بیاییم از یکسری واژههای مثل زنان خیابانی، زنان کارتنخواب، زنهای بدسرپرست و بیسرپرست صحبت کنیم و بدون آنکه راهحلی برای این نوع جرائم و جرائمی که مقدمه سایر بزهههای اجتماعی است و ریشه آن در حیازدایی و اباحهگری پنهان است، بدهیم درحقیقت فقط سر زنان جامعه را کلاه گذاشتهایم این درحالی است شناخت ریشه مشکلات و مسائل اجتماعی نخستین چیزی است که باید مدنظر قرار بگیرد و در نهایت باید بگویم شعارزدگی نمیتواند مسائل این حوزه و سایر حوزهها را حل کند و امروز باید گفت که متأسفانه حوزه زنان در کشور ما دچار شعارزدگی شده است».
به هرحال آسیبشناسی مسائل اجتماعی حوزه زنان برای جوامعی مثل ایران امری ضروری و اجتناب ناپذیر است، جامعهای که از فاکتورهای معنویت بهره میبرد کمتر باید درگیر این آسیبها شود.
چرایی این موضوع باعث شد تا فاطمه ابراهیمپور کارشناس حوزه زنان و خانواده با نگاهی دینمحور به این موضوع بپردازد:«جامعه دینی زمانی که از دین به واسطه هجمه فرهنگی دور شود سبب نوعی انحطاط فرهنگی و سپس انحطاط و سقوط اخلاق و معنویت میشود.
متأسفانه جامعه ایرانی در چند دهه اخیر به دلیل شدت پیدا کردن هجوم فرهنگی غرب از یک سو و همچنین غفلتزدگی داخلی و یا به عبارت بهتر سیاسی کردن همه مسائل حوزه زنان به دلایلی از قبیل رأیآور بودن این حوزه در ایام انتخابات و در نهایت نگاه سلیقهای به حوزه زن و خانواده باعث شده است با آسیبهای جدی روبه رو شویم.
این درحالی است که اگر یک روش واحد برای مقابله با این موضوعات بیابیم قطع به یقین پادزهر اجتماعی را پیدا کردهایم، اما یکی از راهحلهای نهایی در این زمینه و سایر زمینهها که دائما و در مقاطع گوناگون مورد تأکید رهبر فرزانه انقلاب قرار گرفت، موضوع بازگشت به سبک زندگی اسلامی است.
در این زمینه باید به زنان و در نهایت به جامعه اسلامی هویت فراموششدهشان را یادآوری کنند وسپس نسبت به تقویت فرهنگ بومی در مقابل فرهنگ غرب اقدام کنند، آن وقت ما مشاهده خواهیم کرد که میوه حیا در جامعه بارور میشود و ثمره آن که زن عفیف و جامعه با معنویت است ظهور و بروز پیدا میکند، این جامعه میتواند همان جامعهای باشد که در تمدن نوین اسلامی مدنظر است.»
,
یکی از این شخصیتها معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری است که البته باید گفت بیان این جمله که فاصله حرف تا عمل در او و مجموعه مطبوعش از زمین تا آسمان است دیگر یک عبارت کاملا تکراری است با این حال اما شناخت دقیق آسیب اجتماعی در حوزه زنان برای آن از اهمیت ویژه برخوردار است.
دکتر امان قرائی جامعه شناس اجتماعی میگوید: «حوزه زنان، حوزه گسترده و درعین حال حساس است، اگر بخواهیم دامنه آن را ارزیابی کنیم باید بگوییم که این دامنه به وسعت کل جامعه است، زیرا از یک سو زن به عنوان یک فرد در اجتماعی به حساب میآید و از سوی دیگر این نفر، در هرم جمعیتی نیمه پر آن را تشکیل میدهد؛ بنابراین او هم میتواند تصمیمگیر و هم تصمیمساز مؤثری باشد.
از سوی دیگر به دلیل آنکه نیمه دوم جمعیتی به نوعی با زن ارتباط مستمری دارند و از او به طور مستقیم و غیرمستقیم تأثیر میپذیرند؛ بنابراین باید نتیجه گرفت زنان در تمام لایههای جمعیتی نفوذ مادی و معنوی دارند و اصلا بر همین اساس است که برنامهریزان و سیاسیون در کشورهای مختلف بر روی زنها حساب ویژهای باز میکنند.
به طور مثال شماا الان انتخاباات آمریکا را مشاهده کنی تا به شدت این فرضیه پی ببرید، در حوزه آسیبهای اجتماعی هم که ناشی از ناهنجاریها و یا به تعبیر بهتر بداخلاقیها اجتماعی نظیر اعتیاد، سرقت، طلاق و... است، جامعه زنان را باید جدیترین جامعه در معرض خطر دانست، جامعهای که اگر دیر بجنبیم ممکن است به سبب انحراف مسیر فرهنگی آنها نیز دچار آسیب شوند و درنتیجه جامعه به ورطه خلاف سقوط کند، اما راهحل مقابله با آسیبهای اجتماعی چیست؟
آیا با گفتن حلوا، حلوا دهان شیرین میشود؛ یعنی اگر مداوم بیاییم از یکسری واژههای مثل زنان خیابانی، زنان کارتنخواب، زنهای بدسرپرست و بیسرپرست صحبت کنیم و بدون آنکه راهحلی برای این نوع جرائم و جرائمی که مقدمه سایر بزهههای اجتماعی است و ریشه آن در حیازدایی و اباحهگری پنهان است، بدهیم درحقیقت فقط سر زنان جامعه را کلاه گذاشتهایم این درحالی است شناخت ریشه مشکلات و مسائل اجتماعی نخستین چیزی است که باید مدنظر قرار بگیرد و در نهایت باید بگویم شعارزدگی نمیتواند مسائل این حوزه و سایر حوزهها را حل کند و امروز باید گفت که متأسفانه حوزه زنان در کشور ما دچار شعارزدگی شده است».
به هرحال آسیبشناسی مسائل اجتماعی حوزه زنان برای جوامعی مثل ایران امری ضروری و اجتناب ناپذیر است، جامعهای که از فاکتورهای معنویت بهره میبرد کمتر باید درگیر این آسیبها شود.
چرایی این موضوع باعث شد تا فاطمه ابراهیمپور کارشناس حوزه زنان و خانواده با نگاهی دینمحور به این موضوع بپردازد:«جامعه دینی زمانی که از دین به واسطه هجمه فرهنگی دور شود سبب نوعی انحطاط فرهنگی و سپس انحطاط و سقوط اخلاق و معنویت میشود.
متأسفانه جامعه ایرانی در چند دهه اخیر به دلیل شدت پیدا کردن هجوم فرهنگی غرب از یک سو و همچنین غفلتزدگی داخلی و یا به عبارت بهتر سیاسی کردن همه مسائل حوزه زنان به دلایلی از قبیل رأیآور بودن این حوزه در ایام انتخابات و در نهایت نگاه سلیقهای به حوزه زن و خانواده باعث شده است با آسیبهای جدی روبه رو شویم.
این درحالی است که اگر یک روش واحد برای مقابله با این موضوعات بیابیم قطع به یقین پادزهر اجتماعی را پیدا کردهایم، اما یکی از راهحلهای نهایی در این زمینه و سایر زمینهها که دائما و در مقاطع گوناگون مورد تأکید رهبر فرزانه انقلاب قرار گرفت، موضوع بازگشت به سبک زندگی اسلامی است.
در این زمینه باید به زنان و در نهایت به جامعه اسلامی هویت فراموششدهشان را یادآوری کنند وسپس نسبت به تقویت فرهنگ بومی در مقابل فرهنگ غرب اقدام کنند، آن وقت ما مشاهده خواهیم کرد که میوه حیا در جامعه بارور میشود و ثمره آن که زن عفیف و جامعه با معنویت است ظهور و بروز پیدا میکند، این جامعه میتواند همان جامعهای باشد که در تمدن نوین اسلامی مدنظر است.»
,
,
یکی از این شخصیتها معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری است که البته باید گفت بیان این جمله که فاصله حرف تا عمل در او و مجموعه مطبوعش از زمین تا آسمان است دیگر یک عبارت کاملا تکراری است با این حال اما شناخت دقیق آسیب اجتماعی در حوزه زنان برای آن از اهمیت ویژه برخوردار است.
,
,
دکتر امان قرائی جامعه شناس اجتماعی میگوید: «حوزه زنان، حوزه گسترده و درعین حال حساس است، اگر بخواهیم دامنه آن را ارزیابی کنیم باید بگوییم که این دامنه به وسعت کل جامعه است، زیرا از یک سو زن به عنوان یک فرد در اجتماعی به حساب میآید و از سوی دیگر این نفر، در هرم جمعیتی نیمه پر آن را تشکیل میدهد؛ بنابراین او هم میتواند تصمیمگیر و هم تصمیمساز مؤثری باشد.
,
,
از سوی دیگر به دلیل آنکه نیمه دوم جمعیتی به نوعی با زن ارتباط مستمری دارند و از او به طور مستقیم و غیرمستقیم تأثیر میپذیرند؛ بنابراین باید نتیجه گرفت زنان در تمام لایههای جمعیتی نفوذ مادی و معنوی دارند و اصلا بر همین اساس است که برنامهریزان و سیاسیون در کشورهای مختلف بر روی زنها حساب ویژهای باز میکنند.
,
,
به طور مثال شماا الان انتخاباات آمریکا را مشاهده کنی تا به شدت این فرضیه پی ببرید، در حوزه آسیبهای اجتماعی هم که ناشی از ناهنجاریها و یا به تعبیر بهتر بداخلاقیها اجتماعی نظیر اعتیاد، سرقت، طلاق و... است، جامعه زنان را باید جدیترین جامعه در معرض خطر دانست، جامعهای که اگر دیر بجنبیم ممکن است به سبب انحراف مسیر فرهنگی آنها نیز دچار آسیب شوند و درنتیجه جامعه به ورطه خلاف سقوط کند، اما راهحل مقابله با آسیبهای اجتماعی چیست؟
,
,
آیا با گفتن حلوا، حلوا دهان شیرین میشود؛ یعنی اگر مداوم بیاییم از یکسری واژههای مثل زنان خیابانی، زنان کارتنخواب، زنهای بدسرپرست و بیسرپرست صحبت کنیم و بدون آنکه راهحلی برای این نوع جرائم و جرائمی که مقدمه سایر بزهههای اجتماعی است و ریشه آن در حیازدایی و اباحهگری پنهان است، بدهیم درحقیقت فقط سر زنان جامعه را کلاه گذاشتهایم این درحالی است شناخت ریشه مشکلات و مسائل اجتماعی نخستین چیزی است که باید مدنظر قرار بگیرد و در نهایت باید بگویم شعارزدگی نمیتواند مسائل این حوزه و سایر حوزهها را حل کند و امروز باید گفت که متأسفانه حوزه زنان در کشور ما دچار شعارزدگی شده است».
,
به هرحال آسیبشناسی مسائل اجتماعی حوزه زنان برای جوامعی مثل ایران امری ضروری و اجتناب ناپذیر است، جامعهای که از فاکتورهای معنویت بهره میبرد کمتر باید درگیر این آسیبها شود.
,
چرایی این موضوع باعث شد تا فاطمه ابراهیمپور کارشناس حوزه زنان و خانواده با نگاهی دینمحور به این موضوع بپردازد:«جامعه دینی زمانی که از دین به واسطه هجمه فرهنگی دور شود سبب نوعی انحطاط فرهنگی و سپس انحطاط و سقوط اخلاق و معنویت میشود.
,
متأسفانه جامعه ایرانی در چند دهه اخیر به دلیل شدت پیدا کردن هجوم فرهنگی غرب از یک سو و همچنین غفلتزدگی داخلی و یا به عبارت بهتر سیاسی کردن همه مسائل حوزه زنان به دلایلی از قبیل رأیآور بودن این حوزه در ایام انتخابات و در نهایت نگاه سلیقهای به حوزه زن و خانواده باعث شده است با آسیبهای جدی روبه رو شویم.
,
این درحالی است که اگر یک روش واحد برای مقابله با این موضوعات بیابیم قطع به یقین پادزهر اجتماعی را پیدا کردهایم، اما یکی از راهحلهای نهایی در این زمینه و سایر زمینهها که دائما و در مقاطع گوناگون مورد تأکید رهبر فرزانه انقلاب قرار گرفت، موضوع بازگشت به سبک زندگی اسلامی است.
,
در این زمینه باید به زنان و در نهایت به جامعه اسلامی هویت فراموششدهشان را یادآوری کنند وسپس نسبت به تقویت فرهنگ بومی در مقابل فرهنگ غرب اقدام کنند، آن وقت ما مشاهده خواهیم کرد که میوه حیا در جامعه بارور میشود و ثمره آن که زن عفیف و جامعه با معنویت است ظهور و بروز پیدا میکند، این جامعه میتواند همان جامعهای باشد که در تمدن نوین اسلامی مدنظر است.»
,
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه