دل نوشته شاعر گالیکشی برای نامهربانی بر «ایمان سنچولی» + تصاویر
برخیز و مردانه بکوب، بر سٓر دٓر خانه بکوب، نه این خانه همه خوابند بیدار میشوند برو در خلوته خودت بکوب...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نیلکوه سید روحالله حسینی از شعرای گالیکش در دل نوشتهای برای نامهربانیها بر ایمان سنچولی قهرمان کاراته جهان در این شهرستان نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نیلکوه ,

, برخیز و مردانه بکوب، بر سٓر دٓر خانه بکوب، نه این خانه همه خوابند بیدار میشوند برو در خلوته خودت بکوب
,ایمان قهرمان تو در این شهر بمان. سرود قهرمانی بخوان اگرچه تنها، اگرچه غریب. تو طلایهدار این شهری، اگرچه رواج دارد در این شهر بیمهری.
,از گردنت مدالهای رنگارنگ آویزان است، شبیه درختان پاییزی، ولی صد حیف که ما قدم زدن در پاییز را دوست نداریم و تو را نمیبینیم، ما بهار را دوست داریم. ما یخزدهایم در زمستان افکارمان، اما تو بمان ای قهرمان.
,روی سخنم با آنهایی که تو را ندیدند نیست، با آنهاییست که نخواستند تو را ببیند.
,آزردهخاطر نباش، علی دایی، رییسجمهور، رییس مجلس و... برای تو پیغام تبریک فرستادند. مسئولین شهر ما صاحب کرسیهایی در سازمان ملل هستند، وقت نداشتند که تو را تجلیل کنند.
,ایمان تو پرچم این شهر را بهاندازهی بلندای نیلکوه زخمی بالا بردی، پرچمت را باد برد، آورد و کوبید بر سرما که بیدار شویم تو را ببینیم، اما دریغ چه سنگین است این خواب زمستانی ما. کاش آفتابِ تابستانیه معرفت بر این شهر بتابد.
,ایمان هرکس از تو پرسید کجایی هستید، گفتی گالیکشی، ولی در این شهر کسی نپرسید، چرا ایمان انقدر بیسروصدا به وطنش بازگشت، کسی آمدنت را نفهمید.
,وقتی در این شهر راه میروی مردم تو را با دستنشان میدهند، دستی تکان میدهند. همین هم غنیمت جنگیست در این شهر.
,ایمان قهرمان تو جوان اول این شهری، برای این شب خواهد آمد سحری، صدای دُهل از دور خوش است، نزدیک که میآیی کسی تو را نمیشنود.
,ایمان قهرمان باش و برای ورزش این شهر بزرگتری کن، بگذار نببینن و نشنون تو را، یک جهان تو را روی سکو قهرمانی دید، راستی اون روز تلویزیون خانههایمان خراب بود تو را ندیدیم. ما را به بزرگی خودت ببخش. که ورودی شهر را به بزرگی قهرمانیت حتی از یک بٓنر دریغ کردیم.چقدر غریبانه آمدی، بیسروصدا ......
,
بغض کردم
چقدر لال ماندم
بین حرفایم.
,
,

,

,

,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه