جایگاه سنتها در مسیر نوسازی و پیشرفت یزد کجاست؟
یادداشت/ شهر بادگیرها در قفس آهنین توسعه
یزد شهری باستانی و بهره یافته از فرهنگی کهن است. سرزمین یزد با موقعیت طبیعی و وضع جغرافیایی خاص خود در کرانه کویر بزرگ مرکزی ایران همواره به دلیل خشکی هوا و بخل آسمان با سختی روبرو بوده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از یزدرسا ، یزد شهری باستانی و بهره یافته از فرهنگی کهن است. سرزمین یزد با موقعیت طبیعی و وضع جغرافیایی خاص خود در کرانه کویر بزرگ مرکزی ایران همواره به دلیل خشکی هوا و بخل آسمان با سختی روبرو بوده است. با این وجود به مناسبت در برداشتن مظاهر فرهنگی و یادگارهای تاریخی و حفظ سنن ملی ایران از جمله مهمترین و پرمایهترین تجلیگاههای ذوق و هنر میهن عزیز بشمار میرود و از لحاظ نکات معماری و فوت و فن پوششهای گنبدی، طاقهای ضربی، تعبیه بادگیرها، ترتیب نقشه سراجهها و خانهها و شیوههای ساختمانی به حق چشمه جوشانی از ابتکار نژاد ایرانی را مینماید که برای صاحبنظران خودی و بیگانه بس ارزنده و گرامیاست. اگرچه سنتها در آن از شهرهای دیگر محفوظ تر مانده اما طبعاً و جبراً در این سی سال اخیر تصرفات و توسعههایی در آن روی آورده که ناپسند مینماید، این تغییرات زمانهپسند پس از این، بیش از اینها اسلوب کهنشهر را دگرگون خواهد کرد و شهر یزد نیز همانند غالب شهرها از ریخت و حیات اصیل و قدیم خود در خواهد ماند. ویران شدن آثار قدیمی چنین شهری در دوره تاریخ دراز آن به مانند هر شهر دیگر ناشی از گزندهای طبیعی و بشری بوده است. ریگ روان پنهان کننده، آبادیهایی چند را در پوشش نرم و مرگزای خود فرو برده است. سیل ویرانگر کوهستانی چند بار شهر یزد را به کام موجهای سهمگین در آورده و بالاخره علیرغم بیاعتناییهای مرسوم به مآثرگذشته خاصه در عهد قاجاری وضع و حال شهر را بدان جا رسانید که مسجد جامع کم نظیر آن در سال ۱۳۰۴ شمسی ویرانه ای بوده است. در گذشتهای نه چندان دور و در همین سالهای اخیر دو آفت بزرگ و خطرناک که همواره بلای جان بقایای آثار قدیم بوده گریبان آثار و معماری سنتی و باستانی یزد را نیز گرفته و این دو عبارت است از نوسازی و هوسبازی نوسازان که بدترین دردهاست از یکسو و چشم بی حیا و طمع باره سوداگران و عتیقه بازان از سوی دیگر.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, یزدرسا ,وقتی که آسمان بخیل باشد هیج احتیاجی به شیروانی و سیمان و مصالحی از این قبیل نیست. جلوی حرارت آفتاب را با سقف کاهگلی و حصیر و جاجیم میگیرند و بادهای وحشی بیابان را در شکاف بادگیرها میاندازند تا خود به خود از سرعت آن کاسته شود. از بالای پشت بام مسجد جامع که به شهر نگاه میکنید به تعداد خانوادههای یزد بادگیر میبینید. شهر یزد از راه بادگیر تنفس میکند. اما آیا امروز نیز میتوان از پشت بام مسجد جامع به شهر نگریست و سقفهای کاهگلی و بادگیرهای خانهها را مشاهده کرد! مهاجر در مقاله ای با عنوان زیر آسمان کویر مینویسد:« اگر خدایی ناکرده روزگاری زندگی آپارتمانی جانشین زندگی امروز مردم یزد شود باید مردمیپر طاقت تر از آنان به این شهر کوچ داد و یزدیان را رها کرد تا در محل دیگری از کویر برای خود خانه و حیاط و بادگیر بسازند.» فلذا امروز وضعیت به گونهای دیگر رقم خورده است، مردم پر طاقت در دنیای رشد و توسعه نیز دیده میشوند؛ نیازی نیست برای ساختن آپارتمان و هتل و مکانهای تفریحی و تجاری و…. مردمی دیگر سراغ گرفت.
یزد که تا همین سالهای اخیر محیط کوچک و بستهای بود و فعالیت عمده آن تجارت، در طول سالهای اخیر ناگهان با رشد قابل ملاحظهای در حوزه ساخت و ساز درون شهری روبه رو شد. صاحب صدها کارخانه شد. بهره برداری از معادن بسیار جدی شد و در حال حاضر چندین طرح بزرگ ملی از قبیل طرح فولادهای آلیاژی، استخراج سنگ آهن چادرملو و… موفقیت خود را در عرصه صنعت و معدن به اثبات رسانیدهاند تا آنجا که به جرأت میتوان گفت یکی از قطبهای صنعتی کشور همین کویر سوزان یزد است. نوسازی درون شهری اگر چه ظاهر شهر را با سواد نشان میدهد و با شهرهای توسعه یافته هم سو میگرداند. اما همواره این سوال وجود داشته است که بادگیرها، معماریها و در یک کلام سنتها در میانه این نوسازی و پیشرفت چه جایگاهی را داراست؟ آیا باید بادگیرها را از پای بست ویران کرد تا بتوان آنها را درون قفس آهنین توسعه جای داد؟ آیا اساساً سنتهای شهری در این فضای نامأنوس رشد جایی خواهند داشت؟ آیا میتوان هم سنت و هم مدرنیته را در کنار هم تجربه کرد؟ سوالات بیشماری را میشود قطار کرد… و طبیعی است که نمیتوان و نباید مردم را از مزایای نِعَمِ تمدن جدید محروم کرد. چرا که تمدن و حیاتی نو برجای فرهنگ و زندگی اجتماعی کهن پدیدار خواهد شد، چارهپذیر نیست و آن چه به نظر میرسد نمیتوان بی التفاتی به سنتهای گذشته را درمانی دانست بر آشفتگی هویت جدید امروزین مردمان ایران و یزد که مجموعهای عظیم از مآثر گذشته را در خود جای داده است. با این همه جامعه بیدار نمودی و نمایی و نمادی از سنتها را موزه وار باید نگاه دارد تا لااقل به آیندگان بگوید که زمانی یزد را با «شهر بادگیرها» و «عروس کویر» میشناختند.
حال که تا اندازهای چشم طمع باره سوداگران از مظاهر فرهنگی یزد دور شده، شورای شهر یزد از کمبود بودجه برای حراست از میراث گذشتگان خبر میدهد و شاید ما را بیش از پیش دچار یأس کنند که واقعاً باید با «شهر بادگیرها» و «عروس کویر» خداحافظی کرد و به جای آن آپارتمانهایی را برگزید که هویتمان را در لابلای بودجههای ریز و درشت بیش از این دستخوش دگرگونی سازند. با وجود این هنوز بارقههایی از امید در نسل امروز هست که بتوان تمهیداتی را گوشزد کرد تا مآثر گذشته را ارج نهاد و در زمانهای که فرسودگی، نوسازیگرایی و … مآثرمان را احاطه کرده نه تنها فرهنگ کهن یزد را بلکه سنتهای ارزشمند ایرانی را مردانه حفظ و حراست کرد.
۱- مشخص نمودن جایگاه آثار باستانی در برنامههای سیاست شهری خصوصا بخش مربوط به خط مشیهای توسعه اقتصادی؛ به بیان دیگر تعیین حد و حدود مرز قانونی طرحهای زیر ساختی و روساختی نوسازیهای درون شهری که این مهم با همکاری نهادهایی نظیر استانداری، شهرداری و مسئولین میراث فرهنگی امکانپذیر است.
۲- بررسی مسائل فرسودگی بافت معماری شهری (عواملی نظیر شرایط فرهنگی، زیست محیطی، نوسازی، کارکردی، ارتباطی و …) از سوی شورای شهر یزد که میبایست راهبردهایی متناسب با این مسائل از طریق برگزاری همایشها و سمینارهایی با هدف حفظ ظاهر و سواد شهر اتخاذ کنند و به عرصه عمل آورند.
۳- بازشناخت آثار سنتی، تاریخی و تعمیر بناها و انتقال این آثار و بناها به موزههای شهری که از اهم وظایف مسئولین میراث فرهنگی و سازمانهای ذیربط میباشد که شاید کمبود بودجه همچنان بر سیل ویرانیهای باستانی بیفزاید.
۴- ایجاد حس عمومیمشترک بین شهروندان که آثار تاریخی- باستانی بخشی از هویت فرهنگی، تمدنی هر فرد میباشد. بدان معنی که پایدار ماندن ارزشهای والای انسانی، فرهنگی نظیر انسانیت، شرف، بزرگواری، فداکاری، یاری دادن و یاری رساندن، محبت کردن و … همه و همه در پیوندی ناگسستنی با حفظ مجموعه بافت موجود معماری این شهر میسر خواهد شد. نقش تعاملی مطبوعات و رسانههای استانی و کشوری در به وجود آوردن این حس مسئولیت بین شهروندان مهم مینماید.
۵- ثبت گزارشات به روز از آثار باستانی به عنوان ضمانت اجرایی جهت کوتاه کردن دست سود جویان و هم چنین زیر نظر داشتن ساخت و سازهای درون شهری، نظارت مستمر مسوولین حفاظت از آثار تاریخی شهر یزد با همکاری شهرداری استان از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. که کم کاری در این مورد صدمههای جبرانناپذیری را به مآثر گذشته وارد خواهد آورد.
۶- معرفی آثار تاریخی از طرق مختلف نظیر جذب توریست و گردشگر، چاپ کتب و بازنوشت کتبهای تاریخی، آگاه سازی شهروندان از طریق چاپ نشریات و کتابچههایی به نحوی که در دسترس همگان قرار گیرد.
۷- خریداری هرچه سریعتر خانههای باقی مانده از قرون قبل، اگرچه در این زمینه مساعدتهایی شده اما هنوز خانههایی در اطراف استان و داخل شهر یزد جایگاه نشیمنهای خود را حفظ کرده، به آسانی و به سرعت میتوان بسیاری از این نوع آثار را در آبادیهای دور افتاده که بدون هیچگونه حفاظی رها شده است موزه وار پاسداری کرد. چه بسیار از ابنیه و آثار مهم که از میان رفته است و دیگر نشانی و خشتی و بنیادی از آنها باقی نیست. پس امید است که ثبت و ضبط بقایای آثار به وسیله تمهیدات اندیشیده شده کمکی باشد در حفظ و نگاهبانی آنها و کمک به اینکه همگان بدانند روزی شهر یزد را با نام شهر بادگیرها و عروس کویر میشناختند.
مهدی راستی
وقتی که آسمان بخیل باشد هیج احتیاجی به شیروانی و سیمان و مصالحی از این قبیل نیست. جلوی حرارت آفتاب را با سقف کاهگلی و حصیر و جاجیم میگیرند و بادهای وحشی بیابان را در شکاف بادگیرها میاندازند تا خود به خود از سرعت آن کاسته شود. از بالای پشت بام مسجد جامع که به شهر نگاه میکنید به تعداد خانوادههای یزد بادگیر میبینید. شهر یزد از راه بادگیر تنفس میکند. اما آیا امروز نیز میتوان از پشت بام مسجد جامع به شهر نگریست و سقفهای کاهگلی و بادگیرهای خانهها را مشاهده کرد! مهاجر در مقاله ای با عنوان زیر آسمان کویر مینویسد:« اگر خدایی ناکرده روزگاری زندگی آپارتمانی جانشین زندگی امروز مردم یزد شود باید مردمیپر طاقت تر از آنان به این شهر کوچ داد و یزدیان را رها کرد تا در محل دیگری از کویر برای خود خانه و حیاط و بادگیر بسازند.» فلذا امروز وضعیت به گونهای دیگر رقم خورده است، مردم پر طاقت در دنیای رشد و توسعه نیز دیده میشوند؛ نیازی نیست برای ساختن آپارتمان و هتل و مکانهای تفریحی و تجاری و…. مردمی دیگر سراغ گرفت.
یزد که تا همین سالهای اخیر محیط کوچک و بستهای بود و فعالیت عمده آن تجارت، در طول سالهای اخیر ناگهان با رشد قابل ملاحظهای در حوزه ساخت و ساز درون شهری روبه رو شد. صاحب صدها کارخانه شد. بهره برداری از معادن بسیار جدی شد و در حال حاضر چندین طرح بزرگ ملی از قبیل طرح فولادهای آلیاژی، استخراج سنگ آهن چادرملو و… موفقیت خود را در عرصه صنعت و معدن به اثبات رسانیدهاند تا آنجا که به جرأت میتوان گفت یکی از قطبهای صنعتی کشور همین کویر سوزان یزد است. نوسازی درون شهری اگر چه ظاهر شهر را با سواد نشان میدهد و با شهرهای توسعه یافته هم سو میگرداند. اما همواره این سوال وجود داشته است که بادگیرها، معماریها و در یک کلام سنتها در میانه این نوسازی و پیشرفت چه جایگاهی را داراست؟ آیا باید بادگیرها را از پای بست ویران کرد تا بتوان آنها را درون قفس آهنین توسعه جای داد؟ آیا اساساً سنتهای شهری در این فضای نامأنوس رشد جایی خواهند داشت؟ آیا میتوان هم سنت و هم مدرنیته را در کنار هم تجربه کرد؟ سوالات بیشماری را میشود قطار کرد… و طبیعی است که نمیتوان و نباید مردم را از مزایای نِعَمِ تمدن جدید محروم کرد. چرا که تمدن و حیاتی نو برجای فرهنگ و زندگی اجتماعی کهن پدیدار خواهد شد، چارهپذیر نیست و آن چه به نظر میرسد نمیتوان بی التفاتی به سنتهای گذشته را درمانی دانست بر آشفتگی هویت جدید امروزین مردمان ایران و یزد که مجموعهای عظیم از مآثر گذشته را در خود جای داده است. با این همه جامعه بیدار نمودی و نمایی و نمادی از سنتها را موزه وار باید نگاه دارد تا لااقل به آیندگان بگوید که زمانی یزد را با «شهر بادگیرها» و «عروس کویر» میشناختند.
حال که تا اندازهای چشم طمع باره سوداگران از مظاهر فرهنگی یزد دور شده، شورای شهر یزد از کمبود بودجه برای حراست از میراث گذشتگان خبر میدهد و شاید ما را بیش از پیش دچار یأس کنند که واقعاً باید با «شهر بادگیرها» و «عروس کویر» خداحافظی کرد و به جای آن آپارتمانهایی را برگزید که هویتمان را در لابلای بودجههای ریز و درشت بیش از این دستخوش دگرگونی سازند. با وجود این هنوز بارقههایی از امید در نسل امروز هست که بتوان تمهیداتی را گوشزد کرد تا مآثر گذشته را ارج نهاد و در زمانهای که فرسودگی، نوسازیگرایی و … مآثرمان را احاطه کرده نه تنها فرهنگ کهن یزد را بلکه سنتهای ارزشمند ایرانی را مردانه حفظ و حراست کرد.
۱- مشخص نمودن جایگاه آثار باستانی در برنامههای سیاست شهری خصوصا بخش مربوط به خط مشیهای توسعه اقتصادی؛ به بیان دیگر تعیین حد و حدود مرز قانونی طرحهای زیر ساختی و روساختی نوسازیهای درون شهری که این مهم با همکاری نهادهایی نظیر استانداری، شهرداری و مسئولین میراث فرهنگی امکانپذیر است.
۲- بررسی مسائل فرسودگی بافت معماری شهری (عواملی نظیر شرایط فرهنگی، زیست محیطی، نوسازی، کارکردی، ارتباطی و …) از سوی شورای شهر یزد که میبایست راهبردهایی متناسب با این مسائل از طریق برگزاری همایشها و سمینارهایی با هدف حفظ ظاهر و سواد شهر اتخاذ کنند و به عرصه عمل آورند.
۳- بازشناخت آثار سنتی، تاریخی و تعمیر بناها و انتقال این آثار و بناها به موزههای شهری که از اهم وظایف مسئولین میراث فرهنگی و سازمانهای ذیربط میباشد که شاید کمبود بودجه همچنان بر سیل ویرانیهای باستانی بیفزاید.
۴- ایجاد حس عمومیمشترک بین شهروندان که آثار تاریخی- باستانی بخشی از هویت فرهنگی، تمدنی هر فرد میباشد. بدان معنی که پایدار ماندن ارزشهای والای انسانی، فرهنگی نظیر انسانیت، شرف، بزرگواری، فداکاری، یاری دادن و یاری رساندن، محبت کردن و … همه و همه در پیوندی ناگسستنی با حفظ مجموعه بافت موجود معماری این شهر میسر خواهد شد. نقش تعاملی مطبوعات و رسانههای استانی و کشوری در به وجود آوردن این حس مسئولیت بین شهروندان مهم مینماید.
۵- ثبت گزارشات به روز از آثار باستانی به عنوان ضمانت اجرایی جهت کوتاه کردن دست سود جویان و هم چنین زیر نظر داشتن ساخت و سازهای درون شهری، نظارت مستمر مسوولین حفاظت از آثار تاریخی شهر یزد با همکاری شهرداری استان از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. که کم کاری در این مورد صدمههای جبرانناپذیری را به مآثر گذشته وارد خواهد آورد.
۶- معرفی آثار تاریخی از طرق مختلف نظیر جذب توریست و گردشگر، چاپ کتب و بازنوشت کتبهای تاریخی، آگاه سازی شهروندان از طریق چاپ نشریات و کتابچههایی به نحوی که در دسترس همگان قرار گیرد.
۷- خریداری هرچه سریعتر خانههای باقی مانده از قرون قبل، اگرچه در این زمینه مساعدتهایی شده اما هنوز خانههایی در اطراف استان و داخل شهر یزد جایگاه نشیمنهای خود را حفظ کرده، به آسانی و به سرعت میتوان بسیاری از این نوع آثار را در آبادیهای دور افتاده که بدون هیچگونه حفاظی رها شده است موزه وار پاسداری کرد. چه بسیار از ابنیه و آثار مهم که از میان رفته است و دیگر نشانی و خشتی و بنیادی از آنها باقی نیست. پس امید است که ثبت و ضبط بقایای آثار به وسیله تمهیدات اندیشیده شده کمکی باشد در حفظ و نگاهبانی آنها و کمک به اینکه همگان بدانند روزی شهر یزد را با نام شهر بادگیرها و عروس کویر میشناختند.
مهدی راستی
وقتی که آسمان بخیل باشد هیج احتیاجی به شیروانی و سیمان و مصالحی از این قبیل نیست. جلوی حرارت آفتاب را با سقف کاهگلی و حصیر و جاجیم میگیرند و بادهای وحشی بیابان را در شکاف بادگیرها میاندازند تا خود به خود از سرعت آن کاسته شود. از بالای پشت بام مسجد جامع که به شهر نگاه میکنید به تعداد خانوادههای یزد بادگیر میبینید. شهر یزد از راه بادگیر تنفس میکند. اما آیا امروز نیز میتوان از پشت بام مسجد جامع به شهر نگریست و سقفهای کاهگلی و بادگیرهای خانهها را مشاهده کرد! مهاجر در مقاله ای با عنوان زیر آسمان کویر مینویسد:« اگر خدایی ناکرده روزگاری زندگی آپارتمانی جانشین زندگی امروز مردم یزد شود باید مردمیپر طاقت تر از آنان به این شهر کوچ داد و یزدیان را رها کرد تا در محل دیگری از کویر برای خود خانه و حیاط و بادگیر بسازند.» فلذا امروز وضعیت به گونهای دیگر رقم خورده است، مردم پر طاقت در دنیای رشد و توسعه نیز دیده میشوند؛ نیازی نیست برای ساختن آپارتمان و هتل و مکانهای تفریحی و تجاری و…. مردمی دیگر سراغ گرفت.
,یزد که تا همین سالهای اخیر محیط کوچک و بستهای بود و فعالیت عمده آن تجارت، در طول سالهای اخیر ناگهان با رشد قابل ملاحظهای در حوزه ساخت و ساز درون شهری روبه رو شد. صاحب صدها کارخانه شد. بهره برداری از معادن بسیار جدی شد و در حال حاضر چندین طرح بزرگ ملی از قبیل طرح فولادهای آلیاژی، استخراج سنگ آهن چادرملو و… موفقیت خود را در عرصه صنعت و معدن به اثبات رسانیدهاند تا آنجا که به جرأت میتوان گفت یکی از قطبهای صنعتی کشور همین کویر سوزان یزد است. نوسازی درون شهری اگر چه ظاهر شهر را با سواد نشان میدهد و با شهرهای توسعه یافته هم سو میگرداند. اما همواره این سوال وجود داشته است که بادگیرها، معماریها و در یک کلام سنتها در میانه این نوسازی و پیشرفت چه جایگاهی را داراست؟ آیا باید بادگیرها را از پای بست ویران کرد تا بتوان آنها را درون قفس آهنین توسعه جای داد؟ آیا اساساً سنتهای شهری در این فضای نامأنوس رشد جایی خواهند داشت؟ آیا میتوان هم سنت و هم مدرنیته را در کنار هم تجربه کرد؟ سوالات بیشماری را میشود قطار کرد… و طبیعی است که نمیتوان و نباید مردم را از مزایای نِعَمِ تمدن جدید محروم کرد. چرا که تمدن و حیاتی نو برجای فرهنگ و زندگی اجتماعی کهن پدیدار خواهد شد، چارهپذیر نیست و آن چه به نظر میرسد نمیتوان بی التفاتی به سنتهای گذشته را درمانی دانست بر آشفتگی هویت جدید امروزین مردمان ایران و یزد که مجموعهای عظیم از مآثر گذشته را در خود جای داده است. با این همه جامعه بیدار نمودی و نمایی و نمادی از سنتها را موزه وار باید نگاه دارد تا لااقل به آیندگان بگوید که زمانی یزد را با «شهر بادگیرها» و «عروس کویر» میشناختند.
,حال که تا اندازهای چشم طمع باره سوداگران از مظاهر فرهنگی یزد دور شده، شورای شهر یزد از کمبود بودجه برای حراست از میراث گذشتگان خبر میدهد و شاید ما را بیش از پیش دچار یأس کنند که واقعاً باید با «شهر بادگیرها» و «عروس کویر» خداحافظی کرد و به جای آن آپارتمانهایی را برگزید که هویتمان را در لابلای بودجههای ریز و درشت بیش از این دستخوش دگرگونی سازند. با وجود این هنوز بارقههایی از امید در نسل امروز هست که بتوان تمهیداتی را گوشزد کرد تا مآثر گذشته را ارج نهاد و در زمانهای که فرسودگی، نوسازیگرایی و … مآثرمان را احاطه کرده نه تنها فرهنگ کهن یزد را بلکه سنتهای ارزشمند ایرانی را مردانه حفظ و حراست کرد.
,۱- مشخص نمودن جایگاه آثار باستانی در برنامههای سیاست شهری خصوصا بخش مربوط به خط مشیهای توسعه اقتصادی؛ به بیان دیگر تعیین حد و حدود مرز قانونی طرحهای زیر ساختی و روساختی نوسازیهای درون شهری که این مهم با همکاری نهادهایی نظیر استانداری، شهرداری و مسئولین میراث فرهنگی امکانپذیر است.
,۲- بررسی مسائل فرسودگی بافت معماری شهری (عواملی نظیر شرایط فرهنگی، زیست محیطی، نوسازی، کارکردی، ارتباطی و …) از سوی شورای شهر یزد که میبایست راهبردهایی متناسب با این مسائل از طریق برگزاری همایشها و سمینارهایی با هدف حفظ ظاهر و سواد شهر اتخاذ کنند و به عرصه عمل آورند.
,۳- بازشناخت آثار سنتی، تاریخی و تعمیر بناها و انتقال این آثار و بناها به موزههای شهری که از اهم وظایف مسئولین میراث فرهنگی و سازمانهای ذیربط میباشد که شاید کمبود بودجه همچنان بر سیل ویرانیهای باستانی بیفزاید.
,۴- ایجاد حس عمومیمشترک بین شهروندان که آثار تاریخی- باستانی بخشی از هویت فرهنگی، تمدنی هر فرد میباشد. بدان معنی که پایدار ماندن ارزشهای والای انسانی، فرهنگی نظیر انسانیت، شرف، بزرگواری، فداکاری، یاری دادن و یاری رساندن، محبت کردن و … همه و همه در پیوندی ناگسستنی با حفظ مجموعه بافت موجود معماری این شهر میسر خواهد شد. نقش تعاملی مطبوعات و رسانههای استانی و کشوری در به وجود آوردن این حس مسئولیت بین شهروندان مهم مینماید.
,۵- ثبت گزارشات به روز از آثار باستانی به عنوان ضمانت اجرایی جهت کوتاه کردن دست سود جویان و هم چنین زیر نظر داشتن ساخت و سازهای درون شهری، نظارت مستمر مسوولین حفاظت از آثار تاریخی شهر یزد با همکاری شهرداری استان از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. که کم کاری در این مورد صدمههای جبرانناپذیری را به مآثر گذشته وارد خواهد آورد.
,۶- معرفی آثار تاریخی از طرق مختلف نظیر جذب توریست و گردشگر، چاپ کتب و بازنوشت کتبهای تاریخی، آگاه سازی شهروندان از طریق چاپ نشریات و کتابچههایی به نحوی که در دسترس همگان قرار گیرد.
,۷- خریداری هرچه سریعتر خانههای باقی مانده از قرون قبل، اگرچه در این زمینه مساعدتهایی شده اما هنوز خانههایی در اطراف استان و داخل شهر یزد جایگاه نشیمنهای خود را حفظ کرده، به آسانی و به سرعت میتوان بسیاری از این نوع آثار را در آبادیهای دور افتاده که بدون هیچگونه حفاظی رها شده است موزه وار پاسداری کرد. چه بسیار از ابنیه و آثار مهم که از میان رفته است و دیگر نشانی و خشتی و بنیادی از آنها باقی نیست. پس امید است که ثبت و ضبط بقایای آثار به وسیله تمهیدات اندیشیده شده کمکی باشد در حفظ و نگاهبانی آنها و کمک به اینکه همگان بدانند روزی شهر یزد را با نام شهر بادگیرها و عروس کویر میشناختند.
,مهدی راستی
,]
ارسال دیدگاه