دلنوشته شهروندگنابادی برای پیاده‌روی اربعین

صدای «یا لثارات الحسین» گوش دشمنان را کَر می‌کند

صدای «یا لثارات الحسین» گوش دشمنان را کَر می‌کند
هر قدم که به زمین می‌کوبی صدای مبارز طلبیدن است؛ دشمن اینجا موی بر تنش سیخ می‌شود؛ دلِ دیدن این همه معشوق حسین را ندارد؛ صدای یا لثارات الحسین گوش دشمنان را کَر می‌کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای‌گناباد، صادق شریفی یکی از شهروندان گنابادی است که هرساله پیش از فرارسیدن اربعین‌حسینی برای شرکت در مراسم معنوی پیاده‌روی نجف تا کربلا به عتبات عالیات سفر می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , ندای‌گناباد, ، صادق شریفی یکی از شهروندان گنابادی است که هرساله پیش از فرارسیدن اربعین‌حسینی برای شرکت در مراسم معنوی پیاده‌روی نجف تا کربلا به عتبات عالیات سفر می‌کند.,

وی با ارسال دلنوشته به تحریریه پایگاه خبری‌تحلیلی ندای‌گناباد فضای معنوی عتبات عالیات را اینگونه توصیف می‌کند:

,

 

,

تپش دل‌ها در اینجا شنیدنیست

,

ملودی‌های قلب‌ها

,

با آهنگ علی، زینب، زهرا و حسین کوک شده‌اند.

,

ریز صداهای قلب، صدای کوبیدن طبل محرم دارند هنوز

,

خون در قلب‌ها بجوش آمده‌است

,

انگار خون هم می‌خواهد پیاده خودش را در پاها به کربلا برساند

,

هر قدم که به زمین می‌کوبی صدای مبارز طلبیدن است

,

دشمن اینجا موی بر تنش سیخ می‌شود

,

دلِ دیدن این همه معشوق حسین را ندارد

,

صدای «یا لثارات الحسین» گوش دشمنان را کَر می‌کند

,

صدای «لبیک یا حسین»

,

از عرب و عجم، فارس و لُر و کُرد و تُرک  شنیده می‌شود

,

گفتم که دلت را همراه کاروان غم و کاروان عشق کرده‌باشم

,

دلت را مهیای محشر کن

,

در محشر عشق، حسین گره گشاست

,

«لبیک یا حسین»

,

همچنین شریفی در وصف شوق پیاده‌روی زائران حسینی که توفیق این سفر را امسال ندارند، این چنین گفت:

,

 

,

باز می‌آید صدای شور و شین

,

ناله‌های عاشقانه با حسین

,

 

,

باز زنگ قافله پُر سر صدا

,

معنیَش اینست بیا تا کربلا

,

 

,

ای که سنگین بار هستی از گناه

,

همره زینب زدِل برگوی آه

,

 

,

گفتم ای یاران بیایید سوی دوست

,

هر که دارد هوس کرببلا بسم الّله

,

 

,

همهمه در دلِ شما افتاد

,

یادتان یاد کربلا افتاد

,

 

,

آن یکی گفت سلام برسان

,

السّلام علیک یا ابا عبدالّله

,

 

,

این یکی گفت خوش به حال دلت

,

حاجتم را زساقیَش بِطلَب

,

 

,

دیگری گفت با دلی پُر تَب

,

دلش آتش گرفت گفت یا زینب

,

 

,

دوستی گفت که افسوس جا ماندم

,

باز هم نشد بِروَم، ماندم

,

 

,

آتش عشق در دلم زبانه کشید

,

همه حاجت بَرم به پیش شاه شهید

,

 

,

انتهای‌پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه