سوگواره ای غم انگیز در لرستان؛
از آرزوهای بر باد رفته ی فروزان تا امن یجیبی برای نسرین
همه ی ما در سوگ از دست دادن دانشجوی ایلامی زانوی غم بغل کرده و برای سلامتی دانشجوی اصفهانی صدای امن یجیبمان بلند است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بازتاب گهر؛ از مرور و بیان اتفاقات شب تلخ و سراسر غم بار لرستان جز سرافکندگی و تاسف به حال مسئولینی که در انجام وظایف خود کوتاهی کرده اند سخنی باقی نمی ماند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بازتاب گهر,هشدارها و عبرت های گذشته و اتفاقات تلخ مشابه این حادثه قبلا هم مشاهده شده بود ولی چه می شود کرد وقتی وجدان های مسئولین خفته در خواب هفت خان است و کسی بیدار نیست.
,

, ,
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
, اولین روز بارانی را به خاطر داری؟, اولین روز بارانی را به خاطر داری؟,غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
,دومین روز بارانی و تگرگ های بی امان را چطور؟
, دومین روز بارانی و تگرگ های بی امان را چطور؟, دومین روز بارانی و تگرگ های بی امان را چطور؟,پیش بینی اش را کرده بود چتر آورده بود ولی من بازی گوشی کردم و غافلگیر شدم.
,و سومین روز "سیل بی امان" را چطور؟
, و سومین روز "سیل بی امان" را چطور؟, و سومین روز "سیل بی امان" را چطور؟,لحظات تلخ و باور نکردنی بود، عبور فروزان از عرض خیابان برای سوار شدن به ماشین، هیچوقت آن صحنه را فراموش نمی کنم، اضطراب و نگرانی در چهره اش موج می زد، صدای باران و بوق های ممتد رانندگان کلافه اش کرده بود، سیل هر لحظه نگرانی ها و ترس فروزان را بیشتر می کرد، چاره ای جز عبور از کانال عریض خیابان نداشت.....
,چند روز قبل تر را به یاد داری؟ منظورم سر کلاس های دانشگاه است؟
, چند روز قبل تر را به یاد داری؟ منظورم سر کلاس های دانشگاه است؟ , چند روز قبل تر را به یاد داری؟ منظورم سر کلاس های دانشگاه است؟ ,ورودی 93 بودیم، رشته ی زیست شناسی، همیشه خندان و مهربان با آرزوهای بزرگ و قشنگ، ولی سیل آرزوهایش را از او ربود، ای کاش تنها آرزوهایش ربوده می شد و او می ماند تا آرزویی دیگر کند ولی افسوس.....
,نمی دانم خواب بودم یا بیدار!
, نمی دانم خواب بودم یا بیدار!,خوانده بودم اگر در خواب ببینید که مثلا پشت پنجره ایستاده اید و می بینید که باران می بارد و در همه جا یکسان فرو می ریزد بسیار خوب است ولی این باران از آمدن یک اندوه و غصه خبر داد.لعنت به خواب هایی که تعبیرشان برعکس است.ما که خواب نبودیم؛ درون ماشین ها و پشت ویترین مغازه هایمان نظاره گر بودیم که باران چگونه بر صورت فروزان می بارد و او چاره ای جز پریدن از کانال مرگ ندارد،ما ایستاده بودیم و فیلم می گرفتیم که ناگهان صدای رعد و برق و بوق های ممتد ماشین ها دوباره بالا گرفت، فشار آب هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد فروزان تصمیمش را گرفته بود و راه را انتخاب کرده بود، خود را کمی جم کرد و......
,از خواب پریدم؛ پلک هایم را چندین بار بر هم زدم و اطرافم را خوب نگاه کردم، لعنت به پر خوری های شب که تا صبح کابوس را هم بسترمان می کند، چه خواب عجیبی بود، آنجا کجا بود؟ همه در حال نظاره کردن و فیلم گرفتن از کسی بودند که بین مرگ و زندگی گرفتار شده بود و چاره ای نداشت.
,می خواستم بخوابم، باور و ترسی عجیب از دیدن ادامه خواب وجودم را فرا گرفته بود؛ یک لحظه یادم آمد که در جایی دیگر خوانده بودم چنان چه شما ایستاده باشید و دیگری را دست خوش چنین بارانی ببینید آن شخص بیمار می شود.با این جمله آرام گرفتم و خوابیدم.
,از آرزوی قشنگ فروزان در دیدار با شهید زنده لرستانی برایمان بگویید؟
, از آرزوی قشنگ فروزان در دیدار با شهید زنده لرستانی برایمان بگویید؟, از آرزوی قشنگ فروزان در دیدار با شهید زنده لرستانی برایمان بگویید؟,هفته ی پیش به دیدار شهید زنده لرستان رفته بود، عشق و باوری عمیق به شهدا و رزمندگان داشت، به همسر شهید گفته بود: آرزو دارم حافظ قرآن شوم. خدا می داند در دل چه آرزویی کرد که خیلی زود از بین ما رفت.
,به اندازه ی چشم بر هم زدنی سیل او را با تمام آرزوهایش برد و ما ماندیم"بدون او
,

, تقاضای دعا و قرائت حمد شفا برای نسرین
, تقاضای دعا و قرائت حمد شفا برای نسرین,ضریب هوشیاری اش به 9 رسیده است؛ ولی محتاج دعای خیر است، برایش امن یجیب و حمد شفایی قرائت کنید تا دوباره جان بگیرد.
,نسرین محمدی اهل اصفهان است که در این حادثه ناگوار مجروح شده و در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان شهدای عشایر بستری است، برای سلامتیش دعا کنید که دعا معجزه است که سرنوشت انسان را تغییر می دهد.
,,
تسلیت به خانواده ی داغ دیده ایلامی و به امید سلامتی و شفای دانشجوی اصفهانی
, تسلیت به خانواده ی داغ دیده ایلامی و به امید سلامتی و شفای دانشجوی اصفهانی,متن انتها ندارد و تا خبر بهبودی نسرین محمدی پایان باز است.....
, متن انتها ندارد و تا خبر بهبودی نسرین محمدی پایان باز است.....,]
ارسال دیدگاه