یادداشت؛

سیاست نوعثمانی‌گرایانه ترکیه پس از کودتا در قبال تحولات منطه غرب آسیا

سیاست نوعثمانی‌گرایانه ترکیه پس از کودتا در قبال تحولات منطه غرب آسیا
گذشت زمان نشان داد که نگرش‎­های مثبت مورد اشاره در خصوص پایان نگاه‌­های هژمونی­‎گرایانه و نوعثمانی­‎گرایانه رئیس جمهور اردوغان و دیگر رهبران حزب عدالت و توسعه به تحولات منطه و به­‎ویژه رابط با ایران و سوریه و عراق نوعی خام اندیشی و سراب بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، پس از پایان کودتا  و بازداشت­ها، تصفیه حساب­های کم‌­سابقه با حامیان جنبش گولن، تحقیر نظامیان و کمالیست­ها، مقام­های ترکیه با دیدار اردوغان با ولادمیر پوتین و سخن گفتن از عادی­سازی روابط با ایران، سوریه و مصر به دنبال ارائه چهره­ای تازه از خود بودند. سفر «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران به ترکیه و دیدار با رجب طیب اردوغان و سفر اعلام نشده «مولود چاوش اغلو» به عنوان وزیر امور خارجه ترکیه به ایران اندکی پس از کودتای ۱۵ جولای ۲۰۱۶ و در نهایت مواضع غافلگیرکننده و شوک‌آور «نعمان کورتولموش»، معاون نخست وزیر ترکیه که در مصاحبه‌ای مطبوعاتی از سیاست کشورش در قبال سوریه به شدت و بی‌سابقه انتقاد و سوریه را منبع درد و رنجی بسیاری توصیف کرد که ترکیه امروزه با آن مواجه است را نشانه­هایی از این تغییر رفتار آنکارا و آغاز فصلی تازه و اصلاح­گرانه در قبال مواضع و رفتار گذشته توصیف کردند. در چهارچوب همین فضای به ظاهر امیدوار کننده معاون نخست وزیر ترکیه در جایی دیگر ابراز امیدواری کرد: بزودی به راه حلی دست می‌یابیم که مورد پذیرش مردم سوریه خواهد بود و این راه­حل جایگزین راه حلی است که از خارج ارائه می‌شود. مهمترین بخش اظهارات کورتولموش آنجا بود که گفت: «اطمینان دارم، زمان پایان جنگ نیابتی در سوریه فرارسیده و ان شالله که به راه حل خواهیم رسید». گروهی بر همین اساس بود که مدعی شدند، این ابراز امیدواری بدون پشتوانه و بی‌پایه و اساس صورت نگرفته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,

 

,

برخی از تحلیل­گران مدعی بودند که شکل­گیری احتمالی دولتی کردی در مرز ترکیه و سوریه برای ترکیه خطری بسیار بزرگ­تر از رژیم اسد است و بنابراین مقامات آنکارا بی­درنگ با در پیش گرفتن منطقی نرم­تر نسبت به رژیم اسد تغییرات مشخصی را وارد سیاست­شان در قبال سوریه کردند. دگرگونی در موضع و تغییر رویکرد ترکیه در برابر بحران سوریه که پیش زمینه‌ها و دلایل آن در روزها و هفته­های ابتدایی پس از شکست کودتا به سرعت درحال متبلور شدن و شکل گرفتن بود، در درجه اول روی آوردن آمریکایی‌ها به کردها به عنوان متحد راهبردی و پیشروی چشمگیر گروه مسلح موسوم به «نیروهای سوریه دموکراتیک» باز می­گشت که اغلب عناصر آن­را کردهای شمال غربی سوریه تشکیل می­دادند و موفق شدند، با بیرون راندن داعش، بر شهر «منبج»، در شمال سوریه سیطره یابند تا به بیم و نگرانی‌های اردوغان از ارتباط دو شهر منبج و عفرین و گذاشتن سنگ بنای منطقه خودگردان کردنشین در نزیکی مرزهایش دو چندان شود. البته پیش از کودتای نافرجام ترکیه، «بینالی ایلدریم»، نخست وزیر این کشور سیاست جدید کشور متبوعش در قبال سوریه را اعلام کرد و گفته بود که آنکارا بازنگری جامع و فراگیری در سیاست خارجی‌اش در قبال سوریه انجام خواهد داد و مهمترین اصل این بازنگری جلوگیری از تشکیل دولت کوچک کردنشین در شمال سوریه است. در ادامه نخست وزیر ترکیه تأکید کرده بود، هر راه حلی که برای بحران سوریه ارائه می‌شود، باید منوط به این دو شرط باشد، بی‌آنکه به موضوع کناره­گیری «بشار اسد» از قدرت یا ادامه حضور وی در این عرصه اشاره کند:

,

 

,

یک: حفظ تمامیت ارضی سوریه

, یک: حفظ تمامیت ارضی سوریه,

 

,

دو: تشکیل نظام حکومتی که در آن تمام طیف‌های جامعه از هر نژاد و مذهبی مشارکت داشته باشند.

, دو: تشکیل نظام حکومتی که در آن تمام طیف‌های جامعه از هر نژاد و مذهبی مشارکت داشته باشند.,

 

,

شرط اول با رد طرح آمریکایی فدرالیته کردن سوریه و تشکیل سه اقلیم در شرق و غرب و شمال که در شمال کردهای سوریه را در بر می‌گیرد، محقق خواهد شد، چون ترکیه مخالف سرسخت آن است. اما تحقق شرط دوم در گرو تشکیل دولت فراگیری است که همه جریان‌ها و گروه‌ها در آن مشارکت داشته باشند و نمایندگان آنها در برابر رئیس جمهوری سوریه سوگند خورده و پیش زمینه اصلاحات فراگیر سیاسی و اقتصادی را فراهم کند و این راهکاری است که روسیه، ترکیه و ایران آن را پذیرفته و تأیید می‌کنند. در این بین کردها به­ویژه کردهای سوریه مهمترین نقش را در نزدیکی تهران و آنکارا و تغییر ریشه‌ای و بنیادین در سیاست ترکیه در قبال بحران سوریه ایفا کردند.

,

 

,

اردوغان تمایل و آمادگی خود را برای مقابله با تهدید روزافزون کردها نشان داد. او سریع و روشن دست به عمل زد زیرا می­دانست که تهدید اصلی برای یکپارچگی کشور ترکیه ممکن است اتحاد شبه نظامیان کرد سوری و عراقی در امتداد مرز باشد. به ظاهر چنین به نظر می­رسد که اردوغان قصد نابودی رویای کردی را داشت. بنابراین آنکارا به عنوان بخشی از بهبود روابط با روسیه به شکلی پرشور از جنگ با دولت اسلامی حمایت کرد به این امید که از منظر آمریکا از مشروعیت برخوردار شود. اردوغان موفق شد که از طریق جنگ هم زمان با کردها و دولت اسلامی مقام و موقعیت خود در منطقه را تقویت کند این اتفاق بدین معنا بود که حتی ماندن بشار اسد در قدرت نمی­تواند تهدیدی برای مقام و موقعیت او باشد.

,

 

,

البته گذشت زمان نشان داد که نگرش­های مثبت مورد اشاره در خصوص پایان نگاه­های هژمونی­گرایانه و نوعثمانی­گرایانه رئیس جمهور اردوغان و دیگر رهبران حزب عدالت و توسعه به تحولات منطه و به­ویژه رابط با ایران و سوریه و عراق نوعی خام اندیشی و سراب بوده است. با دخالت نظامی ترکیه در شمال حلب به نام مبارزه با داعش و در عمل برای حمایت از ارتش آزاد و محدود کردن فعایت­های کردهای سوریه، عملاً اصرار بر تداوم مسیرهای غلط را این بار با انجام رفتارهای تازه نوعثمانی­گرایان حاکم بر آنکاراشاهد بودیم. این اقدام ترکیه با انتقاد ایران و در نهایت تشدید تخاصم تاریخی با کردها منجر شد. البته باید توجه داشت که کردهای سوریه متحد اصلی آمریکا برای مقابله با تروریست­های داعش به شمار می­رفتند.

,

 

,

علاوه بر این، اردوغان و ترکیه در قالبی افراطی­تر از گذشته ضمن گرایش بیشتر به مواضع عربستان سعودی در قبال عملیات آزادسازی موسل و بحران انسانی در حلب رو در روی جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت قرار گرفتند. اردوغان در راستای توجیه مداخله نظامی ترکیه در عراق و سوریه در اواخر ماه اکتبر ۲۰۱۶، مدعی شد مرزهای جغرافیایی این کشور با مرزهای قبلی آن متفاوت است و ترکیه در تمامی سرزمین‌های امپراتوری عثمانی از حق تاریخی برخوردار است! رئیس جمهور ترکیه علاقه ویژه این کشور به تمامی شهرهای تحت سلطه امپراتوری عثمانی را مورد تأکید قرار داد.

,

 

,

مواضع اردوغان در خصوص تلاش برای دخالت نظامیان این کشور در عملیات آزاد سازی موصل، ادعای حاکمیت تاریخی بر این شهر و مخالفت با حضور نیروهای حشد الشعبی شیعه نزدیک به ایران در عملیات آزادسازی موصل از دست داعش باعث کاهش امیدهای اولیه در خصوص اتخاذ مواضعی معتدل­تر از سوی این کشور در قبال ایران، عراق و شیعیان شد. باید توجه داشت که همان گونه که منتقدان حزب عدالت و توسعه معتقدند سیاست خارجی ترکیه از میراث چندین دهه­ی آتاتورک مبنی بر پرهیز از درگیری در خاورمیانه به جز موارد نادری که منافع حیاتی ترکیه در معرض خطر هستند، در حال فاصله گرفتن است (باران، ۱۳۹۳: ۱۲۱). ترکیه پس کودتای جولای ۲۰۱۶ ایران را مهمترین رقیب خود در منطقه در نظر گرفت، ترک‌ها در امری دخالت‌جویانه بر این باور بودند که شیعیان نباید در عملیات موصل باشند. آنها نگاهشان به حشدالشعبی مشابه سران آل سعود برابر با تروریسم بود.

,

 

,

همچنین از نقطه نظر ترک­ها، اختلاف نظرهای اساسی بین بغداد و آنکارا در عدم حضور نیروهای ترکیه در «البعشقیه» اختلاف بین ترکیه و عراق نبود بلکه بین ترکیه و دولت شیعی تحت نفوذ ایران در بغداد بود. از نظر آنها  ایران به دنبال تأسیس یک کریدور متصل امنیتی از عراق، سوریه، و اقلیم خودمختار کردستان است. کنترل این سرزمین­ها به صورت مستقیم یا نیابتی زمینه­های نمایش قدرت منطقه­ای ایران را فراهم می­سازد. آنکارا همچنین بر این باور است که کسب چنین موقعیتی از سوی ایران موجب تضعیف حزب دمکرات کردستان و نیروهای بارزانی و تقویت جایگاه حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق (طالبانی) در اربیل خواهد شد. اتاق فکر اردوغان بر این باور است که ایران بدنبال تسلط بر یک کریدور سرزمینی از طرف سواحل مدیترانه سوریه و لبنان است که موصل می­تواند میانبری استراتژیک در این کریدور قلمداد شود. برداشتی که خواست ترکیه برای بلوکه کردن این مسیر را تقویت کرده است.

,

 

,

اما محرک ناسیونالیستی سیاست اردوغان در خاورمیانه به طور اخص نگرانی مبرم ناشی از جنگ این کشور با کردهای ملی­گرا است که دستاوردهای کردها در شمال سوریه هم به آن دامن زده است. محرک دیگر اصرار ترکیه برای حضور نظامی و سیاسی در عملیات آزادسازی موصل به انگیزه راهبردی ترکیـه برای تسلط و بیشینه­سازی نفوذ خود در موصل بعد از داعش بر می­گردد. برداشت اردوغان این است که با عنایت به ضعف دولت مرکزی عراق و نفوذ در حال افزایش ایران در عراق بعد از ۲۰۰۳، تسلط و گسترش نفوذ سیاسی در موصل به عنوان دومین شهر بزرگ عراق ضروری می­نماید. موضوعی که از الزامات ژئوپلتیکی برای سیاست خاورمیانه­ای ترکیه محسوب می­شود. به همین خاطر است که آنکارا مصرانه از شرکت و داخل شدن گروه­های شبه نظامی مورد حمایت ایران از جمله حشد الشعبی در عملیات موصل انتقاد کرده و به آموزش و تجهیز نظامی گروه­های ترکمن (گروه سلطان مراد)، حشدالوطنی و نجیفی­ها برای ورود به عملیات موصل همت گمارد. اردوغان این نگرانی خود را با گفتمان فرقه­گرایی منطقه­ای بین شیعه- سنی که به باور وی از طرف ایران و دولت مرکزی عراق تقویت می­شود را وارد ادبیات سیاست خارجی ترکیه ساخت.

,

 

,

بر همین اساس بود که برخی از کارشناسان بر این باور شدند که ترکیه جنگ نیابتی را به جنگ مستقیم تبدیل کرده است. البته باید توجه داشت که ارتش ترکیه مخالف سیاست نوعثمانی‌گرایی اردوغان است. این رفتارها با توجه به شخصیت قدرت­طلب و خودشیفته رئیس جمهور اردوغان و ماهیت نگاه الگوی نوعثمانی­گرایی که به دنبال هژمونی منطقه­ای در قالب الگوی اسلام لیبرال و سکولار بود چندان جای تعجب نداشت. به­واقع گرچه که برخی خبرها مدعی اطلاع کودتای ۲۰۱۶ از سوی ایرانی­ها و روس­ها درست چند ساعت پیش از آغاز رسمی آن به اردوغان شدند، اما واقعیت امر حکایت از آن دارد که با رفع خطر کودتا، حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان بر مواضع غیرسازنده و حتی افراطی­تر از گذشته بر علیه ایران، شیعیان و محور موسوم به مقاومت اصرار ورزید و عملاً به سوی سیاست­های فرقه­گریانه سران آل سعود و اعراب خلیج فارس گرایش پیدا کرد. حتی ترکیه بر خلاف مشی گذشته خود در حرکتی رادیکال ضمن حمایت از ادعای مالکیت امارات عربی متحده بر جزیرار تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خلیج فارس عملاً خود را بیش از گذشته در محور ریاض و ضدیت با جمهوری اسلامی ایران قرار داد.

,

 

,

البته تداوم رفتارهای نامتعادل ترکیه در خصوص منطقه سبب شد که در سطح بین­المللی کشورهای مختلف با عدم اعتماد بیشتری به سیاست­های ترکیه در غرب آسیا بنگرند. این بی­اعتمادی را می­توان در ترک سالن سخنرانی رجب طیب اردوغان از سوی رهبران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اواخر سپتامبر سال ۲۰۱۶ مشاهده کرد. امری که انتقادات مخالفین دولت ترکیه را به همراه داشت. به طور مثال «کمال قلیچدار اوغلو»، رهبر حزب مردم جمهوری خواه ترکیه با اشاره به سخنرانی رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در برابر صندلی‌های خالی سالن مجمع عمومی سازمان ملل گفت: به عنوان یک شهروند ترکیه‌ با دیدن چنین صحنه‌ای خجالت کشیدم. اگر به هنگام سخنرانی وی رهبران جهان حضور نداشتند وی در برابر چه کسانی سخنرانی می‌کرد. او افزود: یک رئیس جمهور ترکیه نباید در سازمان ملل در برابر صندلی‌های خالی سخنرانی کند. چنین سخنرانی نشان می‌دهد که دیگر جایگاهی برای ترکیه در جامعه بین­المللی باقی نمانده است. چنین اتفاقی باعث ناراحتی همه ما می‌شود و ترکیه را در جایگاه بدی قرار می‌دهد.

,

 

,

نویسنده: رضا عابدی گناباد- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل سیاسی

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه