شهیدی که خبر شهادتش را امام حسین(ع) به او داد

شهیدی که خبر شهادتش را امام حسین(ع) به او داد
حبیب الله در آن بیابان گل زیبا و خوشبویی را از جیبش در آورد و به دوستش گفت: دیشب امام حسین ع را در خواب دیدم که فرمودند: تو سه روز دیگر میهمان من می شی...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  فرهنگ نگار، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  به نوعی دست آمریکا و متحدانش از ایران کوتاه شد و دیگر نتوانست  مانند قبل در امورات داخلی ایران دخالت کند در این بین عراق به تمام توان نظامی خود به ایران حمله کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فرهنگ نگار,

در ظاهر عراق به تنهایی به ایران حمله کرد ولی در ظاهر تمام قدرت های دنیا پشت عراق بودند و از هیچ کمکی به آنها دریغ نمیکردند و درصدد بودند تا انقلاب نوپای ایران را به زمین بزنند اما جوانان باغیرت ایرانی به فرمان امام در مقابل دشمن متجاوز ایستادند تا یک وجب از خاک کشور را به دشمن ندهند.

,

در این راه ایران شهدای بسیاری داد تا درخت انقلاب قوی تر شود با توجه به این موضوع سراغ خانواده یکی از همین شهدا رفتیم و خلاصه ای از زندگی شهید بناییان را مختصر به شرح زیر آوردیم.

,

شهید حبیب الله بناییان در سال 1336 در محله چهار مردان شهر قم دیده به جهان گشود، او که در آغوش گرم پدر و مادر پرورش یافته بود تحصیلات خود را تا پایان دوره ی ابتدایی با موفقیت سپری کرد. سپس همراه پدر مشغول کار شد تا  بتواند خانواده را در امر معاش یاری رساند.با شروع روزهای انقلاب و آگاه شدن مردم انقلابی او نیز همانند دیگران، فعالیت های خود را آغاز کرد او از جوانان مبارز خیابان شهدا بود و هیچ واهمه ای از شرکت در راهپیمایی ها نداشت .

,

خاطراتی از شهید

,

*یک بار به همراه چهار نفر از دوستانش از دست ماموران ساواک فرار کرد و در حمام منزل شخصی مخفی شد. به دلیل حضور ماموران مجبور شد چند روزی در منزل بماند و حتی مخفیانه از آب و غذا استفاده کند.

,

*هنگام سقوط خرمشهر، با خیانت بنی صدر به کشور، در درگیری ها پای حبیب الله مجروح شد و مدتی در استراحت به سر می برد. هنوز بهبود نیافته بود که دوباره آماده ی رفتن به جبهه شد و در مقابل این اعتراض که با این وضعیت جسمانی ات چرا به جبهه می روی، گفت: نمی توانم بگذارم بنی صدر به کشور خیانت کند و وطنمان را به دشمن بدهد من باید بروم.

,

*حبیب الله دوسال خدمت سربازی را در جبهه ها مشغول مبارزه با نیروهای بعثی بود و پس از آن نیز در جبهه ها حضورمستمر داشت. او می گفت: امام فرموده جبهه ها را خالی نکنید، من هم خواسته ی امام را اجابت می کنم.

,

تاریخ شهادت

,

 او که مبارزه و رشادت در وجودش سرشته بود با تهاجم نیروهای بعثی عراق به مرزهای کشور نوپای اسلامی، سریع عازم خدمت سربازی شد و به خرمشهر رفت و پس از دلاور مردی های فداکارانه اش در تاریخ 29/1/60 در جبهه ی ذوالفقاری آبادان به آسمانیان پیوست تا نمادی دوباره از عشق و ایثار باشد.

,

نحوه شهادت

,

در یکی از عملیات ها، حبیب الله به وسیله ی تانک چهل نفر عراقی را از بین برد، وقتی از تانک خارج شد ، دوستش به سوی او رفت و درباره ی این موفقیت با او صحبت می کرد، حبیب الله در آن بیابان گل زیبا و خوشبویی را از جیبش در آورد و به دوستش گفت: دیشب امام حسین ع را در خواب دیدم که فرمودند: تو سه روز دیگر میهمان من می شی؛ گل را به دوستش داد و گفت: گل را بگیر و بو کن ببین چه بوی خوبی دارد.

,

دوستش گل را از حبیب الله گرفت و هنوز آن را نبوییده بود که به ناگاه گلوله از سمت دشمن به بدن حبیب الله اصابت کرده و وعده ی حق را لبیک گفت و به قافله شهدا ی کربلا پیوست.

,

حبیب الله در گلزار شیخان قم آرامیده است.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه