تحلیلی از یک سفر ؛

نمایشگاه مطبوعات تهران به روایت یک غیر تهرانی!!!

نمایشگاه مطبوعات تهران به روایت یک غیر تهرانی!!!
بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات تهران٬ امسال نیز با شکوه هرچه تمام‌تر برگزار گردید٬ تا آنجا که برگزارکنندگان به جای یک پوستر با چندین و چند پوستر پذیرای علاقه‌مندان به مطبوعاتی شدند که هنوز برای خرید روزنامه و مجله جلوی دکه‌های مطبوعاتی می‌ایستند و دست به جیب هم می‌شوند!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری قشم آزاد ، صدای دلنشین رادیو نمایشگاه کلاً در خدمت چند برند معروف رسانه‌ای کشور بود و از همان آغاز گشت و گذار میان غرفه‌ها٬ تکلیف را روشن می‌کرد که این‌جا تهران است و تهرانی‌ها هم طبق معمول حق آب و گِل دارند!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قشم آزاد,


بزرگ‌ترین بیلبوردها و بزرگ‌ترین غرفه‌ها و رنگین‌ترین هدایا و عریض‌ترین میزها و… البته متعلق به مطبوعات تهرانی بود و هرچه به سمت غرفه‌های شهرستانی‌ها پیش می‌رفتی همه چیز کوچک‌تر و ساده‌تر و مختصرتر می‌شد!

,
,


البته در این بین٬ فاصله جغرافیایی یک شهرستان با تهران نقش حیاتی داشت و هرچه یک استان و شهرستان از تهران دورتر بود٬ غرفه‌اش خلوت‌تر و کم‌نورتر و بی‌رنگ‌تر و کوچک‌تر و کم‌عرض‌تر و… تا جایی‌که بعضی استان‌ها کلاً ناپدید شده بودند و فقط با استفاده از احساسات عمیق انسانی اثری کم‌رنگ از آن‌ها دیده می‌شد!

,
,


شعار نمایشگاه هم انصافاً بسیار برازنده نمایشگاه بود؛ «شفافیت و صداقت»!

,
,


در نمایشگاه به بارزترین شکل ممکن همه چیز شفاف و صادقانه بود! به شکل شفاف معلوم بود که اطلاع‌رسانی و فرهنگ مطبوعاتی مخصوص تهرانی‌هاست و شهرستانی‌ها فقط باید مصرف‌کننده‌ باشند! یعنی اگر یک غرفه از مطبوعات فخیم تهرانی با شهرستانی‌ها مقایسه می‌شد تفاوت آشکار می‌شد٬ آن هم به شفاف‌ترین شکل ممکن!

,
,


چند نفر از شهرستان با هزینه سرسام‌آور ایاب و ذهاب و اقامت در هتل‌های تهران و … اجاره‌بهای غرفه و از همه مهم‌تر معرفی مطبوعه متبوعه در تهرانی که این امکانات به سادگی در اختیارشان است.

,
,


در شهرستان‌ها هم که اساساً چاپخانه و موسسات فنی پیش از چاپ و نیروی متخصص غرفه‌آرایی و تبلیغات وجود ندارند! پس همه چیز در تهران است و در یک مقایسه ساده٬ قدرت رقابت تا این‌جا شفاف‌سازی شد!

,
,


اما در مرحله بعد قدرت‌های غول‌آسای رسانه‌ای کشور٬ مطبوعات محلی را به میدان می‌خواندند آن هم صادقانه! فضای نمایشگاه هم کاملاً شفاف رقابتی بود البته بین چند برند مرکزنشین و مابقی هم به ترتیب دوری از مرکز در صف گفتن جمله‌ی آقا اجازه ما حاضریم! بودند.

,
,


نمایشگاه به منظور معرفی توانمندی‌ها و رفع کمبودها برگزار شد و ظاهراً غرفه‌های نبش راهروها هم که کمبودی نداشتند! و نمایشگاه عرصه جولان توانمندی‌های این رسانه‌ها بود.

,
,


در این بین جای تقدیر و گلایه بسیار است! تقدیر از مطبوعات محلی و مسئولین محلی به ویژه در استان و شهرستان خودمان که با تمام مشکلات و کمبودها وظیفه فرهنگی خود را انجام می‌دهند و گلایه از همشهری‌های خودمان و مسئولین مرکزنشین! گلایه از همشهریان و هم استانی‌های خودمان به جهت بی‌توجهی به مطبوعات محلی و خرید مطبوعات با برندهای معروف٬ و از مسئولین مرکزنشین که حتی در این نمایشگاه هم رعایت حال دست‌اندرکاران فرهنگ مناطق کشور را نکردند.

,
,


جزیره قشم و استان هرمزگان هم با تمام توانمندی‌های خود نتوانست از این نمایشگاه دستاورد قابل ملاحظه‌ای داشته باشد٬ چراکه همه مطبوعات محلی استان دست به گریبان مشکلات اقتصادی‌اند و متأسفانه در شرایط نابرابر و نامناسب باید به رقابت با رسانه‌های پر زرق و برق مرکزنشین بروند٬ در شرایطی که دسترسی به بازار کاغذ و مؤسسات چاپخانه و مراحل فنی پیش از چاپ و … را در اختیار ندارند و مشکلات دیگری مانند حمل و نقل و دیر رسیدن اخبار و عدم نظارت بر کیفیت مراحل پیش از چاپ و پس از چاپ و … را پیش‌رو دارند.

,
,


نمایشگاه مطبوعات تهران نمای کلی از وضعیت مطبوعات کشور بود ، صحنه‌هایی که هر روز مقابل کیوسک‌های مطبوعاتی با آن روبرو هستیم و خریداران به جای پرداخت یک‌هزار تومان برای خرید اکثر روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های شهرستانی٬ گاهی با پرداخت بهایی کمتر روزنامه‌ای با برند معتبر می‌خرند! و گاهی با پرداخت بهایی بسیار بیشتر مجله‌ای با برند معروف! اما مطبوعات آشنای بومی منطقه خود جایی در سبدشان ندارند چراکه رنگ و شکل و شمایل و… مهم‌تر است!

,
,


گفتنی راجع به این نمایشگاه بسیار است و تا همین‌جا همه‌اش شد گلایه! اما خوشحالیم که باز هم می‌توانیم با همشهری‌هایمان و با مسئولین هم‌دل شهرمان٬ خبری و گزارشی و رویدادی را به اشتراک بگذاریم و از بودن میان همان اندک همراهان به خود ببالیم.

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه