یادی از شهید حسین خرازی در آستانه اربعین حسینی؛

سردار بی نشانی که نشان از علمدار کربلا دارد

سردار بی نشانی که نشان از علمدار کربلا دارد
به مناسبت سالروز آزادسازی سوسنگرد و در آستانه اربعین حسینی، از پرچم دار لشکر امام حسین (ع) در دفاع مقدس یاد کردیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان قم،در دنیائی که همه ی ژنرال ها و فرمانده هانش از تعداد درجات روی سینه و شانه شناخته میشدند، او در کمال فروتنی و تواضع ، بدون وجه تمایزی بابقیه فقط یک لباس خاکی برتن داشت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از, زنان قم،, زنان قم،, زنان قم,

 

,

, ,

اگر میان جمعیت احوالش را میگرفتی یا می بایست خبر مأموریتی از ستاد رابه فرمانده برسانی، سخت بود که میان جمعیت بتوانی تشخیصش بدهی که کدامیک رزمنده ساده است وکدام فرمانده، رفتم میان شلوغی و گفتم آقا وقت بخیر ،سلام...

,

و علیک السلام ،بفرما برادر... ببخشید به من گفته اند باید این نامه بدست فرمانده لشگر امام حسین علیه السلام برسد، پس کجاست این فرمانده شما؟؟

,

گفت : آهان! فکر کنم شما با حسین آقا کاری داشه باشی، خب برو کمی جلوتر پیدایش خواهی کرد .

,

یک نشانی به من داد که تازه فهمیدم اینجا هم فرماندهان را باید اینگونه شناخت ،گفت : کمی که قدم بزنی او را خواهی دید لباسش یک آستین آویزان دارد قشنگ از بقیه معلوم است.

,

, ,

گفتم آستین آویزان؟ یعنی باید دنبال کسی بگردم که یک دست ندارد ، درسته!؟

,

 گفت : بله، برو خدا به همراهت، راه افتادم ولی یکدفعه فهمیدم براستی که فرمانده باید فوق درجه داشته باشد و به یادم خطور کرد داستان فرمانده بی رقیب کربلا را ، نه فقط سردار میمنه و میسره بلکه همه کاره ی رایت و جلودار سپاه ولشگر، آن هم در مقابل امام و مولایش، او نیز والاترین درجات را در همان حیاتش کسب کرد .

,

 اصلأ فرمانده که باشی لازم است با بقیه فرق کنی ،لاجرم باید فرمانده باشی و دو دست خود را بعنوان دستاویز و سبب شفاعت در روز محشر فدا کنی، آری درست است باید فرمانده باشی و چشمانت را بگیرند تا راه ترکش سهمگین نگاهت بسته شود ،باید فرمانده باشی و باعمود سنگین سرت را نشانه روند تا فکر و خیال عشق بازی با معشوق از ذهنت بپرد، اصلأ باید فرمانده خودش را برای قطعه قطعه شدن آماده کند تا قبرش هم نشانه ای داشته باشد بر فضل و درجه دار بودن او...

,

عجیب شده بود  در مسیر رسیدن به خرازی ،یاد جان فشانی های حضرت عباس علیه السلام  افتادم و طعم آسمانی بودن نامه ی در دستم را چشیدم، بله وقتیکه الگو عباس میشود و تو بخواهی خودت را به غبار پایش برسانی باید قدم درجای پای او بگذاری تا خنکایی از طراوت دریایی اش به مشامت برسد، باید مثل خرازی فرمانده باشی و ادب پیشه کنی و به عنوان هدیه پیشکش بر جانت ، اول دستانت را بفرستی.

,

بالاخره رسیدم بهش، سلام ،شما حسین آقای خرازی هستید؟؟

,

سلام بله خودمم بفرمایید!

,

یک نامه داشتید ، گفت : چی ! نامه؟؟ از کجا؟!!

,

بله، یک دعوتنامه است از جانب خدا برایت، آماده باش بزودی مصداق عند ربهم یرزقون خواهی شد.

,

, ,

 او خیلی خوشحال شد انگار که بال پرواز پیدا کرده بود، قبل از عملیات به همه رزمنده هایی که جانانه در جبهه ها حاضر شده بودند خطاب کرد، بدانید امشب در این نبرد همه شهید خواهند شد ، پس از همین الان اگر کسی هنوز نتوانسته قید دنیا را بزند و یا به هر دلیلی هنوز آمادگی شهادت در راه اسلام را ندارد، توی این تاریکی شب،همه ی چراغها را خاموش میکنم و او میتواند بدون سر و صدا برگردد و برود، اما چه زیبا بود وقتیکه چراغها روشن شدند، نه تنها هیچکس نرفت بلکه همه با صلابت در جاهایشان نشسته بودند.

,

سلام بر یاران سالار کربلا در شلمچه ها، چزابه ها، دو کوهه ها،سوسنگردها ،طلائیه ها ، اروندها و خرمشهرها ...

,

کجایند شهیدانی که پیمان آهنین را با نائب امام خود نشکستند و با سرفرازی جام شیرین شهادت سر کشیدند، کجایند این شهیدان غرق در معرفت که سال شصت و یک هجری میان خیمه ی ارباب خود باشند و درس ایثار و مردانگی را به مرتبه ظهور رسانند و آن لحظه که مولایشان چراغ خیام را خاموش میکند،بجای رفتن و تنها گذاشتنش، بمانند و فریاد لبیک یاحسین سر دهند.

,

السلام علیک یا انصار ابی عبدالله

,

 

,

سید محمدصادق اسلامی

,

انتهای پیام/ 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه