یادداشت/

آقای علی مطهری!! شما (نام) مطهری بزرگ را به ارث برده اید،(مرامش) را چطور؟

آقای علی مطهری!! شما (نام) مطهری بزرگ را به ارث برده اید،(مرامش) را چطور؟
کاش علی مطهری بدان حد بزرگ و با صلابت بود که می توانست پارسایی را با فراست و سیاست درآمیزد. او گرچه سودایی چنین بزرگ در سر دارد اما افسوس که چنین بودنی را نتواند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از درسیاهکل، مهدی کوچک پورعضو انجمن جامعه شناسی ایران در یادداشتی نوشت: در ابتدای کلام، بی پیرایه و پاک و صریح و رها از هر لفافه و درست به سیاق حمیده ی جناب دکتر مطهری عزیز، دیدگاهم را در مورد ایشان اعلام و اعلان میکنم:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, درسیاهکل,

به همان میزان که به دیانت، صداقت و نجابت آقای علی مطهری مومن و معتقدم، به ذکاوت و فراست و درایت ایشان مشکوک و معترضم!!! و اما بعد:
“مطهری” نامی بزرگ است که شخصیتی سترگ را حکایت میکند. هموکه “نور چشم” حضرت روح الله(ره) و امید آن خدایی مرد به عرش رفته برای آینده بود. آری آری اینک اما سخن از علامه شهید و شهیر، فیلسوف متاله، مطهری بزرگ هست و نیست!! هست از آن رو که از نام بزرگش میگوییم که به گرامی فرزندشان (جناب علی مطهری) به ارث رسیده و نیست بدان سبب که “مطهری کوچک” مرام سترگ مطهری کبیر را همسان نام بزرگ ایشان به ارث نبرده است و کاش می برد که گر می برد، می برد!!! اینجا و اکنون نه از مطهری بزرگ و شهید و شهیر، که از مطهری کوچک و البته شهره و شهیر سخن می گوییم. شهره مردی که تا چندی پیش علیرغم شهرت، گمنام بود و ناشناخته، اما اینک هرجا که می رویم سخن از او و دسته گلهاییست که دمادم به آب می دهد، همه جا از او میگویند از بیست و سی تا بی بی سی!!!
دکتر علی مطهری را می گویم، نماینده منتخب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و البته نایب رئیس این مجلس. مرد پاک دلی که در صداقت و دیانتش هیچ تردید نتوان کرد. او هرآنچه میگوید از سر باور است و اعتقاد، و این البته نیکو خصلتی است که در سیاسیون زمانه ما یافت می نشود جزء در قلیلی که بر قله دیانت و تهذیب، غنوده اند و سیاست ورزیشان، استواری بر سبیل تعبد و تقرب است و نه جلوس بر سریر تزویر و تقلب!! نامهذبانی که به تهذیب حکم میکنند و بر تزویر عمل، و تو خود نیک می دانی که چه میگویم و مقصودم کدام نانیکانند، و مرا همین بس که تو نانیکان را نیک بشناسی!!!
دکتر مطهری قصه ما در دنیای دو قطبی سیاست ایران اکنون، نه این طرفی است و نه آن طرفی. فی المثل با کیل مشهور(۸۸) اگر او را بسنجیم، نه با فتنه گران هم آوایی کامل دارد و نه با فتنه خوانان زیر یک کرسی می نشیند! او خود است و خدا و دلی پاک و اعتقادتش. اما این همه که گفتم همه علی مطهری نیست!! دکتر علی!!! که میراث دار نام یک چهره جریان ساز و عظیم القدر فرهنگی _ فلسفی و علمی است، چنان بنظر میرسد که گویی در برزخ بین دنیای پاک فرهنگ و عقیده از یک سو و دنیای پلشت خدعه و سیاست(از نوع رایجش را میگویم و نه از آن نوع که عین دیانت است) از دگرسو معلق مانده است. او اگرچه چونان پدر اندیشمند و پارسایش از نبوغ لازم برای سیادت و سروری در عرصه خطیر فرهنگ و اندیشه ورزی برخوردار نیست( و به همین دلیل علیرغم پدر، در عرصه ی فرهنگی تاکنون کالای فکر پرور و چشم نوازی عرضه نکرده است، نه کتابی که اهل نظر را خوش آید و بدانش بشناسند و نه مقاله ای و قالی که قیلی از اندیشمندان برانگیزاند).
او هم چنین از کیاست و فراست درخور که شرط محتوم ورود به دنیای سیاست است، بهره چندانی ندارد. اما نکته مهم از نگاه نگارنده در باره علی مطهری این است که وی سودای فرهنگی سازی دنیای سیاست را در سر می پروراند و این البته آرمان مقدسی است. او میخواهد در دنیای تزویرآلود سیاست، به عملکرد دین مدارانه و رویکرد اخلاق محور، مقید باشد. اما از آنجا که تقید به منش پاک در بستر ناپاک سیاست، هم به استعداد و نبوغ عالی نیاز دارد و هم به بینش و بصیرت برتر برآمده از تهذیب و تفکر، و چون مطهری کوچک از این ملزومات محتوم به حد کفایت بهره مند نیست، از همین روست که جناب دکتر مطهری عزیز علیرغم آرمان ارجمندی که در سر دارد، به واسطه ی آن ملزوماتی که در سر ندارد!( نبوغ و بصیرت برتر)، کسی را ماند که قرار است و بر آن است تا از طنابی سخت باریک و سست بگذرذ و بگذراند، اما چون خود همان نیست که مرد رهش خوانند، حتی در بزرگراهی عریض(طناب سخت سست بماند) حرکتی نامتعادل و پر اعوجاج را به نمایش میگذارد!!. او مدام به در و دیوار می کوبد و از طنین کوباندنهای پرقیل و قالش شاید گمان برد که چه نیکو می راند و می رماند، اما او در این تصور نیز اشتباه میکند.
کلام آخر:
کاش علی مطهری بدان حد بزرگ و با صلابت بود که می توانست پارسایی را با فراست و سیاست درآمیزد. او گرچه سودایی چنین بزرگ در سر دارد اما افسوس که چنین بودنی را نتواند. کاش مطهری عزیز ردای خضر از تن برکند و در راه تحقق آرمان ارجمندش خضر زمان بشناسد و به او اقتدا کند.
چنین باد و غیر این مباد
انتهای پیام/

,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه