به مناسبت هفته بسیج؛

خاطرات نسل سومی ها از بسیج/بسیج همچنان پر شور و نشاط

خاطرات نسل سومی ها از بسیج/بسیج همچنان پر شور و نشاط
مرور خاطرات بسیجی های نسل سومی بعد از جنگ،گرچه شباهتی به خاطرات جنگ رزمندگان ندارد ولی شنیدن بعضی از این خاطرات خالی از لطف نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش زنجانم, مرور خاطرات بسیجی های نسل سومی بعد از جنگ،گرچه شباهتی به خاطرات جنگ رزمندگان ندارد ولی شنیدن بعضی از این خاطرات  خالی از لطف نیست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,

یادمه اولین روزی که رفتم پایگاه مقاومت محل برای ثبت نام، یه آقایی که اونجا بود برگشت گفت:«آره بسیج خیلی خوبه فردا سر کاری چیزی خواسته باشی بری و نیاز به تأیید از جایی داشته باشی خیلی به دردت می خوره» منم که بعد از خواندن کتاب های «دکتر شریعتی» و بعدش شهید بزرگوار «استادمطهری» بهترین جایگاه برای فعالیت را بسیج می دانستم خیلی بهم برخورد صاف برگشتم بهش گفتم: «ولی من به خاطر این چیزها نیست که اومدم اینجا ادامه دادن راه مردان بزرگ گذشته من را به این راه کشاند» خلاصه طرف رو شستیم گذاشتیم کنار  بعدها ولی خیلی با هم رفیق شدیم، فهمیدم سرباز و سید، دل پاکی داره و منظوری از حرفاش نداشته فقط می خواسته به قول بچه ها گفتنی: «جذب» کنه!

,

۴۰۵۱۵
یادش به خیر اولین میدان تیری که رفته بودیم هیچ وقت یادم نمیره به دسته های ۲۵ ـ ۲۰ نفری تقسیم شده بودیم جو، یه جوری بود که یه رقابتی بین بچه ها درست شده بود مسابقه دو گذاشتیم با پای برهنه توی سنگ و خار ولی ما برنده شدیم با اختلاف دو سه ثانیه تیراندازی هم بد نبود دفعه اول گوش آدم کر می شد ولی بعدها عادی خلاصه توی اون اردوی یک روزه خیلی خوش گذشت فقط یه خاطره اش بد بود و اینکه ناهار من به سرقت رفت بعدها فهمیدم برو بچه ها به این کار میگن «تک» زدن و توی بسیج آزاده و حلال ما هم به دل نگرفتیم و حلال کردیم.

, ۴۰۵۱۵, ۴۰۵۱۵,
,

img_4638_0
هنوز شیرینی آن خدمت زیر زبان من هست روزی که برای مبارزه با فلج اطفال با وزارت بهداشت همکاری کردیم قطر ه های جادویی رو توی دهان بچه ها رها کردیم شاید بچه هایی که اون روزها زیر پنج سال سن داشتند الان یادشون نیاد که فلج اطفال چه طوری توی ایران ریشه کن شد و دولت ایران به خاطر این اقدام از طرف سازمان یونسکو مورد تشویق قرار گرفت ولی ما یادمون هست و به این حرکت هنوز می بالیم البته بسیج هنوز هم از این کارها می کند نمونه اش بسیج سازندگی که خدمات خیلی خوبی به کشور و مردم کرده اند.

, img_4638_0, img_4638_0,
,

kh-91-8-10d
مادرم میگفت:«تو قبول نمی شوی آدمی که همه وقت آزادش را توی پایگاه تا نیمه شب بگذرونه.»
پدرم هم در تأیید فرمایشات مادر ادامه داد: «تازه رشته ریاضی که خیلی سخت تره.»
خلاصه نتایج را که زدند از لبخند روی لب هایم همه فهمیدند دانشگاه قبول شده ام ولی من از اینکه توی این مدت به نام بسیج و به خاطر پایگاه رفتن پدر و مادرم را ناراحت کرده بودم هنوز هم احساس عذاب وجدان دارم می بینید خیلی از بی تدبیری های ما بسیجی ها باعث برداشت بد از نام بسیج و بسیجی می شود.

, kh-91-8-10d, kh-91-8-10d,
,
,
,

۳۹۵۷۷

, ۳۹۵۷۷, ۳۹۵۷۷,

نام من سربازکوی عترت است

,

دوره آموزشی ام هیئت است

,

پادگانم چادری شد وصله دار

,

سردرش عکس علی(ع) باذولفقار

,

ارتش حیدرمحل خدمتم

,

 بهرجانبازی پی هرفرصتم

,

 نقش سردوشی من یافاطمه(س) است

,

قمقمه ام پرزآب علقمه است

,

افسرمافوقم عباس علی(ع)

,

گرچه شدفرمانده ام غایب ولی

,

دلخوشم برنائبش سیدعلی

,

«رزمنده بسیجی سیدعلی ح. د.»

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه