شرح شهادت امام رضا (ع) :
یوسفی در دستگاه فرعونیان/شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامی
امام رضا علیه السلام در روز آخر صفر بر اثر زهر مسموم و دعوت حق را لبیک گفت و به اجداد پاکش پیوست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنجانم, تاریخ شهادت حضرت امام رضا (ع) امسال در روز چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵ برابر ۳۰ صفر ۱۴۳۷ می باشد.امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در یازده ذیقعده ۱۴۸ ق در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر بزگوار آن حضرت، امام موسی کاظم علیه السلام نام مبارک او را «علی» گذاشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,کینه آن حضرت «ابوالحسن» و مشهورترین لقبش «رضا» است. دیگر القاب آن امام همام عبارتند از: «صابر»، «فاضل»، «رضیّ»، «وفّی»، «صدّیق»، «زکی»، «سراج اللّه» و «نورالهدی».
,دستیار علمی و فرهنگی پدر
,امام رضا علیه السلام نقش به سزایی در توسعه حوزه معارف اسلامی و تربیت شاگردان برجسته داشت. آن حضرت با انجام دادن و پی گیری کارهای پدر، پشتوانه علمی استواری برای پیش برد آرمان های فرهنگی خاندان رسالت بود. امام موسی کاظم علیه السلام آن حضرت را حتی در زمان حیات خودشان در بسیاری از امور به عنوان وکیل و نماینده خود معرفی می کرد، و از نوع توجه امام موسی بن جعفر علیه السلام به حضرت رضا علیه السلام همه شیعیان می فهمیدند که آن حضرت یگانه دستیار امین و مورد اعتماد پدر است که در همه امور محول شده به صورت شایسته وظیفه خویش را به انجام می رساند.
,سرپرستی امور هنگام زندانی بودن پدر
,در تمام مدتی که امام موسی کاظم علیه السلام در زندان خلفای عباسی بود، امام رضا علیه السلام بودند که در غیاب پدر به رسیدگی امور می پرداخت. گرچه هنوز به مقام امامت نرسیده بودند، ولی کارهای امام را به نمایندگی از پدر انجام می دادند و نقش بسیار مهمی در نگهبانی از فرهنگ و فقه تشیّع و حفظ شاگردان و هدایت شیعیان داشتند. در چنین وضعیتی امام رضا علیه السلام به امور فرهنگی، اجتماعی و مذهبی شیعیان رسیدگی می کردند، به سؤالات فکری و اعتقادی آنها پاسخ می داد و خلأ غیبت پدر را پر می کرد و مایه دل گرمی و تسلّی خاطر مراجعین بود، و در عین حال اهداف پدر را دنبال نموده، به افشاگری بر ضد طاغوتیان می پرداختند.
,دعوت مأمون از امام رضا علیه السلام برای رفتن به خراسان
,مأمون عباسی که خلافت خود را از چند طریق مورد تهدید می دید، تصمیم به آوردن امام رضا علیه السلام از مدینه به مَرْو گرفت تا با پیشنهاد خلافت یا ولایت عهدی به امام رضا علیه السلام ، مقداری از فشارها و تهدیدهای احتمالی از سوی علویان و ایرانیان را فرو نشاند و مردم با دیدن حضور امام رضا علیه السلام در دستگاه خلافت مأمون، از شورش و مخالفت منصرف شوند. مأمون در اجرای این تصمیم، چندین نامه و پیام دعوت به امام فرستاد. امام علیه السلام این دعوت ها را رد می کرد، ولی مأمون با اصرار و پافشاری بسیار، امام علیه السلام را ناگزیر کرد که به سوی خراسان حرکت کند. مأمون گروهی را به فرماندهی «رَجاء بن ابی ضحّاک» مأمور آوردن امام رضا علیه السلام و همراهانشان از راه بصره و اهواز و فارس کرد.
,ناخشنودی امام رضا علیه السلام از سفر به خراسان
,شواهد بسیاری در دست است که امام رضا علیه السلام از سفر به خراسان ناخشنود بود و پیوسته ناخشنودی خود را برای مردم آشکار می فرمود و با این روش، حجّت را بر مردم تمام می کرد، تا فریب ترفند مأمون را نخورند و بدانند که او فریب مأمون را نخورده؛ بلکه برای مصلحت اسلام و مسلمین این سفر را پذیرفته است. ردّ دعوت مأمون در چندین نوبت، وداع امام با افراد خانواده و بستگانش و دعوت آنان برای گریه بر حضرت هنگام خروج از مدینه نشانه ناخشنودی حضرت از سفر به خراسان است.
,ولایت عهدی اجباری
,امام رضا علیه السلام با قبول ولایت عهدی اجباری هم چون امام حسن علیه السلام که صلح تحمیلی معاویه را پذیرفتند به مردم فهماندند که سیاستش از سیاست مأمون کاملاً جداست و در گفت وگو با مأمون درباره خلافت، با کمال صراحت به مأمون فرمود: «تو چکاره ای که خلافت را به من واگذاری؟ اگر خلافت را خدا به تو داده، تو نمی توانی آن را به دیگری واگذاری، و اگر خدا به تو نداده، چه حقّی داری که درباره آن تصمیم بگیری».
,یوسفی در دستگاه فرعونیان
,یاسر خادم امام رضا علیه السلام می گوید: پس از آن که ولایت عهدی امام رضا علیه السلام استقرار یافت، دیدم که امام علیه السلام دست هایش را به سوی آسمان بلند کرده، به خدا چنین عرض کرد: «خدایا، تو می دانی که من در مورد قبول ولایت عهدی ناگزیر شدم. پس مرا مورد بازخواست قرار نده، چنان که بنده و پیامبرت یوسف علیه السلام را هنگامی که حکومت مصر را به دست گرفت، بازخواست نکردی».
,اقامه نماز عید فطر از سوی امام رضا علیه السلام
,پس از پایان مجلسی که به مناسبت ولایت عهدی امام رضا علیه السلام در پنجم رمضان سال ۲۰۳ ق تشکیل شده بود، مأمون از امام خواست که نماز عید فطر را اقامه کند. ولی آن حضرت این کار را نمی پذیرفت. سرانجام امام رضا علیه السلام به مأمون پیغام داد که «اگر بناست من نماز بخوانم، من مانند روش پیامبر و امیر مؤمنان علی علیه السلام نماز می خوانم». مأمون در پاسخ گفت: «شما مختارید هرگونه که دوست دارید نماز را به جای آورید».
,امام رضا علیه السلام هم چون پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم با پای برهنه و عصا در دست از منزل بیرون آمد. هنگامی که روسا و لشکریان دیدند که امام رضا علیه السلام با کمال تواضع و با پای برهنه از خانه بیرون آمده، از مرکب هایشان پیاده شدند و کفش ها را از پا درآوردند. و با پای برهنه همراه امام حرکت کردند. حضرت در هر ده قدم می ایستاد و سه تکبیر می گفت. زمین و زمان با تکبیر آن حضرت همنوا شده بود. مأمون از هیبت و شکوه نماز امام به وحشت افتاد و به امام پیام فرستاد که «ضرورتی ندارد نماز بخوانید. بهتر است که برگردید». لذا حضرت رضا علیه السلام مجبور شدند که از اقامه نماز خودداری کنند. بدین ترتیب مأمون از اقامه نماز امام جلوگیری کرد.
,شهادت جان سوز امام
,مأمون که برای حفظ حکومت خود امام رضا علیه السلام را از مدینه به مرو آورده بود و با ترفندهای خود و اطرافیان به اهداف خود نرسیده بود، وقتی که رفتار و قاطعیت آن حضرت را دید، دریافت که گفتار و رفتار آن حضرت در نهایت موجب ضعف و تزلزل حکومت او می شود و از سوی دیگر عباسیّان همواره در مورد ولایت عهدی امام رضا علیه السلام مأمون را تهدید می کردند و به او هشدار می دادند. در نتیجه وی تصمیم گرفت که آن حضرت را به گونه ای از میان ببرد. ولی کاملاً مراقب بود که این عمل به طور کاملاً محرمانه انجام گیرد تا مسئله جدیدی برای حکومتش پیش نیاید. لذا با مسموم کردن آن حضرت به هدف خود رسید. امام علیه السلام در روز آخر صفر بر اثر زهر مسموم و دعوت حق را لبیک گفت و به اجداد پاکش پیوست.
,دفن شبانه و مظلومانه امام رضا علیه السلام
,مردم و دوستداران آن امام وقتی که خبر شهادت حضرت را شنیدند ازدحام کردند و گفتند که مأمون با نیرنگ امام علیه السلام را کشته است. مأمون شخصی را نزد مردم فرستاد و گفت تشییع جنازه به فرصتی دیگر موکول شده است. مأمون از ترس این که آشوبی برپا شود مردم را با این ترفند متفرق کرد و دستور داد جنازه آن حضرت را شبانه غسل دادند و به خاک سپردند.
,انتظار امام از شیعیان
,محدث قمی رحمه الله از حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام روایت می کند که، امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود: «ای عبدالعظیم، سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو وسوسه های شیطانی را به خود راه ندهند و در زندگی راستگو و امانت دار باشند. راجع به چیزهایی که برایشان فایده ای ندارد سکوت کنند و جدال نکنند. با یکدیگر رفت و آمد نمایند؛ زیرا این عمل موجب تقرب به من می شود. حیثیت و آبروی خود را از بین نبرند که هرکس آبروی کسی را بریزد و از این راه یکی از دوستان مرا به غضب آورد، دعا می کنم که خدا او را در دنیا و آخرت به عذاب دچار سازد و در آخرت از زیان کاران به شمار آید».
,شاگردان برجسته امام رضا علیه السلام
,امام رضا علیه السلام در مدینه و در حوزه درسی خود شاگردان بسیاری را جمع کرده، به تربیت آنها مشغول بودند؛ شاگردانی که به گرد شمع وجود آن بزرگوار اجتماع می کردند و از علوم آن حضرت بهره مند می شدند. یکی از شاگردان آن حضرت «زکریّا بن آدم» است که نمایندگی امام علیه السلام را در قم عهده دار بود. امام رضا علیه السلام در نامه ای به او می نویسند: خداوند به سبب وجود تو بلا را از شهر قم دور می سازد، چنان که بلا را به علت وجود امام کاظم علیه السلام از مردم بغداد برطرف می گرداند». از دیگر شاگردان برجسته آن حضرت می توان از یونس بن عبدالرحمن، صفوان بن یحیی، حسن بن محبوب و علی بن میثم نام برد.
,شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامی
,در میان نقل قول هاى گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع) ، مشهورتر آن است که حضرت در روز جمعه ، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجرى قمرى به شهادت رسیده ، در حالى که ۵۵ سال از عمر مبارک امام سپرى شده است . در روایتی از اباصلت آمده است : « مأمون ، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور کرد از انگور بخورد . آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد . » درباره نحوه شهادت امام رضا (ع) ، بیشتر عالمان شیعه و همچنین تعداد زیادی از علمای اهل سنت ، قائل هستند که آن حضرت مسموم و شهید شده است . البته درباره عامل شهادت امام هشتم ، اختلاف نظرهایی وجود دارد ؛ اما قول مشهور این است که آن حضرت ، توسط «مأمون» خلیفه عباسی مسموم و به شهادت رسید .
,برخی از علمای اهل سنت بر این نظرند که مأمون ، امام رضا (ع) را مسموم نکرده است و برای این گفته خود دلائلی هم ذکر میکنند . از جمله آن دلائل این است که مأمون دختر خود را به همسری امام جواد (ع) درآورد . مأمون به برتری امام رضا (ع) در برابر علما استدلال میکرد . بعد از درگذشت امام رضا (ع) مأمون بسیار ناراحت و غمگین بود و ... در ادامه خواهیم گفت که به هیچ یک از دلائل در این رابطه نمیتوان استناد کرد . همچنین عدهای از علمای اهل سنت نیز بر این باورند که امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنایت ، عباسیان اما شخصی غیر از مأمون ، بوده است . برای مثال ؛ ابنجوزی میگوید : « وقتی عباسیان دیدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولایتعهدی) و به دست علویان افتاد ، امام رضا (ع) را مسموم کردند . » این قول نیز چندان صحیح به نظر نمیرسد ؛ زیرا « بیشتر مورخان و راویان اجماع دارند که مأمون سم را به امام (ع) داده نه غیر او . » همچنین روایات مستندی از امام رضا (ع) وارد شده است که در آن ، حضرت شهادت خود را پیشگویی کرده و عامل این جنایت را مأمون دانسته است . امام رضا (ع) به هرثمه بن اعین میگوید : « موقع مرگ من فرا رسیده است . این طاغی (مأمون) تصمیم گرفته مرا مسموم کند ... » عدهای از پژوهشگران معتقدند که شورش عباسیان در بغداد و تصمیم مأمون برای حضور در این شهر ، سبب شد تا اطرافیان این خلیفه به وی هشدار دهند که در نبود وی و حضور ولیعهد ـ که منظور امام رضا (ع) بود ـ کار حکومت به مشکل برخواهد خورد و به همین دلیل ، مأمون ، امام رضا (ع) را به شهادت رساند . به نظر میرسد انگیزه اصلی مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) همین مطلبی باشد که ذکر شد . چرا که قیام عباسیان در بغداد جز به خاطر ترس از روی کار آمدن علویان نبوده است .
,طبری مینویسد : « مأمون نامهای به بنیعباس در بغداد نوشت و مرگ علی بن موسی (ع) را به آنان اعلام کرد و از آنان خواست که به اطاعت او درآیند ؛ زیرا دشمنی آنان با او جز با بیعت وی با علی بن موسی (ع) نبوده است . » از دیگر موجباتی که مورخان در قتل امام رضا (ع) ذکر کردهاند ، کینهای میدانند که مأمون از امام رضا (ع) به دل گرفته بود . طبرسی مینویسد : « علتی که موجب شد مأمون ، امام رضا (ع) را به شهادت برساند ، این بود که آن حضرت بیمحابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام میکرد . در بیشتر موارد در مقابل او قرار میگرفت که موجب عصبانیت و کینه او می شد ... » همانگونه که بیان شد ، از نظر روایات شیعی ، شکی نیست که مأمون ، حضرت رضا (ع) را مسموم کرد . اما اینکه کیفیت این عمل چگونه بوده است ، چند نوع روایت وجود دارد که به آنها اشاره میکنیم .
,روایتی را شیخ مفید از عبدالله بن بشیر نقل کرده که عبدالله گفت : « مأمون به من دستور داد که ناخنهای خود را بلند کنم ... سپس مرا خواست و چیزی به من داد که شبیه تمر هندی بود و به من گفت : این را به همه دو دست خود بمال ... سپس نزد امام رضا (ع) رفت و به من دستور داد که انار برای ما بیاور . من اناری چند حاضر کردم و مأمون گفت : با دست خود آن را بفشار . من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانید و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار ، دو روز بیشتر زنده نماند . » روایت دیگری را شیخ مفید از محمد بن جهم ذکر کرده که می گوید : « حضرت رضا (ع) انگور دوست میداشت . پس قدری انگور برای حضرت تهیه کردند . در حبههای آن به مدت چند روز سوزنهای زهرآلود زدند . سپس آن سوزنها را کشیده و نزد آن بزرگوار آوردند ... آن حضرت از آن انگورهای زهرآلود بخورد و سبب شهادت ایشان شد . »
,روایتی از اباصلت هروی نیز نقل شده که می گوید : « مأمون ، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور کرد از انگور بخورد . آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد . » بنابراین ، ادلهای که اهل سنت ذکر کردهاند که مأمون امام رضا (ع) را به شهادت نرسانده بیاساس است ؛ چرا که مأمون فردی بود که به خاطر حکومت ، برادرش امین را به قتل رساند و محبوبیت امام رضا (ع) در نزد او از برادرش بیشتر نبود . و گریه ظاهری او بعد از مرگ امام (ع) به جهت منحرف کردن اذهان علویان و طرفداران امام رضا (ع) بوده است . بعد از شهادت امام رضا (ع) شیعیان ، بدن شریف آن حضرت را در خراسان تشییع کردند . این تشییع جنازه به حدی پر شور بود که تا آن زمان مثل آن دیده نشده بود . همه طبقات در تشییع جنازه امام حاضر شدند . آن امام همام ، در سال ۲۰۳ قمری در شهر طوس به خا; سپرده شد و بارگاه عظیمش امروز میزبان صدها هزار عزادار است ، در حالی که هیچ نشانی از خلافت پهناور مأمون وجود ندارد .
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه