اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

بررسی یکی از القاب امام رضا(ع)؛

«ضامن آهو»؛ واقعیت یا افسانه

«ضامن آهو»؛ واقعیت یا افسانه
یکی از القاب امام رضا(ع) ضامن آهو است، در این باره نقل قول های بسیاری بیان شده که گاهی در این زمینه شبهاتی را وارد کردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش سلام کمیجان، ضامن آهو، یکی از القابی است که در میان توده مردم به امام هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه نسبت داده شده است، و حتی برخی از محققان این لقب را برگرفته از داستان‌های گوناگونی می دانند که در کتب تاریخی نقل شده است که مشهورترین آن بدین صورت می باشد که:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان,

روزی صیادی در بیابان طوس آهویی را دنبال می کند به طور اتفاقی امام رضا علیه السلام در آن محل حضور داشت و آهو به امام پناه می برد، امام حاضر می شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی پذیرد.

در این هنگام آهو به زبان می آید و به امام عرض می کند که من دو بچه ی شیری دارم که گرسنه اند و چشم براهند و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمائید که بروم و بچگانم را شیر بدهم و برگردم و خود را تسلیم صیاد کنم.

امام هم ضمانت آهو را می کند و آهو می رود و به سرعت بر می گردد ، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می بیند و وقتی می فهمد که ضامن آهو، امام علیه السلام می باشند، منقلب می شود و آهو را آزاد می کند.

سند این روایت:

اما آنچه که در منابع روایی معتبر در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است داستانی متفاوت و در عین حال معقول و موجه می باشد که علامه مجلسی (ره) آن را از برکات قبر آن امام همام دانسته و از آن به عنوان "برکات رضویه" یاد کرده است. ایشان این داستان را از کتاب شریف « عیون اخبار الرضا » تألیف عالم و محدث بزرگ شیعه ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه نقل فرموده است، بدین ترتیب که:

ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی که حاکم طوس بوده روایت کرده : « در روزگار جوانی نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه متعرض زائران می شدم و لباس ها و خرجی و نامه ها و حواله هایشان را به ستیزه می ستاندم.

روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم، یوز هم چنان دنبال آهو می دوید تا به ناچار آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد و یوز روبرویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی شد، هرچه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی جست و از جای خود تکان نمی خورد ولی هر وقت که آهو از جای خود دور می شود یوز هم او را دنبال می کرد.

اما همین که به دیوار پناه می برد یوز باز می گشت، تا آنکه آهو به سوراخ لانه مانندی در دیوار آن مزار داخل شد، من وارد رباط ( تعبیر جالبی از مزار امام رضا علیه السلام در آن عصر) شدم و از ابی نصر مقری (خادم مزار) پرسیدم که آهویی که هم الان وارد رباط شد کجاست؟ او گفت: ندیدمش.

آن وقت به همان جایی که آهو داخلش شده بود در آمدم و پشگل های آهو و رد پیشابش را دیدم ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمانه بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیایم و از آن پس هر گاه کار دشواری به من روی می آورد و گرفتاری پیدا می کردم بدین مشهد روی و پناه می آوردم... و هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد ....»

قابل توجه:

شیخ صدوق (ره)، این کتاب را جهت اهدا به صاحب اسماعیل بن عباد طالقانی (متوفی در سال ۳۸۵هجری) وزیر ایرانی سامانی که خود یکی از بزرگ‌ترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر، دربرداشتن اخبار مربوط به حضرت رضا علیه السلام از لحاظ ادبی و تاریخی نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.

شیخ (ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری مشایخ ثقات و محدثین رضوان الله علیهم ، نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز با‌ واسطه یا بدون ‌واسطه نیز نقل و روایت می‌فرماید.

اما نکته قابل توجه در اینجا این است که در خلال کتاب « عیون اخبار الرضا » چند بار که شیخ حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصریح می‌فرماید.

از جمله در صفحه ۳۵۰ که می‌فرماید:

«قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته»؛

یا در صفحه ۱۹۲:

«کان شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی».

اما داستان آهو صددرصد مورد قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور نکرده است.

به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد.

روایت شهادت امام رضا(ع)

ﺑﻪ ﺳﻨﺪ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺍﺯ ﻫﺮﺛﻤﺔ ﺍﺑﻦ ﺍﻋﻴﻦ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻔﺖ: ﺷﺒﻰ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺁن ﻜﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺖ ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﻯ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻏﻠﺎﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﻛﻴﺴﺘﻰ؟ ﮔﻔﺖ ﻫﺮﺛﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﺳﻴﺪ ﻭ ﻣﻮﻟﺎﻯ ﺗﻮ، ﺗﺮﺍ ﻣﻰ ﻃﻠﺒﺪ.

ﭘﺲ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻌﺠﻴﻞ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﺪﻡ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﻮﻟﺎﻯ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﮔﻔﺖ: ﺍﻯ ﻫﺮﺛﻤﻪ! ﮔﻔﺘﻢ: ﻟﺒﻴﻚ، ﺍﻯ ﻣﻮﻟﺎﻯ ﻣﻦ! ﮔﻔﺖ: ﺑﻨﺸﻴﻦ. ﭼﻮﻥ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻯ ﻫﺮﺛﻤﻪ! ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻢ ﺑﺸﻨﻮ ﻭ ﺿﺒﻂ ﻛﻦ، ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺰﺩ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺭﺣﻠﺖ ﻧﻤﺎﻳﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺪ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻭ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﺍﺑﺮﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﻠﺤﻖ ﮔﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎﺀﻣﻮﻥ ﻋﺰﻡ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺯﻫﺮ ﺑﺨﻮﺭﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺎﺭ ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﭘﺲ ﺯﻫﺮ ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺸﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﻯ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﻭﺍﻧﻴﺪ.

ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺎﺭ ﭘﺲ ﻧﺎﺧﻦ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﻏﻠﺎﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻫﺮ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻃﻠﺒﻴﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺒﺮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﻮﺭﺍﻧﻴﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻗﻀﺎﻯ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺟﺎﺭﻯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.

ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﻘﺎ ﺭﺣﻠﺖ ﻧﻤﺎﻳﻢ ﻣﺎﻣﻮﻥ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﻏﺴﻞ ﺑﺪﻫﺪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﺪ ﭘﻴﻐﺎﻡ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺳﺎﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﺘﻌﺮﺽ ﻏﺴﻞ ﻭ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﻣﻦ ﺑﺸﻮﻯ، ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺗو ﺮﺍ ﻣﻬﻠﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺕ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﻣﻬﻴﺎ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻯ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻰ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻏﺴﻞ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ.

یادداشتی از: "حجت الاسلام امیرحسین شاهی آشتیانی، کارشناس دینی"

انتهای پیام/

,

روزی صیادی در بیابان طوس آهویی را دنبال می کند به طور اتفاقی امام رضا علیه السلام در آن محل حضور داشت و آهو به امام پناه می برد، امام حاضر می شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی پذیرد.

,

در این هنگام آهو به زبان می آید و به امام عرض می کند که من دو بچه ی شیری دارم که گرسنه اند و چشم براهند و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمائید که بروم و بچگانم را شیر بدهم و برگردم و خود را تسلیم صیاد کنم.

,

امام هم ضمانت آهو را می کند و آهو می رود و به سرعت بر می گردد ، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می بیند و وقتی می فهمد که ضامن آهو، امام علیه السلام می باشند، منقلب می شود و آهو را آزاد می کند.

,

سند این روایت:

,

اما آنچه که در منابع روایی معتبر در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است داستانی متفاوت و در عین حال معقول و موجه می باشد که علامه مجلسی (ره) آن را از برکات قبر آن امام همام دانسته و از آن به عنوان "برکات رضویه" یاد کرده است. ایشان این داستان را از کتاب شریف « عیون اخبار الرضا » تألیف عالم و محدث بزرگ شیعه ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه نقل فرموده است، بدین ترتیب که:

,

ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی که حاکم طوس بوده روایت کرده : « در روزگار جوانی نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه متعرض زائران می شدم و لباس ها و خرجی و نامه ها و حواله هایشان را به ستیزه می ستاندم.

,

روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم، یوز هم چنان دنبال آهو می دوید تا به ناچار آهو را به پای دیواری پناهید و آهو ایستاد و یوز روبرویش ایستاد ولی به او نزدیک نمی شد، هرچه کوشش کردیم که یوز به آهو نزدیک شود یوز نمی جست و از جای خود تکان نمی خورد ولی هر وقت که آهو از جای خود دور می شود یوز هم او را دنبال می کرد.

,

اما همین که به دیوار پناه می برد یوز باز می گشت، تا آنکه آهو به سوراخ لانه مانندی در دیوار آن مزار داخل شد، من وارد رباط ( تعبیر جالبی از مزار امام رضا علیه السلام در آن عصر) شدم و از ابی نصر مقری (خادم مزار) پرسیدم که آهویی که هم الان وارد رباط شد کجاست؟ او گفت: ندیدمش.

,

آن وقت به همان جایی که آهو داخلش شده بود در آمدم و پشگل های آهو و رد پیشابش را دیدم ولی خود آهو را ندیدم. پس با خدای تعالی پیمانه بستم که از آن پس زائران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نیایم و از آن پس هر گاه کار دشواری به من روی می آورد و گرفتاری پیدا می کردم بدین مشهد روی و پناه می آوردم... و هیچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد ....»

,

قابل توجه:

,

شیخ صدوق (ره)، این کتاب را جهت اهدا به صاحب اسماعیل بن عباد طالقانی (متوفی در سال ۳۸۵هجری) وزیر ایرانی سامانی که خود یکی از بزرگ‌ترین ادبا و شعرا و متکلمین و ناقدین ادب در قرن چهارم است، تألیف فرموده و این کتاب شریف، علاوه بر، دربرداشتن اخبار مربوط به حضرت رضا علیه السلام از لحاظ ادبی و تاریخی نیز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.

,

شیخ (ره) در این کتاب همچنان که از بسیاری مشایخ ثقات و محدثین رضوان الله علیهم ، نقل و روایت می کند از بسیاری از ادبا و شعرا و مورخین به نام نیز با‌ واسطه یا بدون ‌واسطه نیز نقل و روایت می‌فرماید.

,

اما نکته قابل توجه در اینجا این است که در خلال کتاب « عیون اخبار الرضا » چند بار که شیخ حدیث یا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روایت یا وثوقی به سلامت سند آن یا اطمینانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهیر هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصریح می‌فرماید.

,

از جمله در صفحه ۳۵۰ که می‌فرماید:

,

«قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحدیث بریئی من عهدة صحته»؛

,

یا در صفحه ۱۹۲:

,

«کان شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه سیئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحدیث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته علیه فلم ینکره و رواه الی».

,

اما داستان آهو صددرصد مورد قبول شیخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شریفش خطور نکرده است.

,

به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روایتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به «ضامن آهو» شده است، باید همین داستان باشد.

,

روایت شهادت امام رضا(ع)

, روایت شهادت امام رضا(ع), روایت شهادت امام رضا(ع),

ﺑﻪ ﺳﻨﺪ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺍﺯ ﻫﺮﺛﻤﺔ ﺍﺑﻦ ﺍﻋﻴﻦ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻔﺖ: ﺷﺒﻰ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺁن ﻜﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺖ ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﻯ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻏﻠﺎﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﻛﻴﺴﺘﻰ؟ ﮔﻔﺖ ﻫﺮﺛﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﺳﻴﺪ ﻭ ﻣﻮﻟﺎﻯ ﺗﻮ، ﺗﺮﺍ ﻣﻰ ﻃﻠﺒﺪ.

,

ﭘﺲ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻌﺠﻴﻞ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﺪﻡ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﻮﻟﺎﻯ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

,

ﮔﻔﺖ: ﺍﻯ ﻫﺮﺛﻤﻪ! ﮔﻔﺘﻢ: ﻟﺒﻴﻚ، ﺍﻯ ﻣﻮﻟﺎﻯ ﻣﻦ! ﮔﻔﺖ: ﺑﻨﺸﻴﻦ. ﭼﻮﻥ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻯ ﻫﺮﺛﻤﻪ! ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻢ ﺑﺸﻨﻮ ﻭ ﺿﺒﻂ ﻛﻦ، ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺰﺩ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺭﺣﻠﺖ ﻧﻤﺎﻳﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺪ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻭ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﺍﺑﺮﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﻠﺤﻖ ﮔﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎﺀﻣﻮﻥ ﻋﺰﻡ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺯﻫﺮ ﺑﺨﻮﺭﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺎﺭ ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﭘﺲ ﺯﻫﺮ ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺸﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﻯ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﻭﺍﻧﻴﺪ.

,

ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺎﺭ ﭘﺲ ﻧﺎﺧﻦ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﻏﻠﺎﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻫﺮ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻃﻠﺒﻴﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺒﺮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﻮﺭﺍﻧﻴﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻗﻀﺎﻯ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺟﺎﺭﻯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.

,

ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﻘﺎ ﺭﺣﻠﺖ ﻧﻤﺎﻳﻢ ﻣﺎﻣﻮﻥ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﻏﺴﻞ ﺑﺪﻫﺪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻛﻨﺪ ﭘﻴﻐﺎﻡ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺳﺎﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﺘﻌﺮﺽ ﻏﺴﻞ ﻭ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﻣﻦ ﺑﺸﻮﻯ، ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺗو ﺮﺍ ﻣﻬﻠﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺕ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﻣﻬﻴﺎ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻯ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻰ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻏﺴﻞ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ.

,

یادداشتی از: "حجت الاسلام امیرحسین شاهی آشتیانی، کارشناس دینی"

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه