انتقاد شدید رئیس انجمن های نمایشی بوکان از مسئولان این شهرستان؛
احترام به اصحاب فرهنگ وهنر گورستان را به گلستان تبدیل خواهد کرد
یادداشت پیش رو به قلم عبدالرحمان عزیزی رئیس انجمن هنر های نمایشی بوکان نگاشته و در اختیار مُکریان قرار گرفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان؛ «وَ ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِما غَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ ثُمَّ تُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُون ؛
(شما گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند در حالی که) ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند و هر کس خیانت کند در روز رستاخیز آنچه را در آن خیانت کرده با خود (به صحنه محشر) میآورد سپس بهر کس آنچه تحصیل کرده داده میشود و (بهمین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (زیرا محصول اعمال خود را خواهند دید).»[۷]
انشالله دوستان خواننده محترم اینجانب را به " نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی" متهم نکنند و ازما عکس وفیلم بعنوان مدرک نگیرند ودر مراجع قضایی پرونده درست نکنند.
از باب دلسوزی برای فرهنگ وهنر شهرمان ودفاع از 37 سال فعالیت هنری خودم و دوستانم عرض می کنم.
هرچند که دیگر کلمه اختلاس معنا و مفهوم خود را از دست داده و برای اینکه ادبیات را پاس داشته شود به معوقه و بدهی تغییر یافته اما اختلاس در فرهنگ وهنر جبران شدنی نیست .
در اختلاس اقتصادی با رد مال و توبیخ و تنبه و جریمه و یا بخشش و گذشت می توان پرونده را مثل دهها پرونده پیش رو بست اما در فرهنگ و هنر جریمه تاخیر و دریافت دیرکردی وجو د ندارد.
بررسی روند تغیرات فرهنگی و رشد فرهنگ و هنر در بوکان نشان می دهد که در دهه 90 و خصوصا" در دوسال اخیر فراز و نشیب های بسیاری داشته و اکنون به زیر خط فرهنگ و هنر رسیده است .
فعالیت های موازی و دور از تخصص نهادهای متولی و سیاسی و مالی و عدم حمایت از خواسته های مردم و نویسنده گان و هنرمندان برتشدید این روند افزوده است .
در شهری که در سالن نمایش ان همه گونه برنامه های شو جوک و برنامه های شرکت های هرمی واختلاس مالی شکل می گیرد و تعمیرات و استهلاک آن بنام سالن آمفی تئاتر تمام می شود . اختلاس محسوب می شود اختلاس اموال عمومی ومردم اختلاس از هنرمندان و همه فرهنگیان .
زمانی که در سالن متعلق به تئاتر دهها برنامه خارج از عرف و قانون وشرع اجرا می شود و انجمن نمایش حتی برای یک مورد از انها اطلاع ندارد و برای تعمیر از جیب خالی هنرمندان کسر می کنند وبه پای هنرمندان وفرهنگیان می گذارنند و به کام دیگران و به جیب بعضی ها سرازیر می شود اختلاس محسوب می شود .
خزانه برای خدمت فرهنگ وهنر خالی است و ردیف بودجه فرهنگی وهنری بوکان در زیر صفر قرار دارد .
زمانی که برای یک هیات کارشناسی که هرکدام بیشتر از 35 سال سابقه فعالیت هنری دارند و تاریخ ساز هنر این شهر هستند برای هرکدام ماهیانه 15 هزارتومان آن هم بعد از 9 ماه پرداخت می کنند اما همان منبع مالی برای اجرای برخی از نور چشمی ها و دست نشانده های خودشان پراست .
از سوی ادعای مبارزه با تهاجم فرهنگی وهنری دشمنان را دارند و از سوی دیگر برنامه های را اجرا می کنند که صد رحمت به برنامه های ماهواریی و بودجه ای معادل ده ها اجرای تئاتری را خرج می کنند و در خانه ای که متعلق به انجمن نمایش اجرا می کنند بدون انکه حتی به متولی آن هم خبر ی دهند و از همه جوانب کنار گذاشته می شود
وقتی گروههای موسیقی بعد از ماهها تلاش و ممارست وتمرین در اخرین دقایق و تبلیغات منع می شوند ومجوز اجرا وحتی پروانه فعالیتشان لغو می شود
وقتی یکشبه نور چشمی ها ودست نشاندهایشان می توانند بدون ارایه ریز برنامه وهیچ گونه نظارتی برنامه جوک وشو برگزار کنند
وقتی گروه تئاتری بعد از ماهها تمرین گروهی وصرف خرج از جیبشان و تحمل همه اهانت ها و توهین ها متهم به اخلال و .. غیره می شوند و در اخر سر بدون دریافت حتی یک ریال از صحنه خارج می شوند
وقتی آمار همین گروه در چندین صفحه بعنوان فعالیتهای اداره فرهنگ اعلام می شود .
وقتی گروههای هنری تئاتری وموسیقی با هزینه شخصی بدون هیچ گونه حمایت مالی در جشنواره های بین امللی دانشجویی و ملی و استانی ومنطقه ای نام بوکان را فریاد می زنند و حمایت نمی شوند اما بعضی های دیگر بدون داشتن حتی یک سال سابقه فرهنگی وهنری بعنوان محقق وپژوهشگر وکارشناس معرفی می شوند .
وقتی نویسنده کتابها تهدید می شوند واز فروش آثارشان منع می شوند ووقتی دیگر اشتیاقی برای هنرمندان ونویسنده گان وشاعران نمی گذارند .
اختلاس محسوب می شود .
دهه شصت وهفتاد؛ در اوج فشارهای دفاع مقدس و اشفتگی منطقه، بوکان هر هفته شاهد برنامه های فرهنگی و هنری و مراسمات شب شعر و رونمایی از کتاب و آثار فرهنگی و هنری بودیم .
بوکان در دهه هشتاد شاهد حضور و ظهور دهها جوان با استعداد در عرصه های دانشگاهی هنر و فرهنگ بوده است .
بطوریکه در این دوره بیشترین قشر دانشگاهی در زمینه های نمایش وسینما ی استان آذربایجان غربی از بوکان بودند .
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
اما حالابعد ازچندین دوره جشنواره تئاترشهرستانی و جشنواره منطقه ای تئاتر تجربی و دهها برنامه منطقه ای وشهرستانی، در تنها سالن تئاتر بوکان در هفته شاهد برپایی جلسات شرکت های هرمی و پنبه فروش و نخود چی هستیم که جیب جوانان را خالی می کنند و به ریش فرهنگ و هنر می خندد .
وقتی هنرمندان پیشکسوت از سر دلسوزی وصرف وقت و پرداخت تمامی هزینه های ان از جیب خودشان برای آموزش جوانان اقدام می کنند هیچ انگاشته می شود و در پشت پرده بعنوان فعالیت اداره و مدیر قلمداد می شود؛ آن وقت که فریاد مظلوم خواهی و دفاع از فرهنگ پیش می اید ان را شعار می خوانند و ما ظاهرا" چاره ایی نداریم الا باور وعده های انشالله و ماشالله و سرخرمن گلابی .
اما مسئولین یک نکته را فراموش کرده اند .
یک نکته اساسی ...
قدرت درک و فهم عموم مردم .
اگر انها می توانند به یک عده و یک گروه وعده دهند و انها را بفریبند اما نمی توانند عامه مردم را بفریبند .
اگر می توانند با پرونده و عکس و فیلم سازی ترس و وحشت ایجاد کنند نمی توانند جلوی حرکت مردم را بگیرند وقتی مردم کردار و رفتارشان را تائید نمی کنند مطمئن باشند هیچ گاه چرخ دروغ هاشان نیز نخواهد چرخید .
هرگز نمی توان برگزاری محافل خصوصی و یک طرفه نعمت بزرگ برای شهر نامید .
آنا نکه منت فضاهای نداشته را بر مردم می گذارند . بدانند که وجدان مردم همیشه بیدار است وبه قضاوت خواهند نشست .
محبوبیت و مغضوبیت در پیش مردم نتیجه اعمال است . بکوشیم که محبوب خدا و مردم باشیم .
حقله ارتباط با هنرمندان و نویسندگان و شاعران برای پیشبرد سطح فرهنگ فقط احترام به آنان است .
حمایت قاطعانه از مسببین ناشی از لج ولجبازی و سیاسی کاری های است که تاریخ فراموش نخواهد کرد و اینده گان هرگز آن را نخواهد بخشید .
در این گورستان فرهنگ اندک فعالیتی نیز که در این فضا انجام می شود با هزینه خود مردم است و از روی دلسوزی و وجدان کاری هنرمندان ونویسنده گانی است که به مردم مدیون هستند . انان که از این فضا به نفع کرسی وصندلی شان استفاده می کنند نه تنها سواد خواندن و نوشت ندارند و تخصصی برای انجام هیچ کاری ندارند وجدان هم ندارند . آنها همیشه خوابند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه