معلولیت محدودیت نیست/ توانمندی کارمند فرمانداری فامنین

معلولیت محدودیت نیست/ توانمندی کارمند فرمانداری فامنین
یکی از افراد موفق فامنین، با اشاره به معلولیت جسمی که از کودکی دچار آن شده است گفت: هرگز در زندگی با دید محدودیت به خود نگاه نکردم و تمام تلاشم برای رسیدن به اهدافم در زندگی نتیجه بخش بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یکی از افراد موفق شهرستان فامنین، که در کار و تلاش روزمره موفقیت های زیادی دارد و هرگز معلولیت را محدودیت ندانسته و با تحصیلات عالی مشغول خدمت به مردم و جامعه می باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

اصغر نصیری از کارکنان فرمانداری فامنین است و رضایت خود از زندگی را، با وجود تمام سختی های معلولیت، در گفتگو با خبرنگار آوای فامنین بیان می کند: متولد 1357 هستم و دوسال بعد از تولدم بخاطر فلج اطفال دچار معلولیت شدم و روی ویلچر هستم.

, آوای فامنین ,

از کودکی هایتان و سختی هایی که معلولیت برایتان ایجاد می کرد.

,

دوران ابتدایی را در روستای امیر آباد سپری کردم و شیرینی و سختی های خاصی داشت. پدرم مرا در آغوش خودش به مدرسه می برد و بعد از کلاس ها برمی گرداند. در کنار خانواده ی خوب و با محبتی که داشتم همیشه خوشبختی را با تمام وجودم حس کردم.

,

در دوران راهنمایی بیرون آمدن من سخت بود به خاطر نداشتن ویلچر و خیابان هایی که آسفالت نبود و تردد برای من سخت بود و همیشه باید در آغوش پدرم به بیرون می رفتم.

,

بخاطر اینکه آدم پرجنب و جوشی هستم و نمی توانم در خانه بمانم در دوران کودکی همیشه احساس بدی داشتم، از اینکه نمی توانم مثل بچه های دیگر بازی کنم و به بیرون بروم.

,

کمک های خانواده و خواهر و برادرانم خیلی موثر بود. من به راحتی با اطرافیان ارتباط گرفته و علاقه زیادی به ورزش های رزمی و شعر دارم و اشعار زیادی را از شاعران بزرگ خوانده و سعی کردم حفظ کنم.

,

دوران دبیرستان را چطور گذراندید؟ ادامه تحصیلتان با توجه به نبودن دبیرستان در روستا چگونه بود؟

,

در دوران دبیرستان که ویلچر تهیه کردم، رفت و آمد راحت تر شد و با دوستان زیادی که داشتم و به من کمک می کردند زندگی شیرین تر بود.

,

من به خاطر مسافت طولانی با دوستانم در فامنین منزل اجاره می کردیم و طول سال تحصیلی را در فامنین می ماندیم. با دوستانم کارهای خانه را تقسیم کردیم و وظیفه پخت غذا با من بود و سعی داشتم بهترین دستپخت را داشته باشم.

,

دوران نظام قدیم بود و بعد از چهار سال که دیپلم گرفتم و چند بار در کنکور شرکت کردم ولی موفق نشدم در رشته مورد علاقه خود قبول شوم.

,

با کمک و حمایت عموی خودم که در کرج زندگی می کرد و مرا برای گذراندن دوره آموزشی کامپیوتر به نزد خود بردند و با کمک عمه ام زحمات زیادی طی دو سال برایم کشیدند.

,

برای رفتن به آموزشگاه باید از اتوبوس های شرکت تعاونی استفاده می کردم و این برایم خیلی سخت بود. به هر حال من مدرک خود را از مرکز فنی حرفه ای دریافت کردم.

,

برای داشتن شغل مناسب چکاری انجام دادید؟

,

بعد از گرفتن مدرک کامپیوتر به روستای خودمان بازگشتم و توانستم در بخشداری فامنین کاری داشته باشم.

,

مدت دوسال کار کردم و باز به تهران رفتم تا در تعمیرات مبل برادرم در تهران به ایشان کمک کنم. و در قسمت بورس هم چند ماهی مشغول کار بودم.

,

بعد از دوسال به فامنین آمده و در اداره بهزیستی به صورت افتخاری مشغول کار شدم به امید اینکه روزی بتوانم کار دائمی داشته باشم . در این مدت به عنوان عضو شورای روستای نصیر آباد انتخاب شدم و تمام سعی خود را برای ارائه خدمت به مردم و رفع مشکلاتشون انجام دادم. هیچ زمان معلولیت خودم را محدودیت قرار ندادم که بخاطر معلولیتم گوشه گیر باشم و از جامعه فاصله بگیرم.

,

چه حسی به وضع جسمانی خود دارید و چه صحبتی با کسانیکه با توجه به شرایطی معلول شده اند.

,

قسمت این بوده که در این شرایط قرار گرفتم و خودم را با مسائلی که هست وقف دادم و ارتباط خوبی در جامعه و اطرافیان دارم و ارادتمند دوستانم هستم.

,

زمانیکه در بهزیستی بودم سعی کردم که درس بخوانم و در دانشگاه پیام نور همدان قبول شدم و با تمام مشکلات توانستم گواهینامه رانندگی بگیرم و با کمک خانواده  ماشین خریدم تا بتوانم به دانشگاه رفت و آمد کنم.

,

ازدواج موفقی داشتم و این را از موهبت خدا می دانم که همسرم همیشه در کنارم هستند و همراه من بوده و مهربان هستند.

,

اکنون که در فرمانداری فامنین مشغول کار شدم، خیلی خوشحالم و توصیه من به همه عزیزانی که بنا به اتفاقاتی مثل تصادفات یا بیماری و یا مادرزادی، معلولیتی دارند فکر نکنند که حالا زندگی تمام شده و گوشه گیر شوند.

,

باید شرایط را قبول کنند و در جامعه باشند و فکر نکنند مردم به آنها نگاه متفاوتی دارند و یک زندگی عادی را شروع کنند، خودشان هم به اهدافشان برسند و برنامه ریزی کنند و باید بحث نا امیدی را کنار بگذارند و با توکل به خدا و کمک گرفتن از خانواده موفق باشند.

,

در زندگی متاهلی خیلی خوشحال و خوشبخت هستم و هیچ زمانی نشده که معلولت من تأثیری در زندگی داشته باشد. خدا را شاکرم بخاطر همه نعمتهایی که عنایت فرموده و سعی می کنم همیشه خوش اخلاق باشم.

,

افراد معلول هم می توانند تشکیل خانواده داده یا هنرمند و یا ورزشکار باشند. افراد قوی با اراده ای محکم می توانند در جامعه و خانواده خود، با هر شرایطی موفق باشند.

,

 

,

, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه