شیعیان و شبهات در عصر امام حسن عسگری (علیه السلام)
دوران کوتاه مدت حیات امام حسن عسگری (علیه السلام) از جمله دهه هایی بود که بیش از بیش غبار شبهات و شک بر ولایت و امامت آن حضرت فرو می نشست؛ این توطئه ها گاه از سوی دستگاه خلافت برنامه ریزی می شد و گاه از طرف هوس جویان سیاست انجام می گرفت. عدم نظارت و پیگیری های دستگاه خلافت در این شبهه افکنی ها و تهمت ها اغلب به این دلیل بود که میخواستند میدان سیاست را در غیاب امام (علیه السلام) بلامنازع به نفع دستگاه جور وقت آماده کنند، چرا که از حضور امام بعد از آن حضرت اطلاعی نداشتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از توفارقان،در شرایطی که بزرگترین نائبان امام حسن عسگری (علیه السلام) در سکوت تلخ دستگاه های بظاهر اسلامی، بدترین افتراها را از سیاست بازان تحمل می کردند، و بعدها در میان زد و بندهای سیاسی به شهادت می رسیدند، عدم پیگیری در اتهامات ناروا بر نائبان امام حسن عسگری (علیه السلام)، نائبان آن حضرت را در میان شیعیان به انزوا سوق می داد، این در حالی بود که دستگاه جور وقت و خلفای عباسی به جور و ظلم بر شیعیان و فشار بر اهل بیت و حیف و میل کردن بیت المال و اختلاس مشغول بودند. «فضل بن شاذان» از جمله نائبان آن حضرت بود که در میان چنین دسیسه های حامیان خلافت عباسی به شهادت رسید زمانی ازاو نزد امام عسکری علیه السلام نامی برده شد، شایعه پراکنی های دشمن را پیرامون عقاید و شخصیت او برای امام مطرح کردند و از آن حضرت برای شفای او دعا طلب کردند، امام علیه السلام فرمود: آری بر فضل دروغ بستند، خداوند رحمتش کند، خداوند رحمتش کند. (۱)
عدم دسترسی آزادانه شیعیان به امام (علیه السلام) حتی بستر تحریف در روایات حضرت را هم فراهم کرده بود چنانچه عروه بن یحیی بغدادی، یکی از جعل کنندگان روایت بود و احادیث دروغی به امام هادی(علیه السلام) و امام عسکری(علیه السلام) می بست و نسبت به اموالی که برای امام از سوی شیعیان می رسید، اختلاس داشت. امام او را لعن کرده و از شیعیان خواست تا او را لعن و طرد کنند و فریب دروغ پراکنی آنها را نخورند.(۲) همچنین حضرت در بیانات خود به این مورد اشاره می کند و می فرمایند: آری مردم را عادت بر این است که نامه های جعلی بنگارند و پخش کنند. (۳) و همین عوامل سبب می شد که حضرت از آن ها با عنوان مصیبت یاد کند چنانچه فرمود: هیچ یک از پدرانم به مانند من دچار مصیبت شک و تردید شیعیان نشده بودند پس اگر این امامت که بدان معتقد بوده و دیانت ورزیده اند موضوعی موقتی بود بود جای شکّ داشت و اگر تا زمانی که امور خداوند جاری است امامت نیز پیوسته و باقی خواهد بود(۴)
این اختلافات گاه یاران خاص امام را آزرده خاطر می کرد و از همین رو از امام کسب تکلیف تکلیف می کردند چنانچه امام در پاسخ به یکی از شیعیانش نوشت: مردم در اعتقاد به من چند گروهند : یکی صاحب بصیرت و بینائی که به راه نجات بوده و به حق چنگ زده و به فرع حقیقت درآویخته است، بی آنکه شک و تردیدی داشته باشد و جز من پناهی نجوید؛ گروهی دیگر حق و حقیقت را از اهل آن برنگرفته اند آنان همچو مسافرند که با امواج آن به حرکت درآید و در آرامش و سکوتش آرام گیرد و گروهی که شیطان بر آنان چیره و غالب گشته و به جهت حسادتی که دارند کارشان انکار اهل حق ودفع حق به باطل است پس آنان را که تمایل به راست و چپ دارند واگذار، زیرا چوپان هرگاه که اراده کند و بخواهد با کمتر تلاشی گوسفندانش را جمع می کند. (۵) منابع:
۱- رجال کشی، ص ۵۳۷ و بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفا، ج ۵۰، ص ۳۰۰٫
۲- فرهنگ کوثر – پاییز ۱۳۸۷، شماره ۷۵ – مسائل فکری و سیاسی عصر امام حسن عسگری/گفتگویی با حجه الاسلام جواد محدثی به مناسبت سالروز ولادت با سعادت امام ابی محمد حسن بن علی عسکری(علیه السلام)
۳-تحف العقول، ترجمه ی جعفری ،ص۴۶۰
۴- همان،ص۴۶۱
,
,
,
,
,
,
۵- همان،ض۴۶۰-۴۶۱
]
ارسال دیدگاه