دختر "شهید زنده لرستانی" در شب یلدا:
بلندترین شب سال باز هم در حسرت پدر از راه می رسد
زبان حال دختر شهید زنده لرستانی در شب یلدا: گرچه یلداشده است اما زمستان پشت در خانه ی ما حبس است و بلندترین شب سال درحسرت پدر باز هم از راه می رسد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آساره خبر؛ "سید نورخدا موسوی"، جانباز صدرصد لرستانی که در مبارزه با گروهک تروریستی ریگی به درجه جانبازی نائل آمد.خیلی ها با عنوان شهید زنده او را می شناسند.
۸ سال است که جسم او با تختی که در خانه اش گذاشته شده مانوس شده و در کما به سر میبرد .
"زهرا" دختر شهید زنده لرستانی، سال ها ست که پدرش را در بستر می بیند و به بهانه هر مناسبتی برایش درد دل می کند و پدر با نگاهش او را همراهی می کند.
,
,
,
,
,
,
آنچه می خوانید دلنوشته ای جانسوز از دختر شهید زنده لرستانی است که در شب یلدا با پدرش اینگونه سخن می گوید:
, 9سال از بلندترین شب سال درحسرت پدر هم از راه میرسد.
,بسم الله الرحمن الرحیم
,صلی الله علیک یا اباعبدالله
,صلی الله علیک یا زینب الکبری
,صلی الله علیک یا رقیه بنت الحسین
,یلدا دارد میآید ومن یک دقیقه بیشتر دلتنگت میشوم بابا
,شبـــے تاریڪ ،آسمانِ بی ستاره خالی از نور ...ماه پشت ابرها پنهان شده ...
,عروس برف آهسته ،بدون جشن در سکوت محض راهی خانه ی بخت شده
,آسمان ڪوچه ها تاریک و زمینش از دامان عروسِ برف پاک و روشن شده است
,نه رهروی هست و نه برگی خشک که زیر پای کسی خزخز کند....
,راستی زمستان فصل سکوت است ...
,,
ڪمی آنطرف تر خانه ی ماست ....گرچه یلداشده است زمستان پشت در های خانه ی ما حبس شده ....
,خانه گرم و پر از نور خدا .....
,ڪرسی گرم آغوش پدر...
,دانه اناری سرخ و یاقوتی رنگ میرقصد بین دستان پر مهر مادر...
,,
یلدا شده اما اینجا صوت پاییز هنوز جریان دارد
,برگ خشکیده ی سینه ی بابا زیر پای تقدیر هنوز هم خزخز میکند
,خزخزش غرق میکند مرا در اضطراب اما راضی ام هرچه باشد صوت است وسڪوت نیست
,سڪوت رعب آور ترین قصه ی شب های زمستان است ....
,خوشحالم ڪه در خانه ی ما پاییز هست اما زمستان نیست ...
,اصلا زمستان فقط برای بیرون خانه زیباست
,و خانه فقط با صوت نفس های بابا زیباست .
,خزخز سینه اش گرچه خوشایند نیست اما مزه ی بودن میدهد ....
,چه شبی ست امشب ....
,یلدا
,یعنی یک دقیقه بیشتر از سایر شبهامی شود بهره برد از حضور از نور و از نفس های بابا..
,,
دیوان حافظ در دست من است ڪنارت مینشینم بابا
,چشم هایم نیمه باز.... میخواهم تو را ببینم و بگویم که نیتم تویی ،تو بابا
,تفأل میزنم به دیوان حافظ
,بسم الله الرحمن الرحیم ....
,,
هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت زان میان پروانه را در اضطراب انداختی
,گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما سایه دولت بر این کنج خراب انداختی
,زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن تشنه لب کردی و گردان را در آب انداختی
,پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه و از حیا حور و پری را در حجاب انداختی
,و از برای صید دل در گردنم زنجیر زلف چون کمند خسرو مالک رقاب انداختی
,گفتنی است دختر شهید لرستانی از مخترعین موفق استان است که توانسته است مقام دوم خوارزمی کشور را به خود اختصاص دهد.
,,
انتهای پیام/د
]
ارسال دیدگاه