تمناهای کودکانه ملت های عصر جدید

آن چیزی که قوم را قوام می دهد/ چه کسی رئیس جمهور خواهد شد؟

آن چیزی که قوم را قوام می دهد/ چه کسی رئیس جمهور خواهد شد؟
اگر به شما بگویند چه چیزی تصمیم های یک قوم را می سازد، چه جوابی می دهید؟ معمولا تصور می کنیم که عوامل محیطی مهمترین عامل تصمیمات جمعی یک ملت است. اما سوال اینجاست که این عوامل خود چگونه شکل می گیرند و در چه مواقعی تاثیرگذارند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، همه ما می دانیم که گروه های سیاسی اگر بخواهند به حیات خود ادامه دهند، به جز گفتن محتوایی که از نظرشان درست است، باید توانایی رسانه ای بالایی برای تبدیل نگاهشان به حکومتداری و به یک گفتمان همه فهم و همه گیر، داشته باشند. با این حال نمی توان توانایی رسانه ای یک جریان سیاسی را تنها عامل توفیق و پیروزی یک جریان دانست. زیرا به طور مثال از ابتدای انقلاب، انقلابی های چپ، که بعدها از هزار راست، هم لیبرال تر شدند، انسان هایی بودند که یا ذاتاً ژورنالیست و رسانه چی بودند و یا عقبه رسانه ای قوی ای داشتند، اما در دوره هایی مثل ریاست جمهوری آقای خاتمی، و همچنین انتخابات اخیر ریاست جمهوری، این عقبه نتیجه می گیرد و گاهی همین ظرفیت عظیم، ناکام می ماند. چه چیزی باعث می شود بازی سیاست با شگردهای رسانه ای جریانات سیاسی همسو نباشد و فرای آن ها تصمیم به انتخاب بزند؟ قاعدتا هنگامی که شگرد رسانه ای یک جریان سیاسی در مقابل دست خالی رقیبش، شکست می خورد عاملی فرای کنش سیاسی این دو جریان عاملیت اصلی را در تصمیم مردم داشته است. این جا معمولا تعبیری به کار برده می شود به نام «تمنای قوم».

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, چه چیزی باعث می شود بازی سیاست با شگردهای رسانه ای جریانات سیاسی همسو نباشد و فرای آن ها تصمیم به انتخاب بزند؟, «تمنای قوم».,

هنگامی که تمنای قوم که فارغ از تمایلات شخصی و گروهی است و تبدیل به یک امر عمومی شده است، بر مفهوم یا عملکردی، منطبق شود، بی شک آن چیزی که تعیین کننده برنده بازی مردمسالاری خواهد بود، همین تمناست. مردم ایران همانند هر قوم دیگری در عالم جدید، مدام در حال تغییر تمنیات و طلب هایشان هستند. زیرا هیچ کدام از این اهداف، و بلکه آرمان ها آن ها را آرام نمی کند. و مثل یک کودک چموش، مدام اسباب بازی ها را معیوب کرده و فورا درخواست اسباب بازی جدید می کند. اتصاف صفت رفتار کودکانه بر ملت های عصر جدید، حمل بر توهین نشود؛ غرض توصیف وضعیت و عملکرد ملتی است که مدام در حال تغییر و تحول است و در سیر این تغییر و تحول عمدتا آن چیزی که انتخاب می کند فصل مشترک اکثریت خودش است. گاهی این فصل مشترک آنقدر وسیع است که ۲۰ میلیون رای خاتمی و ۲۴ میلیون رای احمدی نژاد را می سازد و گاهی طلبی است از جنس آرای هاشمی در دور دوم یا آرای شیخ حسن روحانی. اما می توان گفت که در هر صورت آن فردی که می تواند توجه درصد بالایی از مردم را به خود جلب کند، فردی است که این طلب را به درستی تشخیص داده است. در واقع اول موفقیت اینجاست. و مابقی شگردهای رسانه ای و سخنرانی ها و مناظرات حول چنین تشخیصی مثمر ثمر خواهند شد.

, اما می توان گفت که در هر صورت آن فردی که می تواند توجه درصد بالایی از مردم را به خود جلب کند، فردی است که این طلب را به درستی تشخیص داده است. در واقع اول موفقیت اینجاست. و مابقی شگردهای رسانه ای و سخنرانی ها و مناظرات حول چنین تشخیصی مثمر ثمر خواهند شد,

این طلب چگونه شکل می گیرد؟

, این طلب چگونه شکل می گیرد؟,

هنگامی که مردم عصر جدید، به مفهومی دل می بندند، یک دوره را طی می کنند تا افرادی که ادعا می کنند این مفهوم را می توانند عینی سازند روی کار آیند. آن گاه سیر فواره به اوج می رسد و سقوط می کند. پس حتی اگر این تمنای قوم، امری مقدس باشد، اجلی خواهد داشت که البته در عصر جدید، خیلی زود فرا می رسد.

,

به همین دلیل است که صرف نظر از درست یا غلط بودن کار مردم مدینه پس از رحلت پیامبر(ص)، از نگاه تاریخ سیاست، فراموش کردن فرمان پیامبر، و غصب خلافت مولای متقیان(ع)، امری طبیعی است. نکته جالب توجه اینجاست که موفقیت آن افرادی که می توانند تمنای قوم را در هر دوره به خوبی تشخیص دهند و فرصت طلبانه و یا از روی خیرخواهی برای آن تمنا برنامه ریزی کنند، اصلا مهم نیست. همه ما ذائقه ای سیاسی داریم و اعتقاد داریم که دولت محبوبمان مظلومانه و در حالی که به وعده هایش عمل کرده بود و یا سعی می کرد عمل کند، دولت را تحویل بعدی ها داد. اما هیچ کداممان نمی توانیم انکار کنیم، که این موفقیت واقعی یا خیالی ما، هیچ تاثیری بر ادامه راه آن دولت نداشته است. زیرا «تمنای قوم» است که تعیین می کند چه کسی رئیس جمهور مملکت شود و هنگامی که اجل تمنای قوم پایان یابد و تمنای دیگری شکل گیرد، انتخاب هایی صورت می پذیرد که انسان را انگشت بر دهان و چشم را خیره می سازد.

, اما هیچ کداممان نمی توانیم انکار کنیم، که این موفقیت واقعی یا خیالی ما، هیچ تاثیری بر ادامه راه آن دولت نداشته است. زیرا «تمنای قوم» است که تعیین می کند چه کسی رئیس جمهور مملکت شود,

اگر بخواهیم این موضوع را عینی تر توضیح دهیم باید از عجز دولت ها سخن بگوییم. باید نشان دهیم که تنها تمنای قوم است که تقدیر دولت ها را رقم می زند. معمولا به جز دولت هاشمی رفسنجانی از ابتدای انقلاب، رأی دور دوم ریاست جمهوری افراد به طرز چشم گیری بیشتر از دور اول شان بوده است. و این یعنی آن ها در دور دوم پشتوانه بیشتری داشته اند. اما چون اجل تمناهای کودکانه ملت های عصر جدید، در بهترین حالت ده ساله است، هنگامی که همگان تصور می کنند که کشور کاملا دست فضای حاکم است، تمنای قوم همه چیز را عوض می کند. هیچ کس باورش نمی شد خاتمی رأی بیاورد؛ همینطور احمدی نژاد. و به عنوان یکی از فعالین انتخابات ۹۲ به خوبی به یاد دارم که اصلا کسی شیخ حسن را داخل بازی تصور نمی کرد، جه برسد به این که رأی هم بیاورد. اما تمنای قوم ایرانی، هنگامی که اقتدارگرایی دولت رفسنجانی به اوج خود می رسد، به دلایل مختلف (که در طبقات ضعیف و غنی ریشه های متفاوتی دارند) تبدیل به «آزادی» می شود. پس ناطق بازی را می بازد. هنگامی که مردم از سیاست زدگی و حزب بازی خسته شده اند، و از آن مهم تر طالب عدالت هستند، احزاب، بازی را می بازند و احمدی نژاد می آید. و آن هنگامی که تصور می کنیم مردم ما الی الابد خواهان ادامه وضعیت اسفناک اقتصادی، در وضعیت تحریم هستند، با تودهنی ملتی مواجه می شویم که به شدت خواهان یک آرامش است. آرامشی که از همه چیز مهم تر است. قوم ایرانی در دوره ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ قطعا تمنای آرامش دارد. چیزی که پس از دوران پر تلاطم احمدی نژاد، قوم ایرانی را به شدت به سمت خودش فرا می خواند. این آرامش البته می تواند محقق نشود یا بشود، ولی تا زمانی که اجل این تمنا نرسد، نه همایش دلواپسان می تواند رای دور دوم روحانی را کاهش دهد و نه عدم توفیق روحانی باعث کاهش رای او خواهد شد. مردم ما امیدوارند، و هنگامی که خسته شدند، فریاد نمی زنند، فرمان را می پیچانند و خیلی خونسرد یک مسیر موقت دیگر را انتخاب می کنند. به نظرم با این تحلیل باید منتظر چینش آرا در انتخابات ۹۶ باشیم.

, و این یعنی آن ها در دور دوم پشتوانه بیشتری داشته اند. , این آرامش البته می تواند محقق نشود یا بشود، ولی تا زمانی که اجل این تمنا نرسد، نه همایش دلواپسان می تواند رای دور دوم روحانی را کاهش دهد و نه عدم توفیق روحانی باعث کاهش رای او خواهد شد.,

راستی جای خدا در این همه قلم فرسایی کجا بود؟ فکر می کنم ما خدایمان را گم کرده ایم. و همین امر است که ما را به نیایش ۱۰ ساله مفاهیم مختلف مشغول کرده است. ما زیر پایمان سست است و خانه مان در کنار کوه آتشفشان. گاهی برای آنکه تنوعی شود و شاید به خیال خود از خطر بگریزیم جایمان را عوض می کنیم. اما اصل قضیه این است که دامنه کوه بسیار وسیع است و این حرکت های ما برای خروج از این بحران بی خدایی ما را کفایت نمی کند. تنها خدا می تواند ما را نجات دهد.

, تنها خدا می تواند ما را نجات دهد.,

________________

, ________________,

محمدرضا گیوه چی

, محمدرضا گیوه چی, محمدرضا گیوه چی,

 

,

انتهای پبام/

, انتهای پبام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه